خاطره: به یاد آن دروان های طلایی
در مکتب ابتدائیه صنفی های ما از هرسمت و هرگذر می آمدند؛ بچه ها و دخترها از بارانه، باغ قاضی، چنداول، ده افغانان،...تا مرادخانی. ما از همدیگر نمی پرسیدیم ازکجا استی؟ در آن دوره صمیمی ترین صنفی هایم یکی عوض علی بود. بعداً او در جاده…