بمب‌ها، گدایی و خون: سیاستِ نا امیدیِ پاکستان

احمد فواد ارسلا

52

تصمیم اخیر پاکستان برای بمباران خاک افغانستان که بنا بر گزارش‌ها به کشته شدن ده‌ها غیرنظامی، از جمله زنان و کودکان انجامیده است نه نشانهٔ شجاعت است و نه دفاع مشروع. این رفتارِ رژیمی هراسان است که می‌کوشد توجه جهان را از آتش‌هایی که در درون مرزهای خودش زبانه می‌کشد، منحرف کند.

در روزهای ۲۱ و ۲۲ فبروری، اردوی پاکستان حملات هوایی خارج از پاکستان را بر ولایت‌های ننگرهار و پکتیکا در افغانستان انجام داد و مدعی شد که مخفیگاه‌های تحریک طالبان پاکستان (TTP) و شاخه‌های وابسته به داعش را هدف قرار داده است؛ آن هم پس از چند حملهٔ انتحاری در داخل پاکستان. اسلام‌آباد اصرار دارد که «شواهد قطعی» از حضور این گروه‌ها در افغانستان در اختیار دارد. کابل این حملات را نقض حاکمیت افغانستان و حقوق بین‌الملل محکوم کرده است.

اما بیایید صریح باشیم: این اقدام در اصل نه دربارهٔ امنیت بود، بلکه دربارهٔ بقای سیاسی.

بدتر از آن، این حملات در ماه مقدس رمضان انجام شد؛ ماهی که رهبران پاکستان همواره در سخنرانی‌های‌شان از آن برای شعار دادن دربارهٔ وحدت اسلامی و اقتدار اخلاقی استفاده می‌کنند. دولتی که پیوسته خود را «قلعهٔ اسلام» می‌نامد، اکنون دهات مسلمان‌نشین را بمباران کرده و خانواده‌های روزه‌دار و کودکان را در خانه‌های‌شان کشته است. اگر ریاکاری صدایی می‌داشت، این همان صدا می‌بود.

کشوری که از درون فرو می‌پاشد

پاکستان امروز کشوری در آرامش نیست؛ بلکه کشوری است که به دست ناکامی‌های خودش در محاصره قرار گرفته است.

در بلوچستان، شورش مسلحانه به یکی از جدی‌ترین بحران‌های امنیت داخلی در دهه‌های اخیر تبدیل شده است. گروه‌هایی چون ااردوی آزادی‌بخش بلوچ (BLA) حملات هماهنگ بر خطوط ریل، کاروان‌های عسکری و تأسیسات دولتی انجام داده‌اند. شهرهای کامل عملاً به مناطق نظامی‌شده بدل شده‌اند.

موج‌های اخیر حملات مسلحانه و انتحاری در سراسر بلوچستان ده‌ها کشته برجای گذاشت و عملیات گستردهٔ سرکوبگرانه را در پی داشت. گفته می‌شود هزاران نفر کشته شده‌اند. با این حال، اسلام‌آباد حاضر نیست علت واقعی را بپذیرد: دهه‌ها سرکوب سیاسی، بهره‌کشی اقتصادی، ناپدیدسازی‌های اجباری و مجازات جمعی یک ملت کامل.

این توطئهٔ خارجی نیست؛ این قیامی داخلی است که ریشه در بی‌عدالتی نظام دارد.

در همین حال، در خیبرپختونخوا خشونت‌های ملیشه ها پس از فروپاشی آتش‌بس TTP به شدت افزایش یافته است. ماموریت های پولیس،  قرارگاه‌های اعسکری به طور منظم هدف قرار می‌گیرند. بمب‌گذاری‌های انتحاری دیگر امر نادری نیست. اقتدار دولت به‌گونهٔ آشکار در حال ازهم پاشیدن است.

پاکستان از درون می‌سوزد، و رهبرانش می‌خواهند جهان به جای دیگر نگاه کند.

خاموش کردن پیام‌آوران

وقتی راپور از کشته شدن ملکی، از جمله کودکان، در حملات هوایی به افغانستان منتشر شد، مطبوعات بین‌المللی توجه نشان دادند. بخصوص، دستگاه خبری الجزیره دربارهٔ تلفات ملکی و روایت‌های شاهدان عینی از دهات بمباران‌شده راپور داد.

پاسخ اسلام‌آباد پشیمانی نبود؛ سانسور بود.

بر اساس خبر ها، پاکستان از پوشش خبری الجزیره به‌شدت خشمگین شد و پخش این موسسه خبری را در داخل کشور تعلیق کرد ،نه به این دلیل که راپور نادرست بود، بلکه چون برایش ناخوشایند بود. رژیمی که به موضع اخلاقی خود مطمئن باشد، نیازی به خاموش کردن خبرنگاران ندارد؛ تنها رژیمی که از حقیقت می‌ترسد چنین می‌کند.

این کنترل خسارت نبود؛ این کنترل روایت بود.

چال قدیمی: صدور بحران به بیرون

این اقدام با مودل آشنا سازگار است: وقتی مشروعیت در داخل فرو می‌ریزد، حکومت‌ها دشمن را در خارج می‌سازند.

رهبری پاکستان تصمیم گرفته است فاجعه‌های داخلی خود را به بیرون انتقال کند. به جای پرداختن به فساد، نابرابری و حکومت‌داری نظامی‌شده، افغانستان را مقصر می‌داند. به جای گفت‌وگو با جمعیت‌های به حاشیه رانده‌شده، آن سوی مرزها را بمباران می‌کند. به جای اصلاح اقتصاد سیاسی خود، پرچم «امنیت ملی» را بالا می‌برد.

حتی هند ،که به دشواری می‌توان آن را ناظر بی‌طرف دانست ،پاکستان را متهم کرده است که می‌کوشد «ناکامی‌های خود را به بیرون منتقل کند».

و شواهد عملی مستند کوبنده است: مقام‌های افغان و باشندگان محلی می‌گویند حملات هوایی مناطق غیرنظامی را در فاصلهٔ کیلومتر ها دوراز قرارگاه های تأییدشدهٔ ملیشه ها در داخل پاکستان هدف قرار داده است. این عملیات‌ها جراحی دقیق نبود؛ نمایش خشن سیاسی بود.

دولتی ورشکسته با بمب

زمینهٔ کلی اوضاع این ماجرا را حتی زشت‌تر می‌کند.

پاکستان از نظر اقتصادی به زانو درآمده است. رهبرانش به‌طور پنهانی از پایتختی به پایتخت دیگر پرواز می‌کنند تا قرضه، کمک مالی اضطراری و کمک‌های نجات مالی گدایی کنند ، سفرهای تحقیرآمیز وابستگی مالی که در لباس دیپلماسی پنهان شده است. ذخایر ارزی تحلیل رفته، تورم کمر فقرا را شکسته، و کمبود انرژی و بیکاری گسترده است.

این دولتی است که نمی‌تواند صورت‌حساب‌های خودش را بپردازد، امابه طور عجیبی برای حملات هوایی پول پیدا می‌کند.

حکومتی که قادر نیست مردم خود را سیر کند یا پول ملی‌اش را تثبیت نماید، می‌کوشد با بمباران دهات در خاک افغانستان قوی جلوه کند. این ناامیدی ستراتیژیک است که در لباس قدرت ظاهر شده است.

پاسخگویی از داخل آغاز می‌شود

اگر حاکمان پاکستان واقعاً به امنیت می‌اندیشیدند، سرچشمه‌های شورش را در درون خاک خود می‌دیدند:
فساد، حذف سیاسی، غارت منابع، و دکترین امنیتی‌ای که ولایت‌های کامل را چون قلمرو دشمن می‌بیند.

در عوض، آنان به این خیال چسبیده‌اند که افراط‌گرایی بیماری وارداتی است. چنین نیست. شورش در بلوچستان بومی است. بی‌ثباتی در خیبرپختونخوا نتیجهٔ سیاست داخلی ناکام است. خشم انباشته‌شده در پیرامون پاکستان محصول دهه‌ها سوءحکمرانی است.

بمباران افغانستان ارزان‌تر از اصلاح پاکستان است.
خاموش کردن خبرنگاران آسان‌تر از پاسخ دادن به اتباع است.
فریاد زدن «تروریزم» ساده‌تر از اعتراف به فروپاشی سیاسی است.

جهان نباید فریب بخورد

جامعهٔ جهانی باید این اقدام را آن‌گونه که هست ببیند: ژست جنگیِ انحرافیِ رژیمی که در داخل در حال از دست دادن کنترل است.

حملات فرامرزی شاید چند روزی سرخط خبرها را بگیرد، اما شورش‌های پاکستان را حل نخواهد کرد، اقتصادش را درمان نمی‌کند و اعتماد عمومی را بازنمی‌گرداند. این حملات فقط بی‌ثباتی منطقه‌ای را عمیق‌تر می‌سازد و در عین حال رهبری ناکام را از پاسخگویی می‌پوشاند.

نخبگان سیاسی و نظامی پاکستان باید دست از پنهان شدن پشت دشمنان خارجی بردارند. هیچ دولتی نمی‌تواند با بمب از ورشکستگی، سرکوب و شورش فرار کند.

اگر واقعاً به آیندهٔ پاکستان اهمیت می‌دهند، باید کشتن دهاتیان مسلمان در رمضان را متوقف کنند، خاموش کردن خبرنگاران را پایان دهند، و به جای صدور خشونت به بیرون از مرزها، با بحران‌هایی روبه‌رو شوند که کشورشان را از درون می‌درد.

امپراتوری، اختراع، و مصادرهٔ تاریخی

زموږ انګلیسي ویبپاڼه: 

د دعوت رسنیز مرکز ملاتړ وکړئ
له موږ سره د مرستې همدا وخت دی. هره مرسته، که لږه وي یا ډیره، زموږ رسنیز کارونه او هڅې پیاوړی کوي، زموږ راتلونکی ساتي او زموږ د لا ښه خدمت زمینه برابروي. د دعوت رسنیز مرکز سره د لږ تر لږه $/10 ډالر یا په ډیرې مرستې کولو ملاتړ وکړئ. دا ستاسو یوازې یوه دقیقه وخت نیسي. او هم کولی شئ هره میاشت له موږ سره منظمه مرسته وکړئ. مننه

د دعوت بانکي پتهDNB Bank AC # 0530 2294668 :
له ناروې بهر د نړیوالو تادیاتو حساب: NO15 0530 2294 668
د ویپس شمېره Vipps: #557320 :

Support Dawat Media Center

If there were ever a time to join us, it is now. Every contribution, however big or small, powers our journalism and sustains our future. Support the Dawat Media Center from as little as $/€10 – it only takes a minute. If you can, please consider supporting us with a regular amount each month. Thank you
DNB Bank AC # 0530 2294668
Account for international payments: NO15 0530 2294 668
Vipps: #557320

Comments are closed.