همه در جنگ با ایران بازنده شدند

30
همه در جنگ با ایران بازنده شدند
ماه‌ها جنگ نشان داد که کشورهای گوناگون می‌توانند بر یکدیگر هزینه تحمیل کنند، اما هیچ‌کدام قادر به تحمیل نظم نیستند.
بقلم: ویل تادمن – رئیس دفتر بخش ژئوپولیتیک و سیاست خارجی و پژوهشگر ارشد برنامۀ شرق میانه در Center for Strategic and International Studies
منبع: فارن پالیسی
چهار شنبه ۱۷ جون ۲۰۲۶ مطابق ۲۷ جوزا ۱۴۰۵
لینک مطلب:
با اعلام چارچوب یک توافق برای پایان جنگ با ایران، برداشت رایج این است که ایالات متحده و اسرائیل بازنده این جنگ بوده‌اند.
از این دیدگاه، موفقیت‌های تاکتیکی و عملیاتی نیروهای نظامی امریکا و اسرائیل نتوانست شکست عمیق‌تر استراتژیک آنان را پنهان کند؛ زیرا هیچ‌یک نتوانستند به اهداف سیاسی‌ای دست یابند که در آغاز جنگ برای توجیه آن مطرح شده بود. حکومت ایران سقوط نکرد و حتی با مواضع سختگیرانه‌تر از جنگ بیرون آمد. افزون بر آن، ایران با بستن تنگۀ هرمز یک اهرم فشار تازه و نیرومند در مذاکرات به دست آورد.
ایالات متحده بار دیگر درگیر جنگی پرهزینه در شرق میانه شد؛ جنگی که اعتبار آن را نزد شرکا آسیب زد، قدرت بازدارندگی‌اش را در برابر رقیبان کاهش داد و آمادگی نظامی آن را در حوزه هند–پاسیفیک تضعیف کرد. در همین حال، تلاش‌های اسرائیل برای عادی‌سازی روابط با عربستان سعودی و دیگر کشورهای عربی خلیج نیز بیشتر عقب افتاد و اسرائیل نتوانست تهدید ایران را در نظم پس از جنگ از میان بردارد.
اما تمرکز صرف بر زیان‌های امریکا و اسرائیل یک واقعیت مهم را نادیده می‌گیرد: تقریباً همه بازنده شدند.
در نهایت، این جنگ تمام بازیگران اصلی را از وضعیت مطلوب استراتژیک‌شان دورتر ساخت. این جنگ نه برنده‌ای روشن داشت و نه نظم باثبات‌تری ایجاد کرد. برعکس، باعث تشدید پراکندگی، افزایش ناامنی و تحمیل هزینه بر تمام قدرت‌های منطقه‌ای و جهانی شد؛ از جمله ایران، کشورهای عربی خلیج، روسیه و چین.
این جنگ نشان داد که در عصر جدید بی‌نظمی جهانی، هیچ کشوری بدون آسیب باقی نمی‌ماند.
– ایران: بقا، اما با هزینه‌ای سنگین
ایران شاید از فروپاشی رژیم جلوگیری کرد، اما این بقا بهای سنگینی داشت و گزینه‌های آینده‌اش را محدودتر ساخت.
بقای حکومت با کاهش جایگاه منطقه‌ای، تضعیف بازدارندگی، ویرانی اقتصادی و کاهش مسیرهای بازسازی ملی همراه بود. نه چین و نه روسیه حاضر نشدند ایران را از حملات امریکا و اسرائیل محافظت کنند؛ موضوعی که نشان داد روابط تهران با این کشورها بیشتر معاملاتی است تا اتحاد واقعی.
پس از جنگ، ایران احتمالاً بیشتر به شرکای خارجی خود وابسته خواهد شد، اما از موضعی ضعیف‌تر و با اهرم کمتر.
هزینه‌های اقتصادی جنگ برای ایران ممکن است حیاتی باشد. جنگ سقوط ارزش ریال را سرعت بخشید، تورم را افزایش داد و زیرساخت‌های کلیدی صنعتی—از کارخانه‌های فولاد تا کشتی‌سازی و شبکه برق—را آسیب رساند.
اگر برآورد از بین رفتن بیش از یک میلیون شغل درست باشد، این جنگ می‌تواند یکی از بی‌ثبات‌کننده‌ترین بحران‌های اقتصادی در تاریخ جمهوری اسلامی باشد.
اکنون حکومت ایران میان دو انتخاب دشوار قرار دارد:
* بازسازی توان نظامی
یا
* رسیدگی به بحران عمیق اقتصادی مردم
از نگاه سیاسی نیز حکومت ایران لزوماً امن‌تر نشده است. جنگ قدرت را در میان نخبگان نظامی–امنیتی متمرکز کرده و کنترول رژیم را در کوتاه‌مدت افزایش داده است. اما نظام‌هایی که بیش از حد امنیتی می‌شوند، معمولاً در مدیریت نارضایتی عمومی، اصلاح اقتصادی و سازگاری سیاسی ضعیف‌تر می‌شوند.
در نتیجه، ایران شاید امنیتی‌تر شده باشد، اما همزمان شکننده‌تر نیز شده است.
– کشورهای عرب خلیج: آشکار شدن آسیب‌پذیری‌ها
این جنگ بدترین نگرانی‌های کشورهای عربی خلیج را نیز واقعی ساخت.
رهبران خلیج از ابتدا با جنگ گسترده علیه ایران مخالف بودند، زیرا می‌دانستند نمی‌توانند روند تشدید جنگ را کنترول کنند، در حالی‌که بخش بزرگی از پیامدها را خودشان تحمل خواهند کرد.
بستن تنگۀ هرمز از سوی ایران نشان داد که جغرافیا همچنان بزرگترین نقطۀ آسیب‌پذیر اقتصادهای خلیج است.
کشورهای خلیج دهه‌ها تلاش کردند خود را به قطب‌های جهانی در بخش‌های زیر تبدیل کنند:
* مالی
* لوژستیک
* گردشگری
* تکنالوژی
* و اخیراً زیرساخت هوش مصنوعی
اما جنگ تصویر آنان را به‌عنوان «جزایر ثبات در منطقه‌ای پرآشوب» فرو ریخت و نشان داد همچنان در برابر حملات ایران آسیب‌پذیرند.
این جنگ نیاز به تنوع‌بخشی اقتصادی و فاصله گرفتن از وابستگی به نفت را برجسته‌تر ساخت، اما همزمان مسیر رسیدن به این هدف را دشوارتر کرد.
از سوی دیگر، جنگ شکاف اعتماد میان کشورهای خلیج و امریکا را عمیق‌تر ساخت. آنان دریافتند که چتر امنیتی امریکا محدودیت‌های جدی دارد. واشنگتن می‌تواند ایران را بازدارندگی کند یا مجازات نماید، اما نمی‌تواند اقتصاد و زیرساخت خلیج را از پیامدهای تقابل با تهران کاملاً محافظت کند.
اکنون این کشورها مجبورند هم در دفاع نظامی بیشتر سرمایه‌گذاری کنند و هم منابعی را که برای تحول اقتصادی در نظر گرفته بودند، به بخش امنیت انتقال دهند.
– روسیه: سود کوتاه‌مدت، زیان راهبردی
موضع روسیه پیچیده‌تر از چیزی بود که در آغاز به نظر می‌رسید.
مسکو از افزایش کوتاه‌مدت قیمت نفت و کاهش محدود فشار تحریم‌ها سود برد. اما جنگ همزمان روندهایی را تسریع کرد که نفوذ روسیه در شرق میانه را تضعیف می‌کند.
سیستم ‌های دفاع هوایی روسیه در ایران در برابر حملات امریکا و اسرائیل ناکارآمد ظاهر شدند.
در همین حال، رئیس‌جمهور اوکراین، ولودیمیر زلنسکی، با کشورهای کلیدی خلیج و سوریه در زمینۀ دفاع پهپادی همکاری ایجاد کرد؛ اقدامی که موقعیت استراتژیک روسیه را محدودتر ساخت.
جنگ همچنین توان روسیه را در حفظ توازن میان روابطش با ایران و کشورهای عرب خلیج دشوار ساخت. حمایت مسکو از ایران خشم کشورهای عرب خلیج را برانگیخت؛ به‌ویژه پس از وتوی قطعنامۀ ۷ اپریل شورای امنیت سازمان ملل درباره بازگشایی تنگۀ هرمز.
این جنگ همچنین محدودیت نفوذ دیپلوماتیک روسیه را آشکار کرد، زیرا مسکو نتوانست نقش تعیین‌کننده‌ای در پایان جنگ ایفا کند.
بنابراین، سودهای اقتصادی کوتاه‌مدت روسیه نمی‌تواند کاهش تدریجی جایگاه استراتژیک آن را پنهان کند.
– چین: سود ظاهری، خطر عمیق‌تر
چین نیز در کوتاه‌مدت ظاهراً سود برد.
پکن در مقایسه با امریکا باثبات‌تر و خویشتندارتر جلوه کرد. همچنین مصرف گستردۀ مهمات امریکا در جنگ ایران آمادگی واشنگتن در هند–پاسیفیک را کاهش داد؛ موضوعی که موقعیت نسبی چین را تقویت کرد.
اما چین نیز ضربه خورد.
این جنگ میلیاردها دالر سرمایه‌گذاری چین در ایران تحت ابتکار «کمربند و راه» را تهدید کرد.
همچنین روابط پکن با کشورهای عرب خلیج آسیب دید. چین نتوانست ایران را برای بازگشایی تنگۀ هرمز متقاعد سازد و همراه با روسیه قطعنامۀ شورای امنیت را وتو کرد.
این اقدام محدودیت نفوذ چین بر تهران را آشکار ساخت و خشم رهبران عرب خلیج را برانگیخت. آنان احساس کردند چین یا توان حفاظت از منافع اقتصادی آنان را ندارد، یا اراده‌اش را.
در سطح گسترده‌تر، این جنگ منافع اقتصادی آینده چین را نیز تهدید می‌کند.
چین یکی از بزرگترین بهره‌برداران نظم نسبتاً قابل پیشبینی اقتصاد جهانی بوده است. اما جنگ ایران جعبۀ پاندورای خطرناکی را باز کرد:
* استفاده از گلوگاه‌های استراتژیک به‌عنوان سلاح
* حمله به زیرساخت‌های حیاتی غیرنظامی
* عادی شدن فشار اقتصادی به‌عنوان ابزار جنگ
این روندها می‌توانند در آینده به همان اندازه که به رقیبان چین آسیب می‌زنند، به خود چین نیز صدمه بزنند.
– درس اصلی جنگ
درس اصلی جنگ با ایران این است که حتی قدرتمندترین کشورها نیز دیگر نمی‌توانند برتری نظامی را به کنترول سیاسی تبدیل کنند.
جنگ ایران شرق میانه را بر محور یک توازن قدرت جدید بازسازی نکرد. برعکس، منطقه‌ای را آشکار ساخت که در آن هر بازیگر می‌تواند بر دیگری هزینه تحمیل کند، اما هیچ‌کس قادر به تحمیل نظم نیست.
این شاید مهمترین حقیقت ژئوپولیتیک امروز شرق میانه باشد:
قدرت هنوز وجود دارد، اما توانایی کنترول نظم منطقه‌ای به‌شدت کاهش یافته است.

زموږ انګلیسي ویبپاڼه: 

د دعوت رسنیز مرکز ملاتړ وکړئ
له موږ سره د مرستې همدا وخت دی. هره مرسته، که لږه وي یا ډیره، زموږ رسنیز کارونه او هڅې پیاوړی کوي، زموږ راتلونکی ساتي او زموږ د لا ښه خدمت زمینه برابروي. د دعوت رسنیز مرکز سره د لږ تر لږه $/10 ډالر یا په ډیرې مرستې کولو ملاتړ وکړئ. دا ستاسو یوازې یوه دقیقه وخت نیسي. او هم کولی شئ هره میاشت له موږ سره منظمه مرسته وکړئ. مننه

د دعوت بانکي پتهDNB Bank AC # 0530 2294668 :
له ناروې بهر د نړیوالو تادیاتو حساب: NO15 0530 2294 668
د ویپس شمېره Vipps: #557320 :

Support Dawat Media Center

If there were ever a time to join us, it is now. Every contribution, however big or small, powers our journalism and sustains our future. Support the Dawat Media Center from as little as $/€10 – it only takes a minute. If you can, please consider supporting us with a regular amount each month. Thank you
DNB Bank AC # 0530 2294668
Account for international payments: NO15 0530 2294 668
Vipps: #557320

Comments are closed.