گذار سیاسی در ایران

ن . جلیل زاد

54
گذار سیاسی در ایران
از فروپاشی احتمالی تا شکل‌گیری دولت انتقالی در معادلات جهانی
ایران پس از جمهوری اسلامی٫ سناریوی خلأ قدرت و نبرد برای نظم نوین منطقه‌ای.
ایران در آستانهٔ نظم نوین٫ تحلیل ساختاریِ خلأ قدرت و مداخلهٔ بازیگران منطقه‌ای و جهانی.
گذار قدرت در ایران٫ دینامیک فروپاشی، رقابت نخبگان و بازآرایی ژئوپولیتیک منطقه.
در چشم‌ انداز سیاسی شرق میانه، پرسش از آیندهٔ ایران پس از سقوط احتمالی نظام جمهوری اسلامی، نه‌ تنها یک دغدغهٔ داخلی بلکه یک مسئاله منطقه‌ ای و جهانی است.
این پرسش، به‌ خصوص در سال‌های اخیر، با شدت گرفتن بحران‌ های داخلی، اعتراضات سراسری، و فشارهای بین‌المللی، به یکی از مهم‌ ترین محورهای تحلیل سیاسی بدل شده است. اما پاسخ به آن، نیازمند نگاهی چندلایه، تاریخی، ساختاری و ژئوپولیتیک است٫ نگاهی که بتواند هم پیچیدگی‌ های درونی جامعهٔ ایران را درک کند و هم تعاملات قدرت‌های منطقه‌ ای و جهانی را در نظر بگیرد.
در سطح داخلی، ساختار اپوزیسیون ایران به‌ طرز چشمگیری متکثر، پراکنده و فاقد انسجام ستراتژیک است.
این اپوزیسیون شامل جریان‌ های سلطنت‌ طلب، جمهوری‌ خواهان سکولار، گروه‌ های چپ و ملی‌ گرا، و سازمان‌ هایی مانند مجاهدین خلق است.
هر یک از این گروه‌ها، پایگاه اجتماعی خاصی دارند، اما هیچ‌کدام به‌تنهایی قادر به ایجاد اجماع ملی نیستند.
سلطنت‌ طلبان، با محوریت رضا پهلوی، بر نقش نمادین و انتقالی او تأکید دارند، اما خاطرهٔ تاریخی سلطنت در ایران، به‌ خصوص پس از انقلاب ۱۳۵۷، همچنان محل مناقشه است. جمهوری‌ خواهان سکولار، که بیشتر در میان نخبگان پوهنتونی و جامعهٔ مدنی نفوذ دارند، فاقد رهبری واحد و ساختار سازمانی منسجم‌ اند.
مجاهدین خلق، با وجود تشکیلات قوی، به‌دلیل همکاری تاریخی با صدام حسین و تصویر منفی در افکار عمومی، از پذیرش گسترده محروم‌ اند.
در چنین شرایطی، محتمل‌ ترین سناریو پس از فروپاشی نظام، تشکیل یک دولت انتقالی ائتلافی است٫ مدلی که در گذارهای سیاسی دیگر، مانند اروپای شرقی پس از فروپاشی شوروی، آفریقای جنوبی پس از آپارتاید، و چیلی پس از پینوشت نیز مشاهده شده است.
این دولت می‌ تواند ترکیبی از تکنوکرات‌ ها، نیروهای اپوزیسیون، و عناصر میانه‌ رو از ساختارهای پیشین باشد.
اما موفقیت چنین مدلی، به سه عامل کلیدی وابسته است٫ توانایی اپوزیسیون در ایجاد ائتلاف فراگیر، پذیرش نسبی این ائتلاف در داخل جامعه، و حمایت یا دست‌ کم عدم مخالفت قدرت‌ های منطقه ‌ای و جهانی.
در سطح منطقه ‌ای، کشورهای همسایه و قدرت‌ های منطقه ‌ای نقش تعیین‌کننده‌ای در شکل‌گیری نظم جدید خواهند داشت.
عربستان سعودی و اسرائیل، به‌عنوان دو بازیگر مهم، احتمالاً از شکل‌گیری یک حکومت سکولار یا غیرایدئولوژیک در ایران استقبال خواهند کرد، زیرا چنین تحولی می‌ تواند به کاهش برخورد های ژئوپولیتیک و مهار نفوذ ایران در منطقه منجر شود.
در مقابل، ترکیه و روسیه، به‌دلیل نگرانی از بی‌ ثباتی طولانی‌ مدت، تجزیه‌ طلبی قومی، و تأثیرات امنیتی، ممکن است با احتیاط بیشتری به تحولات ایران نگاه کنند.
ترکیه، با توجه به مسئاله کردها، و روسیه، با توجه به منافع ژئوپولیتیک خود در قفقاز و آسیای مرکزی، از هرج‌ ومرج در ایران نگران خواهند بود.
در سطح جهانی، ایالات متحده آمریکا و اتحادیهٔ اروپا، به‌عنوان دو قدرت تأثیرگذار، احتمالاً از یک فرآیند انتقالی تدریجی و کنترل‌ شده حمایت خواهند کرد.
برای این بازیگران، مهم‌ ترین اولویت‌ ها عبارت‌اند از ٫ جلوگیری از فروپاشی دولت، کنترل برنامه‌ های نظامی حساس، حفظ ثبات بازار انرژی، و تضمین حقوق بشر.
تجربهٔ مداخلات گذشته در عراق، افغانستان و لیبی، نشان داده که فروپاشی سریع بدون برنامهٔ انتقالی، می‌تواند به هرج‌ومرج، جنگ داخلی و ظهور نیروهای افراطی منجر شود. بنابراین، غرب به‌دنبال مدلی خواهد بود که هم ثبات را حفظ کند و هم امکان گذار به دموکراسی را فراهم آورد.
از منظر تاریخی، تجربهٔ گذارهای سیاسی در کشورهای مختلف نشان می‌ دهد که موفقیت چنین پروسه ای، نیازمند وجود نهادهای میانجی، اجماع نخبگان، و مشارکت فعال جامعهٔ مدنی است.
در پولند، نقش اتحادیهٔ همبستگی ٫ در آفریقای جنوبی، نقش کنگرهٔ ملی آفریقا ٫ و در چیلی، نقش ائتلاف‌های دموکراتیک، نمونه‌ هایی از این میانجی‌گری موفق‌اند.
در ایران، فقدان نهادهای مستقل، سرکوب سازمان‌ یافتهٔ جامعهٔ مدنی، و محدودیت‌دهای رسانه‌ای، چلنج ‌های بزرگی برای شکل‌گیری چنین میانجی‌گری‌ ای ایجاد کرده‌اند.
با این حال، تحولات اجتماعی در ایران، از جمله افزایش آگاهی سیاسی، گسترش شبکه‌ های اجتماعی، و شکل‌گیری جنبش‌های اعتراضی، نشان می‌ دهد که جامعهٔ ایران در حال گذار از وضعیت انفعالی به وضعیت عکس العمل ‌گرانه است.
این تحول، اگرچه هنوز در سطح سازمان‌یافته نیست، می‌ تواند زمینه‌ ساز شکل‌گیری ائتلاف‌های جدید و نهادهای انتقالی باشد. نقش زنان، جوانان، و اقلیت‌های قومی و مذهبی در این فرآیند، بسیار مهم خواهد بود٫ زیرا آن‌ها نه‌تنها قربانیان اصلی نظام فعلی‌اند، بلکه حاملان اصلی امید به تغییر نیز هستند.
در نهایت، آیندهٔ ایران پس از سقوط احتمالی نظام جمهوری اسلامی، نه‌تنها به توانایی اپوزیسیون در سازماندهی و اجماع بستگی دارد، بلکه به تعاملات پیچیدهٔ منطقه‌ای و جهانی نیز وابسته است.
این آینده، می‌ تواند به‌سوی دموکراسی، ثبات و توسعه حرکت کند، یا در دام بی‌ثباتی، رقابت‌ های داخلی و مداخلات خارجی گرفتار شود. مدیریت هوشمندانهٔ مرحلهٔ انتقال، با تأکید بر مشروعیت، مشارکت، و عقلانیت سیاسی، تنها راهی است که می‌ تواند ایران را از بحران به سوی امید هدایت کند.

رويیدن سمارقی ژورنالیسم در بنجل زار دموکراسی غرب در ۲۰ سال جمهوریت

زموږ انګلیسي ویبپاڼه: 

 

د دعوت رسنیز مرکز ملاتړ وکړئ
له موږ سره د مرستې همدا وخت دی. هره مرسته، که لږه وي یا ډیره، زموږ رسنیز کارونه او هڅې پیاوړی کوي، زموږ راتلونکی ساتي او زموږ د لا ښه خدمت زمینه برابروي. د دعوت رسنیز مرکز سره د لږ تر لږه $/10 ډالر یا په ډیرې مرستې کولو ملاتړ وکړئ. دا ستاسو یوازې یوه دقیقه وخت نیسي. او هم کولی شئ هره میاشت له موږ سره منظمه مرسته وکړئ. مننه

د دعوت بانکي پتهDNB Bank AC # 0530 2294668 :
له ناروې بهر د نړیوالو تادیاتو حساب: NO15 0530 2294 668
د ویپس شمېره Vipps: #557320 :

Support Dawat Media Center

If there were ever a time to join us, it is now. Every contribution, however big or small, powers our journalism and sustains our future. Support the Dawat Media Center from as little as $/€10 – it only takes a minute. If you can, please consider supporting us with a regular amount each month. Thank you
DNB Bank AC # 0530 2294668
Account for international payments: NO15 0530 2294 668
Vipps: #557320

Comments are closed.