افغان، افغانستان و خراسان
حقانیت هویت افغان، حقیقت حقوقی افغانستان، و حرمت تاریخی خراسان
محمد همایون همت
۳۰ اپریل ۲۰۲۶
سخن کوتاه
این نوشته تفاوت میان سه نام را با انصاف، تاریخ و قانون روشن میسازد: افغان، افغانستان و خراسان.
افغان نام مشترک مدنی و حقوقی هر تبعهٔ افغانستان است. افغانستان نام دولت معاصر، تابعیت، پاسپورت، شخصیت حقوقی بینالمللی، سرحدات و حافظهٔ ملی است. خراسان صفحهای ارجمند از تاریخ، تمدن، علم، ادب، فقه، شهرها و یاد فرهنگی است؛
اما نمیتواند بدیل دولت معاصر و تابعیت افغانستان باشد.
خراسان باید با ادب یاد شود، اما نه برای حذف افغانستان.
افغانستان نباید با خطاهای یک حکومت، یک گروه یا یک دورهٔ کوتاه درهم آمیخته شود. نام افغان نباید به نام یک قوم محدود گردد؛
زیرا این نام خانهٔ مشترک حقوقی همهٔ اتباع افغانستان است.
افغان و افغانستان بدیل ندارند.
۱. سخن را نه از خشم، بلکه از انصاف آغاز کنیم
بحث افغان، افغانستان و خراسان تنها بحث نامها نیست؛
این بحث تاریخ، هویت، تابعیت، وطن، درد، عزت و آینده است. از همین رو، این موضوع نه باید با زبان شعارهای کوچهای بررسی شود، نه با زبان خشم قومی، نه با الفاظ سبک، و نه با اتهامهای بیسند.
این بحث در روشنایی علم، قانون، تاریخ، انصاف، اخلاق اسلامی و حرمت افغانی بهتر و درستتر فهمیده میشود.
نویسنده طرفدار تعصب قومی، زبانی، سمتی یا گروهی نیست؛
بلکه طرفدار حق، عدالت، امانت علمی، وحدت ملی و انصاف تاریخی است.
در این بحث نه باید زیر عنوان دفاع از نام افغان به هیچ قومی توهین شود، و نه باید زیر نام احترام تاریخی خراسان، نام حقوقی معاصر افغانستان و هویت مشترک مدنی آن تضعیف گردد.
حق باید حق بماند؛ چه به سود احساسات ما باشد و چه خلاف آن.
ناحق نباید به نام وطن، قوم، سیاست یا احساسات، حق ساخته شود.
تاریخ دربارهٔ کسانی سخت قضاوت میکند که حقیقتهای روشن زمان خود را به سبب تعصب، ترس، مقام یا پروژهٔ بیگانه پنهان کردهاند یا هنوز هم پنهان میکنند.
۲. افغان:
نه نام یک قوم، بلکه نام خانهٔ مشترک حقوقی
افغان در افغانستان تنها نام یک قوم نیست؛ این نام مشترک مدنی، تابعیتی و حقوقی هر تبعهٔ افغانستان است. این اصل نه محصول دورههای سیاسی اخیر است، نه شعار یک گروه، و نه ملکیت انحصاری یک قوم. این حقیقت در روند دراز دولتداری، تابعیت، اسناد رسمی و حافظهٔ ملی افغانستان تثبیت شده است.
قانون تابعیت افغانستان مصوب سال ۱۹۳۶ میلادی در مادهٔ نخست، همهٔ باشندگان افغانستان را افغانان و اتباع افغانستان میشمارد؛ به استثنای کسانی که اسناد معتبر تابعیت خارجی داشته باشند و دولت افغانستان بر آن اعتراض نداشته باشد. مادهٔ دوم همین قانون، فرزند پدر و مادر افغان را، خواه در داخل افغانستان تولد شده باشد یا در خارج، افغان و دارای تابعیت افغانستان میداند.
این ماده نشان میدهد که افغانیت نام حقوقی دولت، تابعیت خانوادگی و عضویت ملی است. [۱]
قانون اساسی سال ۱۹۶۴ میلادی در مادهٔ نخست، ملت افغان را مجموعهٔ افرادی میداند که تابعیت دولت افغانستان را دارند، و سپس آشکارا بیان میکند که کلمه افغان بر هر چنین فردی اطلاق میشود.
قانون اساسی سال ۲۰۰۴ میلادی ( با حضورعسا کر اجنبی ) نیز در مادهٔ چهارم به همین اصل ادامه میدهد و نام افغان را بر هر تبعهٔ افغانستان اطلاق میکند. [۲][۳]
از این تسلسل قانونی روشن میشود که افغانیت چتر مشترک حقوقی پشتون، تاجیک، هزاره، ازبک، ترکمن، بلوچ، نورستانی، پشهای، ایماق، قزلباش، گوجر، براهوی و همهٔ اتباع دیگر است.
نام افغان نام حذف قومها نیست؛ بلکه عنوان وطن مشترک، تابعیت مشترک، عزت مشترک و نام جهانی مشترک مردم افغانستان است.
یادآوری دورهٔ اعلیحضرت احمد شاه بابا یکی از حلقههای مهم و ارجمند همین تسلسل تاریخی است. اعلیحضرت احمد شاه بابا، مؤسس افغانستان و پدر ملت افغان، در قرن هجدهم از قندهار نیروی مستقل سیاسی افغانان ( از اقوام و قبیل مختلف ) را گرد آورد و منظم ساخت.
پژوهشهای معتبر معاصر نیز این مرحله را از مراحل بنیادی دولتداری افغانستان میشمارند. البته در آن زمان نام «افغانستان» معنای حقوقی عصری امروز، مانند تابعیت، قانون اساسی، پاسپورت و عضویت سازمان ملل متحد را نداشت؛ اما نام «افغان» در سطح مردم، سپاه، حاکمیت و هویت سیاسی حضور آشکار تاریخی داشت. از همین رو، دورهٔ اعلیحضرت احمد شاه بابا ژرفای تاریخی نام افغان را نشان میدهد؛ و قانون تابعیت ۱۹۳۶ میلادی، قانون اساسی ۱۹۶۴ و قانون اساسی ۲۰۰۴، این نام تاریخی را به نام مدنی و حقوقی دولت امروز بدل میسازند. [۱][۲][۳][۵]
۳. افغانستان: تنها نام نیست، خانهٔ قانونی ملت است
افغانستان نام یک حکومت، یک گروه یا یک دورهٔ کوتاه سیاسی نیست
. افغانستان نام وجود قانونی وطن، تابعیت مردم، شناخت بینالمللی دولت، سرحدات، پاسپورت، بیرق، معاهدات و حافظهٔ ملی است.
حکومتها میآیند و میروند؛
اما وطن، تابعیت، ملت و نام حقوقی باقی میماند. هر کسی میتواند هر حکومتی را نقد کند، در برابر ظلم و فساد سخن بگوید، و عدالت بخواهد؛
اما نقد حکومت نباید وسیلهٔ شکستن نام حقوقی وطن و هویت مشترک مردم گردد.
افغانستان در سطح نظم بینالمللی نام یک کشور مستقل است.
تضعیف این نام تنها تغییر الفاظ نیست؛ بلکه تضعیف تابعیت، حافظهٔ قانونی، شخصیت بینالمللی و خانهٔ مشترک ملی است. [۴]
۴. نامهای تابعیت: نمونههای منطقهای و جهانی و معنای نام افغان
در دولتهای معاصر، نام تابعیت عموماً برای حذف قومها نیست؛ نام زندگی مشترک حقوقی است.
در تاجیکستان، اتباع دولت، بدون تفاوت قومی، مردم تاجیکستان را تشکیل میدهند.
در ترکیه، مادهٔ ۶۶ قانون اساسی هر کسی را که از راه تابعیت با دولت ترکیه پیوند داشته باشد ترک میداند.
در قزاقستان، تابعیت واحد و برابر دانسته شده است. [۹][۱۰][۱۱]
این اصل تنها به کشورهای منطقه محدود نیست.
در امریکا، مردمانی با پیشینههای گوناگون نژادی، زبانی، قومی و مذهبی از نگاه تابعیت «امریکایی» خوانده میشوند.
این نام برای حذف ریشههای جرمنی، ایرلندی، افریقایی، لاتینی، عربی، هندی، چینی یا دیگر ریشهها نیست؛
بلکه نام تابعیت مشترک، قانون مشترک و خانهٔ ملی مشترک است.
در هند، دهها قوم، دین، زبان و فرهنگ زندگی میکنند، و قانون اساسی هند حضور گستردهٔ زبانهای گوناگون را نیز میشناسد؛ اما در سطح تابعیت، اتباع کشور «هندی» اند.
در سویس، جرمنی، فرانسوی، ایتالیایی و رومانش زبانهای ملی اند؛ اما نام مشترک تابعیت، مردم سویس را به یک ملت واحد حقوقی بدل میسازد.
در کانادا، انگلیسی و فرانسوی زبانهای رسمی اند، اما تابعیت آن برای همه کانادایی است.
در آلمان و فرانسه نیز مردمانی با پیشینههای قومی، زبانی و فرهنگی گوناگون از نگاه تابعیت زیر نام مشترک ملی کشور قرار میگیرند. [۱۲][۱۳][۱۴]
هدف از آوردن این نمونهها این نیست که افغانستان را با ساختار تاریخی کشور دیگری یکسان بشماریم. هر کشور تاریخ، درد، بحث و حساسیت خود را دارد. اما این نمونهها یک اصل را روشن میسازند:
در دولت معاصر، نام مشترک تابعیت برای همهٔ اتباع کشور چتر حقوقی میسازد.
به همین معنا، افغان نام مشترک مدنی هر تبعهٔ افغانستان است.
این نام جای قومها را نمیگیرد، زبانها و فرهنگهای قومها را حذف نمیکند، و عزت هیچ قومی را کم نمیسازد؛
بلکه برای همه یک خانهٔ مشترک حقوقی میسازد.
۵. خراسان: صفحهٔ ارجمند تاریخ، نه بدیل دولت امروز
خراسان در تاریخ افغانستان، ایران، آسیای میانه و تمدن اسلامی نامی ارجمند است.
یاد بلخ، هرات، مرو، نیشاپور، علم، عرفان، فقه، ادب، تجارت و تمدن بدون حافظهٔ تاریخی خراسان ناتمام میماند.
اما امانت علمی میخواهد که خراسان به اندازهٔ مقام تاریخی خود شناخته شود، نه برای حذف نام معاصر افغانستان.
خراسان به معنای امروزین، یک دولت ملی ثابت، تابعیت واحد، سرحدات شناختهشدهٔ بینالمللی، پاسپورت ملی، قانون اساسی واحد و عضویت سازمان ملل متحد نداشت. خراسان یک حوزهٔ گستردهٔ تاریخی و تمدنی بود که حدود آن بر اساس زمانه، امپراتوریها، جنگها، تقسیمات اداری و روایتهای جغرافیهنگاران تغییر میکرد. [۶][۷][۸]
دانشنامهٔ بریتانیکا خراسان را بهعنوان یک منطقهٔ تاریخی معرفی میکند که امروز بخشهایی از آن در شمال افغانستان، شمالشرق ایران و جنوب ترکمنستان واقع است.
دانشنامهٔ ایرانیکا نیز بیان میکند که در دورهٔ ساسانی و اوایل اسلام، خراسان با بخشهایی از شرق ایران امروز، افغانستان، پاکستان، ازبیکستان، تاجیکستان و بخش شرقی ترکمنستان پیوند داشت. [۶][۷]
همین حدود متغیر نشان میدهد که خراسان مانند دولت امروز، شخصیت ثابت، واحد و حقوقی نبود.و نه هست.
خراسان نام بزرگ تاریخ بود؛ اما نام دولت امروز نبود و هم نیست.
۶. خراسان چه وقت بود، چه بود، و چرا امروز دولت نیست؟
نام خراسان با اواخر دورهٔ ساسانی پیوند دارد. در تصور اداری و جغرافیایی ساسانی، «خراسان» به ولایتهای شرقی شاهنشاهی گفته میشد؛ یعنی به آن سوی که آفتاب از آن برمیخیزد. در این معنا، خراسان با جغرافیای تاریخی افغانستان امروز، بخشهای شرقی ایران، و برخی مناطق آسیای میانه پیوند داشت، اما حدود آن مانند دولت امروز ثابت، واحد و تغییرناپذیر نبود. [۷][۸]
در تاریخ اسلامی، خراسان برای چندین قرن حوزهٔ مهم علم، سیاست، فقه، ادب، تصوف، تجارت و دولتها بود. اما این حوزه به شکل امروزین یک دولت ملی واحد نبود. گاهی مرو، نیشاپور، هرات و بلخ بهعنوان مراکز مهم آن یاد شدهاند؛
گاهی جغرافیای آن گسترده شده؛ گاهی محدود شده؛ و گاهی میان امپراتوریها تقسیم شده است.
امروز به جای آن نام گستردهٔ تاریخی پیشین، چندین کشور مستقل وجود دارد:
افغانستان، ایران، ترکمنستان، تاجیکستان، ازبیکستان، قزاقستان، قرغزستان و مناطق نزدیک دیگر.
هر یک دولت خود، قانون خود، تابعیت خود، بیرق خود، نام رسمی خود، سرحدات خود و شخصیت حقوقی بینالمللی خود را دارد.
از همین رو، خراسان نام تاریخ است؛ افغانستان نام دولت امروز است.
خراسان صفحهٔ ارجمند حافظهٔ تاریخی ماست؛ افغانستان خانهٔ حقوقی امروز ماست.
صفحهٔ تاریخ باید با احترام خوانده شود، اما خانهٔ زندگی نباید ویران گردد.
۷. «من افغان نیستم»: ناآگاهی، درد، یا پروژهٔ سیاسی د شمنان شنا خته شده و نا شناس ؟
انصاف میطلبد که همهٔ مردم را در یک ترازو نسنجیم.
هر کسی که میگوید «من افغان نیستم» یا «من خراسانی هستم»، نیت، آگاهی و هدف سیاسی یکسان ندارد.
یک گروه کسانی اند که از روی ناآگاهی، واکنش احساسی، درد شخصی، زخمهای جنگ، فساد حکومتهای گذشته، تبلیغات قومی، یا فهم نادرست تاریخی چنین سخن میگویند. با این مردم نباید با زبان سبک، توهین و اتهام سخن گفت؛
بلکه باید با دلیل، شفقت، تاریخ، قانون و ادب افغانی گفتوگو کرد. درد مردم باید شنیده شود؛
اما برای آنان باید روشن ساخته شود که نقد یک حکومت، یک گروه، یک دوره یا یک بیعدالتی نمیتواند دلیل رد نام مشترک مدنی افغانستان باشد.
اما گروه دیگری نیز وجود دارد:
حلقات منظم سیاسی، رسانهای، پروژهای ( ا ستخبارات منطقوی،فرا منطقوی) و امتیازطلب که سالها از دولت افغانستان، چوکی، بودجه، وزارت،ریا ست،وکا لت، سفارت، روابط بینالمللی و “مشروعیت سیاسی » استفاده کردهاند و هنوز هم استفاده میکنند؛
مګر وقتی قدرت، مقام یا منفعت شخصی را از دست میدهند، در برابر نام مشترک افغان و افغانستان، هویت مدنی و شخصیت حقوقی آن شعار نا روا میدهند.
نقد این حلقات نباید بر ضد قوم، زبان و منطقه باشد؛ بلکه باید بر اساس سابقهٔ سیاسی آنان، منافع مالی، روابط ا ستخبا را تی خارجی، تکرار تبلیغاتی، شبکههای رسانهای و پیامدهای عملی شعارشان صورت گیرد. در اینجا پرسش اصلی این است:
تضعیف نام افغان به سود کیست؟
مشکوک ساختن نام افغانستان برای چه کسی راه میگشاید؟
ایا د شمن درکمینګاه نشسته نیست؟
۸. تضعیف نام مشترک ملی چرا خطرناک است؟
ملتها تنها با سپاه، اقتصاد و سیاست ضعیف نمیشوند؛
گاهی از راه انداختن شک در نام، حافظه، زبان، تاریخ و هویت نیز ضعیف میگردند.
وقتی یک ملت از نام خود شرم کند، به وطن خود شک ورزد، و تابعیت مشترک خود را موضوع دشمنی بسازد، ستون ملی آن آهستهآهسته سست میشود.
سبک ساختن نام افغان به سود هیچ قومی نیست؛
این کار نام مشترک حقوقی همهٔ اتباع افغانستان را ضعیف میسازد.
تضعیف نام افغانستان نقد یک حکومت نیست؛ بلکه تضعیف وجود قانونی وطن، عزت ملی و آینده است.
خراسان به حیث تاریخ ارجمند است، اما اگر برای حذف افغانستان به کار رود، از حافظهٔ تاریخی به ابزار سیاسی بدل میشود.
ملتهای هوشیار تاریخ خود را رها نمیکنند، اما خانهٔ حقوقی امروز خود را نیز ویران نمیسازند.
۹. دربارهٔ پروژههای بیگانه: نه اتهام، بلکه تحلیل و سند
در تاریخ افغانستان، اختلافات نام، قوم، زبان، مذهب، سمت و هویت گاهی برای قدرتهای منطقهای، فرامنطقهای و جهانی به وسیلهٔ فشار، نفوذ و تضعیف بدل شده است. این سخن نباید با زبان اتهام بیسند گفته شود؛ بلکه باید بر اساس نمونههای تاریخی، پیامدهای سیاسی، تکرار تبلیغاتی، منافع مالی، روابط رسانهای و تحلیل سود و زیان بررسی گردد.
هر کسی که دربارهٔ نام افغان پرسش میکند، حتماً همم مأمور اجندای بیگانه نیست.
اما هر تبلیغ منظم که تابعیت مشترک افغانستان، وحدت ملی، دولتداری و شخصیت حقوقی بینالمللی را تضعیف کند، اگر بر توطئهٔ مستقیم هم استوار نباشد، میتواند برای منافع مخالف افغانستان به کار گرفته شود.
آب در ا سیای د شمن میرود.
برای بحث علمی، چهار سطح باید از هم جدا نگه داشته شود:
سند مستقیم، قرینهٔ غیرمستقیم، تحلیل منفعت، و اتهام بیسند.
سند مستقیم با تاریخ، منبع و متن آورده میشود.
تا ریخنو یسان ا فغان دست به قلم دارد و مینو یسد.
قرینه بر اساس تکرار منظم و الگوهای تبلیغاتی بیګا نه بررسی میگردد.
تحلیل منفعت ملی میپرسد که این شعار به سود چه کسی و به زیان چه کسی است.
اتهام بیسند باید از متن علمی دور نگه داشته شود.
پرسش اصلی این است: اگر افغانیت ضعیف شود، اگر افغانستان دربارهٔ نام خود دچار شک شود، اگر خراسان بهعنوان بدیل پیش کشیده شود، و اگر قومها به جای تابعیت مشترک در برابر یکدیگر ایستاد شوند، سود آن به چه کسی میرسد؟
جوا ب وجدان پاک ، افغان معزز،عاری از تعصب و شخصیت ملی چی خوا هد بود ؟
باید به یاد دا شته با شیم ؛
افغانستان با عزت، نیرومند، متحد و مطمئن به نام خود، به سود هیچ قدرتی نیست که در این منطقه افغانستان ضعیف، تقسیمشده و محتاج میخواهد.
۱۰. دفاع از افغانیت دفاع از عزت همهٔ قومهاست
دفاع از نام افغان جنگ بر ضد هیچ قوم نیست؛ دفاع از خانهٔ مشترک حقوقی همهٔ قومهاست.
افغانیت نباید وسیلهٔ تاجک در برابر پشتون، پشتون در برابر تاجک، هزاره در برابر ازبک، یا هیچ قومی در برابر قوم دیگر شود.
افغانیت چتر مشترک همه است؛ اگر این چتر فرو ریزد، هیچ قومی از باران در امان نخواهد ماند.
همچنان، احترام تاریخی خراسان نمیتواند جواز حذف نام معاصر افغانستان گردد. ما خراسان را به حیث تاریخ حرمت میگذاریم؛
اما افغانستان را خانهٔ زندگی، قانون، تابعیت و آینده میدانیم.
افغانستان تنها خاک نیست؛ زخمهای مردم، قربانیها، خاطرهها، قبرستانها، خانهها، زبانها، کوهها، رودها، شهرها، قریهها، مادران، کودکان و آینده در آن نهفته است. نام این وطن با چند شعار شکسته نمیشود، اما اگر با علم، وحدت و بیداری از آن دفاع نشود، آهستهآهسته ضعیف شده میتواند؛
و دشمنان نیز همین را میخواهند.
نتیجه
افغان نام مشترک مدنی و حقوقی هر تبعهٔ افغانستان است. افغانستان نام دولت معاصر، تابعیت، پاسپورت، سرحدات، شخصیت حقوقی بینالمللی و حافظهٔ ملی است.
خراسان نام تاریخ، تمدن، علم، ادب، فقه، عرفان و یاد فرهنگی است؛ اما نمیتواند بدیل دولت امروز و تابعیت افغانستان باشد.
حقانیت نام افغان محصول دورههای سیاسی اخیر نیست. این نام با ژرفای تاریخی پیوند دارد؛ در دورهٔ اعلیحضرت احمد شاه بابا، مؤسس افغانستان و پدر ملت افغان، حضور سیاسی و تاریخی آن آشکارتر بود. سپس قانون تابعیت ۱۹۳۶ میلادی، قانون اساسی ۱۹۶۴ و قانون اساسی ۲۰۰۴ در زبانهای حقوقی گوناگون این اصل را تثبیت کردند که افغان نام هر تبعهٔ افغانستان است.
خراسان صفحهٔ ارجمند حافظهٔ تاریخی افغانستان است؛
اما افغانستان خانهٔ حقوقی امروز ماست. صفحهٔ تاریخ باید با احترام خوانده شود، اما خانهٔ زندگی نباید ویران گردد.
کسانی که از روی ناآگاهی، درد یا فهم نادرست از نام افغان فاصله میگیرند، باید با دلیل، محبت و احترام آگاه ساخته شوند.
اما کسانی که به سبب قدرت، مقام، پروژهٔ بیگانه، نفرت قومی یا منفعت سیاسی بر ضد نام افغان و وجود حقوقی افغانستان کار میکنند، باید با زبان سند، عقل، تاریخ و مصلحت ملی شناخته شوند.
ما طرفدار حق و انصافیم؛ نه طرفدار دروغ، نه نفرت قومی، نه پروژههای بیگانه، و نه آن سیاستی که درد ملت افغان را برای قدرت شخصی وسیله میسازد.
دفاع از نام افغانستان دفاع از عزت همهٔ قومهاست؛
و دفاع از افغانیت دفاع از وطن مشترک، تابعیت مشترک و آیندهٔ مشترک است.
منابع و مآخذ
۱. Afghan Nationality Law, November 8, 1936, Articles 1-2. این قانون باشندگان افغانستان را افغانان و اتباع افغانستان میداند؛ و فرزند پدر و مادر افغان را، خواه در داخل باشد یا بیرون، افغان و دارای تابعیت افغانستان میشمارد.
۲. The Constitution of Afghanistan, 1964, Article 1. این قانون اساسی «ملت افغان» را مجموعهٔ کسانی میداند که تابعیت افغانستان را دارند و واژهٔ افغان را بر هر چنین فردی اطلاق میکند.
https://www.constituteproject.
۳. The Constitution of Afghanistan, 2004, Article 4. این قانون اساسی «ملت افغانستان» را متشکل از همهٔ اتباع افغانستان میداند و میگوید که واژهٔ افغان بر هر تبعهٔ افغانستان اطلاق میشود.
https://constitutionnet.org/
۴. United Nations Member States. افغانستان در فهرست رسمی کشورهای عضو سازمان ملل متحد به حیث یک کشور مستقل ثبت است.
https://www.un.org/en/about-
۵. Encyclopaedia Britannica, “Ahmad Shah Durrani”. این مدخل اعلیحضرت احمد شاه درانی را به حیث مؤسس دولت افغانستان یاد میکند.
https://www.britannica.com/
۶. Encyclopaedia Britannica, “Khorasan historical region, Asia”. این مدخل خراسان را منطقهٔ تاریخی مربوط به شمال افغانستان، شمالشرق ایران و جنوب ترکمنستان میداند و از حدود گستردهٔ جغرافیهنگاران پیشین یاد میکند.
https://www.britannica.com/
۷. Encyclopaedia Iranica, “Khorasan iii. Historical Geography in the Late Sasanid and Early Islamic Periods”. این مدخل خراسان را در دورهٔ ساسانی و اوایل اسلام حوزهٔ گستردهای مرتبط با بخشهایی از شرق ایران امروز، افغانستان، پاکستان، ازبیکستان، تاجیکستان و شرق ترکمنستان میداند.
۸. Encyclopaedia Britannica, “Khorasan summary”. این منبع نام خراسان را با معنای دورهٔ ساسانی «سرزمین آفتاب» پیوند میدهد و از حدود سال ۶۵۰ میلادی در پیوند با فتوحات اسلامی یاد میکند.
https://www.britannica.com/
۹. Constitution of the Republic of Tajikistan. اتباع تاجیکستان، بدون تفاوت قومی، مردم تاجیکستان را تشکیل میدهند.
https://mfa.tj/en/main/view/
۱۰. Constitution of the Republic of Turkey, Article 66. هر کسی که از راه تابعیت با دولت ترکیه پیوند داشته باشد، ترک شمرده میشود.
https://www.anayasa.gov.tr/
۱۱. Constitution of the Republic of Kazakhstan, Article 10. تابعیت قزاقستان واحد و برابر دانسته شده است.
https://www.constituteproject.
۱۲. Federal Constitution of the Swiss Confederation, Article 4. زبانهای ملی سویس جرمنی، فرانسوی، ایتالیایی و رومانش اند.
https://www.fedlex.admin.ch/
۱۳. Canada, Constitution Act, 1982, Section 16. انگلیسی و فرانسوی زبانهای رسمی کانادا اند و حیثیت رسمی برابر دارند.
https://laws-lois.justice.gc.
۱۴. Government of India, Eighth Schedule to the Constitution. در قانون اساسی هند ۲۲ زبان از راه جدول هشتم شناخته شدهاند.
https://www.mha.gov.in/sites/
زموږ انګلیسي ویبپاڼه:
د دعوت رسنیز مرکز ملاتړ وکړئ
له موږ سره د مرستې همدا وخت دی. هره مرسته، که لږه وي یا ډیره، زموږ رسنیز کارونه او هڅې پیاوړی کوي، زموږ راتلونکی ساتي او زموږ د لا ښه خدمت زمینه برابروي. د دعوت رسنیز مرکز سره د لږ تر لږه $/10 ډالر یا په ډیرې مرستې کولو ملاتړ وکړئ. دا ستاسو یوازې یوه دقیقه وخت نیسي. او هم کولی شئ هره میاشت له موږ سره منظمه مرسته وکړئ. مننه
د دعوت بانکي پتهDNB Bank AC # 0530 2294668 :
له ناروې بهر د نړیوالو تادیاتو حساب: NO15 0530 2294 668
د ویپس شمېره Vipps: #557320 :
Support Dawat Media Center
If there were ever a time to join us, it is now. Every contribution, however big or small, powers our journalism and sustains our future. Support the Dawat Media Center from as little as $/€10 – it only takes a minute. If you can, please consider supporting us with a regular amount each month. Thank you
DNB Bank AC # 0530 2294668
Account for international payments: NO15 0530 2294 668
Vipps: #557320

Comments are closed.