تعصب، ماهیت و پیامد های آن – قسمت هفدهم

عبدالقیوم میرزاده

60

کتاب

تعصب، ماهیت و پیامد های آن

قسمت هفدهم

پیوسته بگذشته

فصل سوم

تعصب جنسی:

بهتر خواهد بود قبل از آنکه در بارهٔ تعصب جنسی یا تعصب جنسیتی توضیح دهم اول باید به خوانندگان این سطور جنسیت واضح گردد که جنسیت چیست؟

ادارهٔ جهانی صحت سازمان ملل متحد WHO برای جنسیت یک تعریف ارائه کرده، البته با وصف کمبودات آن که با توضیحات بعدی تحت این عنوان به اکمال آن خواهم پرداخت، در تعریف ادارهٔ صحت سازمان ملل متحد چنین آمده است:«جنسیت عبارت است از خصوصیت ‌های زنان، مردان، دختران و پسران بوده که از نظر اجتماعی ساخته شده‌اند».

گرچه دراین تعریف جایگاه جنسیت های غیر از زنان، مردان، دختران و پسران مفقود است، که با توضیحات بعدی تکمیل خواهد گردید.

جنسیت یک ساختار اجتماعی است که در طول زمانه ها در بین جوامع بصورت متفاوت رشد و انکشاف کرده است. بهترپنداشته میشود تا بگوییم که آنچه نقش ها، رفتارها و هویت های اجتماعی زنان، مردان، پسران، دختران و سایر افراد مختلف جنسی را بیان میکند عبارت از جنسیت است.

تفاوت های جنسی در حقیقت عبارت از مجموعهٔ خصوصیات بیولوژیک در انسان و حیوان و یا بهتر است بگوییم در تمام زنده جان ها میباشد. این خصوصیات شامل کروموزوم ها، چگونگی درونی جینیتیکی یا خصوصیات درونی سلول های جین ها که در DNA و RNA فهرست شده است، سطوح و عملکرد هورمون ها، و آناتومی تولیدمثل/جنسی است.

در جوامع انسانی تا زمان حاضر جنسیت به قشر های مرد و زن طبقه بندی شده است. اما با پیشرفت علوم این مقوله منکشف گشته و افراد با انعطاف پذیری بیشتر در مورد جنسیت خود را غیر از آنیکه درجامعهٔ معرفی شده بداند، که از همینجا تراجنسیتی ها درجوامع رخ نمایان میکنند.

اما در طول تاریخ انکشاف جوامع بشری بیشترین تعصب جنسی بر زن صورت گرفته که بحث اصلی این مبحث را احتوا میکند.

در کتاب «زنان و مشکلات فراروی شان در جامعهٔ افغانی» بصورت مشرح در بارهٔ جنسیت خاصتاً جنسیت زنان و عوامل ضعف و انکشاف فرودستی زن و نهادینه شدن مرد سالاری درجوامع انسانی را توضیح داده ام، بناً در این بحث از تکرار آن صرف نظر کرده بیشتر روی تعصب جنسی تمرکز خواهم کرد. البته اگرعلاقمندان که خواهان آگاهی تفصیلی درقبال جنسیت خاصتاً جنسیت زنان باشند میتوانند به کتاب «زنان و مشکلات فراروی شان در جامعهٔ افغانی» مراجعه فرمایند.

تعصب جنسی  به مفهوم فقدان تساوی زنان و مردان در بهره مندی از امکانات و فرصت‌ها میباشد. یعنی اینکه تعصب جنسی زنان را که نیمی از جمعیت انسانی جهان را تشکیل میدهند از آزادی ها، فرصت ها استفاده و بهره مندی از امکانات بی نصیب کرده است. ظالمانه ترین بخش این تعصب محرومیت زنان و یا دختران از تعلیم، یاد گیری و تحصیل میباشد که عامل بسیار تأثیرگذار در اداره، رفاه و سلامت جامعه میباشد، زیرا زنان نه تنها خود نیمی از جمعیت جهان را تشکیل میدهند بلکه آن نیم دیگر را نیز بدنیا آورده و بعد از پرورش به جامعه تقدیم میکنند. زنان نا آگاه و بی نصیب و بی بهره ازعلم و دانش فرزندان نا آگاه و ناسالم را به جامعه تقدیم میکنند.

تعصب جنسی همچنان تبعیض و رفتار متفاوت و منفی در برابر شخص یا گروهی در استفاده و دسترسی به تحصیل، تعلیم، آموزش، شغل، معاش، مراقبت های صحی واستفاده ازسایر آزادی ها و امکانات میباشد.

با درنظرداشت آنچه گفته آمدیم تعصب جنسی همچنان مفهوم نفرت و بدگمانی به یک جنس زن و یا مرد، زن ستیزی و یا مرد ستیزی را میرساند، که بازتاب آن در اشکال تبعیض جنسی، انواع خشونت جنسی، آزار جنسی، بد رفتاری جنسی و تجاوز جنسی در جامعه تبارز میکند. تا کنون تعصب جنسی در اشکال تبعیض خصمانه غرض قدرت طلبی مردانه با باور ها و اعتقادات تحقیر آمیزاینکه مرد از نوع برتر است و باید قدرت خانه، محل کار و اجتماع را دردست داشته باشد با آدرس زنان متبارزگردیده است. که این نقض صریح حقوق فردی و اصولنامه حقوق بشر میباشد. چنانچه در مادهٔ دوم اعلامیه حقوق بشر سازمان ملل متحد آمده است:«هر کس بدون هیچ گونه تمایزی از قبیل نژاد، رنگ، جنسیت، زبان، مذهب، عقاید سیاسی یا عقاید دیگر، ملی یا اجتماعی، مستحق تمام حقوق و آزادی های مندرج در این اعلامیه است.

در بسیاری از کشور های جهان منجمله درافغانستان سیستم قضایی و محاکم در مسایل خشونت خانوادگی، تجاوزجنسی، اختلافات زناشوهری و سایر موارد تعصب جنسی زنان بیشتر آسیب پذیر بوده و فیصله ها عموماً به نفع مردان رقم می خورد. در اکثر کشور های جهان زنان برای تحصیلات عالی امکانات کمتر نسبت به مردان داشته و بسیاری از رشته های تحصیلی بطور معمول و سنتی مردانه تلقی شده و زنان و دختران از آن رشته ها بدور نگهداشته میشوند و حتی در سیستم تحصیلات متوسط و عالی ایالات متحدهٔ امریکا و انگلستان رشتهٔ ادبیات انگلیسی برای زنان با خرد پائین رسماً تسجیل شده در نظر گرفته شده است.

همچنان درجریان مطالعهٔ تعصب جنسی یا جنسیتی درجوامع بشری به مواردی برمیخوریم که عده ای از افراد، ادارات ویا دستگاه ها نگاه دلسوزانه، ملایم و به نحوی عاطفی نسبت به زنان داشته و زنان را موجود زیبا، حساس، لطیف، رومانتیک و عاطفی قلمداد کرده و آنرا موجود ایدئال برای همسر بودن، مادر بودن و عشق ورزیدن میپندارند. این کتگوری مردم و یا دستگاه های اداری را، روانشناسان و جامعه شناسان بنام تعصب جنسی دلسوزانه می نامند.

از مطالعه و تدقیق دراین کتگوری می بینیم که مشمولین این گروه ها با آنکه برخورد دلسوزانه نسبت به زنان داشته و به نحوی خود را یاور و کمک رسان زنان معرفی میکنند اما در اینجا نیز تعصب نسبت به جنس زن روا داشته و زن را موجود ضعیف، ناتوان و نا مناسب برای امور اجتماع، اداره و اقتصاد دانسته وزن را از مشارکت در امور اجتماع مانع گشته، و وی را موجودی صرف و خاص برای اموررومانتیک و عاطفی دانسته و سلطهٔ مرد را برای حفظ ساختار قدرت توجیه میکنند.

دانشمندان امور اجتماع و روانشناسان به این نظر اند که شیوهٔ برخورد دلسوزانه وعاطفی در برابر زنان این قشر را بیشتر آسیب پذیر ومنفعل ساخته و در تداوم تعصب جنسی و سیستم مردسالاری بسیار کارا و بی عدالتی و نابرابری اجتماعی را نهادینه تر میگرداند.

موارد بی شماری در اکثر کشور های جهان از تعصب جنسی وجود دارد که به تبعیض جنسی، نابرابری جنسی و خشونت مبتنی بر جنسیت و زن ستیزی دامن می زند.

طرح و اجرای قوانین غیر عادلانه در مسایل حقوق اجتماعی، اقتصادی و سیاسی در بسا کشور های جهان خاصتاً کشور های اسلامی و قوانین زیر نام شریعت، حقوق نا برابر زنان نسبت به مردان، جلوگیری زنان از تحصیل و فراگیری علم و دانش، جنسیتی ساختن اکثر حرفه ها، مشاغل، مهارت ها، رشته های تحصیلی، پرداخت نابرابر برای زنان در شغل مشابه با مردان، سوء استفاده یا بهره کشی از زیبایی زنان در تجارت، صنایع و تجارت سکس وآزار و خشونت جنسی در برابر زنان، مردان، ترا جنسیتی ها، غیر باینری ها یا به زبان عامه ایزک ها مواردی مشهودی ازتعصب جنسی را درجهان بازگویی میکند.

به باور بعضی از جامعه شناسان در دین اسلام و سایر ادیان بصورت مشخص کدام تعصب جنسی مطرح نبوده وهمچنان هیچ محدودیتی به مشارکت زنان در کلیه عرصه های اجتماعی، اقتصادی و سیاسی وضع نگردیده است. زیرا در شبه جزیره عرب قبل از ظهور اسلام زنان و دختران به اشکال نهایت وحشیانه مورد تعصب جنسیتی قرار داشتند. دختران تازه متولد را زنده بگور میکردند، فرهنگ تعدد شوهران و تعدد زنان یا بعباره دیگر چند شوهری یا تجاوز دسته جمعی به زنان و چند زنی قبل از اسلام وجود داشته است و با ظهور اسلام زنده بگور کردن نوزادان دختران قدغن شد و پرداخت مهریه برای شوهر الزامی گشت و زنان حق مالکیت و میراث را پیدا کردند که قبل از اسلام زنان در جوامع اعراب و سایر حصص جهان از این حقوق برخوردار نبودند. اما توماس ای. اسپرینگز Thomas A. Sprangens (۲۵ اپریل ۱۹۱۷ – ۱۱ فبروری ۲۰۰۶) استاد علوم سیاسی در پوهنتون های امریکا ودر بین سالهای ۱۹۵۷ تا ۱۹۸۵ رئیس سنتر کالج امریکا و نویسنده کتاب فهم نظریه های سیاسی و اجتماعی که نظریات بسیار مبسوطی در باره نظریه پردازی های سیاسی – اجتماعی و اقتصادی ارائه کرده است و راه های خوشبختی انسان را در آن نشانی کرده است در این باره میگوید:

در جوامع اسلامی و جوامع سنتی عیسویان و سایر ادیان ابراهیمی« مرد نان آور و زن خانه دار» شناخته ميشود، وظيفه و اولويت اول زنان امور مربوط به خانه داري و مراقبت از كودكان بوده و همين نظام تقسيم كار نا عادلانه یا تعصب جنسی باعث كاهش مشاركت زنان در بازاركار ميشود. ازاينرو، ساختار خانوادگي (تعداد فرزندان خردسال يا افراد مسن، تعداد مردان بزرگسال در خانواده و…) بر ميـزان اشـتغال زنـان در تأكيد بر مؤلفه هاي فردي متأثر از فرهنگ، دينداري را عامل تأثيرگذار است.»

از نظـر سپرینگز اختيار زنان از موقعيت هايي كه در آن مردان حضـور دارنـد و اثـر متقابـل آن بـاكناره گيري از این فضا محروميت هايي ايجاد ميكنند و این باعث ميشود تا در كشورهاي اسلامي و باورمندان سایر ادیان ابراهیمی مردان براي حضور زنان در فضاي عمومي محدودیت هایی وضع کنند که به طور سيستماتيك این قشر از بازار كار حذف شوند وتعصب جنسی به اشکال گوناگون در برابر زنان اجرا گردد. که در بهترین حالت با طرح القاب بسیار عاطفی زن را مسئول بارداری، بچه داری و نگهداری فرزندان و بزرگسالان خانواده تعین مسئولیت میکنند.

 هالند، جولای ۲۰۲۶

ادامه دارد

تعصب، ماهیت و پیامد های آن قسمت شانزدهم

زموږ انګلیسي ویبپاڼه: 

د دعوت رسنیز مرکز ملاتړ وکړئ
له موږ سره د مرستې همدا وخت دی. هره مرسته، که لږه وي یا ډیره، زموږ رسنیز کارونه او هڅې پیاوړی کوي، زموږ راتلونکی ساتي او زموږ د لا ښه خدمت زمینه برابروي. د دعوت رسنیز مرکز سره د لږ تر لږه $/10 ډالر یا په ډیرې مرستې کولو ملاتړ وکړئ. دا ستاسو یوازې یوه دقیقه وخت نیسي. او هم کولی شئ هره میاشت له موږ سره منظمه مرسته وکړئ. مننه

د دعوت بانکي پتهDNB Bank AC # 0530 2294668 :
له ناروې بهر د نړیوالو تادیاتو حساب: NO15 0530 2294 668
د ویپس شمېره Vipps: #557320 :

Support Dawat Media Center

If there were ever a time to join us, it is now. Every contribution, however big or small, powers our journalism and sustains our future. Support the Dawat Media Center from as little as $/€10 – it only takes a minute. If you can, please consider supporting us with a regular amount each month. Thank you
DNB Bank AC # 0530 2294668
Account for international payments: NO15 0530 2294 668
Vipps: #557320

Comments are closed.