ایا به نوشتن چند مقاله ضد و نقض، راست و دروغ میتوان محقق و تاریخ نګار شد؟

قاسم باز

55


ایا به نوشتن چند مقاله ضد و نقض، راست و دروغ میتوان محقق و تاریخ نګار شد؟ ، جواب ، ابدآ نه .

در پنج دهه اخیر یکتعداد قلم بدستان عقده یی مضامین و مقالات را در اخبار ، جراید ، ویب سایت ها ، پروگرامهای رادیویی ، تلویزیونی و بعضآ به شکل رساله و کتب به نشر سپرده و هر ان چیزیکه دل نا ارام و پریشان شان خواسته راست و دروغ به روی سفید زیبا کاغذ تحریر و درج نموده و ان صفحه سفید کاغذ را سیاه ساخته و یا میسازند . خوشبختی در اینست که امروز به سپری شدن زمان الحمدالله یک عده فرزندان حقیقی عرض وجود نموده انها یک تعداد مقالات مغرضانه بعضی نویسندگان اماتور و دروغگو را تحت دید میکروسکوبی خود قرار داده نقد نموده.

هر دروغ بهتان و افترا تاریخ و هر نویسنده عقدیی و مفتری محقق شده نمی تواند. مهمترین رویش در تاریخ نگاری بی طرفی نویسنده است ، هرگاه در تحقیق اغراض شخصی فرد یا افراد دخیل باشد ان تحقیق ، تحقیق نی بلکه بمانند یک داستان بی مفهوم بی ارزش و بی معنی تلقی میګردد.

در مورد محقق و تاریخ نگاری جناب داکتر سید عبدالله کاظم سابق استاد و ریس پوهنځی پوهنتون کابل چی زیبا فرموده.!

« انواع عقده ها موجب میشود تا بیان حقایق تاریخی تحت الشعاع قرار ګیرند و از مسیر اصلی منحرف شوند. متاسفانه بسیار نویسندګان و محققان ما دچار این مشکل میباشند و اما باید بدانند که این کار بازی به تاریخ است
همچنان استاد جوان و پر انرژی جناب تمهید سیلانی. نیز در باره تاریخ و تاریخ نګاری، نویسنده ومحقق چنین اظهار نظر نموده میګوید.
«… بررسی اعتبار منابع تاریخی یکی از اصول اساسی تحقیقات علمی است، زیرا نزدیکی زمانی یک نویسنده به رویداد، به‌ تنهایی او را به شاهد عینی تبدیل نمی ‌کند

هموطنان عزیز .
با گذاشت وسپری شدن چندین دهه پر اشوب در کشور امروز بعضی افوهات و افترهات بعضی نویسنده ها عقدی، اماتور، بی باک و بی مسولیت اهسته اهسته توسط یک عده فرزندان فرزانه وطن نقد میگردد. خوشبتانه به روشنی اوضاع اسناد و شواهد ان رویات افترا امیز فرسوده و خود ساخته بعضی نویسنده ها و قلم بدستان اماتور نیزتغیر نموده و می نماید.

چارمثال عمده این گونه روایت ها دروغین و بی اساس امروز به روشنی اسناد و شواهد انکار ناپذیر ماهیت خود را از دست داده صرف بروی کاغد باقی مانده، بطور مثال:

۱ـ یکی از این رساله ویا هم کتاب است بنام ( داودخان د ک ج ب په لومو کی ). که توسط یک صاحب منصب پولیس که عضو مخفی حزب دیموکراتیک بود تحریر یافته، میباشد.

۲ـ کتاب و مصاحبه های شخص بنام پیرزاده . فرد که مربوط به یکی از جناح احزاب اخوانی افغانستان است ذکر کرده میتوانیم .

۳ـ کتاب ( دسایس و جنایات روس ها در افغانستان از امیر دوست محمد خان تا ببرک کارمل ، نویسنده نصری حق شناس جمعتی متعصب زبانی و قومی ) .
۴ـ مصاحبه های صوتی و غیر صوتی ، مقالات و کتاب بنام ( جفا بزرګ ) ازشخص بنام داود ملکیار، برادر زاده خانم محمد هاشم میوندوال” .مربوط حزب دیموکرات ملی ؟مشهور به مساوات که در این اواخر به طبع رسانیده. اګر ضرورت بی افتد ولازم افتید بالای ان بحث بیشتر خواهم نمود.

دوستان محترم .
ما در پنج دهه اخیر دیدیم که یک عده عقدیها راست و چپ ، شاه پرست و شکم پرست بالای کارنامه های ان شهید اتهامات غرض الود و دور از حقیقت ، کرامت انسانی و اسلامی به ان بزرګواربستند، از این جمله افراد شخصیکه خود را استاد علوم سیاسی می شمارد بخاطر اینکه در زمان اقتدار دوره جمهوریت داودخان خیشاوندان شان از کار های بلند رتبه دولتی معزول شدند و برای وی نیز مقام و منزلت دولتی سپرده نشد امروز این استاد عقده یی قانون اساسی اسلامی دوران اولین جمهوریت افغانستان را قانون غیر اسلامی و کمونستی قلمداد میکند، شاعر هم در این راستا ا زوی کمی ننموده وی شخص محمد داودخان را طرفدار روس حتی کمونست و دست نشانده پرچمیان وانمود میسازد. افرادی دیگری نیز محمد داودخان را شخص قدرت طلب، متعصب ، قومگرا ، مسلمان غرب زده، فاشست و دیکتاتور معرفی میکند ، عده وی را همکار و یار ببرک کارمل، یاد نمود. درحالیکه حقیقت چیزی دیگری است.
خوانندگان حقیقت جو:
انقدر که ببرک کارمل به دربار سلطنتی نزدیک و در تماس بود وی به جمهوریت داودخان نبود ، در این مورد گفتار شخص محمد داودخان در ملاقات که انهم به خواهش ببرک کارمل ترتیب شده بود بحضور داشت داکتر حسن شرق، داودخان در جواب فرمایشات ببرک کارمل به وی چنین ګفته بود
.
« خدا کند به سلطنت وفادار بمانی از اینکه بخانه من امدی تشکر میکنم ، خدا حافظ
هکذا در مورد این ملاقات در کتاب عبدالوکیل وزیر خارجه زمان دوران داکتر نجیب الله بنام
( از سقوط سلطنت پادشاهی تا سقوط جمهوری دیموکراتیک ) و همچنان در کتاب ( کرباس پوشان برهنه پا ) اثر داکتر حسن شرق اشاراتی صورت گرفته ان ګفته های داودخان ثبوت ادعا ماست.

اگر به یک ملاقات سیاسی انهم عرض تبادل افکار در مورد موضوعات اجتماعی و سیاسی کشوربرای بهبود اوضاع کشور بین دو فرد مهم وسیاسی کشور رد و بدل شود ایا اینگونه ملاقاتها ومباحثات سیاسی و اجتماعی، شخص را همکار شخص دیگر ساخته یا میسازد . پس اگر اینگونه ملاقات ها را بمعنی یاری و همکاری تلقی کنیم پس این نوع ملاقات های سیاسی بین شهید محمد داودخان و محمد هاشم میوندوال، همچنان ملاقات محمد هاشم میوندوال به رهبران احزاب خلق و پرچم، دلالت به یاری و همکاری میوندوال به سرکردهای حزب دیموکراتیک میکند.؟؟؟؟ اگر به دیدن یک بارداودخان به نور محمد تره کی ، محمد هاشم میوندوال، منهاج الدین گهیځ ، محمد امین واکمن، عبدالمجید کلکانی و دیګران ایا محمد داود یار و همکار انها میگردد. ایا دیدارهای علنی و مخفی محمد هاشم میوندوال که به رهبران حزب دیموکراتیک خلق بخاطر هماهنگ ساختن پروګران و پلان ترتیب دادن مظاهرات پوهنتون و جاده یی ( خیابانی ) با چندین بار ملاقاتها خصوصی و شب نیشینی شبانه روزی یار وهمکار میشود.؟؟؟؟.

ما در پنجاه سال گذاشته افترات و تهمت های زیادی که یک تعداد مخالفین سیاسی محمد داود خان که بالا وی وارد نموده شنیدیم و میشنویم، دروغگویان حرفوی وی چطور و به چی نیرنگ ها و شعبده بازی های طفلانه قضیه جنایی قلعه زمانخان که از زمان صدارت داکتر عبدالظاهرخان صدراعظم شروع شده بود و ان قضیه جنایی در زمان سالهای اخر جمهوریت داودخان کشف شد اینها انرا بنام کشتارگاه داودخان مسما ساخت و بالای جمهوریت و شخص داودخان تهمتهای بی باک بستند. این مفتریان مسلکی از ملاقات اخری داودخان و لیونید بریژینف از یک زاغ صد زاغ ساختند، انها از سفرهای رسمی محمد داود خان به کشورهای عربی که انهم ان سفرهای رسمی بخاطر بدست اوردن کمک های اقتصادی برای تکمیل نمودن پلان هفت ساله صورت گرفته بود به چی شد و مد سبوتاژ میکردند. این تهمت سرا ها مشهورشهرکابل از سفرهای دوستانه داودخان به پاکستان و ایران چی سناریوهای دروغین نبود که نه ساختند، همچنان این قلم بدستان اماتور به مخالفت و ضدیت داودخان که به پاکستان و ایران داشت مخالفت کردند و زمانیکه که داودخان خواست مناسبات دولت افغانستان را به ان کشورها بهبود بخشد اینها انرا نیز سبوتاژ میکردند.

خوانندګان محترم.

اگر موجودیت چند فرد اعضای مخفی حزب دیموکراتیک در تحول ۲۶ سرطان گناه کبیره و غیر قابل بخشیدن باشد پس موجودیت این افراد نظامی ارود اعضای حزب دیموکراتیک در قطعات مهم اردو و دولت شاهی انوقت گناه نه بود؟؟؟؟. ایا سهم و عضویت طرفداران ببرک کارمل از قبیل نعمت الله پژواک در کابینه صدارت محمد موسی شفیق دراخر سلطنت محمد ظاهر شاه بحث وزیر داخله وعضویت محمد خان جلالر بحث وزیر مالیه در کابینه صدارت محمد موسی شفیق و همچنان داشتن موقف و مقام عالی دولتی جیلانی باختری بحث ریس عمومی احصایه در اورگانهای دولتی انوقت چی معنی را می رساند و این انتخاب گناه محسوب نمی شود ؟؟؟؟ ، ایا ملاقات محمد موسی شفیق به ببرک کارمل دلالت به یاری، رفقات و همنظری بین محمد موسی شفیق و ببرک کارمل ریس حزب پرچم چی تصور را خلق و بوجود اورده بود.؟؟؟؟، ایا این گونه ملاقاتها صواب دید بود یا گناه؟؟؟؟.

بلی: دروغګویان بی مسولیت.‎
انهایکه به فرمایش و اشاره روسها در عقیم ساختن پلان صلح ملل متحد به حزب پرچم و روسها سازش کرد و انها به سواری تانک های، نظامی عبدالرشید دوستم ، محمود بریالی ، عبدالحمید محتاط ، عبدالوکیل، فرید مزدک ، کاویانی وووو، تکیه به اخذ قدرت سیاسی کشور بخصوص کابل پایتخت افغانستان زدند گناه تلقی نمیشود
.؟؟؟ همچنان انهایکه به همکاری جنرال محمد اسلم وطنجار، جنرال محمد رفیع، جنرال شهنواز تڼی، جنرال سید محمد گلابزوی پاکتین ، سلیمان لایق، جنرال اصف شور، جبار قهرمان مڼوکی منګل ووو به دروازه های ارگ و وزارت داخله رسیدند گناه و جفا به ملت ازدیخوا افعان محسوب نمی شود .؟؟؟ همانګونه انهایکه فریاد میزدند ما به نوکران سیاه امریکا، ای ایس ای پاکستان، سپاه پاسداران ایران، اشتی ناپذیر ایم سر میدهیم سنګر نه ، انها اشتی پذیر نشدند؟؟؟؟؟ ، بلی که شدند. انهایکه سایه روس و امریکا، پاکستان و ایران را به سنګ میزندند بلاخره در اغوش بی رحم انها نه خوابیدند؟؟؟.

پس ای سروران عزیز من.

من تا همین دم که این نبشته را مینویسم یک چوراهد پولدار اخوان ناتویی و یا هم یک وطنپرست پلاستیکی ، مصنوعی دیموکراتیکی فاقد عشق به وطن و مردم افغان ندیدم ، که به مصیبت زدګان حواث طبعی و محیطی چند سال گذشته افغانستان کمک مالی، انسانی و یا هم بشر دوستانه نموده باشد، اینست معیار اسلامی جهاد و بشر دوستی دیموکراتیکی ما افغانها و خراسانیان سمرقندی کولابی.

هموطنان ګرامی:

نمی دانم چرا یک عده افراد چیز فهم از قبیل دانشمندان ، شاعران ، ادیبان در این اواخر تنزیل شخصیت نمودند هر دروغ هر افترا را در جامه حقیقت قبولدار و به ان همصدا میشود. من به انعده افراد دروغکو مفتیری وتهمت پرداز بی مسولیت بصدا رسا میګویم که بس است دیګردل تان را به این ملت بسوزانید و دست ناپاک و دروغین تا نرا از سر انها دور سازید ، شما افراد نیستید که ملت سر تان حساب کند. شما منافع شخصی تانرا به منافع ملی ترجیح داده اید. تا دیروز سرما ط لب را قهرمان میساختید ولی امروز که انها بشما مقام و منزلت نداد شمشیر های زنګ زده تانرا از غلاف کشیده و بالا ان سر، اندام و صورت ما را، بند به بند قطع میکنید . افرین به این دوستی و سمپتی های تکتیکی شما، خوب میدانم ان اشک های تمساخی که چند سال قبل می رختاندید ، ان ریختاندن اشک تمساخ شما برای موقف ، مقام ، چوکی و قدرت دولتی بود نه بخاطرعلاقه و عشق بمردم و کشورافغان، شما در وقت و زمان اقتدار اولین جمهوریت کدام کاره مهم دولت، انهم در سکتورسیاسی، اجتماعی واقتصادی نبوید. که از همه اجرات پلانها مسایل و موضوعات روز مره ملی و بین المللی ان وقت اګاهی لازم از همه اجرات دولت جمهوری انزمان نداشتید که امروز قضاوت عادلانه میکردید.
عزیزان من .

امروز داوری من و شما و همچنان از بعضی مخالفین نورمحمد تره کی در باره تره کی با داوری و شناخت که فقیر محمد فقیر ریس دفتر تره کی از کارکردهای تره کی داشت زمین و اسمان فرق دارد ، داوری و معلومات من و شما و بعضی مخالفین داکتر نجیب الله از اسحاق توخی در مورد داکتر نجیب الله کهکشانها فرق دارد، همچنان قضاوت و داوری من ، شما و هیواد مل در مورد حامد کرزی و عینآ نظر من و شما و مخالفین داکتر اشرف غنی از محمود فضلی در حصه کارکردهای داکتر اشرف غنی فرسنګ ها فاصله دارد.

و بلاخره اخر کلام : « اوس ماته غوږ شي پس هر جفنګ هر تهمت و هر افترا تاریخی ، تاریخ شده نمی تواند . امید وارم کسانی تاریخ را بنویسد که صلاحیت علمی و اکادمیک معلومات علمی و تاریخی داشته باشد بمانند کاندید اکادمیسین اعظم سیستانی ، داکتر صاحب سید عبدالله کاظم ، نه پیرزاده اخوانی ، نه عبدالغنی صافی دیموکراتیک نه نصیری حق شناس و نه هم داود ملکیار که تاریخ را مانند ادعا دروغین مصاحبه خانم ګلالی عمر داود، را بخور مردم داده.

هر مفتری بینظیر تاریخ نګار و محقق، و هر دشنام ګر فتح خان شده نمی تواند . وسلام.
ته مـی وژنه د قـصاص اندیـښـنه مکړه
د خپل خون په توربه ونیسم یوبل څوک.
حمید ماشوخیل.

۷/۲۲/۲۰۲۶

زموږ انګلیسي ویبپاڼه: 

 

د دعوت رسنیز مرکز ملاتړ وکړئ
له موږ سره د مرستې همدا وخت دی. هره مرسته، که لږه وي یا ډیره، زموږ رسنیز کارونه او هڅې پیاوړی کوي، زموږ راتلونکی ساتي او زموږ د لا ښه خدمت زمینه برابروي. د دعوت رسنیز مرکز سره د لږ تر لږه $/10 ډالر یا په ډیرې مرستې کولو ملاتړ وکړئ. دا ستاسو یوازې یوه دقیقه وخت نیسي. او هم کولی شئ هره میاشت له موږ سره منظمه مرسته وکړئ. مننه

د دعوت بانکي پتهDNB Bank AC # 0530 2294668 :
له ناروې بهر د نړیوالو تادیاتو حساب: NO15 0530 2294 668
د ویپس شمېره Vipps: #557320 :

Support Dawat Media Center

If there were ever a time to join us, it is now. Every contribution, however big or small, powers our journalism and sustains our future. Support the Dawat Media Center from as little as $/€10 – it only takes a minute. If you can, please consider supporting us with a regular amount each month. Thank you
DNB Bank AC # 0530 2294668
Account for international payments: NO15 0530 2294 668
Vipps: #557320

Comments are closed.