امامت از واجبات دین نیست !
آنچه باید یک مسلمان بداند ؟
قسمت [ ۴۰ ] امر بالمعروف ونهی عن المنکر .
خداوند متعال مومنان و احوال آنان را وصف نموده و حضرت محمد ص ایمان را تفسیر کرده و شعبههای آن را برشمرده است؛
اما نه خداوند متعال و نه پیامبر ص، امامت را از زمره ارکان ایمان ذکر نکردهاند.
در حدیث صحیح جبرئیل علیهالسلام، زمانی که به صورت مردی عرب بادیهنشین نزد پیامبر ص آمد و درباره اسلام، ایمان و احسان سؤال کرد، پیامبر ص در پاسخ فرمود:
الإسلام:
أَنْ تَشْهَدَ أَنْ لَا إِلٰهَ إِلَّا اللَّهُ وَأَنَّ مُحَمَّدًا رَسُولُ اللَّهِ، وَتُقِيمَ الصَّلَاةَ، وَتُؤْتِيَ الزَّكَاةَ، وَتَصُومَ رَمَضَانَ، وَتَحُجَّ الْبَيْتَ .
سپس فرمود:
والإيمان:
أَنْ تُؤْمِنَ بِاللَّهِ وَمَلَائِكَتِهِ وَكُتُبِهِ وَرُسُلِهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ، وَالْبَعْثِ بَعْدَ الْمَوْتِ، وَتُؤْمِنَ بِالْقَدَرِ خَيْرِهِ وَشَرِّهِ.
یعنی:
اسلام عبارت است از اینکه به یگانگی خداوند و رسالت محمد ص شهادت دهی، نماز را برپا داری، زکات بپردازی، ماه رمضان را روزه بگیری و حج خانه خدا را انجام دهی.
و ایمان عبارت است از اینکه به خدا، فرشتگان، کتابهای آسمانی، پیامبران، روز قیامت، زنده شدن پس از مرگ و نیز به تقدیر ، خیر و شر آن ایمان بیاوری.
میبینیم که پیامبر ص در این بیان، ذکری از
امامت، نکرده است.
سپس فرمود:
والإحسان:
أَنْ تَعْبُدَ اللَّهَ كَأَنَّكَ تَرَاهُ، فَإِنْ لَمْ تَكُنْ تَرَاهُ فَإِنَّهُ يَرَاكَ .
یعنی: احسان آن است که خداوند را چنان عبادت کنی که گویی او را میبینی، و اگر تو او را نمیبینی، یقین داشته باش که او تو را میبیند.
تصرف در دین و ادعاهای فریبکارانه پیر و خلیفه و …………. ؟
دین اسلام، دینی کامل و بینقص است که توسط حضرت محمد ص بهطور کامل ابلاغ گردید. خداوند متعال این دین را بهگونهای نازل کرده که هیچ نیازی به افزودن، کاستن یا دستکاری ندارد.
الله ج در قرانکریم میفرماید :
اَلْیوْمَ أَکمَلْتُ لَکمْ دینَکمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَیکُمْ نِعْمَتی وَ رَضیتُ لَکُمُ الْإِسْلامَ دیناً .
امروز دین شما را برایتان کامل و نعمت خود را بر شما تمام گردانیدم، و اسلام را برای شما [به عنوان] آیینی برگزیدم .
با این حال، در طول تاریخ، افرادی پیدا شدهاند که با جسارت تمام، در دین تصرف کرده و مفاهیمی را وارد آن ساختهاند که هیچ ریشهای در قرآن و سنت ندارند.
یکی از خطرناکترین این انحرافات، ادعاهای پوچ و فریبکارانهای همچون پیر صاحب، خلیفه صاحب و عناوین مشابه است. این افراد، با سوءاستفاده از احساسات دینی مردم، خود را دارای مقامات ویژه، ارتباط خاص با خدا، یا حتی واسطهای میان بندگان و پروردگار معرفی میکنند. این در حالی است که چنین ادعاهایی نهتنها فاقد دلیل شرعی است، بلکه در تضاد آشکار با اصول اساسی اسلام قرار دارد.
در حدیث معروف جبرئیل علیهالسلام، زمانی که از ایمان، اسلام و احسان سؤال شد، پیامبر ص اصول دین را بهروشنی بیان فرمود:
الإيمان:
أَنْ تُؤْمِنَ بِاللَّهِ وَمَلَائِكَتِهِ وَكُتُبِهِ وَرُسُلِهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ وَالْقَدَرِ خَيْرِهِ وَشَرِّهِ.
در این بیان صریح و جامع، هیچ اثری از پیر ، خلیفه خودخوانده یا هرگونه مقامسازیهای ساختگی دیده نمیشود. با این وجود، برخی افراد چنان در این توهمات غرق شدهاند که اطاعت از خود را همسنگ اطاعت دینی جلوه میدهند و پیروانشان را به وابستگی کورکورانه میکشانند.
حقیقت این است که بسیاری از این مدعیان، نه هدایتگر بلکه گمراهکنندهاند. آنان با ایجاد هالهای از تقدس دروغین، عقل و اراده مردم را به اسارت میگیرند و از دین، ابزاری برای قدرت، نفوذ و گاه منافع مادی میسازند. این همان خطری است که اسلام از ابتدا نسبت به آن هشدار داده است: تبدیل دین الهی به وسیلهای برای سلطه انسان بر انسان.
اسلام، دین واسطهها و طبقات مقدس نیست. هر انسان، مستقیماً در برابر خداوند مسول است و هیچکس حق ندارد خود را در جایگاهی قرار دهد که اطاعتش واجب یا مخالفت با او گناه تلقی شود. چنین ادعاهایی، در واقع نوعی تحریف دین و بازگشت به همان ساختارهای انحرافی است که پیامبران برای نابودی آنها مبعوث شدند.
بنابراین، بر مسلمانان واجب است که فریب این ظواهر را نخورند و دین خود را با معیار قرآن کریم و سنت رسول الله ص بسنجند، نه با ادعاهای اشخاص. هر عنوانی که بوی تقدس اجباری، اطاعت بیچونوچرا، یا واسطهگری میان انسان و خدا بدهد، باید با دیده تردید و نقد نگریسته شود. باید گفت: دین خدا، میدان بازی مدعیان نیست. راه حق همان است که حضرت محمد ص نشان داده است، و هرکس از این مسیر منحرف شود, هر نام و عنوانی که داشته باشد, نه راهبر، بلکه عامل گمراهی است.
خطاب صریح به مردم افغانستان: فریب مدعیان را نخورید
پس از روی کار آمدن امارت اسلامی در افغانستان، پدیدهای نگرانکننده بهگونهای آشکار در جامعه گسترش یافته است؛ ظهور هزاران پیر، خلیفه و مدعیانی که با ادعاهای عجیب و بیاساس، خود را صاحب کرامت، هدایتگر خاص یا دارای ارتباط خاص با خدا معرفی میکنند. این وضعیت، نه نشانه دینداری، بلکه زنگ خطری جدی برای تحریف دین است.
دینی که حضرت محمد ص برای ما آورد، دینی روشن، کامل و بینیاز از این واسطهسازیها و مقامتراشیهاست. اما امروز برخی با سوءاستفاده از شرایط، جهل و احساسات مردم، خود را در جایگاهی قرار دادهاند که گویی اطاعت از آنان بخشی از دین است. این ادعاها نهتنها بیاساس، بلکه خیانت به دین است.
در حدیث مشهور جبرئیل علیهالسلام، وقتی از ایمان و اسلام پرسیده شد، پیامبر ص اصول دین را بهوضوح بیان کرد:
الإيمان: أَنْ تُؤْمِنَ بِاللَّهِ وَمَلَائِكَتِهِ وَكُتُبِهِ وَرُسُلِهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ وَالْقَدَرِ خَيْرِهِ وَشَرِّهِ.
در این بیان صریح، هیچ نامی از پیرپرستی، خلیفهسازی یا اطاعت کورکورانه از اشخاص دیده نمیشود. پس این ساختارها از کجا آمدهاند؟
پاسخ روشن است: ساخته دست انسانهایی که دین را ابزار نفوذ و تسلط ساختهاند.
الله ج در قرانکریم میفرماید :
وَاعْبُدُوا اللّٰهَ وَلَا تُشْرِكُوْا بِهٖ شَیْـًٔا !
و الله را عبادت کنید و چیزی را با او شریک نگردانید .
.
ایجاد وبه وجود آوردن پیران و تعظیم بیش از حد مردم نسبت به آنان، در شکل اصیل اسلامی وجود نداشت وندارد ، بلکه در زمانهای بعدی رواج پیدا کرد.
در دوران اولیه اسلام , دوره صحابه و تابعین چنین نظام منظم پیری , و مریدی وجود نداشت.
برخی قدرتهای استعماری، بالخصوص حکومت انگلیس، تلاش میکردند مسلمانان را از نظر عقیده و عمل تضعیف کنند؛ بنابراین از چنین رسوم و رواجهایی حمایت میکردند تا مردم را از تعالیم اصلی دین دور سازند،
و مانع شوند که مردم بهطور مستقیم به قرآن کریم و سنت رسول اکرم ص رجوع کنند.
این نظام , پیران که امروزه در میان مسلمانان ومردم افغانستان رایج است، نه در زمان پیامبر ص وجود داشت و نه در زمان صحابه. این پدیده بعدها به وجود آمد و قدرتهای استعماری نیز آن را تقویت کردند تا مسلمانان را در خرافات سرگرم نگه دارند.
اهداف انگلیسها از ترویج نظام پیران چی بوده : اگر از این دیدگاه نگاه کنیم، اهداف زیر ذکر میشود:
۱- تضعیف مسلمانان , در دوران استعمار بریتانیا، گفته میشود تلاش میشد مسلمانان از تعالیم اصیل دینی دور شوند: مردم بهجای عمل، به رسوم و زیارتها مشغول شوند وهزاران زیارت های تقلبی ایجاد کردند , وبهجای علم، جهاد و اصلاح، به تقلید و وابستگیهای معنوی بسنده کنند .
۲- کاهش مقاومت سیاسی : پیران اغلب تاثیر زیادی بر ذهن و جامعه مردم دارند:
اگر پیران در برابر استعمار نایستند، مردم نیز قیام نمیکنند.
انگلیسها سعی داشتند رهبرانی را تقویت کنند که مقاومت سیاسی را کاهش دهند .
۳- منحرف کردن توجه مردم از اصل دین :
بر اساس این دیدگاه: مردم بهجای قرآن کریم و سنت پیامبر (ص)، به تعظیم اشخاص بپردازند و دین بهتدریج از سادگی توحیدی به سمت ظواهر و رسوم حرکت کند .
۴- ایجاد تفرقه در جامعه : اختلاف میان پیران و طریقتهای مختلف افزایش یابد ومسلمانان به گروههای مختلف تقسیم شوند (بریلوی، دیوبندی، اهل حدیث و …) این تفرقه به نفع استعمار تلقی میشد .
جلوگیری ونفوذ از اعمال پیرها در جامعه :
۱- یادگیری مستقیم قرآن کریم و سنت رسول اکرم صلی الله علیه واله وسلم
اینها منابع اصلی دین هستند.
اگر کسی حداقل دانش پایه داشته باشد، بهراحتی فریب نمیخورد.
گفتههای هرکس باید با قرآن کریم و احادیث رسول اکرم ص سنجیده شود.
۲- پیروی از علمای قابل اعتماد : ادعای هر کسی را نپذیرید؛ از علمایی پیروی کنید که: دارای پایه علمی باشند , بهجای شخصیتمحوری، دلیل ارائه دهند
۳- پرهیز از تقلید کورکورانه : اگر پیری اطاعتی بخواهد که مخالف دین باشد، خطرناک است.
اسلام به انسان عقل و حق پرسش داده است.
۴-شناخت بدعت و خرافات , هر عملی که: در سنت پیامبر (ص) ثابت نباشد
یا با عمل صحابه در تضاد باشد , باید با احتیاط بررسی شود.
۵- حفظ توحید : عبادت، دعا، نذر و توکل باید فقط برای خدا باشد.
اگر کسی مردم را به خود وابسته کند، این انحراف است.
۶- تعادل بین دین و دنیا , دین فقط ذکر و مراسم نیست؛ اخلاق، عدالت، علم و عمل نیز اهمیت دارند.
۷- رعایت تعادل مهم است : رد کامل همه صوفیان یا پیران نیز درست نیست؛ بسیاری از علمای صالح و مشایخ صادقانه دین را آموزش دادهاند.
مشکل زمانی ایجاد میشود که: شخصیت بالاتر از دین قرار گیرد ویا اطاعت بدون دلیل طلب شود
اصل اساسی: دین را از منابع آن بگیرید، نه از شخصیتها؛ و شخصیتها را تنها زمانی بپذیرید که از دین پیروی کنند.
نشانههای یک پیر نادرست :
اگر کسی:
۱- اطاعت مطلق بخواهد , بگوید: هرچه میگویم بدون چونوچرا بپذیر,و بهجای دلیل، بر شخصیت خود تکیه کند
۲- ادعای علم غیب کند : وبگوید
۱- در مراسم جنازه مادرم، پیامبر اکرم (ص) حضور داشت؟
۲-در جنازه پدرم، افتاب پاین شده بود؟
۳- هنگام عمل جراحی خلیفه صاحب کستم ، هر قطره خونی که به زمین میریخت، نام خدا بر آن نقش میبست؟
۴-اگر پیش از پیر خود قدم برداری یا به پیر دیگری مراجعه کنی، مرتکب شرک شدهای؟
زنی شش شوهر داشت و برای همه آنها عقد نکاح خط شرعی هم وجود داشت؟
۶- حضرت مجددی شیری را در صحرا شکار کرد و مریدش را نجات داد؟
۷- خدایا ، پاکستان یک قدرت هستهای اسلامی است؛ کفار میخواهند آن را نابود کنند، تو آن را حفظ کن.
۸- به زن نان خوب بدهید و او را درست ……… کنید؛ همین حقوق اوست؟
۹- به برکت علما، خداوند به مردم روزی میدهد و اگر علما نباشند، دنیا از هم میپاشد؟
۱۰- حماسی صاحب میگوید برای مجاهدین حقانی صاحب ، گوسفندهای کبابشده را از درختها آویزان بودند .
۱۱- وزیر صاحب حج و اوقاف طالبان میگوید وقتی ملا صاحب سخن میگفت، مرغها اذان میدادند.
ویا بگوید از دل مردم خبر دارد یا آینده را میداند
(این فقط مخصوص خداست)
۳- مردم را از خدا به خود وابسته کند و , بگوید: در هر مشکلی نزد من بیا
در حالی که دعا فقط باید به خدا باشد
۴-برخلاف شریعت عمل کند و از روشهای خرافی استفاده کند
۵- خود را بیخطا بداند ویا خود را بالاتر از دیگر علما بداند .
(در اسلام هیچکس معصوم نیست جز پیامبر ص
۶- زندگی شخصی مردم را کنترل کند مثلاً بگوید:
با چه کسی ازدواج کنند , با چه کسی رابطه را قطع کنند .
۷- از ترس و فشار احساسی استفاده کند : وبگوید اگر اطاعت نکنی، بلا بر تو نازل میشود یا مشرک میشوی .
(این نوعی کنترل ذهنی است، نه دین)
علمای واقعی مردم را به سوی خدا دعوت میکنند، نه به سوی خود.
تفاوت این است:
استاد حقیقی تو را به خدا نزدیک میکند، اما پیر جعلی تو را به خود وابسته میسازد.
هر کسی که تو را از قرآن و سنت دور کند، خطرناک است، هر نامی که داشته باشد.
مردم شریف ومسلمان افغانستان!
این افراد، اگرچه لباس دین بر تن دارند، اما بسیاری از آنان در حقیقت از دین برای قدرت، شهوت , شهرت و منافع خود استفاده میکنند. آنان با وعدههای پوچ، کرامات ساختگی و سخنان اغواگرانه، شما را از مسیر اصلی منحرف میسازند. پیروی از چنین اشخاصی، نه تقواست و نه ایمان بلکه افتادن در دام فریب است.
اسلام، دین عقل، آگاهی و مسولیت فردی است.
هیچ انسانی واسطه میان شما و خدا نیست. هرکس شما را به اطاعت بیچونوچرا از خود دعوت کند، هرکس خود را صاحب اختیار دلها و سرنوشت شما بداند، بدانید که از مسیر حق فاصله گرفته است, هر نامی که داشته باشد.
وقت آن رسیده است که این زنجیرهای فکری شکسته شود.
مردم افغانستان باید با قاطعیت این مدعیان را کنار بگذارند و به اصل دین بازگردند؛ به قرآن کریم ، و به سنت صحیح رسول اکرم ص، به همان راهی که حضرت محمد ص ترسیم کرده است.
سکوت در برابر این انحرافات، به معنای گسترش آنهاست.
هر قدمی که بهدنبال این مدعیان برداشته شود، قدمی است دورتر از حقیقت اسلام.
پس با صراحت باید گفت: این پیرها و خلیفههای خودخوانده ، نه راهبر بلکه سد راه هدایتاند. دین خدا را از دست این افراد نجات دهید و به همان اسلام خالصی برگردید که پیامبر ص برای ما به امانت گذاشته است.
رسول اکرم صلی الله علیه واله وسلم فرموده اند :
إِنَّ اللَّهَ لَا يَقْبِضُ الْعِلْمَ انْتِزَاعًا يَنْتَزِعُهُ مِنَ النَّاسِ، وَلَكِنْ يَقْبِضُ الْعِلْمَ بِقَبْضِ الْعُلَمَاءِ، حَتَّى إِذَا لَمْ يُبْقِ عَالِمًا، اتَّخَذَ النَّاسُ رُءُوسًا جُهَّالًا، فَسُئِلُوا، فَأَفْتَوْا بِغَيْرِ عِلْمٍ، فَضَلُّوا وَأَضَلُّوا.
ترجمه :
همانا خداوند علم را به این صورت از مردم نمیگیرد که آن را از دلهایشان بیرون بکشد، بلکه علم را با گرفتن (وفات) علما میگیرد؛ تا آنجا که وقتی هیچ عالمی باقی نماند، مردم افراد نادان را به عنوان پیشوا برمیگزینند. سپس از آنان سوال میشود و آنان بدون علم فتوا میدهند؛ در نتیجه خود گمراه میشوند و دیگران را نیز گمراه میکنند.
این حدیث شریف یک درس مهم به ما میدهد: علم به وجود علما وابسته است. اگر علمای راستین کم شوند، آشفتگی دینی افزایش مییابد و پرسیدن مسائل دینی از افراد نادان بسیار خطرناک است.
خداوند متعال به علمای افغانستان توفیق عطا فرماید تا پیام راستین دین حق را با صداقت و امانت به مردم برسانند، از ریا، شهرتطلبی و سوءاستفاده از نام دین دوری کنند و علم خود را در راه اصلاح و هدایت امت به کار گیرند.
خداوند علما را بر حق ثابتقدم نگه دارد و به آنان اخلاص، تقوا و شجاعت عطا کند تا حق را بگویند، هرچند سخت باشد. و اگر کسانی به نام دین کار نادرست انجام میدهند، خداوند آنان را هدایت کند یا امت را از شرّشان محفوظ بدارد.
و به مردم عادی نیز خداوند هدایت عطا فرماید تا حق را بشناسند، از علمای راستین پیروی کنند و کورکورانه از هر سخنی که به نام دین گفته میشود تبعیت نکنند، بلکه با آگاهی، بصیرت و تحقیق راه خود را انتخاب نمایند.
خداوند به همه ما توفیق شناخت حق و پیروی از آن را عطا فرماید و ما را از گمراهی، فتنه و فریب حفظ کند. آمین.
وَالسَّلَامُ عَلَىٰ مَنِ اتَّبَعَ الْهُدَىٰ
والسلام بر کسی که از هدایت پیروی میکند .
اپریل – ۸ – ۲۰۲۶
زموږ انګلیسي ویبپاڼه:
د دعوت رسنیز مرکز ملاتړ وکړئ
له موږ سره د مرستې همدا وخت دی. هره مرسته، که لږه وي یا ډیره، زموږ رسنیز کارونه او هڅې پیاوړی کوي، زموږ راتلونکی ساتي او زموږ د لا ښه خدمت زمینه برابروي. د دعوت رسنیز مرکز سره د لږ تر لږه $/10 ډالر یا په ډیرې مرستې کولو ملاتړ وکړئ. دا ستاسو یوازې یوه دقیقه وخت نیسي. او هم کولی شئ هره میاشت له موږ سره منظمه مرسته وکړئ. مننه
د دعوت بانکي پتهDNB Bank AC # 0530 2294668 :
له ناروې بهر د نړیوالو تادیاتو حساب: NO15 0530 2294 668
د ویپس شمېره Vipps: #557320 :
Support Dawat Media Center
If there were ever a time to join us, it is now. Every contribution, however big or small, powers our journalism and sustains our future. Support the Dawat Media Center from as little as $/€10 – it only takes a minute. If you can, please consider supporting us with a regular amount each month. Thank you
DNB Bank AC # 0530 2294668
Account for international payments: NO15 0530 2294 668
Vipps: #557320

Comments are closed.