فرهنگ افغانستان محصول یک دورهٔ تاریخی یا یک گروه قومی، زبانی و مذهبی خاص نیست؛ بلکه حاصل هزاران سال تماس، آمیزش و تعامل تمدنها و جوامع گوناگون در این سرزمین است. آثار باستانی، معماری، نسخههای خطی، ادبیات دری و پشتو، موسیقی، داستانهای شفاهی، صنایع دستی، آیینها، زبانها و گویشهای مختلف، مجموعهای از میراث مادی و ناملموس افغانستان را تشکیل میدهند.
از این رو، فرهنگ را نمیتوان فقط در بناهای تاریخی و اشیای موزیمی خلاصه کرد. فرهنگ، مجموعهای زنده از حافظه، زبان، دانش، هنر، آیین و شیوهٔ زندگی است که از نسلی به نسل دیگر منتقل میشود.
بازگشت طالبان به قدرت، در کنار محدودیتهای گستردهٔ آموزشی و اجتماعی، فضای فعالیت فرهنگی، هنری و رسانهای را نیز محدود کرده است. گزارشهای مورد بررسی از محدودیت بر موسیقی و هنر، کاهش تجمعات فرهنگی، فشار بر رسانهها، مهاجرت هنرمندان و گسترش فضای ترس و سکوت سخن میگویند.
بنابراین سوال اساسی این نیست که آیا فرهنگ افغانستان یکباره نابود خواهد شد؛ بلکه این است که آیا زنجیرهٔ انتقال فرهنگ از نسلی به نسل دیگر میتواند در چنین شرایطی ادامه یابد؟
فرهنگ افغانستان؛ میراثی چندلایه
افغانستان در طول تاریخ محل تلاقی تمدنهای متنوع بوده است. بلخ، بامیان، هرات، غزنی، کابل، قندهار و دیگر مناطق کشور هر یک لایههای تاریخی و فرهنگی متفاوتی دارند.
این میراث شامل دورههای پیشااسلامی و اسلامی و همچنین فرهنگهای محلی و قومی متنوع است. ادبیات دری و پشتو، فرهنگ شفاهی، موسیقی، معماری، صنایع دستی و آیینهای اجتماعی نیز در کنار آثار مادی، بخشی از این میراث را تشکیل میدهند.
اهمیت این تنوع در آن است که فرهنگ افغانستان را نمیتوان به یک روایت واحد تقلیل داد. حتی برخی عناصر آن در سطح بینالمللی نیز به رسمیت شناخته شدهاند. یونسکو نوروز، یلدا، رباب و هنر میناتور به سبک بهزاد را در فهرست میراث فرهنگی ناملموس ثبت کرده است. چنین ثبتهایی نشان میدهند که بخشهایی از فرهنگ افغانستان نهتنها متعلق به جامعهٔ امروز افغانستان، بلکه بخشی از میراث مشترک منطقهای و جهانی نیز هستند.
تهدید فرهنگی؛ فراتر از تخریب آثار تاریخی
افغانستان پیش از این نیز از جنگ، غارت موزیمها، حفاری غیرقانونی و تخریب ایدیولوژیک میراث فرهنگی آسیب دیده است. تحقیقا منتشرشده در مجلهٔ بینالمللی داشتههای فرهنگی ـ International Journal of Cultural Property نیز بر همین مجموعهٔ تهدیدها تأکید میکند.
اما تخریب یک بنای تاریخی نه تنها یکی از اشکال آسیب فرهنگی است، بلکه خطر عمیقتر زمانی پدید میآید که ظرفیت تولید و انتقال فرهنگ تضعیف شود.
اگر مکتب، یا یک بنیاد تحصیلات عالی از کار بیفتد، اگر محقق نتواند تحقیق کند، اگر هنرمند نتواند اثر تولید کند، اگر رسانه نتواند گزارش کند و اگر نسل جوان از تاریخ و ادبیات کشور فاصله بگیرد، حتی آثاری که از تخریب فیزیکی نجات یافتهاند نیز ممکن است از بستر فرهنگی خود جدا شوند.
به همین دلیل باید میان دو نوع تخریب تفاوت گذاشت: (۱) تخریب میراث مادی، (۲) فرسایش ظرفیت فرهنگی جامعه. نوع دوم آهستهتر اتفاق میافتد، اما پیامد آن میتواند پایدارتر باشد.
آموزش و خطر گسست نسلی
پیش از همه باید گفت، هیچ فرهنگ پایداری بدون آموزش پایدار نمیماند. زبان، ادبیات، تاریخ، هنر، علوم و دانش اجتماعی برای انتقال به نسل آینده به نظام آموزشی نیاز دارند. محدودیت آموزش دختران و زنان در افغانستان از همین منظر فقط مسئلهٔ آموزشی یا حقوقی نیست؛ بلکه پیامد فرهنگی نیز دارد.
افغانستان تنها کشور جهان است که در آن تحصیل دختران و زنان در دورهٔ متوسطه و عالی ممنوع شده و حدود ۲.۲ میلیون دختر از تحصیل پس از دورهٔ ابتدایی محروم ماندهاند. این یک سانحهٔ غیر قابل جبران است.
ادامهٔ این وضعیت، جامعه در آینده نهتنها با کمبود نیروی متخصص، بلکه با کاهش شمار معلمان، محققان، نویسندگان، هنرمندان و دیگر حاملان فرهنگی زن روبهرو خواهد شد.
تغییر محتوای آموزشی نیز اهمیت دارد. گزارش یونسکو از وضعیت آموزش افغانستان در سال ۲۰۲۵ از تغییرات اساسی برنامههای درسی و کاهش یا حذف برخی موضوعات علوم اجتماعی و مطالعات مدنی خبر میدهد.
از این منظر، آموزش فقط انتقال معلومات نیست؛ یکی از مهمترین میکانیسم حفظ حافظهٔ تاریخی جامعه است.
زبان و تنوع فرهنگی
افغانستان جامعهای چندزبانه است. دری، پشتو و زبانهایی مانند ازبکی، ترکمنی، بلوچی، پشهای، نورستانی و زبانهای پامیری، هر یک بخشی از میراث فرهنگی کشورند.
زبان تنها وسیلهٔ ارتباط نیست؛ داستانها، ضربالمثلها، نامهای جغرافیایی، ترانهها، سرودها، دانش بومی و بخش بزرگی از حافظهٔ اجتماعی در زبان ذخیره میشود.
بنابراین حفاظت فرهنگی بدون حفاظت از زبانها و گویشهای مختلف ناقص است.
گزارش مورد بررسی نیز از شکایتهایی دربارهٔ تبعیض زبانی و قومی در ادارههای رژیم سخن گفته است. این موارد باید به عنوان شهادتها و ادعاهای مصاحبهشوندگان تلقی شوند، نه به عنوان آماری جامع دربارهٔ کل کشور.
راه عملی، ثبت و مستندسازی زبانها و گویشها، تهیهٔ واژهنامهها، ضبط روایتهای شفاهی و تولید منابع آموزشی چندزبانه است.
موسیقی، هنر و آیینهای اجتماعی
موسیقی یکی از عرصههایی است که بیشترین فشار را تجربه کرده است. گزارشهای مورد بررسی از ممنوعیت یا محدودیت موسیقی، توقیف و تخریب سازها و فشار بر هنرمندان سخن میگویند.
اهمیت این مسئله فراتر از خود موسیقی است. ساخت یک ساز، آموزش نواختن آن و انتقال شیوههای اجرایی میان استاد و شاگرد، یک زنجیرهٔ فرهنگی است. اگر این زنجیره قطع شود، بازسازی آن در آینده دشوار خواهد بود.
همین مسئله دربارهٔ جشنها و آیینهای اجتماعی نیز صدق میکند. نوروز، یلدا، عروسیها و مراسم محلی، فضاهایی برای انتقال شعر، موسیقی، داستان، غذا، پوشاک و روابط اجتماعیاند.
برای نمونه، یونسکو یلدا/چله را با گردهمایی خانوادگی، شعرخوانی، داستانگویی، موسیقی و انتقال سنت میان نسلها مرتبط میداند.
بنابراین محدودکردن این آیینها فقط محدودیت یک مراسم نیست؛ بخشی از فضاهای طبیعی انتقال فرهنگ را نیز از میان میبرد.
حذف زنان از زندگی فرهنگی
زنان در حفظ فرهنگ افغانستان نقش مهمی داشتهاند: از انتقال داستان و ترانههای شفاهی گرفته تا صنایع دستی، تربیت کودکان، حفظ آیینهای خانوادگی، آشپزی، پوشاک و زبان.
از این رو، حذف زنان از آموزش و زندگی عمومی، به معنای حذف بخشی از حاملان میراث فرهنگی است.
گزارش مورد بررسی نیز به نقش زنان در حفظ سنتهای فرهنگی و پیامدهای محدودیت مشارکت آنان اشاره میکند.
ادامهٔ این وضعیت، نه تنها متوجه نسل حاضر خواهد بود؛ بلکه بخشی از دانش و تجربهای که زنان به نسلهای بعد منتقل میکنند را نیز ممکن است از چرخهٔ انتقال خارج کند.
رسانه، کتاب و ثبت تاریخ معاصر
فرهنگ بدون امکان ثبت و انتشار نیز آسیبپذیر است. رسانهها، کتابها، مجلات، عکسها، فیلمها و آرشیفهای شخصی، اسناد تاریخ معاصر افغانستاناند. محدودیت بر خبرنگاران و رسانهها، بنابراین فقط آزادی بیان را محدود نمیکند؛ بر ثبت تاریخ نیز اثر میگذارد.
گزارش سازمان ملل متحد دربارهٔ آزادی رسانه در افغانستان، از ۱۵ آگست ۲۰۲۱ تا ۳۰ سپتمبر ۲۰۲۴، ۳۳۶ مورد نقض حقوق خبرنگاران و کارکنان رسانهای را مستند کرده است.
در چنین شرایطی، بخشی از تاریخ ممکن است اصلاً ثبت نشود.
بنابراین حفظ روزنامهها، مصاحبهها، عکسها، فیلمها، خاطرات شخصی، اسناد اداری و آثار ادبی مربوط به دورهٔ کنونی باید یک اولویت فرهنگی تلقی شود.
راهکارهای عملی برای حفاظت از فرهنگ افغانستان
۱. ایجاد آرشیف دیجیتال غیرمتمرکز
باید پروژهای برای دیجیتالیکردن کتابها، نسخههای خطی، روزنامهها، عکسها، فیلمها، موسیقی، اسناد خانوادگی و آثار هنری ایجاد شود.
این آرشیف نباید در یک مرکز یا یک کشور متمرکز باشد. نسخههای پشتیبان باید در چند مرکز مستقل و کشورهای مختلف نگهداری شوند.
اصل اساسی: هیچ اثر مهمی نباید فقط یک نسخه داشته باشد.
۲. ثبت فرهنگ شفاهی
بخشی از میراث افغانستان در کتابها وجود ندارد؛ در حافظهٔ مردم است.
باید با سالمندان، شاعران محلی، موسیقیدانان، صنعتگران و حاملان سنتهای گوناگون مصاحبه شود و روایتهای آنان به صورت صوتی و تصویری ثبت گردد.
این مصاحبهها میتوانند دربارهٔ تاریخ محلی، جشنها، موسیقی، داستانها، ضربالمثلها، صنایع دستی، زبان، غذا، پوشاک و شیوهٔ زندگی باشند.
۳ . نجات نسخههای خطی و کتابهای خصوصی
باید فهرستی از کتابخانههای خصوصی، نسخههای خطی و مجموعههای خانوادگی تهیه شود.
در مواردی که انتقال اصل اثر ممکن یا مناسب نیست، میتوان آن را با معیارهای حرفهای دیجیتالی کرد.
برای هر اثر باید اطلاعاتی مانند عنوان، نویسنده، تاریخ، زبان، محل نگهداری و مالک ثبت شود.
۴ . حفظ زبانها و گویشها
برای زبانها و گویشهای افغانستان باید بانکهای دیجیتال شامل واژهنامه، نمونهٔ صوتی، داستان، ضربالمثل، سرودخوانی و دستور زبان ایجاد شود.
این کار علاوه بر حفظ میراث فرهنگی، در آینده برای پژوهشهای زبانشناسی و فناوریهای زبانی نیز ارزشمند خواهد بود.
۵ . حمایت از هنرمندان و انتقال مهارت
حفاظت از فرهنگ فقط نگهداری آثار گذشته نیست؛ باید امکان تولید آثار جدید نیز حفظ شود.
برنامههای استاد ـ شاگرد، اقامتهای هنری، ضبط موسیقی، ثبت تکنیکهای صنایع دستی و حمایت از محققان میتواند مانع قطع زنجیرهٔ انتقال مهارت شود.
۶ . آموزش فرهنگی برای نسل جدید
اگر آموزش رسمی برای بخشی از جامعه محدود شده است، شبکههای آموزشی خارج از افغانستان میتوانند بخشی از این خلأ را جبران کنند.
آموزش از راه دور، کتابهای دیجیتال، رادیو و دورههای آنلاین میتوانند در آموزش تاریخ، ادبیات، زبانها، هنر و علوم نقش داشته باشند.
هدف نباید ساختن یک روایت سیاسی جدید باشد؛ بلکه باید امکان آشنایی نسل جوان با تنوع واقعی تاریخ و فرهنگ افغانستان فراهم شود.
۷ . ایجاد شبکهٔ جهانی مراکز فرهنگی افغانستان
افغانهای خارج از کشور میتوانند کتابخانهها، آرشیفها و مراکز تحقیقاتی مستقلی ایجاد کنند.
این مراکز میتوانند در امریکای شمالی، اروپا، آسیای مرکزی و سایر مناطق فعالیت کنند و با یکدیگر معیارهای دمشترک برای جمعآوری و حفاظت از منابع ایجاد نمایند.
مهاجرت در اینجا میتواند از یک خسارت فرهنگی به یک امکان حفاظتی تبدیل شود: منابعی که در داخل کشور در معرض خطرند، میتوانند در چند نقطهٔ جهان نیز حفظ شوند.
۸ . ثبت بینالمللی میراث افغانستان
ثبت عناصر فرهنگی افغانستان در یونسکو و مراکز علمی بینالمللی باید ادامه یابد.
اما این کار نباید محدود به چند جشن یا اثر مشهور باشد. موسیقیهای محلی، صنایع دستی، زبانها، داستانهای شفاهی، معماری سنتی، دانش بومی و دیگر عناصر در معرض فراموشی نیز باید مستند شوند.
۹ . حفظ همهٔ روایتهای تاریخی
حفاظت فرهنگی نباید به انتخاب بخشهایی از تاریخ که با دیدگاه امروز ما سازگار است محدود شود.
اسناد مربوط به جنگها، مهاجرتها، اختلافات قومی، تغییرات اجتماعی، حکومتها و دورهٔ طالبان نیز باید حفظ شوند.
فرمانها، قوانین، سخنرانیها، گزارشهای رسانهای، خاطرات مردم، عکسها، فیلمها و آثار هنری امروز، اسناد تاریخی فردا خواهند بود.
آیندهٔ فرهنگ افغانستان
آینده را نمیتوان با قطعیت پیشبینی کرد، اما ادامهٔ وضعیت کنونی میتواند چند پیامد مهم داشته باشد: کوچکشدن فضای عمومی فرهنگ، انتقال بخش بیشتری از فعالیتهای فرهنگی به محیط خصوصی یا خارج از کشور، افزایش شکاف نسلی و کاهش شمار حاملان آموزشدیدهٔ فرهنگ.
در مقابل، ثبت و حفاظت سازمانیافته میتواند امکان بازسازی فرهنگی در آینده را حفظ کند.
در این میان یک نکته اساسی است: فرهنگ افغانستان احتمالاً یکباره ناپدید نخواهد شد؛ خطر اصلی، فرسایش تدریجی آن است.
ممکن است شعر در خانوادهها باقی بماند، موسیقی به صورت مخفی یا در مهاجرت ادامه پیدا کند و جشنها در فضای خصوصی برگزار شوند؛ اما اگر استاد و شاگرد، نویسنده و خواننده، محقق و دانشجو و هنرمند و مخاطب نتوانند به صورت طبیعی با یکدیگر ارتباط داشته باشند، بخشی از این فرهنگ به تدریج ضعیف خواهد شد.
از این رو، مسئلهٔ اصلی امروز حفظ زنجیرهٔ فرهنگی است، زیرا فرهنگ افغانستان در طول هزاران سال از جنگها، تغییر حکومتها و تحولات اجتماعی عبور کرده است. طالبان نمیتواند این تاریخ را با یک فرمان از میان ببرد؛ اما سیاستهای محدودکننده میتواند شرایطی ایجاد کند که بخشی از فرهنگ دیگر آموزش داده نشود، تولید نشود و به نسل بعد منتقل نگردد.
به همین دلیل، حفاظت از فرهنگ افغانستان نباید فقط به اعتراض علیه محدودیتها محدود شود. باید یک برنامهٔ عملی برای ثبت، دیجیتالیسازی، تکثیر، آموزش و انتقال میراث فرهنگی ایجاد شود.
این برنامه باید غیرمتمرکز، چندزبانه و مستقل از رژیمها و جریانهای سیاسی باشد و همهٔ جوامع و مناطق افغانستان را دربر گیرد.
در چنین شرایطی، یک تیلفون همراه که صدای یک شاعر محلی را ضبط میکند، یک اسکن از یک نسخهٔ خطی، یک مصاحبه با یک صنعتگر سالخورده یا ثبت یک گویش محلی، ممکن است در آینده ارزشی بسیار فراتر از یک فایل دیجیتال داشته باشد.
اینها قطعات حافظهٔ یک جامعهاند.
افغانستان برای بازسازی آینده تنها به منابع اقتصادی و نهادهای سیاسی نیاز ندارد؛ به حافظهٔ فرهنگی نیز نیازمند است. اگر این حافظه امروز ثبت و حفاظت شود، نسل آینده میتواند از میراثی استفاده کند که با وجود جنگ، مهاجرت و محدودیت، رشتهٔ انتقال آن کاملاً گسسته نشده است.
از این منظر، مهمترین راه مقابله با فرسایش فرهنگی، ساختن یک شبکهٔ جهانی و غیرمتمرکز حافظهٔ افغانستان است؛ شبکهای که بتواند کتاب، زبان، موسیقی، هنر، تاریخ شفاهی، اسناد و تجربهٔ نسلهای مختلف را حفظ کند تا هیچ حکومت، جنگ یا دورهٔ تاریخی نتواند تمام این میراث را از دسترس نسلهای آینده خارج کند. در شرایطی که نمیتوان همهٔ فرهنگ را در فضای عمومی آزادانه زنده نگه داشت، باید دستکم اجازه نداد که دانش، اسناد و حافظهٔ آن از بین برود.
از نفت آمو دریا تا نفت هرات؛ منابع افغانستان در معاملهٔ قدرتها
زموږ انګلیسي ویبپاڼه:
د دعوت رسنیز مرکز ملاتړ وکړئ
له موږ سره د مرستې همدا وخت دی. هره مرسته، که لږه وي یا ډیره، زموږ رسنیز کارونه او هڅې پیاوړی کوي، زموږ راتلونکی ساتي او زموږ د لا ښه خدمت زمینه برابروي. د دعوت رسنیز مرکز سره د لږ تر لږه $/10 ډالر یا په ډیرې مرستې کولو ملاتړ وکړئ. دا ستاسو یوازې یوه دقیقه وخت نیسي. او هم کولی شئ هره میاشت له موږ سره منظمه مرسته وکړئ. مننه
د دعوت بانکي پتهDNB Bank AC # 0530 2294668 :
له ناروې بهر د نړیوالو تادیاتو حساب: NO15 0530 2294 668
د ویپس شمېره Vipps: #557320 :
Support Dawat Media Center
If there were ever a time to join us, it is now. Every contribution, however big or small, powers our journalism and sustains our future. Support the Dawat Media Center from as little as $/€10 – it only takes a minute. If you can, please consider supporting us with a regular amount each month. Thank you
DNB Bank AC # 0530 2294668
Account for international payments: NO15 0530 2294 668
Vipps: #557320
