امانت شاه غازی امان الله خان٫
قرضی که هنوز ادا نشده است
از همان نقطه که ماند٫ فراخوان قرن به نسل امروز.
یک قرن انتظار برای تکمیل یک رؤیا.
نهضتی که کشتند،
اما نتوانستند دفن کنند.
شعله ای که خاموش نشد٫
بازگشت به نهضت امانی.
امانالله خان و رؤیایی که هنوز تمام نشده است.
نهضت پیشرونده ای امانی٫
چراغی که خاموش نشد، تنها به تعویق افتاد.
فراخوانی تاریخی برای احیای راهی که از نیمه ماند
لحظه ای که تاریخ نفس در سینه حبس کرد.
در فبروری ۱۹۱۹، در کابل، مردی جوان بر تخت نشست که با خود، رؤیایی بزرگ تر از یک تاج و تخت به ارمغان آورد.
امان الله خان، در سنی که بسیاری هنوز در جست وجوی هویت خویش اند، تصمیم گرفت سرنوشت یک ملت را دگرگون سازد.
او پس از جلوس بر تخت، جنگ سوم انگلیس افغان را آغاز کرد و در پیمان راولپندی (۱۹۱۹)، افغانستان را از قید معاهدات استعماری که کنترل سیاست خارجی اش را در دست بریتانیا نگه داشته بود، رها ساخت.
این، نخستین بار در تاریخ مدرن بود که یک کشور آسیایی توانست استقلال کامل خود را از یک ابرقدرت استعماری بازپس گیرد ٫ دستاوردی که هنوز هم در تاریخ نگاری جهانی به عنوان یکی از نمادهای مقاومت ضداستعماری قرن بیستم یاد میشود.
اما آنچه امانالله خان در پی آن بود، فراتر از استقلال سیاسی صرف بود.
او می دانست که استقلال بدون بنیان های مدرن ٫ قانون، آموزش، و نهادهای مدنی ٫ استقلالی شکننده و ناپایدار خواهد بود.
سه ستون یک تمدنسازی
مشروطه، استقلال، علم
نهضت امانی بر سه پایه استوار بود که هر یک، به تنهایی، انقلابی در بافت اجتماعی افغانستان آن روزگار محسوب می شد.
نخست، نظام نامه اساسی که در سال ۱۹۲۳ تدوین شد و نخستین قانون اساسی مکتوب در تاریخ افغانستان بود ٫ سندی که برای نخستین بار، حقوق شهروندی، محدودیت قدرت مطلقه پادشاه، و اصول حکمرانی قانون مند را به رسمیت شناخت.
دوم، شبکه ای از مکاتب مدرن از جمله مکتب امانی، استقلال، و مکاتب دخترانه که برای نخستین بار دروازه آموزش را به روی دختران افغان گشود ٫ اقدامی که در آن دوران، حتی در بسیاری از کشورهای همسایه نیز بی سابقه بود. سوم، اعزام محصلان افغان به اروپا برای فراگیری علوم جدید، در حالی که کشور همچنان زخم های نیم قرن جنگ های داخلی و منازعات قدرت را بر تن داشت.
امانالله خان به این باور رسیده بود که استقلال حقیقی، تنها در سایه خرد و قانون معنا می یابد، نه در سایه شمشیر و سنت های تحجرآلود.
سقوطی که تصادفی نبود
اما تاریخ، همیشه به نیکخواهی پاسخ نمی دهد. در سال ۱۹۲۸، اصلاحات امانی ٫ به خصوص در حوزه علم آموزی ٫ حجاب، و ساختار قبیله ای قدرت ٫ عکس العمل گسترده ای را در میان روحانیون سنتی و رهبران قومی برانگیخت.
این نارضایتی، در کنار مداخلات پنهان و آشکار قدرت های خارجی که هرگز افغانستانی مستقل و مقتدر را در همسایگی خود نمی خواستند، به شورشی مسلح انجامید که به رهبری حبیب الله کلکانی مشهور به بچه ای سقا و ملای لنگ ، در ۱۹۲۹ به سقوط حکومت امانی منتهی شد.
اما این پرسش را باید با صراحت مطرح کرد: آیا سقوط نهضت امانی، شکست یک ایده بود، یا شکست شتاب یک اجرا؟
تاریخ نگاران بی طرف، امروز به این نتیجه رسیده اند که ایده استقلال، قانون، و علم ٫ هرگز شکست نخورد.
آنچه شکست خورد، توالی و سرعت اجرای آن بود، در جامعه ای که هنوز بسترهای لازم برای پذیرش تحول بنیادین را نداشت.
تراژدی یک قرن٫
از وفاق به نفاق
شاید تلخ ترین میراث سقوط نهضت امانی، نه از دست رفتن یک حکومت، بلکه از دست رفتن یک فرصت تاریخی برای وفاق ملی بود.
دوران امانی، با همه کاستی هایش، نخستین دوره ای بود که افغانستان توانست، هرچند مقطعی، پشتوانه ای مشترک میان اقوام گوناگون خود بیافریند ٫ احساسی که «افغانستان» را نه صرفاً یک جغرافیا، بلکه یک آرمان مشترک می دید.
سقوط این نهضت، این وفاق شکننده را در هم شکست.
آنچه پس از آن آمد، نه بازسازی، بلکه یک قرن نوسان میان استبداد، جنگ داخلی، و مداخله خارجی بود.
از سقوط حکومت امانی تا امروز، افغانستان، در دایره های دردناک، بارها فرصتهای تاریخی خود را برای بازسازی از دست داده است ٫ نه به دلیل کمبود استعداد یا اراده مردمش، بلکه به دلیل تکرار همان الگوی مقاومت نهادهای سنتی در برابر تحول، و همان الگوی مداخله قدرت های بزرگ که هرگز افغانستانی باثبات و مستقل را به سود منافع ژئوپولیتیک خود نمی دیدند.
درسی که باید از تاریخ گرفت، نه غفلت کرد
نسل امروز افغانستان، وارث یک میراث دوگانه است٫ از یکسو، میراث امان الله خان که نشان داد افغانستان می تواند مستقل، قانون مند، و رو به جلو باشد ٫ از سوی دیگر، میراث یک قرن فرصت سوزی که نشان داد بدون آمادگی نهادی، بدون وفاق ملی، و بدون مقاومت در برابر مداخلات بیرونی، حتی بهترین آرمان ها نیز می توانند در گرداب تاریخ فرو روند.
اما درس اصلی تاریخ این نیست ٫
که از تغییر بترسیم
درس اصلی این است که تغییر را با درایت، با صبر، و با مشارکت واقعی مردم پیش ببریم. نهضت پیشرونده ای امانی، در شتاب خود، فرصت گفت وگو با جامعه سنتی را از دست داد.
نهضتی که امروز باید احیا شود، باید از این تجربه بیاموزد٫ تحول بنیادین، بدون بردن مردم با خود، نه اصلاح، بلکه تحمیل خواهد بود، و تحمیل، همیشه در برابر مقاومت، شکننده است.
افغانستان امروز٫
در آستانه یک انتخاب تاریخی دیگر
یک قرن پس از سقوط نهضت امانی، افغانستان بار دیگر در نقطه ای حساس ایستاده است. کشوری خسته از جنگ، خسته از تکرار بحران، و در جست وجوی مسیری که بتواند آن را از دایره ای باطل استبداد و ناامنی رهایی بخشد.
احیای نهضت امانی، به معنای بازگشت به شکل ظاهری آن دوران نیست ٫ به معنای بازگشت به روح آن است.
روح استقلال حقیقی که نه در شعار، بلکه در خودکفایی سیاسی، اقتصادی و فرهنگی معنا مییابد ٫ روح خرد و علم که تنها راه رهایی از دایره ای جهل و خرافه است ٫ و روح وفاق ملی که فراتر از تمام تعلقات قومی و مذهبی، هویتی مشترک برای همه افغانها بیافریند.
فراخوان به نسل امروز
ای فرزندان این خاک، ای وارثان یک میراث نیمهتمام!
تاریخ از ما نمی پرسد که آیا اشتباه کرده ایم یا نه ٫ تاریخ از ما میپرسد که آیا از اشتباهات آموخته ایم یا نه.
نهضت امانی خاموش شد، اما شعله اش هرگز از میان نرفت.
این شعله، در دل هر افغانی که هنوز به قانون، به علم، و به وحدت و تفاهم باور دارد، همچنان زنده است.
اکنون، در این برهه حساس تاریخی، وظیفه ماست که این نهضت را نه از صفر، بلکه از همان نقطه ای که به تعویق افتاد، دوباره آغاز کنیم ٫ نه با شتاب زدگی که سقوطش را رقم زد، بلکه با درایتی که این بار می تواند تضمین بقایش باشد.
افغانستان، سرزمینی نیست که سرنوشتش را دیگران بنویسند.
افغانستان، سرزمینی است که تاریخش را فرزندانش رقم می زنند ٫ همان گونه که امانالله خان، در جوانی خود، جرأت کرد رقم بزند.
بیایید اینبار، نهضت را نه با یک پادشاه، بلکه با یک ملت آگاه، به سرانجام برسانیم.
![✍🏼]()
۲۹ جولای ۲۰۲۶
فاتح جبههٔ چهارم سالارِ ارناوه و چترال در جنګ استقلال
زموږ انګلیسي ویبپاڼه:
![]()
د دعوت رسنیز مرکز ملاتړ وکړئ
له موږ سره د مرستې همدا وخت دی. هره مرسته، که لږه وي یا ډیره، زموږ رسنیز کارونه او هڅې پیاوړی کوي، زموږ راتلونکی ساتي او زموږ د لا ښه خدمت زمینه برابروي. د دعوت رسنیز مرکز سره د لږ تر لږه $/10 ډالر یا په ډیرې مرستې کولو ملاتړ وکړئ. دا ستاسو یوازې یوه دقیقه وخت نیسي. او هم کولی شئ هره میاشت له موږ سره منظمه مرسته وکړئ. مننه
د دعوت بانکي پتهDNB Bank AC # 0530 2294668 :
له ناروې بهر د نړیوالو تادیاتو حساب: NO15 0530 2294 668
د ویپس شمېره Vipps: #557320 :
Support Dawat Media Center
If there were ever a time to join us, it is now. Every contribution, however big or small, powers our journalism and sustains our future. Support the Dawat Media Center from as little as $/€10 – it only takes a minute. If you can, please consider supporting us with a regular amount each month. Thank you
DNB Bank AC # 0530 2294668
Account for international payments: NO15 0530 2294 668
Vipps: #557320
Comments are closed.