اخراج سفیر پاکستان از کابل باید بعنوان کمترین عکس العمل حکومت افغانستان تلقی شود
کاندید اکادمیسین سیستانی
اخراج سفیرپاکستان از کابل باید بعنوان کمترین
عکس العمل حکومت افغانستان تلقی شود!
بمباران مجدد ولایات پکتیا وپکتیکا وکنر وکشتن زنان وکودکان ملکی وواردکردن تلفات فراوان جانی ومالی به مردم افغانستان درآغاز این هفته نه تنهاتجاوز به حاکمیت ملی افغانستان است ، بلکه تجاوز به غرور وکرامت یک ملت نیز شمرده میشود، ملتی که مقابله وشکست دادن قدرتهای بزرگ جهان را در کارنامه خود دارد. اما با تاسف که حاکمان فعلی کشور بنابر ملحوظاتی از پاسخکوئی بالمثل خود داری نمودندودربرابر این کشورمتجاوز از مدارا ومصلحت کارگرفتند. درحالی که بنابر اصول حقوق بین الدول حد اقل می باید سفیر آن کشور را بعنوان یک عکس العمل سیاسی از کشورخارج میساختند مگر نساختند.
ذبیح الله مجاهد سخنگوی طالبان، در گفتوگو با تلویزیون شمشاد گفت: طالبان در برابر حملات پاکستان سکوت نخواهند کرد و اگر امکان پاسخ از طریق حملات هوایی وجود نداشته باشد، این گروه از مسیر زمینی اقدام خواهد کرد. او تأکید کرد که طالبان توانایی پاسخگویی را دارند و زمان و شیوه آن را خودشان تعیین خواهند کرد.
نویسندۀ وطن پرست افغان “لمبه رنگریز” که درسایتهای انترنتی بنام «ن.جلیلزاد» مقالات خود را به نشرمیرساند، زیرعنوان «وطن بی سپر» ٫مینویسد:
“خیانتِ داخلی، راه را برای بمبارانِ بی پاسخ پاکستان گشود!
فریادِ ملتی که قربانی معامله گران شد.احساس دردناک دربارهٔ وضعیت افغانستان، سیاست های مخرب، بی دفاع شدن کشور، و خیانتِ کسانی که ساختار دفاعی را فرو ریختند.
افغانستان امروز در آتشی می سوزد که نه از آسمان، بلکه از بی تدبیری، بیغیرتی و فروختنِ استخوانبندی دفاعی کشور توسط ملا ربانی جاسوس زاده شده است.
هر بار که خاک ما لرزیده، هر بار که خانه ای ویران شده، هر بار که کودکی از ترس به
آغوش مادر چسپیده، این درد تنها از بیرون نیامده٫ بخشی از این زخم را دست های داخلی زدهاند٫ دست هایی که باید سپر می بودند، اما خنجر شدند.
وقتی کشوری بی دفاع می شود، وقتی آسمانش بی پاسخ می ماند، وقتی مرزهایش بی صاحب می شود، این تنها نتیجهٔ دشمن بیرونی نیست٫ این نتیجهٔ فروختنِ سلاح و مهمات اردوی ملی به پاکستان است، نتیجهٔ تصمیم هایی که از جهل، تعصب، معامله گری و وابستگی سرچشمه گرفت.
تاریخ افغانستان شاهد است که چگونه اخوانی ها ملا ربانی خردجال با نام دین، با نام اخوت، با نام شعارهای خوش ظاهر، ستون فقرات دفاعی کشور را شکستند و افغانستان را در برابر هر تهدیدی ناتوان ساختند.
امروز اگر آسمان افغانستان توسط بمباران طیاره های پاکستانی در پکتیا لرزیده، اگر خاک ما زخمی است، اگر مردم ما در اضطراب نفس می کشند، این درد تنها از بیرون نیست ٫ این درد از خیانتِ کسانی است که باید سپر می بودند اما سپر را فروختند. کسانی که با شعارهای مذهبی و اخوانی، با چهرهٔ تقدس نما، اردوی افغانستان را به ضعف کشاندند و کشور را بی سپر گذاشتند.
این خیانت، تنها سیاسی نیست ٫ این خیانت، ضد انسانیت است، ضد وطن است، ضد خونِ جانباخته گان وطن است که برای دفاع از این خاک جان دادند.
افغانستان امروز در نقطه ای ایستاده که باید حقیقت را بی پرده گفت:کشوری که اردویش فروخته شود، دفاعش فرو می ریزد ٫ کشوری که دفاعش فرو بریزد، مردمش بیپناه میشوند ٫ و مردمی که بی پناه شوند، دردشان بی انتها می شود.
این نوشته فریادِ خشم نیست ٫ فریادِ وجدانِ زخمی یک ملت است.
ملت افغانستان حق دارد بپرسد:
چه کسی این خاک را بی دفاع کرد؟چه کسی ستون های اردوی ملی را شکست؟ چه کسی کشور را در برابر هر تهدیدی بی سپر گذاشت؟
این فریاد، فریادِ مادرانی است که فرزندانشان را از ترس در آغوش میگیرند٫ فریادِ جوانانی است که آینده شان در دود و آتش گم میشود٫ فریادِ وطنی است که از خیانتِ داخلی بیشتر زخمی شده تا از دشمن بیرونی.
افغانستان باید دوباره برخیزد٫ اما برخاستن بدون شناختِ خیانت ممکن نیست.این درد را باید گفت، باید نوشت، باید فریاد زد٫ زیرا سکوت، ادامهٔ همان خیانت است. »(رک: برگۀ لمبه رنگریز)
بلی نویسندۀ گرامی، وطن را همین دو چهرهٔ منحوس (ربانی وگلبدین )درمعامله باپاکستان بی سپر و بی دفاع ساختند.ربانی با رسیدن به قدرت درسال 1992 اولین کارش انحلال اردوی ملی وتخریب تجهیزات نظامی افغانستان بودکه صدها میلیونها دالرقیمت داشت. پاکستان امروز میداند که افغانستان امکانات دفاع حریم هوایی خود را ندارد بنابرین هروقتی که خود را با شورش های داخلی روبرو می بیند برای انحراف افکارعامه برافغانستان تجاوز میکند وقصبات مردم ملکی را بمباران میکندوصدها زن ومرد وکودک افغان را بخاک وخون می کشاند. اگر ربانی وگلبدین واحمدشاه مسعود دراز میان بردن تجهیزات نظامی افغانستان خیانت نمیکردند، امروز پاکستان جرأت نمیکرد که بیباکانه برافغانستان حمله کند ومردم عام را به قتل رساند و مسئولان دفاعی افعانستان نیز اینقدر بیچاره نمی بودند که جواب تجاوز پاکستان را ندهند.
لمبه رنگریزگرامی درپست دیگری به ارتباط خاموشی زمامداران کابل مینویسد:
« سکوت تلخ کابل در برابر بمب های اسلامآباد ٫ تا کی؟
خاک افغانستان، این سرزمین مقدس آبا و اجدادی، بار دیگر زیر سایهای بمب افکن های پاکستانی می لرزد. کنرها، کندهار، پکتیا، پکتیکا، و حتی کابل و نزدیکی های کابل، در پنج سال گذشته، سیزده بار طعم آتش و خون پاکستان را چشیده اند. کودکانی که در خواب بودند، زنانی که در آشپزخانه نان می پختند، مردانی که برای لقمه ای نان زحمت می کشیدند ٫ همه قربانی سیاستی شدند که از آن سوی خط فرضی دیورند طراحی می شود. و در برابر این همه خون و ویرانی، آن چه از کابل می شنویم، تنها بیانیه های ملایم و سکوتی است که هر روز تلخ تر می شود.
چرا پاسخ بالمثل داده نمیشود؟ چرا این همه بمباران بی پاسخ می ماند؟
اصل «رویهی بالمثل» در حقوق بینالملل، حق مسلم هر کشوری است که حاکمیتش نقض می شود. اما حقیقت تلخ این است: حاکمیت کنونی کابل، در ترازوی قدرت نظامی، در برابر ارتش و نیروی هوایی پاکستان، از موضع ضعف سخن می گوید. این ضعف نظامی، نباید بهانه ای برای سکوت سیاسی و دیپلماتیک شود.
وقتی خاک یک کشور بمباران می شود، حتی اگر توان پاسخ نظامی هم سطح نباشد، سکوت دیپلماتیک، یعنی تسلیم. ملتی که هزاران سال در برابر امپراتوری های بزرگ ایستاد، نباید امروز در برابر کشوری که خود محصول استعمار انگلیس است، زبان در کام بکشد.
چرا سفارت پاکستان هنوز در کابل باز است؟
این پرسش، زخمی است بر غرور ملی هر افغان. سفارت کشوری که طیاره هایش بر سر کودکان ما بمب می ریزد، هنوز در قلب کابل، با تمام امتیازات دیپلماتیک، فعالیت می کند.
این سفارت، به گفتهای بسیاری از افراد مطلع و ماهر امنیتی، نه تنها مرکز دیپلماسی، بلکه کانون فعالیت های استخباراتی است که سال ها در خدمت تضعیف افغانستان بوده. نگه داشتن این لانهای جاسوسی در دل پایتخت، در حالی که طیاره های جت همان دولت بر سر مردم ما بمب می ریزند، تناقضی است که هیچ توجیه ملی ندارد. اگر کشوری به طور مستقیم خاک تو را بمباران میکند، نگه داشتن سفارتش در پایتختت، نه دیپلماسی، که تحقیر ملی است.خواست عمومی مردم افغانستان، از کابل تا کندهار، از هرات تا ننگرهار، روشن است: بستن سفارت و قطع روابط با رژیمی که نه احترام به حاکمیت ما دارد، نه به جان مردم ما ارزش قائل است.
پاسخ بالمثل در برابر تجاوز، تنها یک اصل حقوقی نیست ٫ یک اصل اخلاقی و انسانی است.
ملتی که در برابر تجاوز سکوت می کند، در واقع به متجاوز چراغ سبز تکرار جنایت می دهد.
حاکمیت طالبان، اگر مدعی نمایندگی از مردم افغانستان است، باید بداند که سکوت در برابر خون کودکان پکتیا و کنر، نه سیاست، که شراکت در فاجعه است. مقاومت، حتی در شکل دیپلماتیک و نمادین، پیامی است به جهان و به نسل های آینده که این خاک، صاحب دارد و این ملت، حافظه اش فراموشکار نیست.»
1/7/ 2026
پایان
زموږ انګلیسي ویبپاڼه:
د دعوت رسنیز مرکز ملاتړ وکړئ
له موږ سره د مرستې همدا وخت دی. هره مرسته، که لږه وي یا ډیره، زموږ رسنیز کارونه او هڅې پیاوړی کوي، زموږ راتلونکی ساتي او زموږ د لا ښه خدمت زمینه برابروي. د دعوت رسنیز مرکز سره د لږ تر لږه $/10 ډالر یا په ډیرې مرستې کولو ملاتړ وکړئ. دا ستاسو یوازې یوه دقیقه وخت نیسي. او هم کولی شئ هره میاشت له موږ سره منظمه مرسته وکړئ. مننه
د دعوت بانکي پتهDNB Bank AC # 0530 2294668 :
له ناروې بهر د نړیوالو تادیاتو حساب: NO15 0530 2294 668
د ویپس شمېره Vipps: #557320 :
Support Dawat Media Center
If there were ever a time to join us, it is now. Every contribution, however big or small, powers our journalism and sustains our future. Support the Dawat Media Center from as little as $/€10 – it only takes a minute. If you can, please consider supporting us with a regular amount each month. Thank you
DNB Bank AC # 0530 2294668
Account for international payments: NO15 0530 2294 668
Vipps: #557320

Comments are closed.