مهندسیِ گذار؛ راهکارهای عملی برای استقرارِ «ناسیونالیسم مدنی» و خروج از بحرانِ هویت

نویسنده: دوکتور نوراحمد خالدی

53

فصل پایانی کتاب “بحران هویت نسل تاجیک در افغانستان معاصر: ریشه‌ها، روایت‌ها و پیامدها”

عنوان فرعی: از «شعارِ دیوِ پشتون» تا «سقوط از آسمانِ کابل»

نویسنده: دوکتور نوراحمد خالدی

ناشر: انجمن تاریخ افغانستان

چرخهٔ معیوب بحران هویت

برای عبور از چرخهٔ معیوبِ بحرانِ هویت، پاتریمونیالیسمِ قومی و تناقضاتِ برخاسته از ناسیونالیسمِ قومی، نمی‌توان صرفاً به توصیه‌های اخلاقی یا شعارهای وحدت‌طلبانه اکتفا کرد. بر اساس چارچوب نظریِ تحقیق — به‌ویژه ضرورتِ گذار از ساختارهای سنتیِ قبیله‌ای و قومی به »ناسیونالیسم مدنی «(Civic Nationalism) و ایجادِ «جامعهٔ تصوریِ فراگیر» (بندیکت اندرسون) — راهکارهای عملیاتی و مشخص در سه حوزهٔ کلیدیِ نظام آموزشی، رسانه‌های ملی و مدل‌های حکمرانی به شرح زیر پیشنهاد می‌گردد:

۱. اصلاحِ بنیادینِ نظام آموزشی و کتبِ درسی (پروژهٔ «دیوزدایی» و ساختِ ملتِ تصوری)

در نظریهٔ ساخت‌گرایی، هویت ملی یک سازهٔ ذهنی است که از طریق نهادهای مدرن به‌ویژه آموزش و پرورش بازتولید می‌شود. نظام آموزشی افغانستان در دهه‌های گذشته، ناخواسته یا آگاهانه به کارخانهٔ تولیدِ «دیگری‌سازی» و روایت‌های انحصاری تبدیل شده بود. راهکارهای عملی برای اصلاح این حوزه عبارتند از:

تدوینِ تاریخِ همه‌شمول و گرایش‌زدایی: بازنویسی کتب درسی تاریخ به گونه‌ای که هیچ قوم یا تباری به عنوان «فاتح مطلق» یا «مغلوب مطلق» تصویر نشود. تاریخ افغانستان باید به عنوان روایتِ زیستِ مشترک، رنج‌ها و دستاوردهایِ تمامی اقوام (پشتون، تاجیک، هزاره، ازبک و…) تدوین شود تا نسل جوان بداند که تمدن این سرزمین محصول خشت‌روی‌خشت گذاشتنِ همهٔ ساکنان آن است.

رسمیت‌زدایی از تفوق‌طلبی‌های زبانی در مکاتب: تقویت آموزش دوزبانه (پشتو و دری) در سراسر کشور به عنوان یک فرصت فرهنگی، نه یک ابزار تحمیل. آموزش زبان‌های ملی به عنوان پل‌های ارتباطی، نه دیوارهای جدایی، و ارتقای جایگاه سایر زبان‌های بومی (ازبکی، ترکمنی، بلوچی، پشه‌یی و…) در مناطق مختص به خود.

آموزشِ شهروندیِ مدرن به جای هویت‌های ایلی: گنجاندن سرفصل‌های آموزشیِ مستقل پیرامون «حقوق و تکالیف شهروندی»، «تساهل قومی»، و «اصول دموکراسی مبتنی بر قانون عام» در نصاب مکاتب، تا کودکان از همان ابتدا بیاموزند که تعلق ملی بر تعلق تباری تقدم دارد.

۲. اصلاحِ رسانه‌هایِ ملی و پایان‌دادن به «فارسیسمِ افراطی» و «پشتون‌هراسی»

رسانه‌ها ابزار اصلی سرمایه‌داری چاپی و دیجیتال در شکل‌دهی به «جامعهٔ تصوری» هستند. برای مقابله با گفتمان‌های تفرقه‌افکن (اعم از فارسیسمِ انحصارطلب و پشتون‌هراسیِ سیاسی):

تدوین منشور اخلاق رسانه‌ای ملی: ایجاد یک نهاد نظارتیِ مستقل و حرفه‌ای (عاری از نفوذ شبکه‌های قومی و تنظیمی) برای رصد و پالایش محتوای رسانه‌ها، شبکه‌های اجتماعی و تریبون‌های رسمی تا از ترویج واژگانِ تحقیرآمیز، دیگرسازی و نفرت‌پراکنی قومی جلوگیری شود.

پرهیز از انحصارگرایی زبانی در رسانه‌های دولتی: رسانه ملی (رادیو تلویزیون ملی) باید بازتاب‌دهندهٔ دقیقِ کثرت زبانی و فرهنگی کشور باشد و با توزیع عادلانهٔ برنامه‌ها به زبان‌های دری و پشتو (و سایر زبان‌های محلی)، احساس تعلقِ همگانی را تقویت کند.

مقابله با مهندسی فرهنگی فرامرزی : آگاه‌سازی نسل جوان از پروژه‌های رسانه‌ایِ جهت‌دارِ برون‌مرزی (چه در قالب فارسیسمِ انحصارگر و چه سایر جریان‌های واگرا) که تلاش دارند هویت‌های محلی و ملی را در راستای منافع ژئوپلیتیک خود هضم یا تخریب کنند.

۳. اصلاحِ ساختارِ حکمرانی: گذار از «پاتریمونیالیسمِ قومی» به «شایسته‌سالاریِ مدنی»

ریشهٔ اصلی بحران‌های سیاسی و انتخاباتی در افغانستان، تبدیل دولت به «ملک شخصی و غنیمت جنگی» (پاتریمونیالیسم قومی) بوده است. برای بازگرداندن مشروعیت به ساختار سیاسی و اجرای مدل ناسیونالیسم مدنی:

تأسیس نظام اداری و قضاییِ مستقل از قومیت: ایجاد یک کمیسیون ملیِ شایسته‌سالاری برای استخدام، تقرر و ارتقای کارمندان دولت بر اساس تخصص، تعهد به قانون و کفایت، نه بر اساس تمایلات سیاسی و حزبی، سفارش سران قومی، سهمیه‌بندی‌های پشت‌پرده یا وفاداری‌های شبکه‌ای.

نظام اداری دولتی باید غیر سیاسی و در خدمت مردم باشد در حالیکه پروگرامها و پالیسی های دولت بر سر اقتدار را اجرأ مینماید.

تمرکززداییِ اداری و مدیریت محلی (غیرمتمرکزسازیِ عادلانه): برای کاهش اضطرابِ سیاسیِ اقوام از «حذف شدن در مرکز»، پیشنهاد می‌شود انتخاباتی شدنِ شوراهای ولایتی، تقویت اختیارات مدیران محلی در توسعه اقتصادی و فرهنگیِ بومی، و توزیع عادلانهٔ بودجه‌های ملی بر اساس شاخص‌های دموگرافیک و توسعه‌نیافتگی اجرا شود؛ مدنی‌ترین راهکار که بدون افتادن در دام فدرالیسمِ تجزیه‌طلبانه، حس مشارکت واقعی را ایجاد می‌کند.

نهادینه‌سازی قانون عام به جای عرف قبیله: تقویت ساختارهای عدلی و قضایی به‌گونه‌ای که هیچ مقام، رهبر تنظیمی یا متنفذ قومی نتواند بالاتر از قانون بایستد. قانون باید داور نهایی در توزیع منابع، حل منازعات و تضمین حقوق فردي و جمعي شهروندان باشد.

نتیجه‌گیری راهبردی:

جایگزینیِ مدلِ «ناسیونالیسم مدنی» به‌جای قوم‌گرایی، به معنای نادیده گرفتن تنوع قومی نیست؛ بلکه به معنای ایجاد یک چترِ حقوقی و سیاسیِ فراگیر است که در آن، هر شهروند (فارغ از اینکه پشتون، تاجیک، هزاره یا ازبک باشد) به دلیل «انسان و شهروند بودن» از حقوق برابر برخوردار است. تا زمانی که نخبگان سیاسی و جامعهٔ ما از منطقِ «ارباب‌رعیتی و سهم‌خواهیِ تباری» عبور نکنند و به قواعدِ خشک و بی‌طرفِ «دولتِ مبتنی بر قانون» تن ندهند، هیچ اصلاحِ ساختاری به سرانجام نخواهد رسید. گذار به ناسیونالیسم مدنی، بهای سنگینی دارد، اما تنها بلیتِ نجاتِ افغانستان از گردابِ فروپاشی و بحران هویت است.

فصل چهاردهم

بازخوانیِ بحرانِ هویت و چشم‌اندازِ گذار به ملتِ شهروند

نتیجه‌گیری:

این پژوهش با پرسش از چراییِ شکل‌گیری «بحران هویت در میان نسل جوان تاجیک» آغاز شد و کوشید تا با عبور از احساسات و روایت‌های قوم‌گرایانه، ریشه‌های ساختاری، گفتمانی و سیاسی این پدیده را واکاوی کند. دستاوردهای کلیدی این تحقیق در قالب گزاره‌های تحلیل‌محور زیر قابل مرور است:

۱. اصالتِ هویت ملی و بطلانِ روایتِ «تحمیلی بودن»

پیوستگی تاریخی دولت: اسناد معتبر تاریخی و سفرنامه‌ها نشان می‌دهند که نام و جغرافیای سیاسی «افغانستان» به عنوان یک واحد مستقل، محصولِ مهندسی استعمار نبوده، بلکه ریشه در تحولات درونی سده‌ی هجدهم میلادی (از عصر هوتکیان تا دولت درانی) دارد.

هویتِ حقوقیِ «افغان»: واژه «افغان» در قانون اساسی نظام جمهوری (ماده چهارم)، نه یک برچسب قومی، بلکه شناسهٔ حقوقیِ تابعیت و تعلق سرزمینی برای تمامی اقوام (پشتون، تاجیک، هزاره، ازبک و…) بوده است. بنابراین، انکار این هویت به بهانه‌ی قومیت، تیشه به ریشهٔ همزیستی مشترک می‌زند.

۲. پاتریمونیالیسمِ قومی و تناقضِ نخبگان

قوم‌گرایی ابزاری: تحلیل رفتار سیاسی نخبگان تاجیک نشان می‌دهد که طرح شعارهایی نظیر «ما هنوز ملت نشده‌ایم» یا انکار هویت ملی، ریشه در واقعیت‌های جامعه‌شناختی ندارد؛ بلکه واکنشی است به از دست دادنِ کنترل بر انحصار منابع قدرت و ثروت در ساختار پاتریمونیالیسمِ قومی.

تناقض در قدرت و مخالف‌خوانی: همان نخبگانی که در دوران جمهوریت کلیدی‌ترین مناصب امنیتی و دولتی را در اختیار داشتند، پس از ناکامی در آوردگاه‌های دموکراتیک، به جای بازنگری در استراتژی‌های خود، کل مشروعیتِ نظام و قانون اساسی را زیر سؤال بردند.

۳. ناهماهنگیِ شناختی و اتوپیایِ «خراسان‌طلبی»

فرار از واقعیت دموگرافیک: داده‌های احصاییوی و نتایج چهار دوره انتخابات ریاست‌جمهوری اثبات کرد که پشتون‌ها اکثریت دموگرافیک کشور را تشکیل می‌دهند و پیروزی نامزدهای این قوم یک روند ریاضیِ طبیعی در نظام مبتنی بر رأی بوده است.

پناه‌بردن به سراب: نخبگان شکست‌خورده برای توجیه ناکامی‌های خود در برابر این واقعیت، به بازآفرینیِ یک «اتوپیای تاریخی» (خراسان‌طلبی) و پیوند زدن خود به گفتمانِ «فارسیسمِ فرامرزی» روی آوردند؛ رویکردی که نسل جوان را به جای مشارکت مدنی، به سوی بیگانگی و سرخوردگی هدایت کرد.

۴. روندِ فروپاشی و تراژدیِ میدان هوایی

از شعار تا بحران: پروژه‌ی «دیوزدایی از دیگری» و ترویج پشتون‌هراسی توسط تریبون‌های سیاسی، ذهنیت نسل جوان را در یک بن‌بست اگزیستانسیال قرار داد.

خلأ نهادی: نافرمانی‌های مدنی مدیران و تبدیل نهادهای دولتی به سنگرهای قومی، سیستم را از درون فلج کرد. فاجعه‌ی میدان هوایی کابل در آگست ۲۰۲۱، نمودِ عینیِ جوانی بود که قربانیِ «ترسِ ساخته‌شده و وعده‌های پوچ رهبران خود» شده بود.

راهکار نهایی: عبور از قبیله و تبار به سوی «شهروندی»

مسئله‌ی اصلی افغانستان نه در تضادِ نژادی، بلکه در ضعفِ ساختارهای دموکراتیک و فرهنگ سیاسیِ حاکم نهفته است. برون‌رفت از این چرخه معیوب، مستلزم تحقق این اصول است:

تفکیک هویت سیاسی از هویت فرهنگی: پذیرش «افغان» به عنوان چتر حقوقیِ شهروندی و پاسداری از تنوع زبانی و فرهنگی (از جمله اصالت زبان دری و پشتو).

پذیرش واقعیت‌های دموگرافیک و تعهد به قانون: تن دادن به قواعد بازی دموکراتیک، شایسته‌سالاری و توزیع عادلانه فرصت‌ها.

رهایی روشنفکران از دام اسطوره‌های افراطی: بازگشت نخبگان و نسل جوان به واقعیت‌های عینیِ زیست‌بوم مشترک، به جای پناه‌بردن به توهماتِ ژئوپلیتیک برون‌مرزی.

سخن پایانی: بحران هویت نسل تاجیک، گواهی بر شکستِ پروژهٔ قوم‌گرایی ابزاری است. این تراژدی تنها زمانی به پایان می‌رسد که جامعه و نخبگان آن بپذیرند که بقا و توسعه در این سرزمین، نه از مسیرِ «حذف دیگری» و نه از راهِ «گدایی نام از بیرون»، بلکه از گذرگاهِ دشوار اما رهایی‌بخشِ قانون عام، عدالت توزیعی و شهروندی برابر میسر خواهد شد.

#داکتر نوراحمد خالدی

#تاجیکان

#تراژدیدی تاجیکان

#تاجیکان در افغانستان

#نسل تاجیک

کتاب را میتوانید از لنک آتی امازون دریافت کنید:

https://www.amazon.com/dp/B0H9Z268G5

بحران هویت نسل تاجیک در افغانستان معاصر: ریشه ها، روایتها و پیامدها: از «شعارِ دیوِ پشتون» تا «سقوط از آسمانِ کابل»

گزارش تحلیلی جامع: ساختار، تحولات تاریخی و مشکلات معاصر دیاسپورای افغان در جهان

زموږ انګلیسي ویبپاڼه: 

د دعوت رسنیز مرکز ملاتړ وکړئ
له موږ سره د مرستې همدا وخت دی. هره مرسته، که لږه وي یا ډیره، زموږ رسنیز کارونه او هڅې پیاوړی کوي، زموږ راتلونکی ساتي او زموږ د لا ښه خدمت زمینه برابروي. د دعوت رسنیز مرکز سره د لږ تر لږه $/10 ډالر یا په ډیرې مرستې کولو ملاتړ وکړئ. دا ستاسو یوازې یوه دقیقه وخت نیسي. او هم کولی شئ هره میاشت له موږ سره منظمه مرسته وکړئ. مننه

د دعوت بانکي پتهDNB Bank AC # 0530 2294668 :
له ناروې بهر د نړیوالو تادیاتو حساب: NO15 0530 2294 668
د ویپس شمېره Vipps: #557320 :

Support Dawat Media Center

If there were ever a time to join us, it is now. Every contribution, however big or small, powers our journalism and sustains our future. Support the Dawat Media Center from as little as $/€10 – it only takes a minute. If you can, please consider supporting us with a regular amount each month. Thank you
DNB Bank AC # 0530 2294668
Account for international payments: NO15 0530 2294 668
Vipps: #557320

Comments are closed.