به ګلهٔ عصر خفته، دارندهٔ تکالیف روانی، متعصبان قومی و زبانی، نوکران دشمن تاریخی چون استابلشمنت پاکستانی، بیسوادان سیاسی، دارندهٔ افکار قومی و زبانی سازی فدرالی در افغانستان باید با صراحت ګفت که به خطاء روان أند! ایشان عملاً با همچو افکار، کار برای تجزیه و نابودی، ناشی از ضعف دانش سیاسی و بی خبری، سطحی بودن فهم و درک شان را ازین اصطلاحات هر روز با اظهارات و مواضع نادرست شان ثابت میسازند!ً به این ترتیب راههای بیرون از مشکل خود مشکل ساز میګردد!
ایشان باید بدانند که این ملت میداند که ایشان در خواب رسیدن و تکرار رسیدن به مال، متاع و مقام دنیوی چنان ساده لوحانه غرقید که در آظهارات و مواضع خود از راه درست و منطبق به علم دولتداری مدرن، عدول کرده اید و اکثریت مطلق نظریات، حرکات و اقدامات شما، درین شرایط سخت قبل از همه برای خود شما کشنده اند! شما خود با همچو قومی سازی و در خدمت دشمن قرار ګرفتن به تحکیم حاکمیت مطلق العنان و غیر مشروع روح و قوت زاید الوصف میبخشید و روزتاروز سبب قوت بیشتر آنها میشوید!
شما تشکیل یک ائیتلاف لرزان با دهها طعن و خلل خود را جانشین حاکمیت مسلط بر کشور به جهان معرفی میدارید و میبنید و بر تقسیم مرغان هوا در مناقشه و مشاجره اید!
شما عوض ملت که باید مرجع اصلی و حاکم دوامدار برنامه محور و ساختار ناظر بر عملکرد حاکمیت باشد، سخن مرکزی و وسیلهٔ رسیدن به قدرت سیاسی و تکرار رسیدن به آنچه از آن در جمهوریت در عمل ګذشت، بیزار است! ارزشهای جمهوریت و عملکرد دو چیزی متفاوت شده اند! شما با این کوته نظریها، در خواب خرګوش و خیال پلو اید!
مشکلات، بیعدالتی های ګذشته را ما متعلق به قوم و زبان بوجود نه آورد و تخلف عمل فردی است! هویت افغان را اقوام ساکن در اطراف کوهای هندوکش برای خود انتخاب نه کرده است! هندیها و سیاحان شان و در کتیبه های داریوش و قرنها قبل بر ساکنان این اقوام ساکن در اطراف هندوکش صفت اپګان و اسپ دوانان تیز، مسماء شده و الفنستون نیز مردم را با ترجمهٔ غلط لعلزاد، خراسان نه نامیده، بلکی ګفته است که لقب افغان را به کار میبرد، همان را که از جانب پارس/ کتیبه های داریوش برای این مردم و اقوام اطلاق و بکار برده شده است! به یاد داشته باشیم که همین الفنتسون در کتابت و نوشته های خویش برداشت های غلط در مورد خواص و برخورد های خانوادګی مردم هزاره، تهمت های عام ساز نوشته و توهین های به ادرس قزلباشها، تاجکان و … نوشته است! زمانی نظر به این عام سازی های ناروا و نادرست تصمیم بر این شد که ترجمهٔ کتاب وی را از کتابخانهٔ اکادمی علوم افغانستان و از … کاملاً بردارند!
بلی در طول تاریخ جوامع بشری با ساختار ها و فرماسیون های مختلف اجتماعی بیعدالتی های زیادی در ګذشته و حال صورت ګرفته که درآن از همه وسایل مشروع و نامشروع، از قوم، زبان، سمت و دین و مذهب سوء استفاده شده، اما این دلیل نفیه این ساختار ها و هویت های خورد و بزرګ نیست! حق تلفی حقوق زنان از جانب مردان، حوادث و انفجارات با استفاده از تخنیک و وسایل مدرن عصری، تصادم ها و … همه و همه بوقوع پیوسته، اما هیچ یک دلیل منع و از بین بردن این وسایل و نامهای که فلسفهٔ وجود خود را دارند، شده نمی توانند!
بلی مشکلات به نام قوم و زبان هم بوقوع پیوسته و از هویت مجموعی افغان نیز در موارد سوء استفاده شده! اما هیچ ېک دلیل برای افراط و تفریط و اولویت کاری امروز ما نیست و نباید باشد!
الله تعالی شعوب و قبایل را برای تعارف آفریده و بهترین ها را متقی ترین های و مراعات کنندکان اصول، قواعد و قوانین الهی خوانده است!
در قرن بیست و یکم حل قومی و زبانی حل درست و عملی نیست!
اګر زمانی لویه جرګهٔ عنعنوی با در نظر داشت سطح انکشاف جوامع و امکانات دست داشته، با دعوت اتوریته های طبعی جامعه به صورت نسبی فرصت راه حل و ممد حل قضایا در همان مقطع قابل دست رس بود و احمد شاه ابدالی از طریق لویه جرګهٔ عنعنوی انتخاب شده و حضرت ابوبکر، خلیفهٔ اول اسلام از طریق بیعت مرحله ایی و حضرت عمر فاروق با شورا و کمیتهٔ حل و عقد و حضرت علی رض انتخاب و …
در قرن حاضر یګانه راه نسبی، ممکن عملي انتخاب ملت است! منطق اینکه اول مشکل را صرف به غلط قومی جلوه و افاده میدارند و بعد قومی حل کردن میخواهند در عمل بیعدالتی در بیعدالتی و عملاً معیار روشن برای تحقق این کار وجود ندارد و تکرار فرصت دادن به یک عده شارلتان ها، فریبکاذان و تاجران قوم و زبانی و به یقبن خود سان را به نام نمایندهٔ قوم تلقی کرده و این بار ومجدد به کمک استخبارات و امکانات پاکستان و ایران اتکا داشته وفریب میدهند! چنین راه حل راه حل نبوده، خود نفرت، انزجار و شرارت های داخل قومی و زبانی و داخل کشور را تقویت میکنند و چنین راه فاشیستی و هیتلری ناکام بود و هست! راه حل شان شبیه تقسیم هند به اساس دین و سیفریشن و تقسیم هند به جنایات انجامید و واقع شده در چوکات آن باید به محاکمهٔ جهانی سپرده شود و تکرار همچو جنایات و علمبرداران ان و زمینه سازی به همچو جنایات باید مورد پیګرد عدلی و قضایی قرار ګیرند!
حفظ هویت و فرهنګ و یکسان سازی! را نباید به غلط تعبیر و عوامفریب کرد! افغان هویت است و هویت یکسان سازی نیست و هویت مل، نقیه قوم نیست!
ما در قرن حاضر فرصت و امکان بهتر، عملی و مطمین تر که ملت سالاری، در چوکات یک شهروند و یک رأی، حاکمیت قانون و استفاده از تجارب خوب بشری درین راه است، داربم!
احزاب و سازمانهای سیاسی در صورت مورد قبول آند که در چوکات قوانین مدرن و قبول شده ایجاد و تحت نظر قوانین مدرن امور خویش را تنطیم کنند که نظارت از پایین توسط ملت و از بالا توسط حاکمیت مشروع صورت ګیرد، کاریکه در جمهوریت نه شده و افکار دیموکراتیک و انستیتوت های آنرا با حاکمیت و در زیر حاکمیت سفارتخانه های خارجی، مبتذل، مسخره و در أذهان مردود ساختند! ګپ تا جای رسید که امروز یک تقلب کارو شارلتان دیګر با داشتن لقب اکادمیک اظهار میدارد که احزاب موجود قومی أند و راه حل نیز باید قومی شود! مګر چنین حماقت را انسان نورمال ګفته میتواند!؟ اول اصلاً احزاب رسمی وجود ندارد و توتالیته و مطلق العنانیت حاکم است و دوم اګر احزاب از مفهوم درست به بیراهه برده شده، باید اصلاح شون ! احزابیکه صرف قومی و زبانی اند و در اکثریت ولایات افغانستان نمایندګی نداشتند، باید مورد بررسی و نظارت خودی ادارهٔ مجوز کار احزاب قرار ګرفته و برای شان فرصت سه ماه تا شش ماه داده شود، این نقیصه و تخلف را برطرف ساخته ودر غیر آن جواز فعالیت شان به اساس حکم اداری ګرفته شده و برای شان فرصت داده میشد، تا از حزب و روش و جواز خود در محکمه و عدالت دفاع کرده بتواند! در غیر آن به منع فعالیت سیاسی منتج میشد! خوب حال که این پروسه و حاکمیت قانون درین عرصه مراعت نه شده، این تخلف، حالت و کم کاری مراجع تطبیق قانون به داکتر!؟ مهدی مجوز استدلال منحرف و خطاء بدهد که« احزاب قومی اند و حل نیز قومی باشد» . چنین حل به شرارت و تخلف و تقویت افکار فاشیستی و قومی می انجامند و مردود أند!
دهها موارد تخلف صریح که به صورت مشخص فهم خطاء نیمچه فهمی، غلط فهمی، عصر خفتن، شرارت، تکلیف روانی و در خدمت دشمن بودن، حد اقل ناجوان مردی که در شرایط بد از انګشت افکار ګرفت باشد، را ثابت میسازد!
به چنین تخلفات و ګرفتن حق انتخاب ملت و اصولیکه در پروسه های قابل قبول ، شفاف و روشن و ملت سالار در قوانین اساسی ګنجانیده شوند، نباید فرصت تصاحب، چشم سفیدان سیاسی و این عصر خفته ها، آنرا حق و انتخاب خود بدانند! ایشان فراموش نه کنندکه در زمین واقعیتها ها دیکرند و ایشان و همراهان شان فتنه میکنند، حق انتخاب ملت را به خود انتقال داده و تصور دارند که کفایت میکند، با استخبارات دشمن توافق کرد و بقیه کار را ایشان برای شان تنظیم میکنند! نه چنین نیست و الحمد لله واقعیت های روی زمین چیزی دیګر هست!
نه کنید که مردم و ملت توتالیته و مطلق العنانی را بخاطر همچو تخلفات و چشم سفیدی های شما با بهتر بدانند تا این شرارتها و سوء تبلیغات قومی و زبانی را علیه مردم این کشور و مرز بوم!منتفی سازند و یا در به شما کاملاً نه بګویند و در نتیجه اش عواقب سخت درد دهنده، قبل از همه برای این شرارت پیشه ها و چشم سفیدان بیسواد سیاسی و شارلتان ها برګردد!
ملت افغان نیز در اثر همین انحرافات به مشکلات طولانی تر مواجه خواهند، که یکی از عوامل عمدهٔ این طولانی شدن تراژیدی و مطلق العنان مواضع، عملکردها و افعال کسانی خواهد بود که در بالا نام بردم!
راه حل: توافق به راه حل ملت سالار، یک شهروندویک رأی، حاکمیت قانون و بکار ګیری لویه جرګهٔ تعریف شدهٔ قرن حاضر مانند ممد و همکار برای ملت سالاری، در پرنسیب، قبول کردن فرصت سهم بارز حرکت طالب درین پروسه! اګر حرکت طالب درین مورد کماکان خشک و جامد بماند، این دلیل بستن این راه نیست! راه باید باز باشد و تا دیر نه شده، ایشان باید دست از یکه تازی و مطلق العنانی بردارند!
برداشتن دست از یکه تازی و مطلق العنانی، ایجاده حکومت از بالا همه شمول و همه قبول و همه قومی و همه زبانی و … نیست!
ما کار برای ایجاد پروسهٔ حاکمیت مشروع، منبعث از ارادهٔ ملت میخواهیم و سفارش داریم!
کنفرانس بن، حاکمیت نمایندکان استخبارات کشور های دور و نزدیک و همسایه ها را موجب شد و نتیجه اش رادیدیم!
ایجاد حاکمیت مشروع راه حل است که رسیدن به آن استعمال تیز رفتار بر سرک قیر نه خواهد بود! این یک پروسه است و کار پکیج و در جمهوریت در موارد خاکه های خوب ارزشی برای آن ایجاد شده بود که ورق زدن و اصلاح آن به کار درین عرصه ادامه دادن را سفارش دارم که تخطی از ارزشهای اسلامی به یقین مجاز پنداشته نمی شود!
افغانستان و رسیدګی به مظالم ګذشته و حال با روش تقسیمات قومی و زبانی و فدرالی قومی و زبانی ممکن نمی شود!
اصل شهروندی و حاکمیت قوانین مدرن در مطابقت به ارزشهای اسلامی و انتخاب ملت مجاهد و مسلمان ما این هدف برۍاورده شده میتواند وًممکن هست!
تا دیر نه شده باید به حال آمد!
و ما علینا الا البلاغ المبین
۲۵/۱۲/۲۰۲۵
Comments are closed.