هدف امیر آهنین از تبعید اقوام شورشی به شمال هندوکش، غیر از چیزی بود که فرهنگ میگوید
کاندید اکادمیسین سیستانی
هدف امیرآهنین از تبعید اقوام شورشی به شمال هندوکش،غیراز چیزی بود که فرهنگ میگوید
دکتور روستار تره کی، در یک مقاله خیلی ممتع خود تحت عنوان “پروسۀ دردناک ملت سازی در جوامع قبیلوی “، نوشتۀ خود را را با این شعارآغاز میکند:« مرگ بر دوزخ قبیله! به پیش بسوی بهشت دیموکراسی !
وبعد مینویسید:” متأسفانه در جوامع قبیلوی و کشور های عقب مانده ، ملت سازی و شکل دهی هویت ملی صفحه سیاه تاریخ بشریت را میسازد. استبداد آسیایی، مبنای تشکیل حاکمیت های ملی و هویت های ملی در آسیا قرار گرفت…. در افغانستان برخلاف کشورهای دیگر پروسۀ ملت سازی و تأمین وحدت ملی با درهم کوبیدن مخالفین بدون تشخیص قوم و قبیله و اکثریت و اقلیت صورت گرفته و حکام مستبد به مقایسۀ موارد تاریخی از احتیاط و اعتدال کار گرفته اند. امیر عبدالرحمن خان عصیان هزاره ها را درهم شکست و غلجایی های غزنی و قلات را وادار به اطاعت از سلطنت نمود. وی نورستان را به حاکمیت ملی پیوند داد. اسکان شورشیان در شمال جز پروسۀ ملت سازی امیر بود که بصورت قطع با مثال های تاریخی آسیا همردیف نیست. از آنچه گفتیم بر می آید که اِعمال خشونت از جانب طبقۀ حاکم بقصد تشکیل دولت ملی صفحه سیاه تاریخ بشریت را میسازد و اختصاص به افغانستان و دوران عبدالرحمن خان و هاشم خان ندارد.”( دعوت میدیا،2011،پروسۀ ملت سازی در جوامع قبیلوی-بقلم روستارتره کی)
از آنچه داکترروستارتره کی رقم زده است، واضخ می شود که هدف امیر آهنین از درهم کوبیدن اقوام شورشی و تبعید شان به شمال کشور تشکیل دولت ملی مرکزی بوده است. اما میرمحمدصدیق فرهنگ، هدف امیررا از سرکوبی شورشها، گرفتن زمین از شورشیان ودادن آن به «قبایل خانه بدوش افغان »مثل: صافیها و شینواریها و مومندها و نورزیها وغیره می داند که برداشت درستی نیست. فرهنگ آنجا که از شورش سردار اسحاق خان در مزارشریف و شکست و فراراو به روسیه یادکرده ،هدف رفتن امیر به مزارشریف را چنین شرح داده است :
” مردم ترکستان که با اسحاق خان علاقمندی نشان داده بودند بطور دسته جمعی مورد خشم و غیظ و انتقام امیر قرار گرفتند و زمینداران شان مکلف شدند تا علاوه به پرداخت باقیات گذشته، مالیات سال آینده را هم پیشکی تادیه کنند. یک تعداد مردم محل که بیشتر شان ازبک بودند مجبور ساخته شدند تا محل بود و باش شان را در حواشی سرحد ترک نموده با خانوادۀ شان به مناطق دیگری که امیر تعیین کرده بود کوچ نمایند و زمین های آنها به «قبایل خانه بدوش افغان» مثل : صافی، شنیواری، مومند، نورزائی و بعضاً به هزاره ها داده شد.”( افغانستان در پنج قرن اخیر، ج1، ص 391- 392)
متأسفانه دراین عبارت فرهنگ، هم توهین و هم تفتین هردو نهفته است. توهین در آنجاست که میگوید: “زمین های آنها به قبایل خانه بدوش افغان مثل: صافی، شنیواری . . . . و بعضاً به هزاره ها داده شد.”
در تردید این ادعای فرهنگ باید گفت که این قبایل مردم خانه بدوش وکوچی نبودند، امیر عبدالرحمن خان در سال 1304هجری هنگام سرکوبی شورش غلجائیان به والیان غزنی و ننگرهار و پکتیا و مردم آن ولایات فرمانی صادر کرد و درآن ورود کوچی های ناصری را به داخل افغانستان ممنوع اعلان نمود و به آنها اخطار داد که اگر خود سرانه به افغانستان پابنهند مردم و دولت علیه آنها دست به سلاح خواهند برد و مانع ورود آنها خواهند شد(سراج التواریخ، ص 558 ببعد،)، این فرمان ظاهراً تا ده سال آینده همچنان قابل تطبیق بود ولی بعد از ختم شورش هزاره جات در 1893، بقول غبار، امیرعبدالرحمن خان حدود چراگاه کوچیان را در ولایت غزنی و میدان وردک تعیین کرد تا از جنگ و زد و خورد با مردم هزاره و دیگر کوچیان محلی جلوگیری شده باشد.
دولت های افغانستان بعد از امیر عبدالرحمن خان تا کنون هم نتوانسته اند مردم خانه بدوش کوچی راوادار به ترک کوچی گری و اسکان در یک محل بنمایند. بنابرین اقوامی را که امیر در شمال هندوکش تبعید کرده بود، همگی آنها باشندگان سرکش و سلحشور دره ها و جلگه های سرسبز دو طرفۀ رود خانۀ کابل وکنر ویا باشندگان وادی های حاصلخیز رودخانه های ترنک و ارغنداب و هیلمند و فراه رود بودند که با شورش ها و قیامهای پیهم خویش امیر عبدالرحمن خان را به ستوه آورده بودند ومانع تشکیل دولت مرکزی ملی میشدند. امیر برای آنکه خود را از شر شورش های بعدی شان نجات داده باشد، آنها را به جرم شورش علیه دولت محکوم به تبعید به سرزمین های دوردست ترکستان یعنی مزارشریف و فاریاب و میمنه و شبرغان تا بادغیس می نمود. اینها همگی در محلات بومی خویش از خود خانه و کاشانه و صاحب زمین بودند و به هیچوجه «خانه بدوش=کوچی» شمرده نمی شدند. بنابرین امیرآهنین قبایل صافی و مومند و شینواری وغلجی و نورزی و اسحاق زی وبلوچ وهزاره وغیره را از مناطقی تبعید کرده بود که آنها قبل از شورش سردار اسحاق خان، بین سالهای 1881- 1888 علیه امیر دست به شورش زده بودند و امیر با اعزام لشکر های مجهز دولتی آنها را سرکوب کرده و محکوم به تبعید از اوطان شان در شمال کشور در زمین های دولتی نموده بود. حتی میتوان گفت که امیر این کار را به پیروی از سیاست کشور گشایان و فاتحان مشهورقبل ازخود چون: تیمور لنگ و نادر شاه افشار، بخاطر تهدید و تخویف قبایل شورشی و استقرار ثبات در کشورخود کرده بود.
و اما تفتین فرهنگ دراین تذکراو اینست که برای گروه “ستم ملی” وبخصوص پیروان لطیف پدرام میتواند دست آویزی باشد تا مردم ازبک را با پشتون های مسکون در شمال کشور به جنگ و ستیزه های قومی وادارد. چنانکه در عهدحکومت ربانی واوایل قرن 21، دوبار اقوام پشتون شمال کشور با چنین نقاضت ها و شقاوت های قومی و تباری روبرو شدند .
امیرعبدالرحمن خان هیچگاهی زمین های مردم غیر شورشی را از مالکان شان نگرفته و به کسی نداده است، بلکه افراد و اقوام تبعید شده بیشتر بر زمین های دولتی که در هر ولایتی همواره موجوده بوده است، اسکان داده میشدند، و فقط در مواردی زمین از مالکین مصادره ومنتزع میشد، که بر ضد امیر شمشیر کشیده بودند و پس از شکست بحیث محرکین غایله تشخیص میشدند. میتوان گفت امیر اراضی آن عده سران و خوانینی را که با سردار اسحاق خان همدست شده و برضد امیر جنگ کرده بودند و بعد از شکست به ترکستان روسیه فرار کرده بودند، مصادره کرد، ولی اراضی فراریان هرگز به تبعیدیان شورش های غلجائی و شینواری و صافی و مومند و نورزائی و هزاره ها بخشیده نشده است، چه این اقوام نیز از جمله مغضوبین امیر بوده اند و اگر زمینی به آنها تعلق گرفته باشد، می باید زمین های بوده باشند که آباد کردن آنها ایجاب کار و زحمت کشی زیادی را ایجاب میکرده است.
امیرعبدالرحمن خان در واقع میخواست با تبعید وجا بجائی اقوام شورشی در ولایات هم سرحد با روسیه، سدی از قبایل سلحشور افغان در برابر دست اندازی های روسیۀ تزاری ایجاد نماید تا درصورت تخطی روسیه خود اقوام به دفاع ازمایملک خود بپردازند. این مشی امیر از روی محبت به اقوام تبعید شدۀ پشتون و هزاره و بلوچ وغیره نبود بلکه برای جلوگیری از خطرات احتمالی تجاوز روسیه برافغانستان بود. و این دومین هدف عمدۀ امیر بود .زیرا تاریخ نشان داد که روسیه همزمان با اوجگیری اقتدار امیرعبدالرحمن خان درافغانستان مرو، سرخس و پل خاتون و قزل تپه را در سال 1884 اشغال نمودند، و یک سال بعد در سال ۱۸۸۵”پنجده” و آق تپه، چمن بید و چشمۀ سلیم را پس از یک نبرد کوتاه، اما خونین تصرف و به قلمرو امپراتوری تزاری ملحق نمودند.سپس روسها ارتفاعات پامیر را اشغال کردند، و در سالهای بعد برای اشغال مناطق روشان و شغنان پامیر بهانه جوئی می کردند.
امیرعبدالرحمن خان برای جلوگیری ازپیشروی مزید روسها مجبور بود تعدادی از اقوام سلحشور پشتون را در نقاط حساس سرحدات شمال کشور جابجا کند تاعندالموقع جلو تجاوزات تزارها را بگیرد. پشتونهای اسکان شده درصفحات شمال کشورنیز مثل سدی سدید جلوتجاوزات روسها را گرفتند مگر خود هرگز زمین وباغ مردم محل را غصب نکردند.
در همینجا باید علاوه کرد که : امیر این کار را یکطرف بحیث یک سیاست دفاعی در برابر دشمن خارجی بکار برد و از سوی دیگر برای امنیت داخلی آنرا بحیث یک جزای دسته جمعی در مورد اقوامی که بر ضد سلطنت او دست به شورش میزدند، اعمال کرد. امیر با این کار خود اولاً میخواست از قوت قومی و توانائی قبیلوی شورشیان بکاهد و ثانیاً به دیگران زهر چشمی نشان بدهد که اگر در مقابل او دست به شورش و بغاوت بزنند، آنها نیز محکوم به تبعید از سرزمین آبائی خود و جدا از اقوام و خویشاوندان خویش خواهند شد. این سومین منظورو هدف امیر بود.
این سیاست هرگز به معنی قوم گرائی و یا قوم پروری امیر نیست، درحالی که اجرای این سیاست برای ملت شدن، از لحاظ بافت اجتماعی و جوشش اقوام با یک دیگر شان از طریق وصلت ها و پیوند های خانوادگی و برقراری مناسبات دوستانه (دختر دادن و دختر گرفتن ) میان همدیگر واقعاً یک کار مفید و سودمند بود.وخیلی از خانواده هاې پشتون با خانواده های بومی محل ازطریق ازدواجها دوستان خوبی شدند.واز فرهنگ همدیگرآموختند واین سیاست سودمند ملت سازی در دوران حکومتهای بعداز امیرعبدالرحمن خان نیز دنبال شد وادامه یافت .
19/1/ 2026
پایان
زموږ انګلیسي ویبپاڼه:
د دعوت رسنیز مرکز ملاتړ وکړئ
له موږ سره د مرستې همدا وخت دی. هره مرسته، که لږه وي یا ډیره، زموږ رسنیز کارونه او هڅې پیاوړی کوي، زموږ راتلونکی ساتي او زموږ د لا ښه خدمت زمینه برابروي. د دعوت رسنیز مرکز سره د لږ تر لږه $/10 ډالر یا په ډیرې مرستې کولو ملاتړ وکړئ. دا ستاسو یوازې یوه دقیقه وخت نیسي. او هم کولی شئ هره میاشت له موږ سره منظمه مرسته وکړئ. مننه
د دعوت بانکي پتهDNB Bank AC # 0530 2294668 :
له ناروې بهر د نړیوالو تادیاتو حساب: NO15 0530 2294 668
د ویپس شمېره Vipps: #557320 :
Support Dawat Media Center
If there were ever a time to join us, it is now. Every contribution, however big or small, powers our journalism and sustains our future. Support the Dawat Media Center from as little as $/€10 – it only takes a minute. If you can, please consider supporting us with a regular amount each month. Thank you
DNB Bank AC # 0530 2294668
Account for international payments: NO15 0530 2294 668
Vipps: #557320

Comments are closed.