سید مخدوم رهین
جنونبار و بیمارگونه به زبان و فرهنگ خیانت کرد
عملکرد اش در وزارت اطلاعات و فرهنگ
سیاست های واردات کتاب های بی ارزش
از ایران و نشر در دوران وزارت مخدوم رهین ، بازار نشر افغانستان با یک چلنج ساختاری جدی روبرو بود.
ضعف صنعت چاپ داخلی و نبود سیاست منسجم حمایت از ناشران افغان، فضا را برای سرازیر شدن کتاب های به درد نخور ایرانی، به خصوص از ایران ملایی ، باز گذاشت.
گپ اصلی این است که مخدوم رهین وزیر در مانده و وامانده ای وزارت اطلاعات و کلتور در این دوره نتوانست یا نخواست سیاست مشخصی برای حمایت از تولید محتوای فرهنگی داخلی تدوین کند.
در غیاب این سیاست، بازار کتاب عملاً به روی واردات بی رویه باز ماند.
سؤال جدی این است که چرا با وجود بودجه های کمکی بین المللی، زیرساخت نشر داخلی تقویت نشد؟
تغییرات زبانی در رسانه های افغانستان
توسط مزدور ایران ٫ مخدوم رهین
یکی از بحثبرانگیزترین موضوعات فرهنگی در دوره جمهوریت، تغییر تدریجی لغات یا واژه گان در رسانه های افغانستان بود.
منتقدان معتقدند که لغات و واژه های نامانوس فارسی ایرانی به تدریج جای لغات و واژه های رایج در افغانستان را گرفت.
نمونه های مشخص این تغییر عبارتاند از:
جایگزینی «موتر» با «ماشین»
جایگزینی «لیلیه» با «خوابگاه»
جایگزینی «پوهنتون» با «دانشگاه»
جایگزینی « فیر » با « شلیک» و صدها لغات دیگر .
این تغییرات برای بسیاری از افغانها نه صرفاً مساله ای زبانی، بلکه مساله ای هویتی بود. زبان دری افغانستان دارای هویت، تاریخ و لغات مستقل خود است و هرگونه سیاستی که این استقلال را نادیده بگیرد، قابل نقد است.
وظیفه رهین پوشالی و مزدور و وزارت اطلاعات و فرهنگ این بود که سیاست زبانی مستقل برای رسانه های ملی تدوین کند و از هویت زبانی افغانستان پاسداری نماید.
اینکه این وظیفه تا چه حد انجام شد، جای پرسش جدی دارد.
نقد کلی عملکرد خاينانه ای مخدوم رهین
در وزارت اطلاعات و فرهنگ در دوره جمهوریت با چندین چلنج اساسی روبرو بود که می توان آن ها را چنین برشمرد:
ضعف در سیاست گذاری فرهنگی و خیانت به زبان و فرهنگ.
نبود یک سند ستراتژیک روشن برای حفظ و توسعه فرهنگ ملی افغانستان از جمله انتقادات جدی به این و بر مزدور و وزارت است.
بی توجهی به تنوع فرهنگی:
افغانستان کشوری با تنوع زبانی و فرهنگی غنی است.
سیاست های فرهنگی باید این تنوع را بازتاب میداد.
و وزیر درمانده و وامانده عاجز از انجام اش بود .
ضعف در حمایت از هنرمندان و نویسندگان داخلی.
با وجود بودجه های قابل توجه کمکی، هنرمندان و نویسندگان افغان از حمایت کافی برخوردار نشدند.
فقدان شفافیت:
نبود شفافیت در تصمیم گیری های فرهنگی و نحوه مصرف بودجه از دیگر نقاط ضعف این دوره بود.
پرسشهای بی پاسخ
واردات محتوای فرهنگی از ایران
یکی از پرسشهای جدی که منتقدان سیاست های فرهنگی دوره وزارت مخدوم رهین مطرح می کنند این است:
در غیاب یک سیاست منسجم برای حمایت از تولید محتوای فرهنگی داخلی، چه کسی مسئول بود؟
بازار نشر افغانستان در آن دوره عملاً بدون نظارت جدی رها شده بود.
کتاب هایی که وارد می شدند لزوماً با نیازهای فرهنگی، تاریخی و اجتماعی جامعه افغانستان همخوانی نداشتند.
محتوای دینی با روش های خاص، ادبیات با بار هویتی غیرافغانی، و متون آموزشی ناهمخوان با واقعیت های افغانستان، بخشی از این واردات بود.
پرسش اساسی این است:
وزارت اطلاعات و فرهنگ چه سازوکار نظارتی برای ارزیابی محتوای وارداتی کتاب های مزخرف ملایی ایرانی داشت؟
اگر این سازوکار وجود داشت، چرا محتوای ناهمخوان با فرهنگ افغانستان به راحتی وارد بازار میشد؟
و اگر وجود نداشت، این خود یک نقص جدی در مدیریت فرهنگی است.
یک وزارت فرهنگی مسئول موظف است:
معیارهای روشن برای محتوای قابل واردات تعریف کند
از تولید داخلی حمایت مالی و قانونی کند
فضا را برای ناشران افغان باز نگه دارد
این همه را وزیر پوشالی نه تنها انجام نداد که در شدید جنونبار و بیمارگونه با فرهنگ و زبان قرار گرفت .
این وظایف تا چه حد انجام شد، پرسشی است که پاسخ شفافی به آن داده نشده است.
تغییر لغات های نامانوس و واژگان در زبان رسانهای
شاید هیچ انتقادی به اندازه مساله زبان، در میان فرهنگیان افغانستان جدی تر مطرح نشده باشد.
زبان شیوای دری افغانستان یک هویت مستقل دارد.
این زبان با لغات ، آهنگ و ساختار خاص خود، میراث مشترک مردم افغانستان است.
لغات هایی مانند پوهنتون، موتر، دوکان، لیلیه، بندر و صدها لغت دیگر، نه صرفاً کلمه، بلکه بخشی از هویت فرهنگی این مردم اند.
در دوره مخدوم این وزیر بیمار ، رسانه های افغانستان به تدریج لغاتی را به کار بردند که برای مخاطب افغان بیگانه بود.
این تغییر تدریجی، برای بسیاری از شنوندگان و بینندگان افغان احساس بیگانگی با رسانه ملی ایجاد کرد.
پرسش مشروع این است:
وزارت اطلاعات و فرهنگ چه دستورالعمل زبانی برای رسانه های تحت نظارت خود داشت؟
آیا سیاست مشخصی برای حفظ لغات اصیل دری افغانستان در رسانه ها وجود داشت؟
اگر چنین سیاستی وجود داشت و اجرا نشد، این نشان دهنده ضعف مدیریتی است.
اگر اصلاً وجود نداشت، این نشاندهنده بی توجهی احمقانه به یکی از حساس ترین حوزه های هویت ملی است.
رسانه های با منابع مالی خارجی و صدور مجوز
در دوره مخدوم مزدور، صدها رسانه در افغانستان مجوز فعالیت گرفتند.
این گسترش رسانه ای در یک وجه، دستاورد مثبتی بود.
اما پرسش جدی این است که معیارهای صدور مجوز چه بود؟
در هر کشوری، رسانههایی که از منابع خارجی تمویل می شوند باید تحت نظارت دقیق قرار گیرند.
این نه به معنای سانسور، بلکه به معنای شفافیت در منابع مالی و جلوگیری از تبدیل شدن رسانه به ابزار نفوذ خارجی است.
پرسشهای بیپاسخ در این حوزه عبارتاند از:
آیا منابع مالی رسانه های متقاضی مجوز به طور شفاف بررسی می شد؟
آیا رسانه هایی که محتوایشان با منافع فرهنگی افغانستان در تضاد بود، تحت نظارت قرار می گرفتند؟
چه سازوکاری برای جلوگیری از تبدیل شدن فضای رسانهای به میدان نفوذ کشورهای همسایه وجود داشت؟
جمعبندی
این پرسشها مشروع، جدی و قابل طرح اند.
هر مقام دولتی در برابر عملکرد خود پاسخگو است و نقد مستدل، حق مشروع شهروندان است.
اما تأثیرگذارترین نقد، نقدی است که بر پایه شواهد مشخص، اسناد قابل تأیید و تحلیل منصفانه استوار باشد.
چنین نقدی نه تنها قابل رد کردن نیست، بلکه به گفتمان فرهنگی جدی در افغانستان کمک میکند.
https://af.dawatmedia24.com/?p=186425
زموږ انګلیسي ویبپاڼه:
![]()
Comments are closed.