پاکستان طالبان را از دست داد. آیا به اشرف غنی بازمی‌گردد؟

احمد فواد ارسلا

53

اظهارات اخیر مقام‌های طالبان مبنی بر این‌که رئیس‌جمهور پیشین افغانستان، اشرف غنی، می‌تواند «به‌عنوان یک تبعه عادی» به کشور بازگردد، نباید به‌صورت جداگانه و منفک از زمینه بررسی شود. این اظهارات در زمانی مطرح می‌شود که تشنجات میان پاکستان و رهبری طالبان در حال افزایش است، رقابت منطقه‌ای میان امارات متحده عربی و قطر شدت گرفته، و فشارهای اقتصادی بر خود پاکستان نیز رو به فزونی است. در چنین بستر گسترده‌ای، بحث پیرامون بازگشت احتمالی غنی بیش از آن‌که یک آشتی نمایشی به نظر برسد، می‌تواند نشانه‌های اولیه یک پروژه جیوپولیتیکی بزرگ‌تر برای بازسازی ساختمان قدرت در افغانستان باشد.

اظهارات طالبان از نظر سیاسی اهمیت دارد، زیرا غنی یک تبعیدی عادی نیست. او همچنان یکی از چهره‌های بحث‌برانگیز و جاه‌طلب و قدرت طلب در سیاست معاصر افغانستان محسوب می‌شود. زمانی که کابل در آگست ۲۰۲۱ سقوط کرد و او از کشور گریخت، خود را به‌عنوان رهبری تقاعدی که از صحنه سیاست کنار می‌رود معرفی نکرد، بلکه برعکس، وعده بازگشت داد. اظهارات مکرر او در دوران تبعید نشان داده که همچنان به قدرت طلبی و میراث تاریخی خود عمیقاً وابسته است.

این مسئله مهم است، زیرا جاه‌طلبی سیاسی اغلب پس از فروپاشی سیاسی نیز زنده می‌ماند.

در همین حال، محیط منطقه‌ای پیرامون افغانستان به‌طور چشمگیری تغییر کرده است. روابط پاکستان با طالبان به سطحی از تیرگی رسیده که پس از سقوط جمهوری کمتر کسی انتظار آن را داشت. اسلام‌آباد اکنون طالبان را نه به‌عنوان متحدان مطیع، بلکه به‌عنوان یک حکومت اسلام‌گرای مستقل می‌بیند که حاضر نیست به‌طور کامل با خواسته‌های امنیتی پاکستان،بخصوص در مورد تحریک طالبان پاکستان (TTP)، همسو شود. تحلیل‌های بین‌المللی اکنون آشکارا از این روابط به‌عنوان یک بحران در حال تعمیق یاد می‌کنند.

در این‌جاست که غنی دوباره مطرح می‌شود.

برخلاف بسیاری از رهبران پیشین افغانستان، غنی در دوران ریاست‌جمهوری‌اش روابطی کم‌سابقه با تشکیلات نظامی پاکستان ایجاد کرد. او شاید تنها رهبر افغان در تاریخ معاصر باشد که به‌طور علنی از قرارگاه عمومی اردوی پاکستان دیدار کرد و تعامل مستقیم با رهبری نظامی آن کشور را در مرکز سیاست منطقه‌ای خود قرار داد. دیدارهای او با قمر جاوید باجوه، رئیس پیشین اردوی پاکستان، نمونه ای از سطحی از سازگاری سیاسی بود که برای یک رئیس‌جمهور افغان بی‌سابقه محسوب می‌شد.

برای بسیاری از افغان‌ها، این طرز برخورد به‌مثابه تسلیم ستراتژیک در پوشش دیپلماسی تلقی شد. غنی همچنان اصرار داشت که پاکستان می‌تواند صلح را تأمین کند، حتی در حالی که شورش طالبان شدت می‌گرفت و قلمرو افغانستان به‌طور پیوسته سقوط می‌کرد. منتقدان او هشدار داده بودند که وی درک درستی از فرهنگ ستراتژیک تشکیلات نظامی پاکستان ندارد. تاریخ نشان داد که این انتقادها بی‌اساس نبود.

یکی از تحولاتی که کمتر مورد بحث قرار گرفته اما عواقب عمیقی داشت، پیشرفت وسیع پروژه حصارکشی مرزی پاکستان در امتداد خط مرزی افغانستان و پاکستان در دوران ریاست‌جمهوری غنی بود. تا سال‌های پایانی حکومت او، گزارش شده بود که نزدیک به ۹۰ درصد این پروژه تکمیل شده است. برای بسیاری از افغان‌هایی که مشروعیت خط دیورند را نمی‌پذیرند، این موضوع به یکی از روشن‌ترین نمونه های افزایش نفوذ ستراتژیک پاکستان در دوران حاکمیت غنی تبدیل شد.

اکنون ممکن است معادله جیوپولیتیکی بار دیگر در حال تغییر باشد.

غنی در حال حاضر در امارات متحده عربی اقامت دارد، کشوری که رقابت منطقه‌ای آن با قطر طی سال‌های اخیر بر بسیاری از منازعات شرق میانه تأثیر گذاشته است. قطر از طریق دفتر دوحه و روند مذاکرات، به مهم‌ترین حامی دیپلماتیک طالبان تبدیل شد و نقش کلیدی در کسب مشروعیت بین‌المللی برای آنان ایفا کرد.

در مقابل، امارات نیز جاه‌طلبی‌های منطقه‌ای خود را دارد و اغلب به‌طور مستقیم با قطر برای نفوذ رقابت کرده است. از سوی دیگر، اقتصاد شکننده پاکستان به‌طور فزاینده‌ای به حمایت مالی کشورهای خلیج وابسته شده است. گزارش‌های اخیر درباره فشار بر پاکستان برای بازپرداخت قرضه‌ها و تثبیت تعهدات مالی‌اش، نشان‌دهنده افزایش نفوذ کشورهای خلیج بر تصمیم‌گیری‌های ستراتژیک اسلام‌آباد است. در چنین شرایطی، کاملاً قابل تصور است که ترجیحات ابوظبی در مورد افغانستان در محاسبات ستراتیژیک پاکستان اهمیت بیشتری پیدا کرده باشد.

اگر تشکیلات نظامی پاکستان اکنون طالبان را غیرقابل اعتمادتر و بیش از حد نزدیک به مدار نفوذ قطر ببیند، حمایت از ترتیبات سیاسی جایگزین در افغانستان از منظر اسلام‌آباد منطقی به نظر می‌رسد. غنی، با وجود آسیب‌دیدگی مشروعیتش در داخل افغانستان، برای چنین پروژه‌ای چندین مزیت دارد. او در سطح بین‌المللی شناخته‌شده است، با نخبگان پیشین جمهوری ارتباط دارد، تجربه همکاری نزدیک با رهبری نظامی پاکستان را دارد، و مهم‌تر از همه، همچنان انگیزه قوی برای بازگشت به قدرت نشان می‌دهد.

به‌گونه‌ای طنزآمیز، تمام این تحولات در حالی رخ می‌دهد که افغانستان تحت حاکمیت طالبان، با وجود مشکلات شدید اقتصادی، تحریم‌ها، و محدودیت‌های بسیار بحث‌برانگیز بر آموزش دختران، طولانی‌ترین دوره ثبات نسبی و امنیت سراسری خود را از زمان کودتای کمونیستی سال ۱۹۷۸ تجربه می‌کند. جنگ‌های گسترده خط مقدم از میان رفته است. شاهراه‌های اصلی با امنیتی به صورت شگفت انگیزی از دوران جمهوری فعال‌اند. حملات انتحاری و تصادمات جنگی روزمره شهری دیده نمیشود.

این وضعیت یک معضله ستراتژیک برای پاکستان ایجاد می‌کند.

یک حکومت طالبان که در داخل باثبات اما از نظر سیاسی مستقل باشد، ممکن است در درازمدت برای منافع اسلام‌آباد تهدیدآمیزتر از یک افغانستان ضعیف و بی‌ثبات باشد. پاکستان در طول تاریخ بیشترین نفوذ خود را در دوره‌هایی اعمال کرده که افغانستان دچار تفرقه و وابستگی بوده است. یک حکومت باثبات طالبان که حاضر به تبعیت کامل از اولویت‌های پاکستان نباشد، این معادله را به‌طور بنیادی تغییر می‌دهد.

به همین دلیل است که اظهارات اخیر طالبان درباره بازگشت غنی نیازمند بررسی دقیق است. در ظاهر، این اظهارات بی‌خطر به نظر می‌رسد. اما سیاست در این منطقه به‌ندرت در سطح ظاهری عمل می‌کند. افغانستان بارها تحت تأثیر رقابت‌های قدرت‌های خارجی، محاسبات ااستخباراتی، و رقابت‌های منطقه‌ای که در پوشش آشتی سیاسی ارائه شده‌اند، شکل گرفته است.

بازگشت نام اشرف غنی به بحث‌های سیاسی دقیقاً در زمانی که روابط پاکستان با طالبان در حال فروپاشی است، ممکن است تصادفی نباشد. بلکه می‌تواند نخستین نشانه آشکار از این باشد که اسلام‌آباد، همراه با شرکای منطقه‌ای خود، به‌گونه‌ای آرام در حال آماده‌سازی یک تشکل نفوذ جدید برای دوران پساطالبان در افغانستان است.

مذاکرات دیورند در کتاب امیر عبدالرحمان خان چاپ ۱۸۹۵

زموږ انګلیسي ویبپاڼه: 

د دعوت رسنیز مرکز ملاتړ وکړئ
له موږ سره د مرستې همدا وخت دی. هره مرسته، که لږه وي یا ډیره، زموږ رسنیز کارونه او هڅې پیاوړی کوي، زموږ راتلونکی ساتي او زموږ د لا ښه خدمت زمینه برابروي. د دعوت رسنیز مرکز سره د لږ تر لږه $/10 ډالر یا په ډیرې مرستې کولو ملاتړ وکړئ. دا ستاسو یوازې یوه دقیقه وخت نیسي. او هم کولی شئ هره میاشت له موږ سره منظمه مرسته وکړئ. مننه

د دعوت بانکي پتهDNB Bank AC # 0530 2294668 :
له ناروې بهر د نړیوالو تادیاتو حساب: NO15 0530 2294 668
د ویپس شمېره Vipps: #557320 :

Support Dawat Media Center

If there were ever a time to join us, it is now. Every contribution, however big or small, powers our journalism and sustains our future. Support the Dawat Media Center from as little as $/€10 – it only takes a minute. If you can, please consider supporting us with a regular amount each month. Thank you
DNB Bank AC # 0530 2294668
Account for international payments: NO15 0530 2294 668
Vipps: #557320

Comments are closed.