جنگ ایران تنها یک بحران شرق میانهای نیست. عواقب آن بسیار وسیعتر از خلیج فارس میرود و به پاکستان، افغانستان و سراسر منطقهٔ آسیای مرکزی میرسد. هنگامی که این وضعیت با تصادمات فزایندهٔ پاکستان با افغانستان و شورش گسترده در مناطق پشتوننشین داخل خود پاکستان ترکیب شود، فشارهای اساسی بهوجود میآورد که میتواند بهگونهٔ قابلتوجهی نفوذ منطقهای پاکستان را تضعیف کرده و در عین حال فضای ستراتیژیک تازهای برای افغانستان و ممالک آسیای مرکزی ایجاد کند.
واقعات اخیر نشان میدهد که اسلامآباد اکنون با همزمانی چندین بحران روبهرو است: گسترش شورش در خیبر پختونخوا، بیثباتی در بلوچستان، شکنندگی اقتصادی، و همچنین دولتی در افغانستان که بهگونهای فزاینده قاطع شده و در برابر حملات پاکستان دست به پاسخ نظامی زده است.
در زیر، مهمترین موضوعات این تغییر در حال شکلگیری بررسی میشود.
۱. پاکستان با مشکلات ستراتیژیک در چندین جبهه روبهرو است
پاکستان بهطور روز افزون با چندین بحران امنیتی همزمان دستوپنجه نرم میکند.
از جمله:
- تشدید درگیری با افغانستان در امتداد خط دیورند
- یک شورش بزرگ و رو به گسترش در خیبر پختونخوا
- خشونتهای جداییطلبانه در بلوچستان
- بیثباتی در مرز ایران و پاکستان
- فشار شدید اقتصادی
شورش در خیبر پختونخوا در سالهای اخیر شدت گرفته است و عمدتاً توسط تحریک طالبان پاکستان (TTP) هدایت میشود که همچنان حملات خود را علیه اهداف نظامی و پولیس پاکستان ادامه میدهد.
حملات اخیر در این ایالت، از جمله انفجارها و حملات به نیروهای امنیتی، نشان میدهد که دولت پاکستان هنوز برای کنترل این منطقه با دشواری جدی روبهرو است.
در همین حال، تشنج با افغانستان به رویارویی مستقیم نظامی تبدیل شده است. آنچه اسلامآباد در ابتدا بهعنوان حملات محدود سرحدی معرفی میکرد، بهسرعت با پاسخ نظامی کابل روبهرو شد.
نتیجه، نمونهٔ کلاسیک تشنج ستراتیژیک است:
- منابع نظامی در چندین جبهه تقسیم میشود
- تشکلات استخباراتی زیر فشار قرار میگیرند
- توانایی اعمال نفوذ فراتر از مرزهای پاکستان کاهش مییابد.
۲. پاسخ نظامی افغانستان پاکستان را غافلگیر کرد
برای دههها پاکستان تصور میکرد که میتواند بدون مواجه شدن با پاسخ متقابل نظامی، فشارهای سرحدی بر افغانستان وارد کند.
اما این فرض اکنون با چلنج جدی مواجه شده است.
پس از حملات هوایی پاکستان در داخل افغانستان در فبروری ۲۰۲۶، دولت افغانستان حملات تلافیجویانهای را علیه مواضع نظامی پاکستان در امتداد مرز آغاز کرد.
راپور ها حاکی از آن است که نیروهای افغان مواضع و تأسیسات نظامی پاکستان را هدف قرار دادهاند و مقامهای افغان ادعا کردهاند که در جریان تصادمات چندین موضع پاکستانی به دست نیروهای افغان افتاده است.
این تصادمات بهسرعت به آنچه مقامهای پاکستانی خود آن را «جنگ آشکار» میان دو کشور توصیف کردند، تبدیل شد.
این تحول از نظر ستراتیژیک اهمیت زیادی دارد: پاکستان اکنون در مرز غربی خود با دولتی روبهرو است که حاضر است بهجای تحمل فشار، بهطور نظامی پاسخ دهد.
۳. کمربند پشتون به بزرگترین مشکل امنیتی پاکستان تبدیل میشود
شدیدترین بیثباتی داخلی پاکستان اکنون در مناطق پشتوننشین در امتداد مرز افغانستان متمرکز شده است.
خیبر پختونخوا به مرکز یک شورش رو به گسترش تبدیل شده که شامل این گروهها است:
- تحریک طالبان پاکستان (TTP)
- گروههای اسلامگرای مسلح
- گروههای محلی که در امتداد مرز افغانستان و پاکستان فعالیت میکنند.
تحریک طالبان پاکستان حملات بزرگی را علیه نیروهای امنیتی پاکستان انجام داده است، از جمله حملات انتحاری و حمله به قرارگاههای نظامی در این منطقه.
این شورش یک معضله عمیق ستراتیژیک برای اسلامآباد ایجاد میکند:
- اردوی پاکستان مجبور است نیروهای بزرگی را در داخل کشور مستقر کند
- مرز با افغانستان همچنان بیثبات باقی میماند
- شبکههای جنگجویان از یک مرز کوهستانی و نفوذپذیر عبور میکنند.
در واقع، کمربند پشتون در داخل پاکستان به یک میدان جنگ دائمی داخلی تبدیل شده است.
۴. جنگ ایران لایهٔ دیگری از فشار را اضافه میکند
جنگ ایران یک بار ستراتیژیک دیگر بر دوش پاکستان میگذارد.
اگر بیثباتی به ولایات شرقی ایران گسترش یابد، ممکن است مستقیماً به بلوچستان پاکستان سرایت کند؛ جایی که از مدتها پیش یک شورش جداییطلبانه جریان دارد.
در چنین حالتی، فشارهای همزمان در چندین جبهه ایجاد میشود:
- مرز افغانستان
- مرز ایران
- منطقهٔ شورش پشتونها
- منطقهٔ شورش بلوچستان.
تعداد کمی از دولتها میتوانند بیثباتی طولانیمدت را در سه جبههٔ بزرگ داخلی بهطور همزمان اداره کنند.
۵. شکنندگی اقتصادی انتخاب های ستراتیژیک پاکستان را محدود میکند
آسیبپذیری اقتصادی پاکستان این فشارهای امنیتی را تشدید میکند.
اختلال در انرژی بهدلیل جنگ ایران میتواند باعث شود:
- قیمت سوخت افزایش یابد
- تورم بالا برود
- کمبود برق و سوخت ایجاد شود.
از آنجا که پاکستان پیشاپیش با بیثباتی ارزش پول و تورم بالا روبهرو است، شوکهای خارجی میتواند بحران اقتصادی را عمیقتر کرده و توانایی اسلامآباد را برای ادامهٔ عملیات نظامی یا حفظ نفوذ منطقهای محدود کند.
از نظر تاریخی، بحرانهای اقتصادی بهطور قابلتوجهی قدرت جیوپولیتیکی دولتها را کاهش میدهد.
۶. افغانستان فضای تنفس ستراتژیک به دست میآورد
با آنکه پاکستان بیشتر مشغول شورشهای داخلی و بحرانهای مرزی متعدد میشود، توانایی دیرینهٔ آن برای تسلط بر سیاست افغانستان تضعیف میشود.
برای دههها پاکستان از چندین ابزار نفوذ استفاده میکرد:
- کنترل مسیرهای مهم تجارتی
- فشارهای مرزی
- روابط با گروههای سیاسی افغان.
اما اگر پاکستان مجبور باشد تمرکز خود را بر موارد زیر بگذارد:
- شورش تحریک طالبان پاکستان
- بیثباتی در بلوچستان
- تصادمات با افغانستان
- تشنج در جنگ ایران
در آن صورت افغانستان استقلال ستراتژیک بیشتری به دست میآورد.
پاسخ نظامی اخیر افغانستان نشانهٔ همین تحول است: کابل بهگونهای فزاینده حاضر است مستقیماً با اسلامآباد مقابله کند، نه اینکه فشار نامتقارن را بپذیرد.
۷. آسیای مرکزی و دهلیزهای تجارتی شمالی مهمتر میشوند
تضعیف پاکستان بهطور طبیعی اهمیت دهلیزهای اقتصادی شمالی را افزایش میدهد.
در گذشته افغانستان بهشدت به بنادر پاکستان مانند کراچی و گوادر وابسته بود.
اما بیثباتی منطقهای انتخاب راه های دیگری را تشویق میکند:
- اتصال خط آهن با آسیای مرکزی
- دهلیزهای انرژی از طریق ازبکستان و ترکمنستان
- مسیرهای ترانزیتی که به چین و بازارهای یوراسیا وصل میشوند.
اگر این مسیرهای شمالی گسترش یابند، افغانستان میتواند بهتدریج از یک کشور محاط به خشکه به یک مرکز مهم ترانزیتی تبدیل شود که آسیای جنوبی، آسیای مرکزی و یوراسیا را به هم وصل میکند.
نتیجهگیری ستراتیژیک
جنگ ایران، در کنار شورشهای داخلی پاکستان و تصادمات با افغانستان، میتواند توازن منطقهای را تغییر دهد.
پاکستان با چندین آسیبپذیری همزمان روبهرو است:
- یک شورش بزرگ در خیبر پختونخوا
- جداییطلبی مداوم در بلوچستان
- تشدید تصادمات با افغانستان
- شکنندگی اقتصادی
- احتمال بیثباتی در مرز ایران.
در همین حال، افغانستان و آسیای مرکزی ممکن است فرصتهای تازهای به دست آورند، از جمله:
- کاهش سلطهٔ ترانزیتی پاکستان
- ایجاد مسیرهای جدید تجارتی
- استقلال جیوپولیتیکی بیشتر.
در چنین شرایطی، ممکن است منطقه وارد یک گذار تدریجی شود: از یک نظام جیوپولیتیکی که تا حد زیادی بر جغرافیای ستراتیژیک پاکستان متمرکز بود، به سوی یک شبکهٔ گستردهتر اتصال یوراسیایی که در آن افغانستان و آسیای مرکزی نقش بسیار مرکزیتری ایفا میکنند.
زموږ انګلیسي ویبپاڼه:
د دعوت رسنیز مرکز ملاتړ وکړئ
له موږ سره د مرستې همدا وخت دی. هره مرسته، که لږه وي یا ډیره، زموږ رسنیز کارونه او هڅې پیاوړی کوي، زموږ راتلونکی ساتي او زموږ د لا ښه خدمت زمینه برابروي. د دعوت رسنیز مرکز سره د لږ تر لږه $/10 ډالر یا په ډیرې مرستې کولو ملاتړ وکړئ. دا ستاسو یوازې یوه دقیقه وخت نیسي. او هم کولی شئ هره میاشت له موږ سره منظمه مرسته وکړئ. مننه
د دعوت بانکي پتهDNB Bank AC # 0530 2294668 :
له ناروې بهر د نړیوالو تادیاتو حساب: NO15 0530 2294 668
د ویپس شمېره Vipps: #557320 :
Support Dawat Media Center
If there were ever a time to join us, it is now. Every contribution, however big or small, powers our journalism and sustains our future. Support the Dawat Media Center from as little as $/€10 – it only takes a minute. If you can, please consider supporting us with a regular amount each month. Thank you
DNB Bank AC # 0530 2294668
Account for international payments: NO15 0530 2294 668
Vipps: #557320

Comments are closed.