کتاب
تعصب، ماهیت و پیامد های آن
قسمت دوازدهم
پیوسته بگذشته
فصل سوم
تعصب ملي
تعصب ملی عبارت است ازتنفر شدید، خصومت مفرط، نگرش منفی و خشک اندیشی نسبت به یک ملت و یا کتلهٔ بزرگی از مردم بنابر عضویت، شمولیت و یا خاستگاه شان به یک ملت دیگر، گویندگان یک زبان دیگر و باورمندان به باورهای مذهبی دیگر مقیم در آن خطهٔ جغرافیایی میباشد.
تعصب ملی در حقيقت تعصب قومي و خويشاوندي است، اما در گسترهٔ وسيع تركه اساس آن بر وحدت زبان، نژاد، اقليم جغرافيايي و يا آداب و سنن مشترك استوار است. که بعضاً زیر پوشش ملي گرايي نیز آنرا پنهان میکنند. ولی ارادهٔ این نوع تعصب برتری طلبی افراطی ملتی را بیان میدارد که نژاد، زبان و فرهنگ دیگران را مردود و فاقد ارزش تلقی داشته و به آن ارزشهای فرهنگی نفرت پراگنی کرده و اهانت روا میدارند.
تعصب ملي را مي توان برتري خواهی زبان، نژاد، ساكنان سرزمين معين و يا آداب و سنن خاص بر ملت هاي ديگر دانست كه اساس انسجام يك ملت را بر وحدت در زبان خاص مثلاً دری، عربي، تركي و يا انگليسي و يا آن را مبتني بر نژاد معين آريايي، سامي (عربي)، جرمن، روس و امثال آن مي داند و يا كساني را كه داراي فرهنگ اروپايي هستند، ملت واحد و برتر و خودي و فرهنگ هاي ديگر را بي ارزش وبی اعتبار، غیر خودی و دشمن تلقي مي کنند.
تعصب ملی هرچند با اشکال و ذرایع متنوع در محدوده های کوچک جغرافیایی ویا در سطح کشور بمنظور تحکیم و استحکام حاکمیت صورت میگیرد اما در بسیاری حالات عامل تفرقه و دشمنی های خونین میان مردمان میگرددکه عواقب بسیار ناگواری را با خود همراه میداشته باشد.
بسیاری از مردم نعصب ملی را با ناسیونالیزم، وطندوستی و یا وطنپرستی یکسان میبینند. برای درک دقیقتر از تعصب ملی و فرق آن با ناسیونالیزم لازم می افتد تا مختصر توضیحی در قبال ناسیونالیزم ارائه گردد تا فرق آنرا با تعصب ملی تشخیص داده بتوانیم.
گفته اند حب الوطن من اایمان عشق ورزیدن بوطن دوست داشتن وطن و زادگاه از امور پسنديده در نزد همهٔ مردم جهان است.از اين رو، همگان نسبت به كساني كه در راه اعتلاي وطن و سرزمين شان مي كوشند، به ديده ي احترام مي نگرند و وطندوستان واقعی را دوست دارند و به فداکاری های وطبپرستانهٔ شان ارج میگذارند. چنانچه در همین راستا شاه امان الله خان محصل استقلال افغانستان از انگلیس استعماری محبوب القلوب همگان در کشور ما بوده و منحیث سمبول وطندوستی و وحدت ملی در کشور ارج گذاری میشود.
ناسیونالیزم بیشتر احساس گروهی یک جامعه برای تحقق منافع ملی جامعهٔ شان میباشد. ناسیونالیزم نوعی ایدیالوژی است معطوف به تحقق منافع ملی.
ملت ها بوسیلهٔ نمایندگان شان دولت های شان را ملزم میگردانند به تحقق منافع ملی و یا منافع عمومی آن جامعه یا کشور اقدامات عملی را به منصهٔ اجرا گذارند.
دین مبین اسلام نيز، براي وطن و زادگاه احكام و حقوقي وضع كرده است كه بر هر فرد مسلمان واجب است بدان پايبند باشد تا به وظيفه ي ديني خود عمل کنند.
لغت ناسیون Nation ، ملت یا مردم تا قرون شانزدهم و هفدهم میلادی در اروپای غربی به معنی واحد سیاسی مهم به کار میرفت. در اروپای مرکزی و شرقی این کلمه و معادلهای آن در زبانهای دیگر این منطقه برای ارائهٔ مفهوم جمعیتی که از نقطه نظر نژاد یا زبان مشترک بودند، به کار میرفت. تا پیش از قرن نوزدهم میلادی، این کلمه مفهوم سیاسی نداشت. از قرن نزدهم به بعد با گسترش این فکر که گروه های مردم که دارای وحدت زبانی و نژادی هستند، حق ادعای آزادی و استقلال سیاسی را دارند. به اینترتیب این کلمه مفهوم سیاسی یافت و لغت ناسیونالیزم به مفهوم احساسات ملی، ملی گرایی یا ملت پرستی به کار گرفته شد.
همانطوریکه در بالا اشاره کردم ناسیونالیزم یا ملی گراییNationalisme یک ایده و یک جنبش است که هدف آن ترقی بخشیدن منافع یک ملت میباشد. ملی گرایی یا ناسیونالیزم بنحوی آگاهی جمعی برای تعلقیت به یک ملت واحد و مشترکات اجتماعی،سیاسی، اقتصادی و نظامی میباشد، که احساس شور و دلبستگی مشترک بر اجزای تشکیل یافته ای یک ملت و سمبول های وحدت ملی چون پرچم ملی، سرود ملی و سایر نماد های هویت ملی میباشد که با تعصب ملی هیچ قرابتی ندارد.
تجارب تاریخی ملل جهان نشان داده است که ملیگرایی یا ناسیونالیزم دراکثر حالات و به صورت کلی مانند یک جریان سیاسی – اجتماعی سعی داشته تا با نفوذ در ارکان سیاسی کشور در راه اعتلاء و ارتقای اساسی باورها، آرمانها، تاریخ، هویت، حقوق و منافع ملت گام بردارد. این جریان با محور قرار دادن منافع ملت به عنوان نقطهٔ گردش تمامی سیاستهای خارجی و داخلی، باعث جهشهای تکاملی و سرعت بخشیدن به حرکت رو به رشد ملل در رسیدن به تمدن جهانی شده است. نمونه های بارز آن در مصر، سوریه، چین، ترکیه، هندوستان و سایر کشور های جهان مشهود اند. در حالیکه تعصب ملی برعکس پدیدهٔ خانمان برانداز بوده و جامعه را به عقب گرد و رکود مواجه میسازد.
از آنجاییکه ناسیونالیزم در جوامع بشری جامع و جهانشمول نبوده و مختص برای مردمان یک محدودهٔ معین جغرافیایی میباشد بناً بسیار مستعد است تا با سایر ایدیالوژی ها تا سرحد فاشیزم امتزاج بیابد و همانند آنکه بر محور تحقق منافع ملی بر علیهٔ مطلق اندیشان و استبداد گران و مظهر دیموکراسی عمل میکند، میتواند با فاشیزم و انواع افراطیت نیزامتزاج بیابد و تعصبات بیشماری را در جامعه سبب گردد. یعنی ناسیونالیزم استعداد آمیزش با انواع ایدیالوژی ها را دارا بوده و امکان امتزاج آن با فاشیزم نیز محتمل میباشد.
ناسیونالیزم در جوامع بشری عمر طولا ندارد و اساساً در مقابل قدرت های مطلقهٔ مستبد شاهی ظهور کرد که نظریات ژان ژاک روسو(۱۷۱۲- ۱۷۷۸) اندیشمند و نویسندهٔ شهیر فرانسویی از مظاهر بارز ناسیونالیزم در اروپا به حساب می آید.
در بسیاری حالات ناسیونالیزم گرایشات بازدارندهٔ قومی، سمتی، محلی و زبانی را که در یک کشور مانع تحقق اهداف کشوری و یا تحقق منافع ملی همگانی میگردند را جلو گیری کرده و برای ترویج اندیشه های ملی برای تحقق اهداف سراسری، عمومی یا کشوری، پیشرفت سیاسی، اقتصادی و اجتماعی، تأمین دیموکراسی و حق تعین سرنوشت عموم مردم جد و جهد میکند و در مقاطع سرنوشت ساز و تجاوز بیگانگان اندیشه های ناسیونالیستی از متبارزترین تکانه ها برای بیداری و آگاهی مردم برای ایستادگی و قد علم در برابر تجاوز خارجی محسوب میگردد.
بسیاری از نظریه پردازان اجتماعی به این باور اند که ناسیونالیزم در قرن نزدهم و بیستم سرشت ترقیخواهانه داشت و پیشرفت های تکنالوژیک و اقتصادی خویش را جوامع بشری مدیون ناسیونالیزم اند.
اما همچنان تجارب جهانی بصورت اخص تجارب آلمان و ایتالیا در آغاز قرن بیستم نشان داد که در بسیاری حالات این تمایلات ملی گرایی افراطی غرض تثبیت و تحکیم برتری ملی، تحکیم سیطره وتحقق اهداف سیطره جویانه با فاشیزم منجر گردیده است. لغت فاشیزم از لاتین Fascis مشتق گردیده که در آن زبان به تبر فلزی گفته میشدکه در آطراف دستهٔ آن چوب ها چیده و بسته شده باشد. رسم همچو تبرفلزی را در ایتالیا گروه های ملی گرای افراطی که سر سپردگی خاص به قاید و پیشوای خود داشتند، در اوایل قرن بیستم نشانهٔ گروهی خود انتخاب کرده بودند و خود را فاشیست مینامیدند. فاشیست ها ملت و مسایل ملی را نه به عنوان یک پدیدۀ تاریخی بلکه همچون یک موجود طبیعی میشناسند. موسولینی از دو نوع ملت سخن میگوید: ملتهای نیرومند، ملت های مردانه یا ومردوار و ملتهای ضعیف، زنانه و زن صفت. وی ملتهای آلمان و ایتالیا را ملت های مردانه وملت های انگلستان و فرانسه را ملت های زنانه و زن صفت میدانست ومنحیث قاید نابودی آنها را توصیه میکرد.
اما خالی از مفاد نخواهد بود تا نگاهی اجمال بر نظریات ابن خلدون دانشمند و جامعه شناس عرب ۱۳۳۲ـ ۱۴۰۶ در بارهٔ ناسیونالیزم نیزبیاندازیم. ابن خلدون گروه و اتحاد گروهی، انسجام اجتماعی، شناخت و هویت ملی مردم را در یک محدودهٔ جغرافیایی بنام دولت را ناسیونالیسم مینامد. البته از نظر ابن خلدون این ناسیونالیزم باید مؤجد انگیزه ملی و در نتیجه ظهور، حفظ و توسعه یک دولت و تمدن نقش داشته باشد. اگر ناسیونالیسم توسط گروه اتنیکی ویا قبایلی دردرون یک ملت علیه گروهها و قبایل دیگر ایجاد و تقویت شود، این امر زیر پوشش هر نام و یا شعاری اگر مستور باشد باعث اختلاف بین ملت، تضعیف، آسیب و نابودی پیکره واحد یک کشور می گردد.
جوامعی که نتوانند انسجام اجتماعی خویش را حفظ کنند و هیچ انگیزهٔ برای محافظت از ملت، کشور و دستآورد های تمدن را نداشته باشند، در مواجه شدن با بیگانگان از هم می پاشند و فرو میریزند.
در تاریخ جامعهٔ بشری برای اولین بار، اسلام جایگاه برابر انسانها را اعلام کرد. پیشوایان حقیقی اسلام خاصتاً حضرت محمد مصطفی (ص) تأکید داشت که همه انسان ها فرزندان یک پدر و مادر اند و تقسیم آنها به قبایل و شاخههای محلی صرفاً برای شناسایی و معرفت محلی آنهااست نه برای برتری و کهتری آنها.
بعد ها اعلامیه جهانی حقوق بشر که یکی از بزرگترین پیشرفتهای انسانی در قرن بیستم بود غرض جلوگیری از تعصبات و تبعیض و به رسمیت شناخت که همه انسانها از نظر کرامت برابرند و از حقوق برابر و عادلانه برخوردارند. این امر کمک کرد تا مردمان کشور های مختلف اعم سیاه پوستان و نژاد های متنوع بشری این اعتماد به نفس را پیدا کنند که با بقیه همنوعانش از حقوق برابر برخوردار اند.
البته قابل ذکر میدانم، میل به برتری قومی و ملی هنوز تا حد زیادی در سیاست همه کشورها و در بین مردم آنها وجود دارد، زیرا اکنون اکثر کشورها توسط دولت-ملتها رهبری میشوند که هر یک از آنها حاکمیت ملی، غرور ملی و هویت ملی خود را تقویت میکنند، که گاهی اوقات منجر به نفرت و حتی خشونت و جنگ علیه سایر ملتها میشود.
همچنان مبارزات مهم دیگری نیز نقش مهمی در دستیابی به این وضعیت داشتهاند: جنبش مارتین لوتر کینگ علیه تبعیض نژادی، جنبش ضد آپارتاید، جنبش جلوگیری از ستم بر زنان، اصلاحات در قوانین کشورها و تلاشهای جامعه مدنی، دولتها، سازمان ملل متحد و سایر سازمانها، همگی در کاهش تعصب و تبعیض نقش داشتهاند.
ولی اما تعصب ملی را در جوامع سیاستمداران متعصب افراطی غرض تثبیت و تحکیم برتری ملی، تحقق اهداف، تحکیم سیطره و مقاصد سیاسی شان بیشتر از طریق نشرات و تبلیغات در جامعه نفرت پراگنی میکنند. بیشتری از سیاستمداران متعصب افراطی در تحت شعار های کاذب بمنظور کسب رای و موقعیت اجتماعی وسیعتر در جوامع تعصبات ملی را نهادینه ساخته و از اینطریق کتلهٔ را برای نیل به مقاصد خویش متحد ساخته و آنانرا تا آخرین مرحلهٔ تنفر تأثیرگزاری کرده و بر علیهٔ گروهی دیگر(غیر خودی – دشمن – پشتون – تاجک – پشتو زبان – دری زبان – مسلمان – هندو – سیاه ـ سفید …) به ستیز آورده و میجنگانند.
این افراطیون متعصب بوسیلهٔ تبلیغات وسیع نشریه های چاپی، تصویری و گفتاری فرمایشی خود شان و نشان دادن تصاویر خود ساخته، فیلم های دستکاری شده و تقلبی، نشر پیام ها، ابلاغیه ها، چاپ کتب برای جعل تاریخ، فرهنگ، دستکاری رویداد های ملی و پروپاگند لایتناهی تنفر ملی را در میان مردم پخش کرده و بر مخاطبان تأثیرگزاری میکنند.
تبلیغات پخش و اشاعه نفرت پراگنی وابستگی بسیاری با رژیمهای توتالیتر در قرن بیستم دارند، برای مثال کتابهای ۱۹۸۴ و مزرعه حیوانات جورج اورول که راه را برای تفسیر رژیمها باز هموار کرد. هرچند تبلیغات زمانی که دارای مضمون منفی بوده خطرناک میباشند. در معنی اصلی، تبلیغات باعث افزایش اعتقاد و سوق دادن به عمل کردن است. همچنین، یووت و اودونل تبلیغات را «تلاش عمدی و منظم برای شکلگیری ادراک، دستکاری شناختها و سمت و سو دادن مستقیم رفتارها برای دستیابی به پاسخی که هدف مطلوب تبلیغات را افزایش میدهند» تعریف میکنند. این تعریف دستکاریهای خودخواهانه را نشان میدهد – فرضیه ایکه اثبات آن دشوار میباشد. شوربختانه تبلیغات نوعی «باور سازمان دهی شده» است که شانس کشف حقیقت را محدود میکند. ماشین تبلیغاتی وسیع توسط روزولت، چرچیل، استالین، هیتلر و موسولینی، میلیون ها انسان را به کشتارگاه برد وتصور نادرست اینکه تبلیغات باعث مخفی ماندن حقیقت برای مدت طولانی میشود را رواج داد و از همین جا تیوری توطیه در زندگی روزمرهٔ سیاستگزاران و سیاست مداران بمنظور اغوای مردم عمومیت پیدا کرد.
از طرف دیگرکمپینهای تبلیغاتی در طول جنگ اول جهانی (۱۹۱۴–۱۸) و انقلاب روسیه (۱۹۱۷) باعث ظهور تأثیرات پیچیدهای مانند تلگراف، روزنامهها، عکاسی، رادیو، فیلم، شرکتهای بزرگی که به دنبال بازار جدید بوده، ظهور روزنامه نگاران اصلاح طلبانه، و تأثیر جنبشهای هنری، روانشناسی، اجتماعی، بازار، شدند. تنوع تبلیغات و جنگ روانی اساساً مراحل و پروسه های سازماندهی شده با هدف متقاعد سازی مردم هستند.
و اما در افغانستان بنابرنازل بودن سطح سواد عمومی و آگاهی مردم، پاهین بودن سطح فرهنگ، خیانت های مشهود رهبران سیاسی و دولتی، بحرانات ناشی از تجاوزات خارجی و بروز جنگهای قریب نیم قرنه به انواع تعصبات در جامعه منجمله تعصب ملی دامن زده شده است. هم رهبران و سردمداران حکومتی و هم خارجیان تعصبات متنوع سیاسی، مذهبی، قومی، زبانی و ملی را به شدت دامن زده و از آب گل آلود فضای خفقان کشور ما ماهی مقصود گرفته اند. در زمان تجاوز روس ها بر افغانستان بسیاری رهبران احزاب جهادی و کمک رسانان بین المللی شان تلاش مضاعف داشتند بوسیلهٔ دامن زدن تعصبات مذهبی، سیاسی، قومی، زبانی و ملی طیف های بیشتری از مردم را از طریق بر انگیختن احساسات شان بصوب خود بکشانند که در نتیجه جامعهٔ ما به بحران عمیق تعصبات گرفتار آمد و این مرض مسری سرتا پای جامعه را فراگرفت و بحران اعتماد و بد بینی تقریباً درکُل جامعه نهادینه گردید. در نتیجه این تعصبات پویایی جامعهٔ ما سلب شد، معنویت و سمبول های ملی بصورت کل تخریب گردید، تعاون و همگرایی در جامعه مفقود گردید و ارزش های ملی زیر پای متعصبین شد و جامعه به رکود مواجه گردید. حالا که حدود نیم قرن از آغاز آن قطب بندی های سیاسی و اجتماعی سپری میگردد بنابر نهادینه شدن انواع تعصبات و خاصتاً تعصبات ملی بحران اعتماد بسیاری از مردم را تحت تأ ثیر قرار داده و همه امور، حصور و ماحول شان را از عینک تعصب میبینند که در مبحث پیامد های تعصب در جامعه نگاهی ژرف بدان خواهیم انداخت.
هالند، جون ۲۰۲۶
ادامه دارد
زموږ انګلیسي ویبپاڼه:
د دعوت رسنیز مرکز ملاتړ وکړئ
له موږ سره د مرستې همدا وخت دی. هره مرسته، که لږه وي یا ډیره، زموږ رسنیز کارونه او هڅې پیاوړی کوي، زموږ راتلونکی ساتي او زموږ د لا ښه خدمت زمینه برابروي. د دعوت رسنیز مرکز سره د لږ تر لږه $/10 ډالر یا په ډیرې مرستې کولو ملاتړ وکړئ. دا ستاسو یوازې یوه دقیقه وخت نیسي. او هم کولی شئ هره میاشت له موږ سره منظمه مرسته وکړئ. مننه
د دعوت بانکي پتهDNB Bank AC # 0530 2294668 :
له ناروې بهر د نړیوالو تادیاتو حساب: NO15 0530 2294 668
د ویپس شمېره Vipps: #557320 :
Support Dawat Media Center
If there were ever a time to join us, it is now. Every contribution, however big or small, powers our journalism and sustains our future. Support the Dawat Media Center from as little as $/€10 – it only takes a minute. If you can, please consider supporting us with a regular amount each month. Thank you
DNB Bank AC # 0530 2294668
Account for international payments: NO15 0530 2294 668
Vipps: #557320

Comments are closed.