طالبان و دستگاه تبلیغاتی آنان سالهاست یک ادعا را با تکرار بیوقفه به واقعیت تبدیلشده معرفی میکنند: «در افغانستان امنیت تأمین شده است.» این ادعا چنان از سوی سخنگویان طالبان و مبلغان آنان در بیرون از افغانستان تکرار میشود که گویی با سقوط نظام جمهوری، همهٔ ناامنیها، قتلها، آدمرباییها، سرقتهای مسلحانه و جنایتهای خیابانی و کوچهها نیز از افغانستان رخت بربستهاند.
اما گزارشهایی که پیوسته از داخل کشور منتشر میشود، تصویر دیگری نشان میدهد؛ تصویری که با این تبلیغات سازگار نیست.
در روزهای اخیر، گزارشهایی از قتلهای مرموز، خودکشی، اختطاف و قتل کودکان و سرقتهای مسلحانه در بخشهای مختلف افغانستان منتشر شده است. تنها در یک هفته، دستکم ۹ تن در کابل، خوست، هرات، بادغیس و فاریاب بهگونهٔ مرموز کشته شدهاند. در همان مدت، هفت کودک در کنر ناپدید شده و جسد دو کودک ربودهشده در هرات پیدا شده است. این در حالی است که تنها در هفتهٔ نخست ماه سنبله، ۲۲ تن در ۱۰ ولایت بهگونهٔ مرموز به قتل رسیده بودند.
اینها ارقام یک جنگ تمامعیار نیستند؛ اما دقیقاً به همین دلیل، نمیتوان با پایانیافتن یک نوع جنگ ــ جنگی که طالبان یکی از طرفهای اصلی آن در چند دههٔ گذشته بودند ــ وجود امنیت را نتیجه گرفت. امنیت فقط به معنای نبود جبهههای جنگ نیست. امنیت یعنی شهروند بتواند در خانه، کوچه، بازار و جاده از جان و دارایی خود مطمین باشد؛ کودک بتواند سالم به خانه برگردد؛ خانواده از ربودهشدن فرزندش هراس نداشته باشد؛ و مردم بدانند که اگر جنایتی رخ داد، دستگاه مسئول توانایی شناسایی و مجازات عاملان آن را دارد.
امنیت از نان و کار مردم نیز آغاز میشود. جامعهای که بخش بزرگی از مردم آن بیکار، گرسنه و گرفتار فقر مزمن باشند، نمیتواند فقط با افزایش پوستههای امنیتی به جامعهای امن تبدیل شود. فقر بهتنهایی علت همهٔ جنایتها نیست، اما بیکاری، بیپولی، ناامیدی و فروپاشی فرصتهای اقتصادی میتواند زمینهٔ مساعدتری برای افزایش برخی جرایم، بهخصوص سرقت و دزدی، ایجاد کند.
گزارشهای اخیر نیز میان فقر، بیکاری و افزایش سرقتها ارتباطی را که از سوی شهروندان مطرح شده، نشان میدهد. باشندهگان کابل از افزایش سرقتهای شبانه و مسلحانه شکایت دارند و برخی آنان فقر و بیکاری را از عوامل مؤثر در این وضعیت میدانند.
اگر مردم کار داشته باشند، اگر درآمدی برای تأمین نان شب و روز خود داشته باشند، اگر سرمایهگذاری و تولید وجود داشته باشد و اگر خانوادهها مجبور نباشند برای زندهماندن به هر وسیلهای متوسل شوند، طبیعی است که زمینهٔ اجتماعی برخی جرایم نیز میتواند کاهش یابد. امنیت پایدار فقط با تفنگ و پوسته به وجود نمیآید؛ امنیت پایدار به اقتصادی نیاز دارد که انسان را از فاقه، بیکاری و ناامیدی بیرون بکشد.
اما آنچه در افغانستان امروز دیده میشود، اقتصادی گرفتار فقر، بیکاری، کمبود سرمایهگذاری و وابستگی شدید به کمکهای خارجی است.
در چنین شرایطی، چند پروژهٔ جادهسازی، ساختمانسازی یا طرحهای نمایشی را نمیتوان بهعنوان نشانهٔ تأمین امنیت اقتصادی مردم معرفی کرد. امنیت اقتصادی زمانی معنا دارد که مردم بتوانند از حاصل کار خود زندگی کنند، نه اینکه برای دریافت نان و کمک، محتاج دیگران باشند.
کشوری که مردمش بیکار و گرسنه میمانند و سپس چند جاده، ساختمان و پروژهٔ نمایشی بهعنوان «پیشرفت» به رخ آنان کشیده میشود، نمیتواند صرفاً با نمایش چند پروژه ادعا کند که امنیت و توسعهٔ اقتصادی را برای مردم به ارمغان آورده است.
امنیت با زورگویی و تجاوز به حقوق مردم یکی نیست. آنچه طالبان «امنیت» مینامند، در بسیاری موارد چیزی جز امنیت رژیم در برابر مردم نیست. امنیتی که با تفنگ، توقیف، سرکوب، بستن مکاتب و پوهنتونها، محدودکردن رسانهها، برخورد با دگراندیشان و تحمیل ارادهٔ یک گروه بر سراسر جامعه برقرار شود، امنیت مردم نیست؛ امنیت یک رژیم در برابر جامعه است.
رژیمی که بر مردم تحمیل شده و برای بقای خود به زور متوسل میشود، طبیعی است که «امنیت» را نیز از دریچهٔ بقای خود تعریف کند. برای چنین رژیمی، جامعهٔ خاموش، مخالف سرکوبشده، رسانهٔ بسته و مردم هراسان میتواند نشانهٔ امنیت تلقی شود؛ اما برای مردم، اینها نشانههای استبداد و ناامنی است.
اگر طالبان به مکاتب و دگراندیشان یورش میبرند، اگر مراکز فرهنگی و مذهبی مردم را میبندند، اگر مخالفان و منتقدان را بازداشت میکنند و اگر با فرمان و زور، شیوهٔ زندگی مردم را تعیین میکنند، نمیتوان این اعمال را با نام «تأمین امنیت» تطهیر کرد. این امنیت نیست؛ تجاوز قدرت به حریم جامعه است.
امنیت واقعی زمانی وجود دارد که مردم از خودِ قدرت نیز در امان باشند؛ زمانی که حکومت از مردم مشروعیت بگیرد، نه اینکه مردم از حکومت بترسند. طالبان از رأی مردم به قدرت نرسیدهاند و کسی از مردم افغانستان به آنان وکالت نداده است. آنان با زور اسلحه بر کشور مسلط شدهاند و اکنون میخواهند همین زور را بهجای مشروعیت به مردم بفروشند.
طالبان در دهههای گذشته یکی از طرفهای اصلی جنگ مسلحانه در افغانستان بودند؛ جنگی که در جریان آن حملات انتحاری و انفجاری و حمله به مراکز و تجمعات غیرنظامی، زندگی هزاران انسان را گرفت. امروز همان گروه، پس از گرفتن قدرت، خود را صاحب انحصاری «امنیت» معرفی میکند و از مردم میخواهد گذشتهٔ خونین جنگ را فراموش کنند.
نه، نمیتوان تاریخ را با تبلیغات پاک کرد. گروهی که دیروز با انفجار و انتحار جامعه را به وحشت میانداخت، امروز نمیتواند هر صدای مخالف خود را «ناامنی» بنامد. اگر مردم اعتراض میکنند، اگر دانشجویان خواهان درس و پوهنتوناند، اگر دختران خواهان مکتباند، اگر خبرنگار از حقیقت مینویسد، اگر دگراندیش عقیدهٔ خود را بیان میکند و اگر شهروند در برابر زورگویی میایستد، اینها بهخودیخود ناامنی نیستند. اینها عکس العمل جامعه به سلطهٔ زور است.
مغالطهٔ طالبان دقیقاً همینجاست: آنان امنیت خود را امنیت مردم جا میزنند. برای طالبان، جامعه وقتی «امن» است که خاموش باشد؛ زن وقتی «امن» است که فرمانبردار باشد؛ دانشجو وقتی «امن» است که سؤال نکند؛ خبرنگار وقتی «امن» است که چیزی نگوید؛ مخالف وقتی «امن» است که سکوت کند. این امنیت نیست. این سکوت اجباری یک جامعهٔ سرکوبشده است.
طالبان اگر میخواهند امنیت را به مردم بفروشند، نخست باید توضیح دهند چرا مردم باید از خودِ حکومت بترسند. چرا یک شهروند باید نگران حرفزدن، نوشتن، اعتراضکردن، درسخواندن و حتی شیوهٔ زندگی خود باشد؟ چرا قدرتی که مدعی امنیت است، با صدای یک دانشجو، یک زن، یک خبرنگار یا یک دگراندیش برخورد میکند؟
حکومتی که از مردم مشروعیت نگرفته، نمیتواند سرکوب مردم را مشروعیت امنیتی بدهد. زور، مشروعیت نیست؛ سکوت تحمیلی، رضایت نیست؛ و ترس مردم، امنیت نیست.
امنیت مردم با امنیت طالبان یکی نیست. طالبان ممکن است برای خودشان امنیت ساخته باشند؛ امنیت برای ماندن در قدرت، امنیت برای خاموشکردن مخالفان و امنیت برای ادامهٔ فرمانروایی بدون حسابپسدادن به مردم. اما این امنیتِ مردم افغانستان نیست.
و این همان دروغ بزرگی است که باید از پرده بیرون کشیده شود: طالبان کشور را امن نکردهاند؛ آنان انحصار خشونت را از دیگران گرفته و در دست خود متمرکز کردهاند. در چنین وضعی، خاموشی سلاح مخالفان را نباید با امنیت جامعه اشتباه گرفت.
جامعهای که در آن فقر، گرسنگی، بیکاری، اختطاف، سرقت، سرکوب، محرومیت زنان و دختران، محدودیت رسانهها و ترس از قدرت حاکم وجود دارد، جامعهٔ امن نیست؛ حتی اگر در بسیاری از کوچههای آن دیگر صدای جنگ شنیده نشود.
در گزارشهای اخیر آمده است که مجتمع خاتمالانبیا در غرب کابل بسته شده و مسئول آن بازداشت شده است. همچنین جواز فعالیت دانشگاه خاتمالنبین لغو و فعالیت آن متوقف شده و دانشجویان در وضعیت بلاتکلیف قرار گرفتهاند.
نمیتوان بستن مراکز آموزشی و مذهبی و اعمال فشار بر بخشی از شهروندان را «تأمین امنیت» نامید. امنیت زمانی معنا دارد که شهروند از قدرت حاکم نیز مصونیت داشته باشد؛ نه اینکه خود حکومت به منبع ترس برای بخشی از جامعه تبدیل شود.
همین مسئله دربارهٔ زنان و کودکان نیز صادق است. اگر زنی از حق آموزش و کار محروم شود، یا اگر کودک در معرض سوءاستفاده و خشونت قرار گیرد، صرف اینکه در خیابان جنگی جریان ندارد، به معنای امنیت آن زن یا کودک نیست.
گزارش سازمان ملل متحد از ادامهٔ محدودیتهای شدید علیه زنان و دختران، بازداشت خبرنگاران، نقض عفو عمومی و ادامهٔ مجازاتهای بدنی خبر میدهد. همین گزارش همچنین از موارد قتل، بازداشت خودسرانه و بدرفتاری با مقامهای پیشین و اعضای نیروهای امنیتی پیشین سخن میگوید.
بنابراین، نمیتوان هرگونه اعمال اقتدار از سوی طالبان را امنیت نامید. گاهی آنچه حکومت «امنیت» میخواند، از دید شهروند چیزی جز ترس، اجبار و خشونت نیست.
امنیت را نمیتوان با گرسنگی همزمان کرد. جامعهای که میلیونها انسان در آن با ناامنی غذایی، سوءتغذیه، بیکاری و آیندهٔ نامعلوم روبهرو هستند، نیازمند امنیتی فراتر از امنیت نظامی است.
براساس گزارش سازمان ملل، حدود ۱۳.۸ میلیون تن در افغانستان با ناامنی غذایی حاد مواجه بودهاند و بیش از ۳.۷ میلیون کودک زیر پنج سال و ۱.۲ میلیون زن باردار یا شیرده با سوءتغذیهٔ حاد دستوپنجه نرم کردهاند. همچنین بیش از ۱۵۰ مرکز درمانی در فاصلهٔ جنوری تا جون به دلیل کاهش بودجه تعطیل شده یا فعالیتهایشان متوقف شده است.
در چنین جامعهای، سخنگفتن از «امنیت کامل» بدون توجه به امنیت غذایی، اقتصادی، اجتماعی و حقوقی مردم، تقلیل مفهوم امنیت به حضور نیروهای مسلح و خاموشی تفنگهاست.
امنیت واقعی آن است که انسان از گرسنگی، بیکاری، بیماری، اختطاف، سرقت، خشونت، تبعیض و خودسری قدرت در امان باشد.
آمارها نیز با روایت «امنیت کامل» سازگار نیستند. گزارشهای کابل تنها بخشی از مسئله است. گزارش سازمان ملل متحد میگوید که از اول می تا ۳۱ جولای، ۲٬۹۴۷ رویداد مرتبط با مسایل امنیتی در افغانستان ثبت شده که نسبت به دورهٔ مشابه سال گذشته، ۱۱ فیصد افزایش داشته است. در همین دوره، مخالفان طالبان مسئولیت ۸۸ حادثه در ۲۱ ولایت را بر عهده گرفتهاند که ۵۵ مورد آن از سوی سازمان ملل تأیید شده است.
دروغ امنیت، با تکرار به حقیقت تبدیل نمیشود. طالبان میتوانند بگویند افغانستان امن است. سخنگویانشان میتوانند این ادعا را در رسانهها تکرار کنند و مبلغانشان در خارج از کشور نیز میتوانند شب و روز آن را تبلیغ کنند. اما امنیت با تبلیغات ساخته نمیشود.
اگر مردم از دزدان میترسند، اگر کودکان ربوده میشوند، اگر قتلهای مرموز ادامه دارد، اگر مردم از شکایتکردن هراس دارند، اگر میلیونها انسان با گرسنگی و بیکاری دستوپنجه نرم میکنند، اگر زنان و دختران از حقوق اساسی خود محروماند و اگر بخشی از مردم از قدرت حاکم بیشتر از مجرمان کوچهها میترسند، نمیتوان همهٔ این واقعیتها را زیر عنوان «امنیت کامل» پنهان کرد.
امنیت، پیش از آنکه یک شعار سیاسی باشد، تجربهٔ روزمرهٔ انسانهاست. ملتی که در فقر، گرسنگی، بیکاری، ترس و نگرانی از آینده زندگی میکند، هنوز به امنیت واقعی دست نیافته است. خاموشی تفنگها، اگر با گرسنگی، سرکوب، بیکاری، اختطاف، دزدی، تبعیض و ترس از قدرت همراه باشد، بهتنهایی امنیت نیست.:
امنیت واقعی زمانی آغاز میشود که انسان افغانستان نهفقط از گلولههای اجیران نیابتی، بلکه از گرسنگی، دزدی، اختطاف، خشونت، تبعیض و خودسری قدرت نیز در امان باشد.
فرهنگ افغانستان در عصر طالبان؛ خطر نابودی، گسست تاریخی و راههای حفاظت از میراث فرهنگی
زموږ انګلیسي ویبپاڼه:
د دعوت رسنیز مرکز ملاتړ وکړئ
له موږ سره د مرستې همدا وخت دی. هره مرسته، که لږه وي یا ډیره، زموږ رسنیز کارونه او هڅې پیاوړی کوي، زموږ راتلونکی ساتي او زموږ د لا ښه خدمت زمینه برابروي. د دعوت رسنیز مرکز سره د لږ تر لږه $/10 ډالر یا په ډیرې مرستې کولو ملاتړ وکړئ. دا ستاسو یوازې یوه دقیقه وخت نیسي. او هم کولی شئ هره میاشت له موږ سره منظمه مرسته وکړئ. مننه
د دعوت بانکي پتهDNB Bank AC # 0530 2294668 :
له ناروې بهر د نړیوالو تادیاتو حساب: NO15 0530 2294 668
د ویپس شمېره Vipps: #557320 :
Support Dawat Media Center
If there were ever a time to join us, it is now. Every contribution, however big or small, powers our journalism and sustains our future. Support the Dawat Media Center from as little as $/€10 – it only takes a minute. If you can, please consider supporting us with a regular amount each month. Thank you
DNB Bank AC # 0530 2294668
Account for international payments: NO15 0530 2294 668
Vipps: #557320
