رهبر و مسولان حکومت دیفکتوی طالبان ، درین قریب به پنجشال همیشه میگویند که :
“ بحقوق شرعی زنان و دختران تعهد دارند ”
اماج اين ياداشت فشرده ، افاده حقوق شرعى از طرف زعامت طالبان است كه پيوسته انرا تكرار و از انپيراهن حضرت عثمان ساخته اند .
طالبان با شعار برقرارى « شريعت اسلامى » طورى برخورد مى نمايند كه ، گويا كدام كشور به زعمخودشان « كفرى » را « فتح » نموده اند و يا شايد از تاريخ حدود چهارده صد سال اسلامى كشور شانبى اطلاع مى باشند .
« حقوق شرعى » يا بقول وطنى ما ، « سوته حافظ »:
پر واضح است كه هر دين و منجمله دين مقدس اسلام يك ظرفيت وسيع است و درين چهارده قرن و ازهمان صدر اسلام تا كنون كم نبوده اند ، گروه هاى كه اغراض سياسى شانرا پوشش « دينى » داده اند واز دين بحيث ابزار پروژه هاى سياسى و حتى استخباراتى استفاده نموده و مينمايند .
طرح طالبان مبنى بر تطبيق شريعت و يا به صورت مشخص در همين بحث ، ذكر افاده« حقوق شرعى » ، اين سوال را مطرح مينمايد كه :
كدام شريعت؟
افزون بر مذاهب رسمى ، ما با صد ها برداشت فقهى مواجه مى باشيم . در نيم قرن اخير مردم برداشتهاى متفاوت از دين و شريعت را در افغانستان ازمايش نموده اند ، كه همه مدعى اسلامى و پسوند « اسلامى » را بكارميبرند .
همين اكنون در ميان طالبان لااقل دو برداشت متفاوت از دين و شريعت وجود دارد كه هردو طالب وعلى الظاهر مربوط يك امارت و امير المؤمنين مى باشند . وجه مشترك هردو گروه حقانى با سابقهتنظيمى – جهادى و طالبان خط ملا محمد عمر، برداشت قشرى از جوهر دين و سواد كم اسلامى است، و هردو دين بزرگ و مبین اسلام را به ريش و حجاب خلاصه ساخته و قويآ زن ستيز و نگاه مرد سالارانهبه زن دارند .
بدينترتيب افاده هاى « شرعى » و « فقه » به تعداد گروه ها و حتى تعداد ملا هاى مقتدر ، فراوانوجود دارد . همان شوخى مرسوم در ميان همسلكان ما در وزارت عدليه كه از « جنگل قوانين » بخاطركثرت قوانين ياد مينمودند ، در احوال جارى بحساب « جنگل برداشت از فقه » مصداق دارد و هر كدامخود را محق و ذيحق و ناف زمين مى پندارند و ألقاب خليفه و امير المؤمنين و … دارا مى باشند .
با شكل گيرى دولت هاى ملى – مدرن در جهان بخاطر مقابله با اين كثرت منابع و مصادر براى تعريفحق و تعين تكليف ، موضوع قانون ملى و سيادت و حاكميت قانون در ساحه قلمرو يك دولت ملى مطرحگرديد . در افغانستان نيز همزمان با تلاش براى شكل گيرى موسسات دولتى ، توجه به نياز قانون ومقررات دولتى مطرح گرديد . با انفاذ نخستين قانون اساسى و ايجاد اولين دولت ملى در زمان شاه اماناله بخاطر گذار افغانستان بشاهراه ترقى و تجدد نهضت بزرگ تقنينى در كشور براه افتيد و تا هفتادقانون و مقرره براى تنظيم حيات اجتماعى و سياسى نافذ گرديد .
روشن ساختن اين موضوع را ضرور ميدانم كه :
هيچگاه نه در انوقت و نه در صد سال اخير كه افغانستان شش قانون اساسى را تجربه نمود ، سوال غيراسلامى بودن قوانين مطرح نبوده است و چنانچه در قوانين اساسى قيد گرديده است :
” در افغانستان قانون مناقض اصول دين مقدس اسلام نافذ شده نميتواند “
بدينرو همه قوانين در صد سال اخير در مغايرت با اصول دين و ايين مردم قرار نداشته است .
اما دشمنان تاريخى افغانستان كه از همان شاه امان اله و تاكنون مانع گذارافغانستان بشاهراه ترقى مىباشند ، سوال را بحساب اسلام و قانون مطرح و قانون را مخالف دين وانمود ساخته اند ، چنانچه ملاعبداله معروف به ملاى لنگ در مظاهره ولايت پكتيا كه به اشاره انگليس و مصوبه مدرسه ديوبندسازماندهى گرديد ، در يك دست قرانكريم و در دست ديگر قانون اساسى را گرفته و از مردم سوال نمودكه :
كدام يك را قبول داريد ؟
بزرگترين تحول در عرصه تثبيت حقوق و ازاديهاى مردم در افغانستان انفاذ قوانين مدنى است كه سرانجام بعد از انفاذ قانون اساسى ( ١٣٤٣ شمسى ) مفكوره تدوين كد مدنى بوجود امد و بعد از سالها كاروى پروژه ان در جمهوريت اول و زمان محمد داود فقيد افغانستان صاحب كد مدنى و يا قانون بزرگمدنى گرديد كه در ( ٢٤١٦ ) ماده و بر اساس مذاهب فقهى چهارگانه دين اسلام ، مجموع حقوق، مكلفيت و ازاديهاى مدنى و سياسى مردم را تعريف و مسجل ساخت . بافت نورمهای جهانی مندرج درمیثاقهای بین المللی درین کد ستودنی است. از انفاذ كد مدنى در كشور ميتوان بمثابه انقلاب بزرگ درعرصه تقنينى و تكامل قانون گذارى ياد نمود و با درك از همين اهميت سترگ ان درين نيم قرن و دردولت ها و رژيم هاى متفاوت سياسى افغانستان تداوم ان زير سوال نرفته است .
ذكر اين حقيقت بويژه به نسل جوان كشور حايز اهميت است كه :
در تدوين اين قانون مدنى بزرگترين اسلام شناسان و علماى دينى افغانستان و جامعه الأزهر مصراشتراك داشته اند و به يقين كه رهبران طالبان حيثيت طالب مبتدى انان را دارند .
اكنون اگر طالبان واقعا تطبيق اسلام واقعى را ميخواهند ، بايد رسمآ و علنآ تصويب و اعلام نمايند كه :
بحقوق دينى و شرعى مردم و منجمله زنان مطابق به احكام قانون مدنى افغانستان متعهد مى باشيم .
در غير ان برخورد ايديولوژيك با حقوق زنان و بر اساس برداشت شخصى و گروهى از دين و شريعت کهبه سخریه گرفتن دین و آیین و تاریخ کشور می باشد ، مورد قبول جامعه اسلامى و مردم مظلوم ومسلمان افغانستان نمى باشد .
بسيار ضرور است تا تمام مدافعان صادق حقوق و ازاديهاى مردم و منحمله زنان و مدافعان حقوق زندر داخل و خارج كشور ، استمرار قانون مدنى افغانستان را بحيث خواست مشترك شان مطرح نمايند .
با حرمت
زموږ انګلیسي ویبپاڼه:
د دعوت رسنیز مرکز ملاتړ وکړئ
له موږ سره د مرستې همدا وخت دی. هره مرسته، که لږه وي یا ډیره، زموږ رسنیز کارونه او هڅې پیاوړی کوي، زموږ راتلونکی ساتي او زموږ د لا ښه خدمت زمینه برابروي. د دعوت رسنیز مرکز سره د لږ تر لږه $/10 ډالر یا په ډیرې مرستې کولو ملاتړ وکړئ. دا ستاسو یوازې یوه دقیقه وخت نیسي. او هم کولی شئ هره میاشت له موږ سره منظمه مرسته وکړئ. مننه
د دعوت بانکي پتهDNB Bank AC # 0530 2294668 :
له ناروې بهر د نړیوالو تادیاتو حساب: NO15 0530 2294 668
د ویپس شمېره Vipps: #557320 :
Support Dawat Media Center
If there were ever a time to join us, it is now. Every contribution, however big or small, powers our journalism and sustains our future. Support the Dawat Media Center from as little as $/€10 – it only takes a minute. If you can, please consider supporting us with a regular amount each month. Thank you
DNB Bank AC # 0530 2294668
Account for international payments: NO15 0530 2294 668
Vipps: #557320

Comments are closed.