ن. جلیلزاد در پاسخ به نقد احمد آریا، کوشش کرده است ادعا کند که خودِ منتقد گرفتار همان اشتباهاتی است که دیگران را به آن متهم میکند.
اصل این حرف درست است. هیچ منتقدی مقدس نیست. احمد آریا هم اگر اشتباه کرده باشد، باید نقد شود.
اما مشکل این است که جلیلزاد به اصل نقد پاسخ نمیدهد. او پرسش را کنار میگذارد، آن را برمیگرداند و خودِ منتقد را موضوع بحث قرار میدهد.
مثلاً آریا گفته است در نوشتهٔ جلیلزاد، که قرار است تحلیلی تاریخی باشد، زبان شاعرانه بارها جای توضیح و استدلال را گرفته است. اما جلیلزاد در پاسخ، چند تعبیر از نوشتهٔ آریا، مانند «ماشین لباسشویی» یا «مدال دادن دوستان»، پیدا میکند و میگوید: پس خودت هم از زبان تصویری استفاده کردهای.
این شیوهٔ پاسخگویی نیست. این شیوه، اصل موضوع را نادیده میگیرد.
بحث این نبود که استعاره ممنوع است. بحث این بود که استعاره نباید جای استدلال را بگیرد؛ چیزی که در نوشتار جلیلزاد به کثرت دیده میشود.
اگر جلیلزاد میخواهد نقد آریا را رد کند، باید نشان دهد کدام تعبیر در نوشتهٔ او جای یک استدلال را گرفته است. صرف پیدا کردن چند تشبیه در یک متن، پاسخ به این پرسش نیست.
آنچه آریا نوشته است، بیشتر تشبیه است، نه استعاره. دانستن تفاوت این دو لازم است. در نوشتهٔ آریا، عبارت «تاریخنگاری ماشین لباسشویی نیست» یک تشبیه است؛ یعنی تاریخنگاری به ماشین لباسشویی مانند شده تا یک منظور روشن را بیان کند: نوشتن چند کتاب نباید گذشتهٔ افراد را پاک کند. اما تعبیرهایی مانند «چراغی که با خون روشن شد»، «خونی که در رگ بیرق جاری است» یا «رودی به نام استقلال»، استعاره و تصویرسازی شاعرانهاند؛ یعنی شخصیت و رویداد تاریخی مستقیماً در قالب تصویرهای ادبی بیان میشوند.
بنابراین، بحث آریا این نبود که استفاده از استعاره یا زبان تصویری ممنوع است. بحث این بود که تشبیه میتواند برای روشنتر کردن یک استدلال به کار رود، اما وقتی استعاره و تصویرسازی شاعرانه جای توضیح، تحلیل و استدلال تاریخی را بگیرد، دیگر با تاریخنگاری روبهرو نیستیم، بلکه با ستایشنامهنویسی روبهرو هستیم.
همین مشکل در بحث سند نیز دیده میشود.
آریا پرسیده بود: وقتی نویسنده در تحلیل تاریخی خود پیوسته از «اسناد فراوان»، «شواهد بسیار» و «تحقیقات تاریخی» سخن میگوید، چرا سند مشخصی ارائه نمیکند؟ و جلیلزاد پاسخ میدهد: خود آریا سند ادعاهایش را کجا آورده است؟
این دیگر پاسخ نیست، بلکه پاسخ دادن به یک پرسش با پرسشی دیگر است.
اگر آریا در متن خود ادعای تاریخی مشخصی کرده بود و برای آن دلیل نداشت، باید نقد میشد. اما پاسخ دادن به پرسش با پرسشی دیگر، جلیلزاد را از پاسخگویی معاف نمیکند.
اگر کسی بگوید «من اسناد فراوان دارم»، حق خواننده است که بپرسد:
کدام اسناد؟
پاسخ «تو هم سند نداری» هیچ سندی را روی میز نمیگذارد.
جلیلزاد همچنین بارها از «مرد پوشالی» و «نیتخوانی» سخن میگوید. این اصطلاحات ممکن است درست باشند، اما صرف استفاده از یک اصطلاح، دلیل و پاسخ نیست.
اگر کسی مرد پوشالی ساخته است، باید نشان داده شود که او چه گفته، طرف مقابل چه گفته و تحریف دقیقاً کجا صورت گرفته است. گفتن «این مرد پوشالی است» کافی نیست؛ همانگونه که گفتن «این نیتخوانی است» نیز بهتنهایی کافی نیست.
جالب اینجاست که خود جلیلزاد نیز گاهی وارد نیتخوانی میشود. او میگوید آریا با پرسشهای خود خواننده را دچار «توهم عمق تحلیلی» میکند یا بهجای استدلال به طعنه پناه میبرد. این دیگر فقط نقد نوشتهٔ آریا نیست؛ این ادعا دربارهٔ قصد و روش ذهنی نویسنده است.
پس نیتخوانی اگر بد است، باید برای همه بد باشد.
یکی از پاسخهای دیگر جلیلزاد این است که آریا پرسشهایی دربارهٔ اصلاحات امانالله خان مطرح کرده، اما خودش به آنها پاسخ نداده است.
این هم پاسخ عجیبی است.
وظیفهٔ منتقد این نیست که هر بار یک کتاب تازه بنویسد.
اگر کسی مقالهای دربارهٔ یک شخصیت تاریخی نوشته و مدعی تحلیل است، منتقد حق دارد بپرسد: اصلاحات چه بود؟ چه نتیجهای داشت؟ کدام بخش آن موفق شد؟ کدام بخش شکست خورد؟ رابطهٔ حکومت با مردم چگونه بود؟
پاسخ به این پرسشها وظیفهٔ کسی است که ادعای تحلیل کرده است، نه منتقدی که میپرسد چرا این مسائل در نوشتهٔ شما وجود ندارد.
در بحث گذشتهٔ سیاسی نیز جلیلزاد اعتراض میکند که چرا آریا به پیشینهٔ افراد اشاره کرده است.
اما آریا نگفته بود که گذشتهٔ سیاسی، کسی را بیاعتبار میکند.
پرسش او چیز دیگری بود:
اگر گذشتهٔ سیاسی و وابستگی افراد برای بررسی شخصیت دیگران مهم است، چرا دربارهٔ دوستان و همفکران ناگهان بیاهمیت میشود؟ این دقیقاً همان چیزی است که آریا گفته بود.
این حمله به شخصیت نیست. این پرسش دربارهٔ یکسان بودن معیارهاست.
گذشتهٔ سیاسی نه جرم است و نه دلیل بیاعتباری نوشتهٔ امروز یک فرد؛ این را نیز آریا گفته بود. اما اگر قرار است گذشته برای تحلیل دیگران مهم باشد، نمیتوان هنگام رسیدن به دوستان گفت: گذشته را فراموش کنید.
یا گذشته مهم است، یا نیست. نمیتوان همزمان دو معیار داشت.
موضوع دیگر، خودِ جلیلزاد است که با نام مستعار مینویسد.
نام مستعار داشتن جرم نیست و کسی هم موظف نیست هویت خود را افشا کند. اما کسی که خود پشت نام مستعار قرار دارد، باید در بررسی گذشته، وابستگی، انگیزه و روابط دیگران محتاطتر باشد. نمیشود خودت ناشناس بمانی، اما از دیگران بخواهی گذشته و روابط خود را زیر ذرهبین بگذارند.
این تناقض است.
مشکل دیگر، زبان خود جلیلزاد است. او آریا را متهم میکند که از طعنه و کنایه استفاده میکند، اما خود از عبارتهایی مانند «نمایش مضحک نقد»، «توهم عمق تحلیلی» و «خانهای بر ریگزار» استفاده میکند.
این ایرادی ندارد، اگر او بپذیرد که خودش نیز از زبان تند استفاده میکند. اما نمیتوان از یکسو به دیگران گفت طعنه جای استدلال را گرفته و از سوی دیگر خود با طعنه پاسخ داد.
در پایان، مسئله بسیار ساده است.
احمد آریا ممکن است در بعضی موارد تند نوشته باشد. ممکن است بعضی جملههایش بهتر و دقیقتر نوشته میشد. ممکن است در جایی از حدس دربارهٔ نیت افراد فراتر رفته باشد. اینها قابل نقد است.
اما اینها پاسخ به نقد اصلی نیست.
اگر گفته شده در یک نوشته استدلال ضعیف است، باید نشان داد استدلال کجاست و چرا نقد وارد نیست. اگر گفته شده میان دو ادعا تناقض وجود دارد، باید آن تناقض را توضیح داد. اگر گفته شده سند معرفی نشده، باید سند را معرفی کرد. اگر گفته شده معیار دوگانه وجود دارد، باید نشان داد که معیار واقعاً برای همه یکسان است.
اینها هستههای اصلی استدلال آریا بودند.
اما اینکه منتقد هم از زبان تصویری استفاده کرده، هم تند مینویسد و هم ممکن است اشتباه کند، هیچیک از این پرسشها را از بین نمیبرد.
اشتباه احتمالی منتقد، دلیل درستی نوشتهٔ مورد نقد نیست.
ن. جلیلزاد بهجای پاسخ روشن به برخی از این پرسشها، بارها بحث را از نوشتهها به خودِ منتقد منتقل میکند.
این شیوه شاید راه آسانتری برای دفاع باشد، اما پاسخ به نقد نیست.
مسئله در پایان بسیار ساده است:
اگر نقدی نادرست است، نشان دهید کجایش نادرست است.
اگر استدلالی ضعیف است، استدلال بهتر بیاورید.
اگر سند دارید، آن را معرفی کنید.
و اگر از دیگران معیار واحد میخواهید، همان معیار را نخست دربارهٔ خود و دوستانتان اجرا کنید.
غیر از این، بحث هرقدر هم طولانی شود، چیزی به آن اضافه نمیکند.
زموږ انګلیسي ویبپاڼه:
د دعوت رسنیز مرکز ملاتړ وکړئ
له موږ سره د مرستې همدا وخت دی. هره مرسته، که لږه وي یا ډیره، زموږ رسنیز کارونه او هڅې پیاوړی کوي، زموږ راتلونکی ساتي او زموږ د لا ښه خدمت زمینه برابروي. د دعوت رسنیز مرکز سره د لږ تر لږه $/10 ډالر یا په ډیرې مرستې کولو ملاتړ وکړئ. دا ستاسو یوازې یوه دقیقه وخت نیسي. او هم کولی شئ هره میاشت له موږ سره منظمه مرسته وکړئ. مننه
د دعوت بانکي پتهDNB Bank AC # 0530 2294668 :
له ناروې بهر د نړیوالو تادیاتو حساب: NO15 0530 2294 668
د ویپس شمېره Vipps: #557320 :
Support Dawat Media Center
If there were ever a time to join us, it is now. Every contribution, however big or small, powers our journalism and sustains our future. Support the Dawat Media Center from as little as $/€10 – it only takes a minute. If you can, please consider supporting us with a regular amount each month. Thank you
DNB Bank AC # 0530 2294668
Account for international payments: NO15 0530 2294 668
Vipps: #557320

Comments are closed.