قوم گرایی یا آینده وقتی نسب جای عقل می‌ نشیند

ن . جلیل زاد

54
قوم گرایی یا آینده
وقتی نسب جای عقل می‌ نشیند:
تاریخچه‌ای یک خودکشی تدریجی
قوم گرایی یا آینده: انتخابی که نسل‌های بعد بهایش را می‌ پردازند.
مرز خونین:
داستان تکراری ملت‌ هایی که خود را تجزیه کردند.
قوم‌گرایی:
عشقی که به زندان بدل می‌ شود.
از بالکان تا رواندا:
نقشه‌ راهی که هر بار به خون ختم شد.
فدرالیسم پوچ قومی:
نام زیبا برای فاجعه ‌ای از پیش نوشته‌ شده.
راه پیشروی:
از دام قوم‌ گرایی تا افق شهروندی
دلسوزی واقعی، در خدمت آینده است نه گذشته
کسی که واقعاً خیر قوم خود می‌ خواهد، باید راهی به سوی فردا نشان دهد، نه نقشه‌ ای برای بازگشت به دیروز.
عشق به قوم، وقتی به زندان تاریخی بدل شود، دیگر عشق نیست ٫ اسارت است.
زبان، پنجره است یا دیوار
هر زبان محلی، خانه‌ای روح یک فرهنگ است٫ اما اگر تنها پناهگاه بماند، به دیوار بلندی تبدیل می‌ شود که سکنه ‌اش را از کتابخانه جهانی علم محروم می‌ کند.
انگلیسی نه به خاطر برتری ذاتی، که به‌خاطر نقش تاریخی‌ اش به‌ عنوان زبان مشترک علم، باید فراگرفته شود.
تقدیس زبان، خلط مبحث است
هیچ زبانی مقدس نیست ٫ همه زبان‌ ها ابزارند. اشتباه ستراتژیک قوم‌گرایان این است که زبان را به بت تبدیل می‌ کنند و فرزندان خود را از ابزار دسترسی به جهان محروم می‌ سازند.
نفرت، اقتصاد ندارد ٫ رفاه، اقتصاد دارد
شعار قومی نان نمی‌ شود.
اما مطالبه‌ای آموزش رایگان، حفظ صحت و سلامت ، و مسکن ٫ این‌ ها سیاست‌ های قابل اندازه‌ گیری اند که زندگی واقعی را تغییر می‌ دهند.
قوم‌سنج ٫ علم دروغین در خدمت تفرقه
تلاش برای ساختن معیارهای «خلوص قومی» نه علم است، نه جامعه‌ شناسی ٫ بلکه شبه‌ علمی است که تاریخاً به نسل‌ کشی ختم شده است٫ از آلمان نازی تا رواندا.
تاریخ، دادگاهی است که هرگز تعطیل نمی‌ شود
بالکان، رواندا، یوگسلاوی سابق ٫ همه شاهدند که فدرالیسم بر مبنای قومیت که نوکرچه ای ایران لطیف پدرام مطرح می کند ، نه راه‌ حل که مقدمه ای جنگ داخلی است.
مرز قومی، همیشه به خون رنگ می‌ گیرد.
فدرالیسم قومی، نسخه‌ای نرم تجزیه است
وقتی جغرافیا بر اساس نسب تقسیم شود، هر اختلاف سیاسی به جنگ قومی بدل می‌ شود. این نه فدرالیسم، که بمب ساعتی است با تایمر تنظیم‌ نشده.
شوراها ٫ دموکراسی از پایین، نه از روی نسب
شورا بر اساس شهروندی محلی عمل می‌کند، نه بر اساس قوم.
این یعنی هر انسان، فارغ از زبان و نسب، در تصمیم‌ گیری سهیم است٫ این دموکراسی واقعی است.
جامعه‌ شناسی نفرت قومی
قوم‌ گرایی محصول فقر، ناامنی، و فقدان فرصت است.
انسانی که شغل دارد، مسکن دارد، و آینده‌ اش روشن است، به ندرت به دنبال دشمن قومی می‌ گردد.
روان‌شناسی هویت جمعی
وقتی هویت فردی ضعیف باشد، انسان به هویت قومی پناه می‌ برد تا خلأ را پر کند.
راه‌حل، تقویت هویت فردی از طریق آموزش و کرامت است، نه تقویت دیوارهای قومی.
حق پوشش آزاد ٫ آزمون واقعی آزادی
جامعه‌ای که نتواند تنوع پوشش را تحمل کند، هرگز نمی‌تواند تنوع قومی یا فکری را هم تحمل کند.
آزادی فردی، پایه‌ای هر آزادی جمعی است.
بیمه‌ای بیکاری ٫سد مقابل افراط‌ گرایی
انسان بیکار و ناامید، آسان‌ ترین شکار برای ایدئولوژی‌ های افراطی است ٫ قومی یا مذهبی. امنیت اقتصادی، بهترین واکسن علیه نفرت است.
فلسفه‌ای شهروندی در برابر فلسفه‌ای نسب
فلسفه سیاسی مدرن بر این پایه است: حقوق انسان از شهروندی برمی‌ خیزد، نه از خون و نسب.
هرچه از این اصل فاصله بگیریم، به قرون وسطی نزدیک‌ تر می‌ شویم.
روشنفکر واقعی٫ پلی نه دیواری
روشنفکری که به‌ جای ساختن پل میان اقوام، دیوار می‌ سازد، خیانت به‌ رسالت خویش کرده است.
وظیفه‌ای فکر، اتصال است نه انفصال.
اقتصاد عدالت‌محور ٫ ریشه‌ کن‌ کننده نفرت
وقتی منابع به طور عادلانه توزیع شود، رقابت قومی بر سر منابع کمیاب از بین می‌ رود.
عدالت اقتصادی، خاموش‌ کننده‌ای طبیعی آتش قومیت‌ گرایی است.
علم و صنعت ٫ زبان مشترک بشریت
فیزیک، ریاضی، و کیمیا ٫ بیالوژی به زبان قومی گوش نمی‌ دهند.
ملتی که می‌ خواهد در این میدان رقابت کند، باید دروازه زبان جهانی را بگشاید.
تاریخ تکرار می‌ شود، مگر آنکه آگاهانه قطع شود
هر نسلی که گذشته را نقد نکند، محکوم به تکرار اشتباهات همان گذشته است.
آگاهی تاریخی، تنها راه گریز از این دایره و چرخه است.
صلح اجتماعی ٫ محصول عدالت، نه برتری
هیچ قومی با سرکوب قوم دیگر به صلح نمی‌ رسد.
صلح پایدار، تنها از طریق عدالت برابر برای همه شهروندان ممکن است.
آینده ٫ ملک کسانی است که جسارت گذار دارند
جامعه‌ ای که در بند هویت قبیله‌ ای بماند، آینده‌ای ندارد.
آینده از آن کسانی است که جرئت عبور از مرزهای ساخته‌ دست خود را دارند.
پیروزی واقعی ٫ نه برتری قومی، که کرامت انسانی
هدف نهایی نه غلبه‌ی یک قوم بر دیگری، بلکه ساختن جامعه‌ای است که در آن همه ٫ فارغ از زبان و نسب ٫ با عزت زندگی کنند.
فریب بزرگ قوم‌ گرایی، و راهی که باید رفت
قوم‌گرایی، یکی از موفق‌ ترین فریب‌ های تاریخ بشر است ٫ نه چون قدرتمند است، بلکه چون ساده است.
به انسان می‌گوید: مشکلاتت را به گردن همسایه‌ ات، به گردن آن قومی که زبانش با تو فرق دارد، بیندازد.
این فریب، آسان‌تر از این است که انسان بپذیرد مشکلش فقر است، بیعدالتی است، فقدان فرصت است.
اما تاریخ، این دادگاه بی‌رحم، بارها نشان داده که قوم‌گرایی نه‌تنها مشکلی را حل نمی‌ کند، بلکه آن را عمیق‌ تر می‌ سازد و خون تازه‌ ای بر زخم کهنه می‌ ریزد.
از بالکان تا رواندا، از یوگسلاوی تا قفقاز، هر جا که سیاست بر مبنای قومیت بنا شده، نتیجه نه عدالت که نسل‌کشی بوده است.
فدرالیسم پوچ قومی، با وعده‌ای خودمختاری، در عمل نقشه‌ راه تجزیه و جنگ داخلی است٫ چون مرزی که بر اساس نسب کشیده شود، هر اختلاف سیاسی کوچک را به جنگ هویتی بزرگ تبدیل می‌ کند.
دلسوزی واقعی نسبت به قوم، در نشان‌دادن راه پیشرفت است، نه در تحریک نفرت تاریخی. کسی که فرزندان قوم خود را به‌جای آموختن زبان علم، به حفظ شعارهای قومی تشویق می‌ کند، در واقع آینده‌ای آن‌ ها را قربانی می‌ کند. زبان مادری، گرانبهاست ٫ اما گرانبها بودن یک چیز، آن را ابزار کافی برای ورود به دنیای مدرن نمی‌ سازد.
زبان انگلیسی، نه به‌دلیل تقدسی ذاتی، بلکه به‌این‌دلیل که اکنون زبان غالب علم، تکنالوژی، و اقتصاد جهانی است، کلیدی است که دروازه‌ های بسته را می‌ گشاید.
به‌جای تلاش پوچ برای «قوم‌سنجی» ٫ که نه‌ تنها علمی نیست، بلکه میراث شومی از نظریه‌ های نژادپرستانه‌ای قرن نوزدهم و بیستم را با خود حمل می‌ کند ٫ باید مردم را به مطالبه‌ای چیزهایی فراخواند که زندگی واقعیشان را تغییر می‌ دهد: آموزش رایگان، بهداشت رایگان، مسکن مناسب، بیمه‌ی بیکاری، و حق پوشش آزاد.
این‌ ها نه شعارند، بلکه سیاست‌های قابل اجرا و قابل سنجش‌ اند که در بسیاری از کشورهای جهان، فقر و نفرت را هم‌ زمان کاهش داده‌ اند.
جامعه‌شناسی نفرت، حقیقتی ساده اما دردناک را آشکار می‌ کند: قوم‌گرایی در خلأ رشد نمی‌ کند، بلکه در بستر فقر، ناامنی، و بی‌عدالتی می‌ بالد.
انسانی که شغل دارد، خانه دارد، و فرزندانش به مکتب می‌ روند، وقت و انرژی کمتری برای نفرت‌ پراکنی قومی دارد.
بنابراین، مبارزه‌ی واقعی با قوم‌گرایی، مبارزه با فقر و بی‌ عدالتی اقتصادی است ٫ نه صرفاً مبارزه‌ای گفتمانی.
در برابر فدرالیسم قومی که خاک را بر اساس نسب تقسیم می‌کند، شوراها بدیلی دموکراتیکتر و انسانی‌ترند.
شورا بر اساس شهروندی محلی عمل می‌ کند، نه بر اساس قومیت٫ این یعنی هر انسان، فارغ از زبانش، در تصمیم‌گیری درباره‌ی سرنوشت خود سهیم است.
این مدل، نه‌ تنها عملی‌ تر، که از نظر فلسفی هم با اصول دموکراسی مدرن هم‌خوان‌ تر است: حقوق از شهروندی برمی‌ خیزد، نه از خون.
روشنفکران مسئولیت تاریخی سنگینی دارند. روشنفکری که برای کسب محبوبیت آنی، آتش تعصب قومی را شعله‌ ور می‌ کند، در واقع به نسل‌ های آینده خیانت می‌ کند.
وظیفه‌ای واقعی فکر، ساختن پل میان انسان‌هاست ٫ نه دیوارهایی که قرنها طول می‌ کشد تا فرو ریزند.
در نهایت، باید این حقیقت فلسفی را پذیرفت: انسان پیش از آنکه به قوم، زبان، یا نسب خاصی تعلق داشته باشد، انسان است.
هر اندیشه‌ ای که این حقیقت بنیادین را انکار کند، نه‌فقط ضد یک قوم دیگر، بلکه ضد کلیت تمدن بشری عمل می‌کند.
پیروزی واقعی، نه در برتری یک قوم بر دیگری، که در ساختن جامعه‌ ای است که در آن هر انسان ٫ فارغ از زبان مادری‌ اش ٫ با کرامت، آزادی، و رفاه زندگی کند.
این، تنها مسیر باقی‌ مانده به‌ سوی آینده‌ ای است که نسل‌ های فردا سزاوار آنند.
https://af.dawatmedia24.com/?p=187119

زموږ انګلیسي ویبپاڼه: 

 

د دعوت رسنیز مرکز ملاتړ وکړئ
له موږ سره د مرستې همدا وخت دی. هره مرسته، که لږه وي یا ډیره، زموږ رسنیز کارونه او هڅې پیاوړی کوي، زموږ راتلونکی ساتي او زموږ د لا ښه خدمت زمینه برابروي. د دعوت رسنیز مرکز سره د لږ تر لږه $/10 ډالر یا په ډیرې مرستې کولو ملاتړ وکړئ. دا ستاسو یوازې یوه دقیقه وخت نیسي. او هم کولی شئ هره میاشت له موږ سره منظمه مرسته وکړئ. مننه

د دعوت بانکي پتهDNB Bank AC # 0530 2294668 :
له ناروې بهر د نړیوالو تادیاتو حساب: NO15 0530 2294 668
د ویپس شمېره Vipps: #557320 :

Support Dawat Media Center

If there were ever a time to join us, it is now. Every contribution, however big or small, powers our journalism and sustains our future. Support the Dawat Media Center from as little as $/€10 – it only takes a minute. If you can, please consider supporting us with a regular amount each month. Thank you
DNB Bank AC # 0530 2294668
Account for international payments: NO15 0530 2294 668
Vipps: #557320

Comments are closed.