دفاع از خاک نیست، دفاع از معناست.
دفاع از تاریخ نیست، دفاع از آینده است.
دفاع از یک قوم نیست، دفاع از یک ملت است.
در دل هر ملت، لغت هایی هستند که تنها نام نیستند، بلکه حافظه، هویت، و ستون های معنوی آن ملتاند.
«افغان» و «افغانستان» از همین لغت ها هستند٫ نه فقط نشانهٔ جغرافیا، بلکه رمز ایستادگی، رنج، و امید.
وقتی این لغت ها از زبان، ذهن، یا حافظهٔ جمعی حذف شوند، راه برای اضمحلال، تحقیر، چوررررر ٫ و تسلیم باز می شود.
این قلم ، تلاش دارد برای بازخوانی سه تأثیر ژرف و جامعه شناسی این لغت ها در تاریخ و روان ملت افغانستان.
نخست، «افغان» به عنوان یک هویت تاریخی، حامل حافظهٔ مقاومت است.
از احمدشاه درانی تا شاه امانالله، از مبارزان استقلال تا قربانیان جنگ های داخلی، لغت افغان همواره با ایستادگی در برابر سلطه و تحقیر همراه بوده است.
حذف یا تضعیف این لغت، به معنای بریدن ریشه های تاریخی یک ملت است٫ ریشه هایی که نه تنها در خاک، بلکه در حافظهٔ جمعی، در شعر، در موسیقی، و در روایت های شفاهی مردم تنیده شده اند.
جامعه شناسی هویت نشان می دهد که ملت ها زمانی آسیب پذیر می شوند که نام خود را از دست بدهند٫ زیرا نام، نخستین سنگرِ معناست.
دوم، «افغانستان» بهعنوان یک مفهوم سیاسی و تمدنی، فراتر از مرزهای جغرافیایی است.
این لغت، حامل آرزوی دولت سازی، قانون گرایی، و همزیستی اقوام است.
در تاریخ معاصر، هر بار که این لغت تضعیف شده٫ چه در قالب تجزیه طلبی، چه در قالب حذف از گفتمان رسمی٫ نتیجه، فروپاشی نظم اجتماعی و گسترش خشونت بوده است. افغانستان، اگر تنها به یک قوم، یک زبان، یا یک منطقه تقلیل یابد، دیگر افغانستان نیست٫ بلکه به یک جغرافیای بی هویت بدل می شود. جامعه شناسی سیاسی نشان می دهد که دولت های پایدار، بر مفاهیم مشترک بنا می شوند، نه بر تفاوت های تفرقه افکن.
سوم، «افغان» و «افغانستان» بهعنوان الگوهای فرهنگی، نقش حیاتی در تربیت نسل جوان دارند.
در جهانی که هویت ها مدام در حال بازتعریف اند، داشتن یک الگوی ملی، یک نقطهٔ اتکا، یک روایت مشترک، برای جوانان حیاتی است.
اگر این لغت ها از نظام آموزشی، رسانه، و فرهنگ عمومی حذف شوند، نسل آینده با خلأ هویتی مواجه خواهد شد٫ خلأیی که بهراحتی با الگوهای وارداتی، افراطی، یا بی ریشه پر می شود.
جامعه شناسی تربیت نشان می دهد که جوانان، برای ساختن آینده، نیاز به گذشته ای دارند که به آن افتخار کنند.
و «افغان» و «افغانستان»، اگر درست فهمیده شوند، می توانند همان گذشتهٔ افتخارآمیز باشند.
در پایان، دفاع از این لغت ها، دفاع از خاک نیست، دفاع از معناست.
دفاع از تاریخ نیست، دفاع از آینده است.
دفاع از یک قوم نیست، دفاع از یک ملت است.
و هر ملتی که لغت های بنیادین خود را فراموش کند، نه تنها هویت، بلکه قدرت مقاومت خود را از دست میدهد.
پس بیایید «افغان» و «افغانستان» را نه فقط به عنوان نام، بلکه به عنوان پیام، بهعنوان افق، و بهعنوان مسئولیت تاریخی بازخوانی کنیم.
این لغت ها، اگر زنده بمانند، ما را زنده نگه میدارند.
https://af.dawatmedia24.com/?p=182822
Comments are closed.