Browsing Category
کلتور و ادب
من
در آینه نگاه میکنم
نه برای دیدن خودم
بلکه برای کشف زنی
که میان خطوطش پنهان شده است
زنی که با هر شکست
قطرهای از آسمان به دلش چکیده
و با هر زخم
گلی از درد در باغ تنش…
خط دیورند
خط دیورند
نامت
بر نقشه کشیده شد
اما
بر دلها هرگز.
خطی از جوهرِ سرد
بر کاغذی در غربتِ تاریخ
اما اینسو
در سینههای ما
دریایی از آتش جاری ماند.
میگویند
اگر…
د تاریخ په اوږدو کی
یو غر را ونړیده
هغه دنګ غر
چی لکه د خوشحال له غرور نه،
پاس آسمان ته یی لاس غزولی وو
نه د ستوریو لپاره،
بلکې د تقدیر د تڼاکو د چپ وهلو لپاره.
غر، چی هره ډبرهیې د تاریخ تکیه…
مرثیه ای وطن پرستانه
مرثیه ای وطن پرستانه
وطن را مردمانش نگه می دارند، نه مزدورانش.
به آنان که قلب شان در سینهٔ بیگانه می تپد، نمی توان از عشق به وطن گفت.
به آنان که ریشه شان در خاک نیست،…
افغانیت
افغانیت
ما از یک درد آمدهایم
حتی اگر نامهایما فرق داشته باشد
حتی اگر لهجهها
در دهانما
راههای جدا رفته باشند
تاریخ
ما را با یک دست نوشته
با خطی شکسته
و جوهری…
زبانها
زبانها
از کوچههای کابل
تا درههای بدخشان
از دشتهای هلمند
تا جنگلهای نورستان
راه میروند
بیپاسپورت
بی سرحد
پشتو
با صدای کوه
و نفس اسب
قصهی غیرت را میخواند…
وردګو کې د وادهٔ دود (د یو ښکلي یاد کیسه)
موږ هغه وخت په کابل ښار کې اوسېدو. لا د مکتب عمر ته نه وم رسېدلې چې زما د عمه لور د وادهٔ بلنه راورسېده. زما خدایبښلې عمه د وردګو ولایت د جغتو ولسوالۍ ته واده شوې وه او هلته…
تبعیض زشت است
تبعیض زشت است…
بارها در این باره نوشتهام، که چرا ما به نام قوم، زبان و مذهب به کندن گوشت و جان هم آمادهایم؟
هر بار که مینویسم، دلم پر از بغض میشود.
ای آدمها!
ما همه…
صدای دختران میهن
داد از حق بزنید و، نیـــتِ فــریاد کنید
ز خیر خـواهان جهان طلب امداد کنید
دشــــمنِ دیریـنه در پی بربادۍ ماست
طرح برهم زدن نقــشه ئی صیاد کنید
هر کجــــائید شما، ای هموطنان…
تجلیلِ دیرهنگام
تجلیلِ دیرهنگام
کسی، ده سالِ تمام، بر بستر بیماری با مرگ و زندگی کشتی گرفت.
نه کلامی، نه سلامی؛ نه نشانی، نه اثری، نه نظری، نه خبری.
انگاه مرده بود؛ فقط هنوز دفنش نکرده…