جدالهای بین انسانها پیدا میشود دقیقا از نه شناخت خودی انسانها سرچشمه میگیرند هرگاه انسانها خود ها را بشناسند آنگاه خدا را میشناسند پس امتیاز رنگ وبود ؛ زبان؛ ملیت کوچه وحتا کشور برای انسان عارف مطرح نیست همان اصل واقعی یعنی انسان بودن مطرح است وبس
«من تو شدم، تو من شدی» از دیدگاه عرفان و خودشناسی
مقدمه
در میان سخنان آتشین و جانبخش مولانا جلالالدین بلخی،
بعضی ابیات همچون دریاییاند که در ظاهر کوتاهاند، اما در باطن، جهانی از معنا را در خود نهفته دارند
یکی از همین ابیات، این سخن مشهور مولاناست
من تو شدم، تو من شدی
تا کس نگوید بعد از این
تو دیگری، من دیگرم
این بیت، تنها سخنی عاشقانه میان دو انسان نیست؛
بلکه بیان بلندترین مرحلهی عرفان و خودشناسی است؛
مرحلهای که در آن، مرز میان «من» و «تو» فرو میریزد و انسان به وحدت میرسد
خودشناسی در عرفان چیست؟
در عرفان، خودشناسی فقط شناخت شخصیت یا اخلاق نیست
عارفان باور دارند که انسان دارای دو «خود» است
۱
خودِ ظاهری یا منِ ذهنی
همان بخشی که
وابسته به نام و مقام است
ترس و غرور دارد
خود را جدا از دیگران میبیند
این «من»، سرچشمهی بسیاری از رنجهاست
۲
خودِ حقیقی یا روح الهی
بخش عمیق و روشن وجود انسان که
با عشق زنده است
جدایی نمیشناسد
ریشه در حقیقت دارد
عرفان، سفر از «من ذهنی» به «خود حقیقی» است
معنای «من تو شدم»
وقتی مولانا میگوید
«من تو شدم»
منظورش نابود شدن شخصیت انسانی نیست؛
بلکه عبور از خودپرستی و جدایی است
یعنی
من، خودخواهی را کنار گذاشتم
در عشق و آگاهی، با تو یکی شدم
دیگر میان ما دیوار نیست
در عرفان، عشق واقعی یعنی
«دیدن خود در دیگری و دیدن دیگری در خود.»
وحدت؛ پایان جداییها
انسان عادی، همیشه جهان را دوگانه میبیند
من و تو
دوست و دشمن
خودی و بیگانه
اما عارف، وقتی به خودشناسی میرسد،
میفهمد که این جداییها بیشتر ساختهی ذهناند.
او درمییابد که
همهی انسانها از یک حقیقت سرچشمه گرفتهاند
در این مرحله، «من» کوچکِ فردی آرامآرام ذوب میشود،
و انسان به دریای وحدت نزدیک میگردد
چرا «من ذهنی» مانع این وحدت میشود؟
«من ذهنی» همیشه میخواهد
برتر باشد
مالک باشد
تأیید شود
جدا بماند
برای همین، انسان را در زندان مقایسه و رقابت نگه میدارد.
اما مولانا میگوید
تا وقتی این «من» فرو نریزد،
عشق حقیقی و آرامش واقعی پیدا نمیشود
عشق در عرفان؛ فنا شدن نیست، بیدار شدن است
بعضی گمان میکنند عرفان یعنی انسان خودش را فراموش کند یا ضعیف شود
اما در حقیقت، عرفان یعنی:
بیدار شدن از خوابِ «خودِ دروغین»
وقتی مولانا میگوید
«تو من شدی»
یعنی
دیگر میان دلها جدایی نیست؛
زیرا هر دو، به سرچشمهای واحد متصلاند
این همان مرحلهای است که عارفان آن را
وحدت
فنا در عشق
یا یکی شدن با حقیقت
مینامند
ارتباط این بیت با خودشناسی
بزرگترین مانع خودشناسی، همین تصور جدایی است
انسانی که فقط به «منِ محدود» خود چسبیده
همیشه میترسد
همیشه احساس کمبود میکند
همیشه درگیر مقایسه است
اما وقتی به شناخت عمیقتری از خویش میرسد،
کمکم درمییابد که
او تنها یک «فرد جدا» نیست؛
بلکه جزئی از حقیقت بزرگ زندگی است
در اینجا، خودشناسی تبدیل به عشق میشود،
و عشق تبدیل به وحدت
راز پنهان بیت مولانا
مولانا در این بیت، از عشقی سخن میگوید که
مرزها را از میان برمیدارد
خودخواهی را خاموش میکند
انسان را از زندان «من» آزاد میسازد
و شاید پیام نهایی او این باشد
تا وقتی انسان فقط «خودِ کوچک» خویش را میبیند،
در رنج و جدایی باقی میماند؛
اما آنگاه که به حقیقت درونی خود برسد،
میفهمد که عشق،
همان یکی شدن با اصل خویش است
سخن پایانی
عزیزانم…..
خودشناسی در عرفان،
یعنی سفر از «منِ پراکنده» به «جانِ واحد»
یعنی خاموش شدن هیاهوی نفس،
و شنیدن صدای حقیقت
و آنگاه انسان میتواند با تمام وجود بگوید:
من تو شدم، تو من شدی
تا کس نگوید بعد از این
تو دیگری، من دیگرم
زیرا در جهان عشق،
دیگری وجود ندارد؛
همه، جلوههای یک حقیقتاند..
و آن حقیقت یعنی خود ها را از خدا جدا حس نکردن بلکه خدای جان وخرد را در قلب خود ودرسینه ای خود درک کردن اینجاست که باید بصدای بلند باید گفت که من تو شدم ای خدای جان ای خدای عشق و ای خدای یک رنگی و توهم میخواستی که چنین باشم .
سخنان مولانا را اگر فقط با ذهن بخوانیم، زیبا هستند؛
اما اگر با تجربهی درون لمس شوند، تبدیل به آینه میشوند
آینهای که انسان، هم زخمهای خویش را در آن میبیند و هم نور پنهان در جانش را
مولانا جلالالدین بلخی گویی تمام عمر میخواست انسان را از زندان «منِ کوچک» بیرون بیاورد و به وسعت عشق و آگاهی برساند.
امیدوارم این مسیر برایتان فقط اندیشه نباشد، بلکه آرامآرام به نوعی روشنایی در زندگی روزانهتان تبدیل شود؛
روشناییای که
اضطراب را کمتر کند،
دل را نرمتر سازد،
و نگاه انسان را عمیقتر
پس ماوشما ارج مندانم باهم میگوئیم « تا باد چنین بادا»
Our Pashto-Dari Website

د دعوت رسنیز مرکز ملاتړ وکړئ
له موږ سره د مرستې همدا وخت دی. هره مرسته، که لږه وي یا ډیره، زموږ رسنیز کارونه او هڅې پیاوړی کوي، زموږ راتلونکی ساتي او زموږ د لا ښه خدمت زمینه برابروي. د دعوت رسنیز مرکز سره د لږ تر لږه $/10 ډالر یا په ډیرې مرستې کولو ملاتړ وکړئ. دا ستاسو یوازې یوه دقیقه وخت نیسي. او هم کولی شئ هره میاشت له موږ سره منظمه مرسته وکړئ. مننه
د دعوت بانکي پتهDNB Bank AC # 0530 2294668 :
له ناروې بهر د نړیوالو تادیاتو حساب: NO15 0530 2294 668
د ویپس شمېره Vipps: #557320 :
Support Dawat Media Center
If there were ever a time to join us, it is now. Every contribution, however big or small, powers our journalism and sustains our future. Support the Dawat Media Center from as little as $/€10 – it only takes a minute. If you can, please consider supporting us with a regular amount each month. Thank you
DNB Bank AC # 0530 2294668
Account for international payments: NO15 0530 2294 668
Vipps: #557320