بازسازی و توسعه شمال افغانستان در قرن بیستم
یا «وادی مرگ» چگونه به «نگین توسعه» مبدل گردید.
در آغاز قرن بیستم، افغانستان در معرض تهدیدات قدرتهای جهانی مانند روسیه تزاری، بریتانیا و تحولات منطقهای قرار داشت. با وجود این درد سرها، حکومت وقت در پی توسعه و نوسازی کشور بود. توسعه ، گسترش و باز سازی واحدهای اداری، ساخت و مدرن سازی شهرها، تقویه وگسترش فرهنگ شهرنشینی و ارائه خدمات مسلکی عمومی از جمله اهداف کلیدی آن دوران محسوب میشد.
زندگی شهری در کابل و ولایات همجوار بهتدریج شکل میگرفت. سطح زندگی وسواد در زون شرق کشور نسبت به سایر مناطق بمراتب بالاتر بود. در مقابل، شمال و شمالشرق کشور با شرایط ابتدایی و نگرانکنندهای مواجه بود. ضربالمثل رایج آن زمان «اگر مرگ میخواهی، به کندز برو» گویای وضعیت دشوار این مناطق بود.
تأثیر انقلاب اکتبر و مهاجرتها
با پیروزی انقلاب اکتبر ۱۹۱۷ در روسیه و گسترش جنگهای داخلی در آسیای میانه، افغانستان با موج از مهاجرتها و ناآرامیها در مرزهای شمالی روبرو شد. دولت با دو مشکل عمده مواجه بود:
مهاجرت گسترده از آسیای میانه
، نبود امکانات و خدمات برای ساکنان شمال کشور
برای مقابله با این مشکلات ، دولت تصمیم گرفت از نیروهای متخصص سایر نقاط کشور، بهویژه زون شرق، در شمال استفاده کند. برنامههایی مانند واگذاری زمین و سرپناه برای تشویق مهاجرت متخصصان اجرا شد. این سیاست موفقیتآمیز بود و منجر به آغاز برنامههای بازسازی شد:
احداث جادهها و واحدهای اداری
تأسیس مکاتب، شفاخانهها، بانکها و ادارات خدمات عمومی
رونق اقتصادی در مناطق قطغن زمین (تخار، کندز، بغلان)
معلمان و کارمندان بانکها عمدتاً از زون شرق بودند و پایههای تعلیم و تربیت و بانکداری را در شمال کشور و الی کشوردوست همسایه تاجکستان بنا نهادند. مهاجران آسیای میانه که غالباً بیسواد بودند، بهعنوان «باسمچ» یا ضد انقلاب شناخته میشدند. دولت با آغوش باز از آنان استقبال کرد و امکانات رفاه را در اختیارشان قرار داد که جناب ریس جمهور تاجکستان اقای رحمان ازآن بار ها یادوری نموده و قدردانی کرده است . آنان بهتدریج با محیط جدید آشنا شده و خود را با جامعه وفق دادند. همچنین، خدمات شیرخان ناشر و پسرش سرور ناشر در ایجاد ، انکشاف و توسعه شهر های بغلان ، کندز و تخار و خاصتا ایجاد بندر شیرخان، که ولایت کندز را به تاجیکستان وصل میکند، شایسته یادآوری است.
اکادمیسن محمد اعظم سیستانی درباره نقش شیرخان خروتی چنین مینویسد:
شیرخان خروتی، از بزرگان طایفه خروتی قوم غلجایی ، که پدرکلان هنرمند چیره دست فرهاد «دریا » میشود،یکی از بزرگان و خانان و زمینداران بزرگ کشور بود پس از شکست بچه سقاو از دست نادر خان ، قوای شیر خان به قصد سرکوب یاغیان سقوی بشمال افغانستان گماشته میشود . شیر خان تمام اشرار سقوی و باسمچهای متعلق به ابراهیم لقی که از بچه سقو حمایت میکردند سرکوب و مجبور به فرار به آنسوی رود امو نمود.نادرشاه به منظور استقرار اوضاع فرمان میدهد تا شیرخان و افراد او در ولایت کندز مقردایمی اختیار نمایند. او در سال ۱۳۰۹ شمسی بهعنوان والی قطغن و بدخشان منصوب گردید. فرزندش، غلام سرور ناشر، مراکزی چون بندر شیرخان، شرکت تولید روغن «سپن زر»، هوتل سپن زر، و لیسههای متعدد را در کندز تأسیس کرد.
شیرخان ناشر، پس از سفر به هند و آسیای مرکزی، کتابهای کمیاب دینی و تاریخی را جمعآوری و به زبان دری ترجمه کرد. وقتی امیر امانالله خان ازین اقدام و عمل ملی او مطلع گردید، بهپاس این خدمات، مدال درجه اول معارف را با لقب «ناشر»به او اعطا کرد. او در دوره نادرشاه، پس از تصفیه باسمچیها، طرح مدرن سازی شهر قندز را اجرا کرد و زیرساختهایی مانند سرکها، پایههای تلفن، کلینیکها و مکاتب را بنا نهاد.
با فعال شدن فابریکه پنبه و روغن «سپن زر »توسط سرور ناشر، مردم تخار ، بغلان و کندز به کشت پنبه و لبلبو رو آوردند. ناقلین پشتون با تلاش و پشتکار، زمینهای باتلاقی را به اراضی حاصلخیز تبدیل کردند. این تحول باعث شد ضربالمثل «اگر مرگ میخواهی به کندز برو» به «اگر زندگی میخواهی، به کندز برو» تغییر یابد.
توسعه شمال افغانستان در قرن بیستم، حاصل همت دولت، اعزام و قربانی متخصصان و مردم مناطق جنوب وشرق کشوربود. ضرب المثل «اگر مرگ میخواهی کندز برو » به «اگر زندگی میخواهی کندز برو » محصول یک جبر تاریخ نبود ، بلکه حاصل « هم افزایی ملی » بود. معادله طلایی توسعه شمال در قرن بیستم به نسل امروز می آموزد که ، توسعه ، فرزند امنیت و تساهل است : استقبال از مهاجرین «باسمچ ها» و تبدیل تهدید به فرصت ، درس بزرگ «مدیریت بحران»است .
جغرافیا در بند تقدیر نیست : مرداب و انزوا را میتوان با تزریق «اراده و تخصص» به قطب اقتصادی بدل کرد.
ملت سازی در گرو نخبگان مسؤل است : شیر خان ناشر ها و متخصصین زون شرق و جنوب کشور نماد کسانی بودند که ثروت ، قدرت و دانش خود را در ظرف « منافع ملی » ریختند. نسل آینده باید بداند که شمال افغانستان یک معجزه جغرافیایی نبود، بلکه یک «حماسه انسانی» بود که با دادن قربانی و ریختن عرق پیشانی معلمان و متخصصین شرق و جنوب ، تدبیر خانان غلجایی و استقامت و همکاری مردمان منطقه شکل داده شده است . این حماسه ، نقشه راه ماست برای خروج از هر بن بستی .این تلاشها نهتنها زیرساختهای حیاتی را بنا نهادند، بلکه روحیه همکاری، همزیستی و پیشرفت را در جامعه تقویت کردند.
نسلهای آینده باید از این تجربه بیاموزند که با اراده، همدلی و تلاش، حتی محرومترین مناطق نیز میتوانند به مراکز شکوفایی و آبادانی تبدیل شوند.
NYC
وما علینا الا البلاغ
زموږ انګلیسي ویبپاڼه:
د دعوت رسنیز مرکز ملاتړ وکړئ
له موږ سره د مرستې همدا وخت دی. هره مرسته، که لږه وي یا ډیره، زموږ رسنیز کارونه او هڅې پیاوړی کوي، زموږ راتلونکی ساتي او زموږ د لا ښه خدمت زمینه برابروي. د دعوت رسنیز مرکز سره د لږ تر لږه $/10 ډالر یا په ډیرې مرستې کولو ملاتړ وکړئ. دا ستاسو یوازې یوه دقیقه وخت نیسي. او هم کولی شئ هره میاشت له موږ سره منظمه مرسته وکړئ. مننه
د دعوت بانکي پتهDNB Bank AC # 0530 2294668 :
له ناروې بهر د نړیوالو تادیاتو حساب: NO15 0530 2294 668
د ویپس شمېره Vipps: #557320 :
Support Dawat Media Center
If there were ever a time to join us, it is now. Every contribution, however big or small, powers our journalism and sustains our future. Support the Dawat Media Center from as little as $/€10 – it only takes a minute. If you can, please consider supporting us with a regular amount each month. Thank you
DNB Bank AC # 0530 2294668
Account for international payments: NO15 0530 2294 668
Vipps: #557320
