امان‌الله خان و نهضت امانی

ن . جلیل زاد

53
امان‌الله خان و نهضت امانی:
تـجلی اراده مـلت افغانستان در مسـیر مدرنـیته و استقلال
آغاز قرن بیستم در افغانستان، لحظه‌ای سرنوشت‌ساز بود، زمانی که این سرزمین در میان گرداب‌ های تاریخ، با چلنج ‌های پیچیده‌ای مواجه گردید و در این میان، شخصیت امان‌الله خان به عنوان سمبل یک نهضت بزرگ و تحول‌آفرین، فروغی نویدبخش در دل تاریکی‌ها شد.
امان‌الله خان، فراتر از یک پادشاه سنتی، مصلحی هوشمند و متجدد بود که آگاهانه با چشم‌اندازی جهان‌ شمول، در پی بنیان‌گذاری کشوری مدرن، قانون‌مند و مستقل بود.
نهضت امانی، با محوریت او، بر پایه سه شاکله بنیادین «استقلال»، «مشروطه» و «علم» بنا شد ، شاکله‌ هایی که به باور او، راه رهایی از عقب‌ماندگی تاریخی و ورود به عصر جدید را می‌گشودند.
امان‌الله خان دریافته بود که استقلال حقیقی، نه صرفاً رهایی از چنگال استعمار، بلکه تحکیم قانون و بسط خرد و دانش در جامعه است.
او با روحیۀ یک روشنفکر متجدد، در مقابل سنت‌ ها و نهادهای واپس‌گرا ایستاد، نهادهایی که خواهان حفظ وضع موجود و مقابله با نوآوری‌ها بودند.
سه پارالل تاریخی:
مشروطه، استقلال و علم در برابر مشروعه، سلطه و جهل
تاریخ معاصر نشان داده است که در گفتمان‌ های بزرگ جهان، مشروطه با مشروعه، استقلال با سلطه دودمانی و علم با جهل، به مقابله برخاسته‌اند.
روند غالب در بسیاری از جوامع، پیروزی مشروطه، استقلال واقعی و بسط علم بوده است.
اما افغانستان مسیر متفاوتی پیمود.
در این کشور، مشروعه، یعنی سلطه سیاسی و دینی سنتی، بر مشروطه غالب آمد ، سلطه دودمانی و فئودالی به جای استقلال واقعی نشست و جهل و خرافه، جای علم را گرفت.
چرا این معکوس تاریخی اتفاق افتاد؟
زیرا نهضت امانی در برابر مقاومت عظیم نهادهای سنتی، نخبگان محافظه‌کار و مردم آسیب‌دیده از نیم قرن جنگ قرار گرفت ، مردمی که در فضای ترس و ابهام، قدرت پذیرش تحول بنیادین را از دست داده بودند.
دلایل داخلی سقوط نهضت امانی:
ضعف ساختار و پیچیدگی فرهنگی
درون کشور، فقدان نهادهای قوی و پایدار که بتوانند تحولات را به شکل تدریجی مدیریت کنند، یکی از علل اصلی شکست نهضت بود. حکومت نوپا و بدون تجربه، توان مقابله با چلنج ‌های سیاسی و اجتماعی گسترده را نداشت.
از سوی دیگر، جامعه‌ای نیمه‌ سنتی و نیمه‌ مدرن با طیف وسیعی از مردم که در اثر جنگ ‌های مکرر دچار تردید و سردرگمی شده بودند، به سختی می‌توانست پذیرای تغییرات سریع باشد.
مقاومت نه تنها از سوی ملاها، بلکه از طرف کسانی بود که ترس از ناآشنایی با مدرنیته و خطر از دست دادن موقعیت اجتماعی داشتند.
همچنین، شکاف‌ های قومی و مذهبی که در نتیجه پنجاه سال جنگ و ناامنی عمیق ‌تر شده بود، وفاق ملی شکننده دوران امانی را فروپاشید و زمینه‌های نفاق و نزاع را فراهم ساخت.
عوامل خارجی:
مداخلات قدرت‌های بزرگ و سیاست‌های استعماری
افغانستان به واسطه موقعیت جغرافیایی‌اش، همواره عرصه رقابت قدرت‌های بزرگ بوده است.
در زمان نهضت امانی، بریتانیا و روسیه با بازی‌های ژئوپولیتیک و حمایت از نیروهای مخالف، از هر راهی برای جلوگیری از ثبات و استقلال واقعی افغانستان بهره بردند.
این دخالت‌ها با دامن زدن به اختلافات قومی و مذهبی، بذر ناامنی را پاشیدند و راه سقوط نهضت امانی را هموار کردند.
فروپاشی وفاق ملی و آغاز دوره نفاق قومی
دوران امانی، دوره وفاق ملی و امید به پیشرفت بود.
مردمی که برای نخستین بار توانسته بودند پشتوانه‌ای مشترک برای استقلال و ترقی بیافرینند.
اما سقوط نهضت، این وفاق را در هم شکست و به جای آن، نفاق قومی و مذهبی فراگیر شد که به یک قرن جنگ داخلی و بی‌ثباتی ختم گردید.
این گسست اجتماعی، علاوه بر آسیب به ساختار سیاسی، فرهنگ ملی و امید به آینده را نیز خدشه‌دار کرد.
بازگشت به مشروطه:
شاکله‌های اصلی نهضت نو
امروز، افغانستان در آستانۀ فرصتی تاریخی برای احیای نهضت امانی و بازسازی مشروطه ‌ای نوین است ، مشروطه ‌ای که با فرهنگ و واقعیت‌های اجتماعی کشور سازگار باشد و بتواند وفاق ملی را بازآفرینی کند.
برای این منظور، باید شاکله‌های بنیادین زیر در نظر گرفته شود:
استقلال حقیقی: نه صرفاً رهایی از سلطه خارجی، بلکه خودکفایی سیاسی، اقتصادی و فرهنگی.
علم و خرد: آموزش و دانش به عنوان پایه اصلی توسعه، با تأکید بر تلفیق دانش بومی و جهانی.
وفاق ملی: برقراری وحدتی فراتر از اختلافات قومی و مذهبی، در قالب هویتی ملی و انسانی مشترک.
این سه محور می‌توانند کشور را از گرداب تاریخ معکوس نجات دهند و راه ترقی و عدالت را هموار سازند.
چراغ امید در افق آینده افغانستان
تاریخ، گرچه شاهد سقوط‌ها و شکست‌ها بوده است، اما هرگز پایان راه نیست.
نهضت امانی، با همه کاستی‌ها و مقاومت‌هایی که در برابرش ایستادند، نقطه‌ی روشنی بود که نشان داد افغانستان می‌تواند در مسیر مدرنیته و استقلال گام بردارد.
امروز، وظیفه ماست که با درس گرفتن از تاریخ و همت جمعی، نهضتی نوین بر اساس مشروطه و وفاق ملی بسازیم و بار دیگر چراغ فروزان ترقی را در افق این سرزمین روشن کنیم.
نهضت امانی و افق‌های پیش‌رو
نهضت امانی تنها یک حرکت سیاسی یا اصلاحی نبود ، بلکه آزمونی بزرگ برای جامعه‌ای بود که پس از نیم قرن جنگ و تفرقه، به دنبال هویت و مسیری نوین بود.
این نهضت، همزمان نمایانگر آمال روشنفکران و هم بازتاب‌دهنده خواسته‌های عمیق بخش‌های وسیعی از جامعه بود که در آن زمان به شکلی خام و پراکنده وجود داشت.
اما نباید فراموش کرد که این خواسته ‌ها در بستری پیچیده و متکثر رشد می‌کردند.
افغانستان آن زمان، جامعه‌ای بود در آستانه دوگانگی:
از یک سو، گروهی به مدرنیته و قانون باور داشتند
و از سوی دیگر، طبقات مختلف و قومیت‌ها که یا در سایه سنت زندگی می‌کردند یا به دلیل ترس و بی‌اطمینانی به تحول، مقاومت نشان می‌دادند.
این دوگانگی، نه فقط ناشی از تفاوت‌های فرهنگی و اجتماعی، بلکه معلول ساختار شکننده سیاسی و حضور نهادهای سنتی بود که از جایگاه خود دفاع می‌کردند.
ملاها، به عنوان یکی از نمادهای سنت، تنها بخش کوچکی از مقاومت در برابر تغییر نبودند ، بلکه طبقات قدرت، تاجران، فرماندهان محلی و حتی برخی از نخبگان محافظه‌کار، نقش مؤثری در این مقاومت ایفا کردند.
در واقع، شکاف‌های اجتماعی و سیاسی نه صرفاً حول مساله مذهب، بلکه حول محور قدرت و منافع اقتصادی بود.
کسانی که از وضعیت موجود سود می‌بردند، در برابر تحولات ایستادند تا نظم سابق حفظ شود.
این موضوع، یکی از علت‌های مهم شکست نهضت پیشرونده ای امانی است که به شکلی نرم و در لفافه بیان شده است، تا از بار تعرض مستقیم به افراد و گروه‌ها کاسته شود.
از سوی دیگر، بعد روانی و فرهنگی جامعه‌ای که در جنگ و ناامنی مکرر زیسته، نباید دست کم گرفته شود.
ناامیدی و شکستی که پس از هر دوره جنگ به وجود می‌آمد، اعتماد به تغییر و نواندیشی را کاهش می‌داد.
این وضعیت باعث شده بود که بسیاری از مردم به جای امید به آینده، بیشتر در تردید و ترس نسبت به آینده قرار گیرند.
یکی از بزرگ‌ترین دروسی که می‌توان از تاریخ گرفت این است که تغییرات بنیادین، به خصوص در جوامع سنتی و آسیب‌دیده، نیازمند زمان، آموزش مستمر و فراهم آوردن شرایط پایدار است.
نهضت امانی با شتاب به دنبال تغییرات ریشه‌ای بود و این شتاب‌ زدگی، در کنار فشارهای داخلی و خارجی، مقاومت‌ها را تشدید کرد و امکان ایجاد سازوکارهای تدریجی و همه‌جانبه را کاهش داد.
نقش قدرت‌های خارجی:
دو روی یک سکه
قدرت‌های بزرگ جهانی که افغانستان را در کانون منازعات خود می‌دیدند، نه تنها از طریق حمایت مستقیم از نیروهای مخالف، بلکه با بهره‌گیری از فضای بی‌ثباتی داخلی، در پیشبرد اهداف خود نقش داشتند.
آنان از اختلافات قومی و مذهبی به عنوان ابزاری برای تضعیف هرگونه حرکت یکپارچه و مقتدر استفاده کردند.
این مداخلات نه تنها به سقوط نهضت امانی کمک کردند، بلکه زمینه‌ساز بحران‌های چندین دهه بعد نیز شدند .
ًیکی از پیامدهای بلندمدت این دخالت‌ها، تبدیل افغانستان به «زمین بازی» قدرت‌های بزرگ و کاهش استقلال واقعی آن بود.
افق‌های نو:
کلید بازسازی و پیشرفت
برای بازگشت به مسیر مشروطه و تحقق استقلال و عدالت، باید تجربه تاریخی را به درستی تحلیل کرد و شاکله‌ های اصلی آن را با دقت بازسازی نمود.
در گام نخست، ضرورت دارد تا نهادهای مدنی و قانونی تقویت شوند ، نهادهایی که قادر باشند حقوق شهروندان را تضمین کنند و بستر مشارکت عمومی را فراهم آورند.
بدون این ساختارها، هرگونه تغییر، ناپایدار خواهد بود.
گام دوم، آموزش و توسعه فرهنگی است.
سرمایه‌گذاری در آموزش عمومی و ارتقای سطح آگاهی، کلید شکست جهل و تقویت خرد است.
بدون آموزش و پرورش، هیچ جامعه‌ای نمی‌تواند به توسعه پایدار دست یابد.
گام سوم، ایجاد وفاق و همبستگی ملی است.
پذیرش تنوع قومی، زبانی و مذهبی در قالب یک هویت ملی فراگیر و انسان‌مدار، شرط لازم برای عبور از بحران‌های گذشته است.
ګپ آخر:
در جستجوی تجدید حیات
امروز، افغانستان در شرایطی قرار دارد که می‌تواند به همان مسیر روشن و پیشرو نهضت امانی بازگردد.
با شناخت دقیق علل شکست و بهره‌گیری از تجارب تاریخی، می‌توان نسلی نوین ساخت که بر پایه عقلانیت، قانون و عدالت، آینده‌ای متفاوت برای این سرزمین بسازد.
نهضت امانی، چراغی بود که در دل تاریکی روشنایی به ارمغان آورد ، هرچند خاموش شد، اما شعله‌اش هنوز در دل تاریخ می‌درخشد. اکنون نوبت ماست که با همت و آگاهی، آن شعله را بار دیگر زنده کنیم و افغانستان را به مسیر ترقی و عدالت واقعی بازگردانیم.

درسی که تاریخ افغانستان هنوز نیاموخته است

زموږ انګلیسي ویبپاڼه: 

د دعوت رسنیز مرکز ملاتړ وکړئ
له موږ سره د مرستې همدا وخت دی. هره مرسته، که لږه وي یا ډیره، زموږ رسنیز کارونه او هڅې پیاوړی کوي، زموږ راتلونکی ساتي او زموږ د لا ښه خدمت زمینه برابروي. د دعوت رسنیز مرکز سره د لږ تر لږه $/10 ډالر یا په ډیرې مرستې کولو ملاتړ وکړئ. دا ستاسو یوازې یوه دقیقه وخت نیسي. او هم کولی شئ هره میاشت له موږ سره منظمه مرسته وکړئ. مننه

د دعوت بانکي پتهDNB Bank AC # 0530 2294668 :
له ناروې بهر د نړیوالو تادیاتو حساب: NO15 0530 2294 668
د ویپس شمېره Vipps: #557320 :

Support Dawat Media Center

If there were ever a time to join us, it is now. Every contribution, however big or small, powers our journalism and sustains our future. Support the Dawat Media Center from as little as $/€10 – it only takes a minute. If you can, please consider supporting us with a regular amount each month. Thank you
DNB Bank AC # 0530 2294668
Account for international payments: NO15 0530 2294 668
Vipps: #557320

Comments are closed.