در روزگاران بسیار دور، حتا پیش از میلاد، پادشاهانی بر زمین حکم میراندند که قدرت را حق مسلم خود میدانستند. فرمانروایان مصر باستان، که به «فرعون» شهرت یافتند، از آن جملهاند. این پادشاهان بر مردم خود سختگیری میکردند و سرانجام خود را فراتر از انسان میپنداشتند و ادعای خدایی کردند. اما تاریخ گواه است که هیچ قدرتی جاودانه نماند. آن سلسلهها روزی پایان یافتند و از آنان جز ویرانهها و عبرتها چیزی باقی نماند.
اما آیا ادعای «خدایی» با پایان فرعونهای مصر به پایان رسید؟
شاید شکل آن تغییر کرده باشد، نه ماهیت آن. امروز نیز قدرتهای بزرگ جهانی، هر یک به شیوهای، خود را سرنوشتساز زمین میدانند. آنان دربارهٔ آینده کشورهای ضعیف تصمیم میگیرند، منابع و ثروت ملتها را به نفع خود به کار میبرند و کشورهای جهان سوم و ملتهای بیپناه را حتا از آنچه خود دارند محروم میکنند. دیروز فرعون بر تخت مینشست و فرمان میداد؛ امروز گاهی قدرت از پشت میزهای سیاست، اقتصاد و رسانه فرمان میراند.
من در رمان خود، «خواب اژدها در بستر پروانه»، همین حقیقت تلخ را به قلم آوردهام: کشورهای ستمگر و قدرتمند امروز نیز، مانند همان فرعونهای مصر، بر مردم و ملتهای عقبمانده و بیپناه ادعای خدایی میکنند. تفاوت تنها در ابزار است؛ دیروز شمشیر و هرم بود، امروز اقتصاد، فناوری و سلاحهای مدرن.
پس باید بپرسیم: آیا روزی خواهد رسید که انسان از این وحشت دست بردارد؟ آیا روزی خواهد آمد که کشورها و ملتها خودشان، مطابق خواست و اراده مردم شان، سرنوشت خویش را رقم بزنند، بیآنکه قدرتی بیگانه برایشان تصمیم بگیرد؟
و پرسش دیگری نیز هست که امروز بیش از پیش جدی شده است: اگر بشر نتواند قدرت خود را مهار کند، آیا آنروز نخواهد رسید که قدرت از دست او خارج شود؟ دانش و فناوری، بهویژه هوش مصنوعی، میتوانند در خدمت انسان باشند؛ اما اگر در دست حرص و سلطهجویی قرار گیرند و بیپاسخگویی رها شوند، ممکن است خطری بزرگ برای خود انسان شوند. در فیلمنامهای که با عنوان «فرجام بشر یا آخر دنیا» نوشتهام، همین هشدار را مطرح کردهام: انسان، اگر بهجای عقل و وجدان، دنبال قدرت بماند، ممکن است با دست خود، سازندهٔ ویرانی خویش باشد.
در میان این همه آشوب جهانی، دل من به حال مردم زادگاهم، افغانستان، میسوزد. ملتی که چهل وچند سال جنگ، آوارگی و رنج را تحمل کرده، هنوز در گل مانده است. در حالی که جهان دربارهٔ آینده، فناوری و سرنوشت بشر میاندیشد، برخی از ما هنوز بر سر زبان و تبار و نسب با یکدیگر کشمکش میکنیم. این وضعیت واقعاً شرمآور است.
زبانها و قومها در افغانستان گنجینهای مشترکاند، نه سلاحی علیه یکدیگر. مردمی که بیش از همه از جنگ رنج بردهاند، باید پیش از همه به همدلی، گفتوگو و احترام متقابل برسند. اگر ما خودمان کرامت یکدیگر را نشناسیم، چگونه میتوانیم از جهان انتظار داشته باشیم که ما را بهعنوان انسانهایی با حق تصمیمگیری بشناسد؟
شاید راه نجات از همینجا آغاز شود: از شناخت اینکه هیچ انسانی، هیچ قومی و هیچ کشوری «خدای» انسانهای دیگر نیست؛ و اینکه زمین، جای زندگی همهٔ ماست.
باحرمت فراوان
زموږ انګلیسي ویبپاڼه:
د دعوت رسنیز مرکز ملاتړ وکړئ
له موږ سره د مرستې همدا وخت دی. هره مرسته، که لږه وي یا ډیره، زموږ رسنیز کارونه او هڅې پیاوړی کوي، زموږ راتلونکی ساتي او زموږ د لا ښه خدمت زمینه برابروي. د دعوت رسنیز مرکز سره د لږ تر لږه $/10 ډالر یا په ډیرې مرستې کولو ملاتړ وکړئ. دا ستاسو یوازې یوه دقیقه وخت نیسي. او هم کولی شئ هره میاشت له موږ سره منظمه مرسته وکړئ. مننه
د دعوت بانکي پتهDNB Bank AC # 0530 2294668 :
له ناروې بهر د نړیوالو تادیاتو حساب: NO15 0530 2294 668
د ویپس شمېره Vipps: #557320 :
Support Dawat Media Center
If there were ever a time to join us, it is now. Every contribution, however big or small, powers our journalism and sustains our future. Support the Dawat Media Center from as little as $/€10 – it only takes a minute. If you can, please consider supporting us with a regular amount each month. Thank you
DNB Bank AC # 0530 2294668
Account for international payments: NO15 0530 2294 668
Vipps: #557320
