![🟥]()
این چهار نفری را که تاریخ
در حاشیه ای ننگین خود دفن خواهد کرد
سال هاست در یک صف ایستادهاند ٫ صفی که نه با حقیقت نسبتی دارد، نه با تاریخ، نه با وجدان ملی.
آنان مأموریت مشترک دارند:
تحریف، تفرقه، جعل و دشمنی با افغانستان.
این ها نه منتقد اند و نه اندیشمند٫ نه وجدان ملی دارند .
تنها بلندگوهای پروژه هایی استخباراتی اند که هدف شان شکستن ستون های هویت ملی است.
![⬛️]()
![◼️]()
محیالدین مهدی هر روز با یک جملهٔ میان خالی ٫ احمقانه و بی سند ظاهر می شود٫ گویی کشف تازه کرده است ٫ گویی وظیفهٔ روزانه اش همین است که حقیقت را مخدوش سازد و ذهن ها را به بیراهه ببرد.
او نه تحلیل دارد و نه سند٫ تنها تکرارکنندهٔ روایت هایی است که از بیرون برایش نوشته می شود.
هر ادعایش بوی وابستگی فکری می دهد، نه بوی تحقیق.
او در برابر تاریخِ مستند، فقط هیاهو میکند٫ چون می داند حقیقت برایش سنگین است.
![⬛️]()
![◼️]()
مجیب الرحمان رحیمی ( میگن نواسه ای رحیم غلام بچه است ) نیز در همین مسیر گام می زند ٫ فردی که هنوز در سطح ابتدایی خواندن و نوشتن گیر مانده، اما با جسارتی لوده مآبانه و عجیب ادعای درس دادن تاریخ می کند. او روایت های سطحی و نادرست را با وقاحت «دانش» می نامد، بی آنکه عرق شرم بر پیشانی اش بنشیند.
مشکل او نادانی نیست٫ مشکل او این است که آگاهانه در خدمت پروژه ای ایستاده که هدفش تخریب حافظهٔ تاریخی مردم است.
![⬛️]()
![◼️]()
خالق لعلزاد نیز سال هاست با تحریف و جعل، تلاش می کند روایت های ساختگی را جایگزین حقیقت کند.
او نه مطالعهٔ جدی دارد و نه ریشهٔ علمی٫ تنها تکرارکنندهٔ جملات آماده ای است که برایش نوشته می شود.
هرچه می گوید، بوی تزویر می دهد ٫ هرچه می نویسد، سایهٔ بیگانگی با واقعیت را دارد.
او از تاریخ افغانستان چیزی نمی داند، اما با جسارتِ عجیبی آن را تحریف می کند.
![⬛️]()
![◼️]()
لطیف پدرام اما نسخهٔ دیگری از همین جریان است٫ او با شعارهای تجزیه طلبانه و نسخه های وارداتی، سال هاست تلاش می کند وحدت ملی را تضعیف کند.
او از فدرالیزم سخن می گوید، بی آنکه معنای علمی آن را بداند.
این قلمچه ای ستم ملی ٫ هرچه می گوید، لقمهٔ جویده شدهای است که استخبارات بیگانه در دهانش گذاشته اند.
او نه نظریه پرداز است و نه اندیشمند٫ تنها بلندگوی پروژه هایی است که هدف شان شکستن ستون های هویت ملی است.
این چهار نفر در یک نقطه مشترک اند:
آنان نه با حقیقت سر و کار دارند، نه با تاریخ، نه با مردم.
آنان با تحریف، با هیاهو، با جعل و با تفرقه تغذیه می شوند ٫ چاق و فربه می شوند و نان می خورند .
هرچه می نویسند، بوی وابستگی فکری می دهد٫ هرچه می گویند، سایهٔ بیگانگی با واقعیت را دارد.
در برابر آنان، حقیقت ایستاده است٫ حقیقتی که با سند، با تاریخ، با خون و با مقاومت نوشته شده.
هیچ هیاهوی آنان نمی تواند این حقیقت را خاموش کند.
هیچ تحریفی نمی تواند تاریخ را از مسیرش منحرف سازد.
و هیچ پروژهٔ فکری نمی تواند ملت را از هویت اش جدا کند.
این چهار نفر شاید در فضای مجازی غوغا کنند، اما در برابر سیلاب آگاهی، تنها نقش شان این است که رسواتر شوند.
تاریخ، جایگاه آنان را مشخص کرده است:
در حاشیهٔ تاریکِ جعل، نه در متنِ روشنِ حقیقت.
https://af.dawatmedia24.com/?p=188005
Comments are closed.