بنیادهای از دست‌رفته: مشروعیت سیاسی و خطاهای راهبردی در افغانستان دههٔ ۱۹۷۰

احمد فواد ارسلا

56

بنیادهای از دست‌رفته: مشروعیت سیاسی و خطاهای راهبردی در افغانستان دههٔ ۱۹۷۰

مسیر سیاسی افغانستان در دههٔ ۱۹۷۰ نه از پیش تعیین شده بود و نه محصول اجتناب‌ناپذیر عوامل خارجی. این مسیر به‌گونه‌ای قاطع و قابل اجتناب، توسط دو خطای ستراتیژیک در عالی‌ترین سطوح رهبری شکل گرفت. این خطاها اشتباهات تکتیکی ساده نبودند، بلکه ناکامی‌های بنیادی بودند که دولت افغانستان را از یک تکامل سیاسی پایدار محروم ساختند. نخست، امتناع ظاهرشاه از توشیح قانون احزاب سیاسی با وجود تصویب آن در ولسی جرگه بود. دوم، تصمیم محمد داوود خان برای اتکا به افسران چپ‌گرا در اجرای کودتا و تثبیت قدرت. این دو تصمیم در کنار هم، امکان شکل‌گیری یک نظم سیاسی بومی و مبتنی بر واقعیت‌های ملی را از میان بردند.

در سال‌های پایانی دههٔ قانون اساسی، جامعهٔ افغانستان وارد مرحله‌ای از بلوغ سیاسی شده بود. خاصتا کابل به مرکز بحث‌های فکری، رقابت‌های ایدیولوژیک و شکل‌گیری هویت‌های سیاسی بدل شده بود. در همین چارچوب، ولسی جرگه افغانستان با درک این تحول، قانون ایجاد احزاب سیاسی را تصویب کرد. اما این قانون برای اجرایی شدن نیاز به توشیح شاه داشت و ظاهرشاه از امضای آن خودداری کرد. این امتناع، جریان بنیادی سازی سیاست را در همان لحظه‌ای متوقف ساخت که جامعه آمادگی پذیرش آن را داشت.

عاقبت این تصمیم در میان نیروهای سیاسی یکسان نبود. در نبود مشروعیت قانونی، یک میدان سیاسی نامتوازن به وجود آمد. سازمان‌های چپ‌گرا، بخصوص حزب دموکراتیک خلق افغانستان (PDPA)، به فعالیت‌های مخفی، سازمان‌دهی و جذب نیرو ادامه دادند. این حزب که به دو جناح خلق و پرچم به رهبری نورمحمد تره‌کی، حفیظ‌الله امین و ببرک کارمل تقسیم شده بود، از ساختار منظم لنینیستی برخوردار بود که برای فعالیت زیرزمینی بسیار مناسب بود.

این گروه‌ها نه‌تنها در شرایط غیرقانونی دوام آوردند، بلکه گسترش یافتند. مهم‌ترین دستاورد آنان نفوذ سیستماتیک در اردوی افغانستان بود. شبکه‌های حزب دموکراتیک خلق افسران جوان را هدف قرار دادند، بخصوص آنانی که در اتحاد شوروی آموزش دیده بودند یا در پوهنتون کابل و حربی پوهنتون با اندیشه‌های چپ آشنا شده بودند. از طریق حلقات مطالعاتی، روابط شخصی و ایجاد هسته‌های مخفی، آنان در قوت های زره دار، قوای هوایی و تشکیلات قومانده نفوذ کردند. تا اوایل دههٔ ۱۹۷۰، اردوی افغانستان دیگر یک نهاد بی‌طرف سیاسی نبود، بلکه حامل شبکه‌ای سازمان‌یافته با توانایی اقدام هماهنگ شده بود.

در مقابل، سایر جریان‌های سیاسی، بخصوص قوت های ملی‌گرا و اصلاح‌طلب، فاقد تشکیلات مخفی و انضباط سازمانی لازم برای فعالیت زیرزمینی بودند. جریان‌هایی مانند حزب مساوات به رهبری محمد هاشم میوندوال بر مشارکت علنی، کار پارلمانی و اصلاحات تدریجی متکی بودند. با عدم مشروعیت قانونی، این نیروها نه توان سازمان‌دهی داشتند و نه امکان رقابت. در نتیجه، یک عدم توازن اساسی شکل گرفت؛ در حالی که چپ‌ها در داخل دولت و اردو سازمان می‌یافتند، سایر قوت ها عملاً از صحنه حذف شدند.

این عدم توازن داخلی با شرایط جیوپولیتیک جنگ سرد تقویت شد. اتحاد شوروی در افغانستان یک ناظر بی‌طرف نبود. این کشور روابط عمیق نظامی، آموزشی واساسی با افغانستان داشت. صاحب منصبان افغان در شوروی آموزش می‌دیدند، مشاوران شوروی در تشکیلات نظامی حضور داشتند و تبادل ایدیولوژیک به‌طور مداوم جریان داشت. این وضعیت یک محیط مساعد برای رشد سازمان‌های چپ‌گرا ایجاد کرد. شبکه‌های حزب دموکراتیک خلق در خلأ عمل نمی‌کردند، بلکه در چارچوب یک فضای گسترده‌تر نفوذ شوروی فعالیت داشتند که برای آنان مشروعیت فکری و مسیرهای آموزشی فراهم می‌کرد.

در مقابل، ایالات متحده علاقهٔ ستراتیژیک قابل توجهی به افغانستان نشان نمی‌داد. سیاست منطقه‌ای واشنگتن بر محور اتحاد با پاکستان و ایران استوار بود که به‌عنوان ستون‌های مهار شوروی در نظر گرفته می‌شدند. افغانستان که سیاست بی‌طرفی را دنبال می‌کرد، در حاشیهٔ محاسبات استراتژیک امریکا باقی ماند. در نتیجه، هیچ‌گونه حمایت بیرونی، زیربنای فکری یا پشتیبانی سازمانی برای نیروهای ملی‌گرا و لیبرال در افغانستان وجود نداشت. برخلاف چپ‌ها، این نیروها نه توان فعالیت زیرزمینی مؤثر داشتند و نه امکان فعالیت علنی.

این عدم توازن دوگانه، داخلی و خارجی، تعیین‌کننده بود. از یک‌سو، سازمان‌های چپ‌گرا با انضباط بالا در حال نفوذ در اردو بودند و از حمایت غیرمستقیم یک ابرقدرت برخوردار بودند. از سوی دیگر، نیروهای ملی و معتدل نه فضای قانونی داشتند و نه پشتوانهٔ خارجی. میدان سیاسی نه‌تنها محدود شده بود، بلکه به‌طور اساسی به نفع یک طرف سنگینی می‌کرد.

اگر قانون احزاب توشیح می‌شد، افغانستان به احتمال زیاد شاهد شکل‌گیری چند حزب عمده و رقابت قانونی می‌بود، نه گسترش شبکه‌های مخفی. در این میان، دو جریان ظرفیت برجسته داشتند: جریان ملی‌گرای مرتبط با داوود خان و حزب مساوات میوندوال. این دو جریان ریشه در واقعیت‌های داخلی داشتند و توان بسیج گسترده را دارا بودند.

در یک فضای قانونی، این دو حزب به احتمال زیاد به بازیگران اصلی سیاست تبدیل می‌شدند و حتی امکان تشکیل ائتلاف میان آنان بسیار بالا بود. چنین ائتلافی می‌توانست یک بلاک قدرتمند سیاسی ایجاد کند که ثبات را تضمین و افراط‌گرایی را به حاشیه براند.

اما این فرصت از دست رفت. کودتای ۱۹۷۳ داوود خان با حمایت افسران چپ‌گرا انجام شد و همین امر آنان را در قلب قدرت قرار داد. زمانی که داوود خان تلاش کرد مسیر خود را تغییر دهد و نفوذ چپ‌ها را کاهش دهد، دیگر دیر شده بود. در سال ۱۹۷۸، در جریان انقلاب ثور، نیروهای وابسته به حزب دموکراتیک خلق با استفاده از همان نفوذ در اردو، حکومت را سرنگون کردند.

این جریان نشان می‌دهد که سقوط سیستم نه ناگهانی بود و نه تصادفی. بلکه نتیجهٔ مستقیم فقدان مشروعیت سیاسی، عدم توازن بنیادی و تأثیرات جیووپولیتیک جنگ سرد بود.

درس این تجربه روشن است. زمانی که مشارکت سیاسی قانونی سرکوب شود، از بین نمی‌رود، بلکه به شکل‌های زیرزمینی و اغلب رادیکال‌تر بازسازمان‌دهی می‌شود. افغانستان در دههٔ ۱۹۷۰ به سوی بی‌ثباتی سوق داده شد، نه به دلیل سرنوشت محتوم، بلکه در نتیجهٔ تصمیمات سیاسی و شرایط بین‌المللی که توازن داخلی را به‌طور بنیادی برهم زد.

میرویس خان هوتکی و بنیان دولت‌داری افغانستان

زموږ انګلیسي ویبپاڼه: 

د دعوت رسنیز مرکز ملاتړ وکړئ
له موږ سره د مرستې همدا وخت دی. هره مرسته، که لږه وي یا ډیره، زموږ رسنیز کارونه او هڅې پیاوړی کوي، زموږ راتلونکی ساتي او زموږ د لا ښه خدمت زمینه برابروي. د دعوت رسنیز مرکز سره د لږ تر لږه $/10 ډالر یا په ډیرې مرستې کولو ملاتړ وکړئ. دا ستاسو یوازې یوه دقیقه وخت نیسي. او هم کولی شئ هره میاشت له موږ سره منظمه مرسته وکړئ. مننه

د دعوت بانکي پتهDNB Bank AC # 0530 2294668 :
له ناروې بهر د نړیوالو تادیاتو حساب: NO15 0530 2294 668
د ویپس شمېره Vipps: #557320 :

Support Dawat Media Center

If there were ever a time to join us, it is now. Every contribution, however big or small, powers our journalism and sustains our future. Support the Dawat Media Center from as little as $/€10 – it only takes a minute. If you can, please consider supporting us with a regular amount each month. Thank you
DNB Bank AC # 0530 2294668
Account for international payments: NO15 0530 2294 668
Vipps: #557320

Comments are closed.