رويیدن سمارقی ژورنالیسم در بنجل زار دموکراسی غرب در ۲۰ سال جمهوریت

ن . جلیل زاد

55
رويیدن سمارقی ژورنالیسم
در بنجل زار دموکراسی غرب در ۲۰ سال جمهوریت••
یک تعداد جوان های بی مطالعه و غیر ماهر به فن ژورنالیزم در بیست سال جمهوریت در بنجل زار دموکراسی غرب روئیدند ، بسیار هم کم سواد ، ایکاش ژورنالیزم نمی خواندند ، چوپانی می کردند.
در بیست سال جمهوریت، رسانه‌ها به‌جای آن‌که ستون فقرات آگاهی ملی باشند، به بنجل ‌زار ژورنالیسم بدل شدند ، جایی که ژورنالیست‌ های بی‌ سواد، غیرحرفه‌ای و فاقد وجدان ملی، به‌جای روشنگری، به تیره‌ سازی افکار عمومی پرداختند.
این قلم ، نه با نام‌بردن، بلکه با افشای ساختار و ویژگی‌ های این قشر، و نقد تلویزیون افغان انترنیشنال به‌عنوان نمونه‌ ای بارز از این انحطاط، می‌کوشد پرده از چهره‌ی ژورنالیسم فاسد بردارد.
بی‌سوادی نظری و تاریخی
بیشتر ژورنالیست‌های دوران جمهوریت، فاقد درک بنیادین از تاریخ افغانستان، فلسفه‌ی دموکراسی، و نقش رسانه در ساختن ملت بودند.
آنان نه تاریخ را می‌ فهمیدند، نه درد ملت را، و نه مسئولیت رسانه را.
برایشان، ژورنالیسم صرفاً میکروفون گرفتن و حرف زدن بود، نه بازسازی حافظه‌ی جمعی.
فقدان مهارت‌های فنی
اصول گزارش‌نویسی، مصاحبه‌ای عمیق، تحلیل داده‌ها، و تحقیق مستقل، در قاموس این ژورنالیست‌ ها وجود نداشت.
آنان با چند اصطلاح غربی و ژست روشنفکری، خود را متخصص رسانه جا می‌ زدند، در حالی‌که حتی فرق بین خبر و تحلیل را نمی‌دانستند.
تقلید کورکورانه از غرب
رسانه‌ ها، به خصوص افغان انترنیشنال، به ترجمه‌ای سطحی از رسانه‌ های غربی بسنده کردند.
بدون درک زمینه‌ی فرهنگی، بدون بومی‌سازی محتوا، و بدون توجه به نیازهای ملت، صرفاً بازنشر روایت‌های بیگانه بودند.
این تقلید، نه آگاهی آورد، نه استقلال فکری.
سطحی‌نگری و ساده‌انگاری
تحلیل‌های ژورنالیستی، به شعارهای میان خالی و کلیشه‌ های سیاسی تقلیل یافت.
مسائل پیچیده‌ی قومی، تاریخی، و ژئوپولیتیک، با چند جمله‌ای بی‌ مغز و هیجانی جمع‌ بندی می‌شد. ژورنالیسم، به‌جای عمق، به سطح سقوط کرد.
جانبداری و بی‌اخلاقی رسانه‌ای
بی‌طرفی، انصاف، و اخلاق حرفه‌ای، قربانی منافع جناحی و پروژه‌های سیاسی شد.
رسانه‌ها، به‌ خصوص افغان انترنیشنال، به ابزار تبلیغاتی بدل شدند ، نه برای ملت، بلکه برای اربابان خارجی.
نقد منصفانه جای خود را به تخریب هدفمند داد.
زبان ضعیف و نثر بی‌روح
نثر ژورنالیست‌ها، پر از غلط‌های نگارشی، فاقد زیبایی‌ شناسی، و تهی از قدرت اقناع بود.
زبان رسانه، نه ادبی بود، نه حرفه‌ای، بلکه بازتابی از بی‌سوادی و بی‌ذوقی بود.
رسانه‌ای که زبانش بیمار باشد، فکرش نیز بیمار است.
خودنمایی شخصی به‌جای خدمت عمومی
ژورنالیسم، به صحنه‌ای نمایش فردی بدل شد. ژورنالیست‌ها، به‌جای خدمت به حقیقت، به ساختن چهره‌ی خود پرداختند.
رسانه، به آینه‌ای خودشیفتگی تبدیل شد، نه به منبر آگاهی.
قطع ارتباط با واقعیت اجتماعی
رسانه‌ها، در برج عاج خود، از درد مردم، فرهنگ بومی، و واقعیت‌های اجتماعی فاصله گرفتند.
آنان نه صدای ملت بودند، نه زبان دردها، بلکه پژواک اتاق‌های فکر خارجی بودند.
افغان انترنیشنال، نمونه‌ی بارز این گسست است.
شبه‌روشنفکری و ژست‌های میان خالی
ژورنالیست‌ها، با واژه‌های پیچیده و ژست‌های روشنفکری، دانایی را نمایش می‌دادند، نه تولید.
آنان، به‌جای تفکر، به تظاهر پرداختند.
ژورنالیسم، به نمایش‌نامه‌ی بی‌محتوا بدل شد.
ناتوانی در تولید روایت ملی
مهم‌ترین فاجعه‌ی ژورنالیسم جمهوریت، ناتوانی در بازسازی روایت ملی بود.
رسانه‌ها، به‌جای ساختن حافظه‌ی جمعی، به تخریب آن پرداختند.
نه تاریخ را بازخوانی کردند، نه دردها را روایت کردند، نه امید را ساختند.
افغان انترنیشنال
آینه‌ی انحطاط رسانه‌ای
تلویزیون افغان انترنیشنال، با همه‌ی ژورنالیست‌های بی‌سواد، وابسته، و غیرحرفه‌ای‌اش، نمونه‌ی کامل ژورنالیسم بنجل است.
این رسانه، نه مستقل است، نه ملی، نه حرفه‌ای.
بلکه بازوی تبلیغاتی پروژه‌های خارجی است که با ژست دموکراسی، به تخریب هویت ملی می‌پردازد.
در این رسانه، ژورنالیست‌ها نه تاریخ می‌دانند، نه درد ملت را می‌فهمند، نه زبان رسانه را بلدند.
آنان، با نثر ضعیف، تحلیل‌های سطحی، و جانبداری آشکار، به‌جای روشنگری، به تیره‌سازی افکار عمومی مشغول‌اند.
افغان انترنیشنال، نه صدای افغانستان، بلکه پژواک اتاق‌های فکر لندن و واشنگتن است.
نتیجه‌گیری
بازسازی ژورنالیسم ملی
برای نجات رسانه از این انحطاط، باید ژورنالیسم را بازتعریف کرد، نه به‌عنوان حرفه‌ای برای معاش، بلکه رسالتی برای ملت.
ژورنالیست باید مورخ دردها، شاعر امیدها، و معمار آگاهی باشد.
رسانه باید زبان ملت باشد، نه زبان بیگانگان.
افغانستان، به ژورنالیسمی نیاز دارد که ریشه در خاکش داشته باشد، نه در پروژه‌های وارداتی.
ژورنالیستی که تاریخ بداند، درد بشناسد، و زبان بسازد. ژورنالیستی که چوپانی را بر بنجل‌نویسی ترجیح دهد، اگر قرار است بی‌سواد بماند.

حرف های داکتر روستار تر ه کی یک مانیفست تحلیلی

 

زموږ انګلیسي ویبپاڼه: 

 

د دعوت رسنیز مرکز ملاتړ وکړئ
له موږ سره د مرستې همدا وخت دی. هره مرسته، که لږه وي یا ډیره، زموږ رسنیز کارونه او هڅې پیاوړی کوي، زموږ راتلونکی ساتي او زموږ د لا ښه خدمت زمینه برابروي. د دعوت رسنیز مرکز سره د لږ تر لږه $/10 ډالر یا په ډیرې مرستې کولو ملاتړ وکړئ. دا ستاسو یوازې یوه دقیقه وخت نیسي. او هم کولی شئ هره میاشت له موږ سره منظمه مرسته وکړئ. مننه

د دعوت بانکي پتهDNB Bank AC # 0530 2294668 :
له ناروې بهر د نړیوالو تادیاتو حساب: NO15 0530 2294 668
د ویپس شمېره Vipps: #557320 :

Support Dawat Media Center

If there were ever a time to join us, it is now. Every contribution, however big or small, powers our journalism and sustains our future. Support the Dawat Media Center from as little as $/€10 – it only takes a minute. If you can, please consider supporting us with a regular amount each month. Thank you
DNB Bank AC # 0530 2294668
Account for international payments: NO15 0530 2294 668
Vipps: #557320

Comments are closed.