پیوسته بگذشته
فصل اول
تعریف تعصب:
تعصب از نظر لغوی معنی با شدت تمام جانبداری، حمایت و رد بی قید و شرط را میرساند. روانشناسان تعصب را معادل پیشداوری و نگر ش منفی در قبال شخص، گروه و یا مجموعهٔ از نظریات میدانند که بر پایهٔ عدم معلومات کامل و یا اطلاعات ناقص مطرح گردیده باشد، و درنتیجه چنین تعریفی رامیتوان برایش ارائه کرد:
تعصب عبارت از نظر یا عقیده مطلوب یا نامطلوب و محبت یا نفرت نسبت به یک چیز یا یک شخص است که معمولاً رنگ عاطفی داشته و بر هیچگونه تحقیقی مبتنی نمیباشد و فرد را از تفکر منطقی درباره آن چیز یا شخص باز می دارد.
تعصب به قضاوت به عقیده یا نگرش از پیش تعین شده فرد یا افرادیکه بنابر عضویت شان در یک گروه خاص باشد، صورت میپذیرد. از نظر روانشناسان اجتماعی تعصب عبارت از نگرش تبعیض آمیز، خشک اندیشی و تمایل مفرط به دسته بندی و گروه بندی مردم به لایه های مطلوب و منفور میباشد.
بزبان ساده تر میتوان گفت که علاقه شدید و یا حساسیت مفرط نسبت به نظریه های سیاسی یاجهانبینی ها، پدیده ها، افراد، ساحات جغرافیایی و اشیا را تعصب میگویند. ازدیدگاه جامعه شناسانه علاقهٔ مفرط یا علاقمندی شدید را تعصب مینامند، در حالیکه روانشناسان در بسا موارد علاقه شدید را در میان انسانها امر طبعی و عاطفی تلقی میکنند.
لغت تعصب از لفظ عربی عصب گرفته شده بیشترعصبیت را بازگویی میکندکه شخص نسبت به شئی، فردِ، نظرِ، باورِ و موضوعی عکس العمل احساسی و عاطفی بدون هرگونه دلایل علمی و منطقی دور از تعقل تبارزمیدهد.

پس با این توضیح میتوان گفت که تعصب عبارت از یک نگرش یا سیستم باور ها و اعتقادات نادرست یک فرد در برابر فرد دیگر بنابر وابستگی آنها به گروه های اجتماعی، سیاسی، مذهبی و فرهنگی و یا مجموعهٔ نظریات یا جهانبینی ها میباشد.
از نظر دانشمندان جامعه شناسی و روانشناسی گرچه نگرش های جانبدار، همه بینش ها، نظریات و فکر هاهستند، اما اگر در تحت تأثیر این نگرش های جانبدار و علاقه شدید و یا نفرت و انزجار تحریکات و تَحَرکات عملی صورت گیرد، آنگاه است که تبعیض و تعصب انجام یافته است.
تعصب در لغت عرب با عصب، اعصاب و عصبیت اشتراکیت دارد و در آنزبان عصب به رشته هایی در بدن را گویند که مفاصل، استخوان ها، عضلات کلیه اجزای بدن حیه را باهم پیوند داده و آنرا به یک سیستم بهم پیوسته تحت تعامل قرار داده است.
همانطوریکه در بالا تذکار دادیم تعصب یک شیوهٔ رفتار است که از احساس سرچشمه گرفته و پدیده های ماحول خویش مانند افراد، احزاب، اقوام، مذاهب، کشور ها و یا رسوم و عنعنات را بدون کدام شک و شبهه رد و یا تأئید میکند. یعنی تعصب وابستگی افراطی به چیزی و تائید آن و مردود شناختن غیر آن بدون مطالعه، کند وکاو و تحقیق یعنی تمایل کور کورانه به چیزی و نفرت از همه پیپده های غیر آن.
میبینیم که تعصب هیچنوع بنیاد عقلی نداشته و بر پایهٔ احساسی استوار و شکل پذیری میکند و هیچ معنی و مفهوم مشخص علمی نداشته و احساسات بدون دلیلی را بازگویی دارد و اشخاص مصاب به مرض مهلک تعصب در باز پردازی های اجتماعی خود ستا، خودخواه، خود محور، خود بزرگ بین، افراطی و احساساتی عمل کرده و در مقیاس گروهی گروه های متعصب یک جانبه گرا، راسیست، فاشیست، ناسیونالیست افراطی، دفاع از سیستم های ضدبشری و جنگ طلبانه میپردازند.
دانشمندان در قبال اینکه تعصب خصلت انسانی بوده و از درون خود انسان مایه میگیرد و یا اینکه تاثیرات اجتماعی مولد تعصب در انسان ها و یا گروه های اجتماعی میباشد، به این نظر اند که تعصب ریشه در درون انسان داشته و عدهٔ از انسانها روحاً و رواناً از ابهام و پیچیدگی متنفر اند وشدیداً متمایل اند، با نخستین اطلاعات به قضاوت بنشینند و تصمیم بگیرند. یعنی اینکه نخستین آگهی ها و اطلاعات دریافت شده ذهنیت و تصور شان شکل میگیرد و تا سرحد مرگ به آن وابستگی پیدا میکنند.
رفتار متعصبین بیشتر براحساسات منفی نسبت به همه نظریات، اعمال، افراد که آنها غیر خودی میدانند استوارمیباشد. برعلاوه باور ها و اعتقادات کلیشه ای، شعاری و تبلیغاتی که بیشتر این نظریات از جانب صاحب غرضان برای مقاصد خاص سیاسی، نظامی، اجتماعی و اقتصادی در جوامع پخش میگردد وتمایل مفرط به تبعیض علیهٔ یک گروه خاص و ابراز نفرت در برابر اعضا و افراد آن و علاقمندی مفرط به گروه دیگر وپذیرش، باور و عقیدهٔ تقدسی به اعضا و افراد شامل گروهٔ خودی از رفتار متعصبین میباشد. یعنی اینکه گروهبندی ها واختلافات ناشی از آن از هر نوع می توانند هسته، عامل ویا دلیل ایجاد تعصب محسوب شوند. که عوامل مانند رقابت، تهدید و ترس در بسا حالات باعث می شوند که تعصبات شدیدتر، مستحکم تر و ظالمانه تر شوند.
پیش زمینه های تعصب در میان افراد بیشتر بر میگردد به پذیرش و تقلید کورکورانهٔ اطفال، جوانان و نو جوانان از تفکرات و باور های اجداد و نیاکان. این تقلید کور کورانه از تفکرات، باور ها، رسوم و عادات نیاکان باعث میگردد تا آنها از شناخت حقیقی ماحول خویش و اانکشافات مادی و معنوی جامعهٔ بشری محروم گردند. زیرا این افراد که گرفتار مرض مهلک تعصب شده اند همه امور را با معیار های گذشتگان و خویشان شان اندازه گیری میکنند. تمام اندیشه ها، تفکرات، عملکرد ها و رسومی که در میان شان از سابقه و پیشینه برخوردار نباشد مردود و باطل میشمارند. آنها به این نظر اند که گذشتگان شان به همه علوم، کمال و شناخت ها از حقایق نایل بوده اند، اگرآنچه امروز بنام انکشاف و طرح نو مطرح میگردد حقیقت میبود گذشتگان شان به ایشان میرساندند. وقتا چنین نیست پس همه یکسره باطل اند.
قابل تذکر میدانم که احساسات و عواطف انسانی بصورت عموم روند روانشناسانهٔ، عکس العمل ما را نسبت به افراد دیگر و چگونگی رفتار با آنها تحریک می کنند. بسیاری ازاحساسات انسانها مانند احساس تنفر، احساس فقر، احساس ترس، احساس خود خواهی، احساس خود بزرگ بینی، احساس برتری جویی به هر عنوانی که باشد و احساس حقارت می توانند زمینه ساز ایجاد تعصب باشند. به این ترتیب میبینیم که احساسات انسانی نقش پشتیبان و حمایت کنندهٔ تعصب را دارا بوده و اگر این نقش از جانب مغرضین و دشمنان بشرو بشریت تحریک و مدیریت شوند فاجعه ببار می آورد. همچنانیکه تاریخ جامعهٔ بشری شاهد و مالامال از صد ها هزار فجایع انسانی که بیشتر شان بر پایه تعصب راه اندازی شده بود، میباشد.
دانشمندان علوم اجتماعی براین عقیده پابند اند که تعصب یک پدیده چند مرحله ای است. ذهن انسانها اشیا را در دنیای که ما زندگی میکنیم گروهبندی و یا دسته بندی می کند تا بتواند به هر کدام آن ها بدون تامل پاسخ دهد. وقتی که به انسان ها نگاه می کنیم همچنان همین روند اعمال می شود. به همین دلیل است که ما مردم را به راحتی دسته بندی می کنیم. یعنی اینکه دیدن همزمان با باور کردن نیز صورت میپذیرد.
به این دلیل است که تعصب بمانند پدیدهٔ چند مرحله ای در ذهن افراد جامعه بنابر طبقه بندی ها و گروهبندی های اجتماعی، سیاسی، مذهبی، اقتصادی و نژادی کماکان وجود داشته و کلید کاهش و تشدید آن تا انکشاف تخاصمات و جنگ های خانمانسوز بدست طراحان سیاست ها و ادارات کشور ها میباشد.
دانشمندان علوم جامعه شناسی، انسان شناسی و روان شناسی طی تحقیقات علمی متفقاً به این نظررسیده اند که تعصب یک غریزهٔ انسانی نزج یافته در درون انسان بوده و در تعاملات اجتماعی توسط دیگران در جامعه سمت یابی میگردد و به این ترتیب مردم را بشکل افراطی به یک پدیده، یک فرد، یک عقیده، یک نژاد، یک زبان، یک جنس و یا یک محل باورمند سازند که آنها درتائید و یا رد آنها تا سرحد مرگ ایستادگی داشته باشند.
تعصب انسان ها را از اعتدال شخصیتی برون کشیده و تأثیری نهایت منفی بربینش وکردار انسان میگذارد. متعصبین بیشتر در سراشیب سقوط و هبوط شخصیتی قرارگرفته و جهان و ماحول خویش را دگرگون میبینند. تعصب همچوپردهٔ سیاه ضخیم بر فکر، چشم، هوش و گوش متعصب هموار گشته و او را در حصارخویش محکم میگیرد.
ادامه دارد هالند، مارچ ۲۰۲۶
زموږ انګلیسي ویبپاڼه:
د دعوت رسنیز مرکز ملاتړ وکړئ
له موږ سره د مرستې همدا وخت دی. هره مرسته، که لږه وي یا ډیره، زموږ رسنیز کارونه او هڅې پیاوړی کوي، زموږ راتلونکی ساتي او زموږ د لا ښه خدمت زمینه برابروي. د دعوت رسنیز مرکز سره د لږ تر لږه $/10 ډالر یا په ډیرې مرستې کولو ملاتړ وکړئ. دا ستاسو یوازې یوه دقیقه وخت نیسي. او هم کولی شئ هره میاشت له موږ سره منظمه مرسته وکړئ. مننه
د دعوت بانکي پتهDNB Bank AC # 0530 2294668 :
له ناروې بهر د نړیوالو تادیاتو حساب: NO15 0530 2294 668
د ویپس شمېره Vipps: #557320 :
Support Dawat Media Center
If there were ever a time to join us, it is now. Every contribution, however big or small, powers our journalism and sustains our future. Support the Dawat Media Center from as little as $/€10 – it only takes a minute. If you can, please consider supporting us with a regular amount each month. Thank you
DNB Bank AC # 0530 2294668
Account for international payments: NO15 0530 2294 668
Vipps: #557320

Comments are closed.