سوءاستفاده از ..
سکوت یک زنِ گرامی وفات شده
روایت سازی انتقام جویانه زیر نام تاریخ
هژده ۱۸ سال کمین برای تحریف٫
کینه ٫ انتقام ٫ تحقیر، دشنام و دروغ.
تلاش مذبوحانه برای تبرئهٔ کودتاچیان ۷ ثور ٫ تحریف خونینترین فصل تاریخ افغانستان
وقتی شاعر ادعایی، به جای شعر، کینه می نویسد٫ سقوط وجدان در لباس ادبیات.
وقتی کینهٔ شخصی جای سند تاریخی را می گیرد٫ سقوط اخلاقی پخش کنندهٔ صوت.
هژده ۱۸ سال کمین برای تحریف٫ نشر روایت خصوصی به عنوان ابزار انتقام.
تحقیر، دشنام، دروغ ٫ لحن کسی که سند ندارد و به خشونت زبانی پناه می برد.
روایت سازی در تاریکی ٫ چگونه یک فایل صوتی به چکش تحریف تاریخ تبدیل شد.
پنهانکاری، تأخیر، نشر پس از مرگ ٫ سه گانهٔ نقض اخلاق و عدالت روایی.
از رکیک گویی تا روایت سازی ٫ چهرهٔ واقعی کسی که حقیقت را با دشنام می پوشاند.
داود ملکیار ٫ به عنوان یک انسان متمدن ٫ متمدنانه به این سوال ها پاسخ بدهید .
هر سندِ صوتی یا شفاهی که ادعای افشای یک رویدادِ تاریخیِ حساس را دارد، پیش از آنکه به عنوان «حقیقت» پذیرفته شود، باید از صافیِ استانداردهای حقوقی و روش شناسیِ اثبات عبور کند.
این استانداردها، مستقل از اینکه محتوای سند به نفع کدام روایت یا کدام طرفِ تاریخی تمام شود، باید یکسان اعمال شوند. در ادامه، پرسشِ های حقوقی و روش شناسی مطرح می شود که پاسخ دهی به آن ها، معیار سنجشِ اعتبارِ هر سند مشابهی است ٫ نه فقط این یک مورد.
درباره ای رضایت و حریم خصوصی:
![▪️]()
آیا رضایتِ شفاهی و غیرمکتوب برای «ثبت» یک گفت وگو، به خودیخود شاملِ رضایت برای «انتشار عمومیِ» آن نیز می شود؟
![▪️]()
در نبودِ سندِ مکتوبِ رضایت، چه کسی بارِ اثباتِ وجود یا عدم وجودِ آن رضایت را بر عهده دارد؟
![▪️]()
آیا خواسته ای صریحِ یک فرد مبنی بر «عدم انتشار در زمان حیات»، پس از مرگ او، همچنان الزام آور باقی می ماند یا وارثان و ناشر می توانند در آن بازنگری کنند؟
![▪️]()
حقوق حریم خصوصیِ پس از مرگ در نظام های حقوقیِ مختلف چگونه تعریف می شود، و آیا خانواده ای متوفی حق اعتراض به انتشار دارند؟
![▪️]()
آیا ارزیابیِ اصالتِ یک فایل صوتی توسط یک فردِ غیررسمی (هرچند متخصص تکنالوژی) جایگزینِ تحلیل فارنزیکِ ( یعنی جرم شناسی ٫ علمی که حقیقت را از دل شواهد بیرون می کشد ) ٫ مستقل و رسمی می شود؟
زنجیره ای نگهداریِ سند (chain of custody) از لحظه ای ضبط تا انتشار، طیِ ۱۸ سال، چگونه مستند و قابل راستیآزمایی است؟
![▪️]()
چه کسی، با چه ابزار و چه گواهی نامه ای فنی، صلاحیت رسمیِ تأیید «اصالتِ» یک فایل صوتی در برابر ادعای دستکاری یا تولید مصنوعی را دارد؟
![▪️]()
آیا نبودِ نسخهای اصلی (نوار خام، فایل مبدأ) در کنار نسخه ای منتشرشده، اعتبار سند را زیر سوال می برد؟
دربارهای توالیِ روایت و شهادت:
![▪️]()
چرا نسخه ای تحریریِ گفتار، سه سال پیش از انتشارِ نسخه ای صوتی منتشر شد، و این توالی چه تأثیری بر ارزیابیِ استقلالِ دو سند از یکدیگر دارد؟
![▪️]()
آیا امکان دارد که نسخه ای صوتی، پس از انتشارِ نسخهای تحریری و در عکس العمل به تردیدهای عمومی، با علم به محتوای متن پیشین، بازسازی یا تنظیم شده باشد؟
![▪️]()
در غیابِ شاهدان ثالثِ مستقل در لحظهای ضبط، چگونه می توان صحت شرایطِ ضبط (زمان، مکان، رضایت) را اثبات کرد؟
دربارهی وضعیت گوینده و شرایط شهادت:
![▪️]()
ارزیابیِ سلامتِ شناسیِ فردی که سال ها پیش از فوتش گفتاری را بیان کرده، بدون معاینهای بالینیِ همزمان، از نظر حقوقی چه اعتباری دارد؟
![▪️]()
آیا شهادتی که در نبودِ سوالوجواب متقابل (cross-examination) ثبت شده، می تواند در استانداردهای اثباتیِ رویدادهای تاریخیِ مورد مناقشه، همتراز با شهادتِ رسمی قرار گیرد؟
![▪️]()
تفاوتِ حقوقیِ میان «خاطرهی شخصی نقلشده» و «شهادتِ رسمیِ قابل استناد در تاریخ نگاری» چیست؟
دربارهی مسئولیت ناشر و اخلاق تاریخ نگاری:
![▪️]()
ناشر یک سند شفاهی حساس، در قبالِ صحت سنجیِ مستقلِ آن، پیش از انتشار، چه مسئولیتی دارد؟
![▪️]()
آیا تأخیرِ چندین ساله در انتشار، بدون توضیحِ مستندِ دلایل آن تأخیر، از نظر روش شناسیِ تاریخ نگاری، قابل قبول است؟
![▪️]()
چگونه می توان میان «افشای یک رویدادِ تاریخیِ مهم برای منافع عمومی» و «انتشار گزینشیِ سندی که به نفعِ یک روایتِ خاص است»، مرز حقوقی و اخلاقی ترسیم کرد؟
درباره ای داوریِ نهایی:
![▪️]()
در نبودِ کمیسیونی مستقل و بی طرف برای بررسیِ اسنادِ متعارض درباره ای رویدادِ هفت ثور، چه نهادی صلاحیتِ داوریِ نهایی دربارهای اعتبار این سند را دارد؟
![▪️]()
آیا صرفِ «تأییدِ اصالتِ صدا» (اینکه صدا واقعاً متعلق به آن فرد است)، بهمعنای اثباتِ «صحتِ محتوای» گفته شده نیز هست؟
![▪️]()
چه استانداردی باید برای پذیرشِ یک شهادتِ منفرد، در برابرِ روایت های متعددِ رقیبِ تاریخی که طیِ دهه ها شکل گرفته اند، اعمال شود؟
این پرسش ها، مستقل از هویتِ ناشر یا محتوای سند، باید درباره ای هر سندِ مشابهی ٫ از هر طرفِ این مناقشهای تاریخی ٫مطرح شوند.
عدالتِ تاریخی، تنها زمانی محقق می شود که معیارهای اثبات، یکسان و بدون گزینش بر همه ای روایت ها اعمال گردد.
پخشکنندهٔ این صوت، نه شاهد تاریخ است و نه حامل امانت ٫ او فقط صاحب زخمی کهنه است که پس از پنج دهه هنوز می سوزد و حالا می خواهد با یک فایل صوتی، تاریخ را از نو بنویسد و مسئولیت جنایتی را که کودتاچیان خلق و پرچم مرتکب شدند، از دوش آنان بردارد.
این تلاش، نه شجاعت است و نه افشاگری٫ تحریف است، انتقام است، و سوءاستفاده از سکوت یک زنِ درگذشته.
او ادعا می کند «۱۸ سال صبر کرده» ٫ اما این صبر، صبر حقیقتجو نیست٫ صبر کسی است که منتظر لحظه ای بوده تا روایت را در زمانی نشر کند که صاحب روایت دیگر زنده نباشد و نتواند توضیح دهد، تصحیح کند یا اعتراض کند.
این عمل، در اخلاق حقوقی، سوءاستفاده از وضعیت متوفی و نقض اعتماد است.
هیچ محکمه ای، هیچ نهاد رسانه ای و هیچ معیار حرفه ای، نشر روایت خصوصی یک فرد را پس از مرگ او، بدون وصیت، مشروع نمی داند.
پخشکنندهٔ صوت، با لحنی پر از تحقیر، دشنام و کلمات رکیک، منتقدان را «خیله»، «اوقی»، «استخوانشکسته» می نامد٫ این لحن، نه لحن کسی است که حقیقت را حمل می کند، بلکه لحن کسی است که از ضعف استدلال به خشونت زبانی پناه برده.
کسی که حقیقت دارد، فریاد نمی زند٫ سند می آورد.
کسی که سند ندارد، دشنام می دهد.
او ادعا می کند «اجازهٔ ثبت گفتار» داشته است٫ اما هیچ سندی ارائه نمی کند.
در حقوق، رضایت شفاهی بدون سند، هیچ ارزش اثباتی ندارد.
و حتی اگر ثبت با رضایت بوده باشد، نشر با رضایت نبوده٫ و این دو عمل، از نظر حقوقی کاملاً مستقل اند.
او خود اعتراف می کند که گلالی داود گفته بود «نشر نشود».
همین یک جمله، تمام ادعاهای او را فرو می ریزد:
وقتی صاحب روایت نشر را منع کرده، نشر آن نقض صریح حریم خصوصی است.
پخشکنندهٔ صوت، با یک حرکت خطرناک، تلاش می کند مسئولیت قتل عام خانوادهٔ داود خان را از دوش کودتاچیان خلق و پرچم بردارد و آن را به گردن خود داود خان و پسرش بیندازد.
این ادعا، نه سند دارد، نه شاهد، نه پشتوانهٔ تاریخی٫ فقط یک روایت شفاهیِ ثبت شده در شرایط نامعلوم روانی. تاریخ را با روایت های تک نفره نمی نویسند٫ تاریخ را با اسناد، گزارش های رسمی، شهادت های متعدد و تحقیقات مستقل می نویسند.
این ادعا، نه جسارت است، نه کشف ٫تحریف آشکار تاریخ است.
او برای اثبات «اصالت صوت»، به ارزیابی یک فرد ناشناس در اینترنت استناد می کند٫ فردی که نه هویت حقوقی دارد، نه صلاحیت رسمی، نه مسئولیت علمی.
در حقوق، چنین ارزیابی هایی هیچ ارزش اثباتی ندارند.
اگر صوت «کاملاً authentic» است، چرا به جای ارزیابی رسمی، به یک کامنت اینترنتی استناد می شود؟
پخش کنندهٔ صوت، با تهدید منتقدان به محکمه، نشان می دهد که نه فهم حقوق دارد و نه اخلاق مناظره.
تهدید حقوقی بدون مبنا، خود می تواند جرم باشد. کسی که حقیقت دارد، به محکمه خوشحال می رود٫ کسی که حقیقت ندارد، محکمه را به چماق تبدیل می کند.
او ادعا می کند شاعر است٫ اما شعر با تحقیر، با دوگویی، با کینه، با تحریف، با وجدان پریشان سازگار نیست.
شعر، فرزند صداقت است٫ نه فرزند انتقام. کسی که کلمهٔ «خیله» را ابزار استدلال می کند، نه شاعر است و نه حامل نور زبان.
در نهایت، پخش کنندهٔ صوت باید بداند:
تاریخ را نمی توان با یک فایل صوتی، با یک روایت تک نفره، با یک لحن کینه توز، یا با یک انتقام شخصی بازنویسی کرد.
تاریخ افغانستان، با خون نوشته شده٫ با سند، با شاهد، با تحقیق.
و هیچ روایت تحریف شدهای، هرچند با فریاد نشر شود، نمیتواند حقیقت قتل عام خانوادهٔ داود خان را از دوش کودتاچیان خلق و پرچم بردارد٫ گروه هایی که مسئول جنایت گسترده، نقض حقوق بشر و کشتار غیرنظامیان در افغانستان بوده اند.
این صوت، سند نیست٫
این صوت، سوءاستفاده از سکوت یک زنِ درگذشته است.
و پخشکنندهٔ آن، نه افشاگر تاریخ٫ بلکه تحریف کنندهٔ تاریخ است.
![✍🏼]()
درود بر روان پاک گلالی داود
نقد را از هجو جدا کنیم قاضی ای که خود متهم ردیف اول است
زموږ انګلیسي ویبپاڼه:
![]()
د دعوت رسنیز مرکز ملاتړ وکړئ
له موږ سره د مرستې همدا وخت دی. هره مرسته، که لږه وي یا ډیره، زموږ رسنیز کارونه او هڅې پیاوړی کوي، زموږ راتلونکی ساتي او زموږ د لا ښه خدمت زمینه برابروي. د دعوت رسنیز مرکز سره د لږ تر لږه $/10 ډالر یا په ډیرې مرستې کولو ملاتړ وکړئ. دا ستاسو یوازې یوه دقیقه وخت نیسي. او هم کولی شئ هره میاشت له موږ سره منظمه مرسته وکړئ. مننه
د دعوت بانکي پتهDNB Bank AC # 0530 2294668 :
له ناروې بهر د نړیوالو تادیاتو حساب: NO15 0530 2294 668
د ویپس شمېره Vipps: #557320 :
Support Dawat Media Center
If there were ever a time to join us, it is now. Every contribution, however big or small, powers our journalism and sustains our future. Support the Dawat Media Center from as little as $/€10 – it only takes a minute. If you can, please consider supporting us with a regular amount each month. Thank you
DNB Bank AC # 0530 2294668
Account for international payments: NO15 0530 2294 668
Vipps: #557320
Comments are closed.