میرویس خان هوتکی و بنیان دولت‌داری افغانستان

احمد فواد ارسلا

52

قیام به رهبری میرویس خان هوتکی در قندهار در سال ۱۷۰۹ میلادی غالباً به‌صورت یک شورش محلی علیه یک والی منفور صفوی تقلیل داده می‌شود. این برداشت از نظر تحلیلی نارسا است، زیرا عمق ستراتژیک این واقعه و مسیر سیاسی پس از آن را نادیده می‌گیرد. آنچه در قندهار آغاز شد، عکس العمل لحظه‌ای به ظلم و سوء اداره نبود، بلکه مرحله نخست یک حرکت گسترده‌تر سیاسی بود که در نهایت به شکل‌گیری یک دولت افغان‌محور در این حوزه انجامید؛ جریانی که بعدها هویت سیاسی افغانستان امروزی را رقم زد.

این ادعا که قیام صرفاً علیه یک والی منفور بود، با بررسی دقیق فرو می‌ریزد. اگر هدف میرویس خان هوتکی تنها برکناری یک مقام صفوی می‌بود، رفتار بعدی او متفاوت می‌بود. او نه‌تنها جانشینان اعزامی از اصفهان را نپذیرفت، بلکه وارد تقابل نظامی مستمر با خود دولت صفوی شد و چندین لشکر اعزامی برای بازگرداندن حاکمیت صفوی را شکست داد. این گذار از اعتراض محلی به مقاومت سازمان‌یافته، نشان‌دهنده حرکت آگاهانه به‌سوی جدایی سیاسی و تأسیس نظم مستقل است.

این مسیر در اعمال جانشینان او روشن‌تر می‌شود. در دوره محمود هوتکی و اشرف هوتکی، این حرکت از خودمختاری دفاعی به گسترش تهاجمی تبدیل شد. نیروهای هوتکی تنها در برابر اقتدار صفوی مقاومت نکردند، بلکه آن را درهم شکستند. تصرف اصفهان و فروپاشی مؤثر امپراتوری صفوی نتیجه تصادفی یک شورش قبیله‌ای نبود، بلکه امتداد منطقی حرکتی بود که پیش‌تر خود را در تقابل با حاکمیت صفوی تعریف کرده بود.

منتقدان گاه کوتاه‌بودن دوره حاکمیت هوتکی‌ها را دلیل کم‌اهمیت بودن آن می‌دانند. این استدلال ماهیت دولت‌سازی را نادرست می‌فهمد. دولت‌ها تنها بر اساس طول عمرشان سنجیده نمی‌شوند، بلکه اثر ساختاری آنها معیار اصلی است. قیام هوتکی‌ها این پیشینه را ایجاد کرد که نیروهای افغان می‌توانند سازماندهی شوند، حکومت کنند و قدرت خود را فراتر از جغرافیای محدود خود گسترش دهند. همین پیشینه مستقیماً زمینه‌ساز ظهور احمد شاه درانی شد که امپراتوری‌اش به‌عنوان نقطه بنیادین افغانستان مدرن شناخته می‌شود. دولت درانی در خلأ به‌وجود نیامد، بلکه بر چارچوب سیاسی و ذهنیتی بنا شد که نخستین‌بار در قندهار به رهبری میرویس خان هوتکی شکل گرفت.

بحث ضرب سکه نیز نمونه‌ای دیگر از سوءبرداشت در مورد نقش میرویس خان هوتکی است. برخی استدلال می‌کنند که شواهد قطعی مبنی بر ضرب سکه به نام خود او وجود ندارد و از این موضوع برای زیر سؤال بردن ماهیت دولت‌گونه حاکمیت او استفاده می‌کنند. این استدلال از نظر روش‌شناسی ضعیف است. نخست، نبود سکه باقی‌مانده به معنای نبود حاکمیت نیست، بخصوص در منطقه‌ای که حفظ آثار مادی همواره با مشکلات همراه بوده است. دوم، و مهم‌تر، جانشینان او این صلاحیت را به‌وضوح اعمال کردند. سکه‌های ضرب‌شده در دوره محمود و اشرف هوتکی تا امروز باقی مانده‌اند و نشان‌دهنده حاکمیت مستقل و گسست از اقتدار صفوی هستند.

مقایسه با تاریخ صدر اسلام این استدلال را بیشتر تضعیف می‌کند. دولت اسلامی که در قرن هفتم میلادی در عربستان شکل گرفت، در آغاز سکه مستقل نداشت. تنها در زمان خلافت عبد المالک ابن مروان (حکومت: ۶۸۵ تا ۷۰۵ میلادی) بود که نظام پولی مستقل اسلامی ایجاد شد و سکه ضرب شد. با این حال، هیچ تاریخ‌نگاری مشروعیت دولت اسلامی را پیش از آن زیر سؤال نمی‌برد. بنابراین، ضرب سکه ابزار تثبیت حاکمیت است، نه پیش‌شرط آن.

در این چارچوب، مقایسه میان میرویس خان هوتکی وجورج واشنگتن باید با دقت درک شود. این مقایسه به‌معنای همسانی شخصی یا شرایط تاریخی نیست، بلکه ماهیت ساختاری دارد. هر دو رهبری مقاومت در برابر یک امپراتوری قدرتمند را بر عهده داشتند و یک جنگ که محلی تصور میشد را به جریان دولت‌سازی تبدیل کردند. اهمیت این مقایسه در نیت و مسیر آن است: مقاومت سازمان‌یافته، رد اقتدار امپراتوری، و ایجاد نظم سیاسی جدید. در این معنا، این تشبیه بیانگر ماهیت دولت‌ساز حرکت میرویس خان هوتکی است.

در مقابل، برخی مقایسه‌های رایج در مباحث سیاسی معاصر از نظر تحلیلی نادرست‌اند، از جمله تلاش برخی نویسندگان پاکستانی که مقالات کثیر نوشته اند برای هم‌تراز دانستن محمد علی جناح با جورج واشنگتن. این مقایسه از نظر ساختاری قابل دفاع نیست. واشنگتن رهبری جنگ استقلال علیه یک امپراتوری جهانی را برای ایجاد یک دولت مستقل بر عهده داشت، در حالی که جناح در چارچوب اواخر دوره استعمار فعالیت می‌کرد، جایی که بریتانیا همچنان نقش تعیین‌کننده در جریان تقسیم هند داشت. دولت حاصل، نه از طریق جنگ اخراج یک قدرت استعماری، بلکه از طریق تقسیم مذاکره‌شده‌ای شکل گرفت که با منافع ستراتژیک بریتانیا همسو بود و بر همه واضح است که جناح دست نشانده بود. برابر دانستن این دو جریان، واقعیت‌های تاریخی را مخدوش می‌سازد.

در نهایت، اهمیت میرویس خان هوتکی در تحولی است که آغاز کرد. او نیروهای افغان را از موقعیت تابعیت در یک امپراتوری بزرگ به جایگاه فعالیت مستقل سیاسی منتقل کرد. رد اقتدار صفوی، مقاومت نظامی، و دستاوردهای توسعه‌طلبانه جانشینانش نشان می‌دهد که این رویداد یک شورش محدود نبود، بلکه آغاز یک جریان دولت‌سازی بود.

با وجود تهاجمات بعدی، تفرقه‌های داخلی و مداخلات مداوم خارجی، هویت سیاسی شکل‌گرفته در آن دوره دوام آورد. تجربه هوتکی شاید از نظر اداری کوتاه‌مدت بود، اما اثر آن پایدار ماند. این تجربه بنیان مفهومی را فراهم کرد که دولت‌های بعدی افغانستان، بخصوص امپراتوری درانی، بر آن استوار شدند. نادیده گرفتن قیام میرویس خان هوتکی به‌عنوان یک شورش محلی، نادیده گرفتن خاستگاه دولت‌داری افغانستان است.

دیپلماسی کریپتو یا اسعار مجازی شفری پاکستان یک نشانه دیگر فروپاشی

زموږ انګلیسي ویبپاڼه: 

د دعوت رسنیز مرکز ملاتړ وکړئ
له موږ سره د مرستې همدا وخت دی. هره مرسته، که لږه وي یا ډیره، زموږ رسنیز کارونه او هڅې پیاوړی کوي، زموږ راتلونکی ساتي او زموږ د لا ښه خدمت زمینه برابروي. د دعوت رسنیز مرکز سره د لږ تر لږه $/10 ډالر یا په ډیرې مرستې کولو ملاتړ وکړئ. دا ستاسو یوازې یوه دقیقه وخت نیسي. او هم کولی شئ هره میاشت له موږ سره منظمه مرسته وکړئ. مننه

د دعوت بانکي پتهDNB Bank AC # 0530 2294668 :
له ناروې بهر د نړیوالو تادیاتو حساب: NO15 0530 2294 668
د ویپس شمېره Vipps: #557320 :

Support Dawat Media Center

If there were ever a time to join us, it is now. Every contribution, however big or small, powers our journalism and sustains our future. Support the Dawat Media Center from as little as $/€10 – it only takes a minute. If you can, please consider supporting us with a regular amount each month. Thank you
DNB Bank AC # 0530 2294668
Account for international payments: NO15 0530 2294 668
Vipps: #557320

Comments are closed.