کتاب
تعصب، ماهیت و پیامد های آن
قسمت نزدهم
پیوسته بگذشته
فصل سوم
به ادامهٔ تعصب جنسی:
بیشترین سهم را درتعصب جنسی، نابرابری حقوقی زنان جامعهٔ ما و ادامهٔ بلاانقطاع فرهنگ مرد سالاری همانا بیسوادی، نا آگاهی زنان جامعهٔ ما از خود، جامعه و ماحولشان میباشد و همچنان زنان در برابر همه مسایلی که به سرنوشت شان مرتبط میباشد منفعل اند. هکذا بی باوری و نبود اعتماد به نفس برای مشارکت در کلیه امور اجتماع و سیاست با اضافه احمال خشونت علیه زنان از جمله عوملی اند که تعصب جنسی را علیهٔ زنان در جامعهٔ افغانی به معراج رسانیده است. موجودیت روحیه و فرهنگ مرد سالار در ارگانهای حراست از قانون، عدلی، قضایی، ضعف ارگانهای تأمین نظم عامه، نازل بودن سطح آگاهی مردم از حقوق انسانی، نقش نازل مردم خاصتاً زنان در رفاه، ترقی و پیشرفت، ونبود تفکر منافع ملی در میان مردم و قشر اداره کننده، این نوع تعصب را بیشتر از مجاری مختلف سیاسی، اجتماعی و اداری محکم نگه میدارد.
تجربیات روانشناسان میرساند که تعصب جنسی به اشکال زن ستیزی که در بالا تذکر دادم برعلاوه رکود اجتماعی و اقتصادی باعث افسردگی های کتلوی زنان، افزایش ناراحتی ها و امراض روانی در میان زنان، ضعف در عملکرد ذهنی زنان و دختران، ضعف جسمی و ارتقای گراف خود کشی و خود سوزی در میان زنان و دختران جوان در همچو جوامع گردیده است.
از تحلیل وضعیت تعصب جنسی در افغانستان بر می آید که عدهٔ قابل توجهٔ سیاستگران و دست اندر کاران امور سیاسی، اجتماعی، پلان گذاران امور اقتصادی و فرهنگیان به خوبی میدانند که در اصلِ مشارکت برای رفاه اجتماعی، ترقی و تعالی کشور و بهبود سطح زنده گی مردم مهمترین مشارکت همهٔ مردم منجمله زنان منحیث نیمی از ساکنین با اهمیت کشور ضروری و لازمی میباشد اما متأسفانه بنابر حاکمیت بلاقید وشرط فرهنگ مرد سالاری زنان پیوسته از این روند حذف میشوند. این سیاستمداران و پلان گذاران با دلایل مؤجه و نا مؤجه از قبیل بیسوادی و نا آگاهی زنان و نداشتن اطلاعات کافی از حقوق انسانی و وجایب اجتماعی، عدم پذیرش زنان در بسیاری از موقعیت های شغلی اداره کننده که مردان آنرا توهین به خود میدانند، عدم اعتنأ به باور ها عقیدتی و نگرش های زنان، عدم اعتماد بالای زنان بنابر بی باوری ونبود اعتماد به نفس زن ، موجودیت قدرت انحصاری مرد در تمام سطوح اداره کشور که در این سیستم زنان خود را غیر مصئون احساس میکنند، زنان هیچنوع کنترول بر ثروت و منابع تعین کننده در جامعهٔ ما ندارند، متفرق بودن و نبود اتحاد همهٔ زنان برای رسیدن به امیال شان، بنابرموجودیت تابو های فرهنگی که بسیاری از آنها بوسیله زنان در جامعه رعایت بیدریغ ومحافظت میگردند و سوء استفاده از نقش سنتی جنسیتی زنان چون مادر و پرورش دهنده و سایرعوامل جلوگیری از حساسیت ها اجتماعی از مشارکت زنان چشم پوشی میکنند و همچنان با زن تعصب میورزند. این نگرش نه تنها زنان را از مشارکت عمومی باز میدارد بلکه آزادی های آنها را محدود تر ساخته و زمینه های با سواد شدن، کسب آگاهی، جامعه پذیری، تأمین سلامت جسمی و روحی آنها و ارتقای ظرفیت ها و توا نمند سازی آنانرا نیز سد میگردد. در تحت تأثیر این فرهنگ تعصب بار، زن ستیز و این نگرشِ نخبه گان، سیاستگذاران و پلانگذاران فشار ناروای بیشتر بر زنان تشدید یافته و باعث میگردد انها از مشارکت و تصمیم گیری ها بدور بمانند و جامعه روز تا روز به قهقرا رهنمون است.
سازمان ملل متحد در گزارش سالانهٔ خود که بتاریخ ۱۲ جون سال ۲۰۲۳ ارائه کرد، تصریح کرد که «تعصبات جنسی و فشارهای فرهنگی» مانع اصلی توانمندسازی زنان در ده سال اخیربوده است… رسیدن جهان به برابری جنسیتی تا سال ۲۰۳۰ با وجود تداوم نابرابریهای جنسیتی در طول دهه گذشته، بعید به نظر میرسد.
این گزارش سازمان ملل متحد برمبنای اطلاعات و گزارشات بین سالهای ۲۰۱۰ تا سال ۲۰۱۴ واز سال ۲۰۱۷ تا سال ۲۰۲۲ از کشور هایی تهیه گردیده است که ۸۵ فیصد نفوس جهان را تشکیل میدهند.
در این گزارش تصریح گردیه است که، تقریباً از هر ۱۰ مرد و زن، ۹ نفر دارای تعصب جنسیتی علیه زنان هستند.
هریبرتو تاپیا Hariberto Tapya، مشاور تحقیق درپروگرام مشارکت و توسعه سازمان ملل متحد و یکی از نویسندگان این گزارش، گفته است که میزان بهبود نابرابری جنسیتی در طول زمان مورد بررسی «ناامیدکننده» بوده است.
نظرسنجی این نهاد بینالمللی همچنین نشان میدهد که تقریباً نیمی از مردم جهان فکر میکنند مردان، رهبران سیاسی بهتری هستند و ۴۳ فیصد هم مردان را مدیران تجاری بهتری میدانند.
آروآ سانتیاگو Arwa Santyago، متخصص جنسیت در اقتصادهای جهانی درپروگرام توسعهٔ سازمان ملل متحد در مصاحبه با رویترز گفت: «ما باید تعصبات جنسی و هنجارهای اجتماعی را تغییر دهیم، اما هدف نهایی تغییر روابط قدرت بین زنان و مردان، بین مردم است.
گرچه در آغاز این مبحث در قبال تعصبات جنسی در قبال گرایشات جنسی در انواع افراد ترانس، همجنس گرا یا همجنس باز، دو جنس گرا یا دو جنس باز، همه جنس باز ها، هیترو ها، ایزک ها و سایرین اشارت مختصر کردم اما لازم دیده میشود تا نخست روشنی مختصری در بارهٔ هویت جنسی و انواع گرایشات جنسی یا انواع جنسیت ها انداخته شود وبعد از آن چگونگی تعصب جنسی در برابر آین گرایشات را در جوامع انسانی بررسی کنیم.
هویت جنسی عبارت از خصوصیات فزیکی اندام انسانی بوده که برویت اندام تناسلی انسان دسته بندی میگردد و شامل مرد و زن و ایزک یا مذکر و مونث وخنثی میگردد. اما دانشمندان خاصتاً فیزیولوگ ها و روانشناسان دریافتند که این هویت بیشتر بستگی به احساس درونی، تمایلات و گرایشات عاطفی شخص مرتبط میباشد. از آنجاست که گرایشات جنسی بیشتر معرف هویت جنسی گردید و امروز در سرتاسر جهان بمنظور رسمیت شناسی این گرایشات زیر عنوان هویت جنسی تلاش های فراوان جریان دارد.
گرایشات جنسی عبارت از عواطف و تمایلات جنسی و عاشقانهٔ یک فرد به افراد دیگربا جنسیت های زن، مرد، خنثی و یا ترانس میباشد. مطالعات علمی در این عرصه نشان داد که تمایلات جنسی بخش نهایت مهم وجود انسانها بوده و از همین جا تمایلات و دیدگاه های ما در قبال خود و آنهاییکه با ایشان روابط فزیکی برقرار میکنیم معین میگردد. پس معلوم است هویت های غیر از دوجنسیت معمول و مشهورنیز وجود دارند.
هم اکنون دانشمندان چندین انواع گرایشات و تمایلات جنسی را که هویت دارندگانش را معین میکند شناسایی کرده اند اما در کلیت آنرابه پنج نوع تمایلات جنسی تقسیم بندی کرده اند که عبارت اند از:
۱: دگرجنس گرا (heterosexual)
افراد گروه دگر جنس گرا ها، از نظر عاشقانه و فزیکی به اعضای جنس مخالف خویش علاقه داشته و این گرایش و تمایل را همچنان گرایش معمولی یا(straight) هم میگویند و بخش اعظم جوامع انسانی شامل این گروه میباشند.
۲: همجنسگرا- همجنس باز (homosexual)
شاملین این دسته از نظر عشقی و فزیکی بصورت قطع تمایل به افراد همجنس خویش داشه در گذشته ها افراد شامل این کتگوری را همجنس باز میگفتند، ولی هم اکنون غرض جلوگیری از مفاهیم تعصب بار أنها را به دو گروپ جداگانه مردان همجنس گرا (gay) و زنان همجنس گر (Lesbian)تقسیم کرده اند.
۳: دو جنسگرا (bisexual)
دوجنسگرا یا بی سیکسویل، به افرادی که به هر دو جنس یعنی هم مرد هم زن علاقه نشان می دهند گفته می شود.
۴: بدون گرایش جنسی (asexual)
شاملین این گروه هیچ علاقهٔ جنسی و آمیزشی به هیچ جنسی ندارند. گفته میشود یک فیصد مردم جهان شامل این دسته میباشد.
۵: هر جنس گرا – همه جنس گرا (pansexual)
شاملین این گروه به همه جنس ها علاقمند میباشند.
برعلاوه این گرایشات گروه های از قبیل دوجنس گرایی(Androgynsexual) که هم خصوصیات زنانه و هم خصوصیات مردانه دارند، زنانی که اندام مردانه دارند و یا مردانی که اندان زنانه دارند نیز وجود دارد.
در کنار تعصب جنسی علیهٔ زنان همچنان تعصب شدید خشونتبار علیه، همهّ این گروه هایی که در بالا از آنها یادآوری کردم در سراسر جهان وجود دارد.
در افغانستان هم در میان مردم عوام و هم در قشرحاکمیت اساساً بغیر از هویت های مردانه و زنانه سایر هویت ها و گرایشات جنسی پذیرفتنی نیستند و دارندگان سایر گرایشات و تمایلات شدیداً در رنج و عذاب اند و حرکات شان در جامعه مورد آزارو تمسخر قرار گرفته و با تعصب و خشونت استقبال میگردند. بسیاری از دارندگان سایر هویت ها سعی میکنند جامعه و اطرافیان از هویت شان آگاهی حاصل نکند و همچنان در زندان عمومی بسر میبرند و رنج فراوان میکشند. که بسیاری از عوامل خوکشی ها و خود سوزی ها در افغانستان ریشه درآشفتگی های جنسی واختلالات عصبی ناشی از تمایلات و گرایشات جنسی متصور است.
در دین اسلام تأمین روابط فزیکی و عشقی تنها بین مرد و زن که همسر نکاحی و یا صیغه ای هم باشند مجاز است و سایر همه انواع گرایشات و تمایلات جنسی جزو گناهان کبیره و حرام محسوب میگردند و از جانب متولیان دینی و فقها مجازات سنگینی برای آن در نظر گرفته شده است.
از اینجاست که در کشور ما تعصب جنسی یا جنسیتی در معراج قرار داشته و جامعه برای رفع این معضله بسیار آهسته و غیر محسوس گام بر میدارد.
مهمترین عامل عقب ماندگی سیاسی، اجتماعی و اقتصادی کشور ما افغانستان ریشه در همین تعصب جنسی دارد.
چنانچه گاندی میگفت: افسوس می خورم از این که بسیاری از پدرها و مادرها در امر تربیت دخترانشان سهل انگاری جنایت آمیزی در پیش می گیرند و انها را نسبت به پسرها در جهل بیشتری نگه می دارند، با علم و ادب آشنایشان نمی کنند و می کوشند تا دختران را هر چه بهتر به منظور جلب شوهر ثروتمند بار آورند.
همین است تعصب جنسی یا جنسیتی که در کشور ما افغانستان از خانواده شروع تا آخرین مهره های اداره و حاکمیت به آن میپردازند و زنان در تحت شرایط رسوم،عنعنه، فرهنگ، باور های نادرست مذهبی آنرا پذیرا اند وکدام اقدام روشمند ملموس از آنها سراغ نداریم.
هالند، سپتمبر ۲۰۲۶
ادامه دارد
زموږ انګلیسي ویبپاڼه:
د دعوت رسنیز مرکز ملاتړ وکړئ
له موږ سره د مرستې همدا وخت دی. هره مرسته، که لږه وي یا ډیره، زموږ رسنیز کارونه او هڅې پیاوړی کوي، زموږ راتلونکی ساتي او زموږ د لا ښه خدمت زمینه برابروي. د دعوت رسنیز مرکز سره د لږ تر لږه $/10 ډالر یا په ډیرې مرستې کولو ملاتړ وکړئ. دا ستاسو یوازې یوه دقیقه وخت نیسي. او هم کولی شئ هره میاشت له موږ سره منظمه مرسته وکړئ. مننه
د دعوت بانکي پتهDNB Bank AC # 0530 2294668 :
له ناروې بهر د نړیوالو تادیاتو حساب: NO15 0530 2294 668
د ویپس شمېره Vipps: #557320 :
Support Dawat Media Center
If there were ever a time to join us, it is now. Every contribution, however big or small, powers our journalism and sustains our future. Support the Dawat Media Center from as little as $/€10 – it only takes a minute. If you can, please consider supporting us with a regular amount each month. Thank you
DNB Bank AC # 0530 2294668
Account for international payments: NO15 0530 2294 668
Vipps: #557320

Comments are closed.