نشست چهارجانبهٔ اسلام‌آباد صحنه‌ سازی یک نظام فاسد و بحران‌ ساز

ن . جلیل زاد

52
نشست چهارجانبهٔ اسلام‌آباد
صحنه‌ سازی یک نظام فاسد و بحران‌ ساز
نقد تاریخی و سیاسی نقش پاکستان در بی‌ ثباتی منطقه
نشست چهارجانبه ‌ای که در ( اسلام‌ آباد — انگلیس آباد ) ٫ برای بحث پیرامون جنگ آمریکا، اسرائیل و ایران برگزار شد، در ظاهر یک حرکت دیپلماتیک است٫ اما در بطن خود، تناقضی عمیق و تاریخی را آشکار می‌ سازد٫ کشوری که دهه‌ هاست در تولید، تجهیز و مدیریت گروه‌ های مسلح تروریست نقش داشته، امروز در قامت «میانجی صلح» ظاهر می‌ شود.
این تناقض، نه فقط طنز تلخ سیاست منطقه، بلکه بازتاب ساختار قدرتی است که از بحران تغذیه می‌ کند ٫ چاق و فربه می شود و از بی‌ ثباتی سود می‌ برد.
پاکستان تروریست پرور
میانجی صلح یا معمار بحران؟
پاکستان از زمان تأسیس تا امروز، سیاست خارجی خود را بر سه ستون استوار کرده است:
۱) نظامی‌ گری بی رحم و قاتل
۲) عمق استراتژیک از طریق گروه‌ های نیابتی
۳) وابستگی مالی به قدرت‌ های جهانی
این سه ستون، در کنار هم، کشوری را ساخته‌ اند که در ظاهر «دولت» است، اما در عمل، ساختاری امنیتی٫ استخباراتی بر آن حکم می‌ راند.
اوردوی قاتل پاکستان، که در تاریخ این کشور بارها دولت‌ های منتخب را سرنگون کرده، امروز نیز مهم‌ ترین بازیگر سیاست داخلی و خارجی است.
چنین ساختاری، به‌ جای تولید ثبات، بحران را به ابزار سیاست خارجی تبدیل کرده است.
نشست اسلام‌ آباد نیز در همین چارچوب قابل فهم است٫ صحنه‌ سازی برای کسب مشروعیت بین‌ المللی، در حالی که سیاست‌ های عملی این کشور در تضاد کامل با صلح و ثبات منطقه است.
تناقض آشکار
صلح‌ خواهی در بیرون،
خشونت در داخل و مرزها
در روزهایی که اسلام‌ آباد میزبان نشست صلح است، همان دولت فاسد و همان ارتش قاتل ، به‌ طور پیهم مناطق مرزی افغانستان را بمباران می‌ کند.
گزارش‌ های مستقل نشان می‌ دهد که در حملات اخیر، مراکز درمانی و مناطق مسکونی هدف قرار گرفته و صدها غیرنظامی ما کشته و زخمی شده‌ اند.
این رفتار، نه حادثهٔ تصادفی، بلکه ادامهٔ یک الگوی تاریخی است:
حملات مرزی
نقض حاکمیت همسایگان
استفاده از گروه‌ های نیابتی
فشار سیاسی از طریق بی‌ ثبات‌ سازی
این الگو، در دهه‌ های گذشته، بارها تکرار شده است.
از افغانستان تا هند، از ایران تا بنگلادش، هیچ همسایه‌ ای از سیاست‌ های تروریستی و امنیتی پاکستان در امان نبوده است.
پیشینهٔ تاریک
از ۱۹۷۱ تا امروز
برای فهم نقش پاکستان در بحران‌ های منطقه، باید به تاریخ بازگشت.
یکی از تاریک‌ ترین فصل‌ ها، جنگ استقلال بنگلادش (۱۹۷۱) است.
گزارش‌ های سازمان‌ های بین‌ المللی، محققان مستقل و اسناد تاریخی، همگی بر وقوع موارد گستردهٔ زیر تأکید دارند:
کشتار غیرنظامیان
تجاوز سیستماتیک
سرکوب سیاسی
پاکسازی قومی
این وقایع، نه فقط لکهٔ ننگی در تاریخ منطقه، بلکه نشان‌ دهندهٔ ماهیت ساختار نظامی پاکستان است٫ ساختاری که در آن، خشونت ابزار مشروع سیاست تلقی می‌ شود.
در دهه‌ های بعد، همین شیوه ای برخورد در قالب‌ های جدید ادامه یافت:
حمایت از گروه‌ های مسلح در افغانستان
استفاده از «عمق استراتژیک» برای فشار بر کابل
حمایت از گروه‌ های افراطی در کشمیر
مداخله در سیاست داخلی کشورهای همسایه
ایجاد بی‌ ثباتی به‌ عنوان ابزار چانه‌ زنی با غرب
این سیاست‌ ها، نه‌ تنها به صلح کمک نکرده، بلکه دایره ای خشونت و بی‌ اعتمادی را در سراسر منطقه تقویت کرده است.
پاکستان و بازی دوگانه با غرب
یکی از مهم‌ترین ابعاد سیاست خارجی پاکستان، بازی دوگانه با آمریکا و بریتانیا است.
این کشور، از یک‌ سو، خود را شریک استراتژیک غرب معرفی می‌ کند و میلیاردها دالر کمک نظامی و اقتصادی دریافت می‌ کند٫ از سوی دیگر، گروه‌ هایی را حمایت می‌ کند که امنیت منطقه و جهان را تهدید می‌ کنند.
این دوگانگی، بارها در گزارش‌ های رسمی آمریکا نیز مطرح شده است.
در اسناد منتشرشدهٔ وزارت دفاع و وزارت خارجهٔ آمریکا، بارها اشاره شده که دستگاه امنیتی پاکستان با گروه‌ های مسلح همکاری داشته‌ اند.
نشست اسلام‌ آباد نیز در همین چارچوب قابل تحلیل است٫ تلاش برای کسب مشروعیت بین‌ المللی و دریافت امتیازات مالی، در حالی که سیاست‌ های عملی این کشور همچنان بحران‌ زا است.
تمایز میان مردم و ساختار قدرت
در یک تحلیل منصفانه، باید میان مردم پاکستان و ساختار نظامی استخباراتی این کشور تفاوت قائل شد.
مردم پاکستان، خود قربانی فقر، ناامنی، فساد و افراط‌ گرایی‌ اند.
بسیاری از روشنفکران، روزنامه‌ نگاران و فعالان مدنی پاکستانی، سال‌ هاست که علیه سیاست‌ های ارتش و ISI مبارزه می‌ کنند.
صدها خبرنگار و فعال سیاسی در این کشور کشته، زندانی یا ناپدید شده‌ اند.
بنابراین، نقد ما متوجه ساختار قدرت است، نه مردم عادی.
چرا منطقه به پاکستان بی‌ اعتماد است؟
بی‌ اعتمادی افغانستان، هند، ایران و حتی کشورهای عربی به پاکستان، ریشه در تجربهٔ تاریخی دارد.
این بی‌ اعتمادی، نه احساسات لحظه ‌ای، بلکه نتیجهٔ دهه‌ ها سیاست‌ های زیر است:
استفاده از گروه‌ های نیابتی
نقض مرزها
حمایت از افراط‌ گرایی
بازی دوگانه با غرب
بی‌ ثبات‌ سازی همسایگان
پنهان‌ کاری استخباراتی
عدم پاسخ‌ گویی ارتش
در چنین شرایطی، ادعای «میانجی‌ گری صلح» از سوی اسلام‌ آباد، برای بسیاری از کشورها نه باورپذیر است و نه قابل اعتماد.
آیندهٔ منطقه
بدون اصلاح ساختار قدرت در پاکستان
تا زمانی که ساختار نظامی استخباراتی پاکستان اصلاح نشود، صلح پایدار در منطقه دشوار خواهد بود.
افغانستان نمی‌ تواند در کنار کشوری آرام باشد که از خاک آن گروه‌ های مسلح تغذیه می‌ شوند.
هند نمی‌ تواند به کشوری اعتماد کند که سیاست کشمیر را ابزار فشار می‌ داند.
ایران نمی‌ تواند نسبت به کشوری بی‌ تفاوت باشد که در مرزهایش بی‌ ثباتی تولید می‌ کند.
حتی خود مردم پاکستان نیز نمی‌ توانند در سایهٔ ساختاری زندگی کنند که اقتصاد را گروگان سیاست امنیتی کرده است.
صلح‌سازی با صحنه‌سازی متفاوت است
نشست اسلام‌ آباد، بیش از آن‌ که گامی برای صلح باشد، تلاشی برای بازسازی چهرهٔ بین‌المللی پاکستان است.
اما تاریخ نشان داده که صلح با صحنه‌ سازی به‌ دست نمی‌ آید٫ صلح زمانی ممکن است که:
سیاست خارجی بر اساس احترام متقابل باشد
گروه‌ های نیابتی منحل شوند
مرزها محترم شمرده شوند
ارتش از سیاست کنار گذاشته شود
مردم منطقه به‌ جای بی‌ اعتمادی، احساس امنیت کنند
تا آن زمان، ادعای صلح‌ خواهی از سوی ساختاری که دهه‌ هاست بحران تولید می‌کند، نه‌ تنها باورپذیر نیست، بلکه توهین به حافظهٔ جمعی منطقه است.
افغانستان
و سایهٔ سنگین ساختار نظامی پاکستان
نقش پاکستان در بحران‌ های منطقه، زمانی به‌ درستی فهمیده می‌ شود که آن را از زاویهٔ افغانستان ببینیم٫ کشوری که بیش از هر همسایهٔ دیگر، قربانی مستقیم سیاست‌ های امنیتی٫ استخباراتی اسلام‌آباد بوده است. نشست چهارجانبهٔ اخیر در اسلام‌ آباد، که در ظاهر برای «صلح» برگزار شد، برای افغان‌ ها چیزی جز طنز تلخ تاریخ نیست٫ زیرا کشوری که دهه‌ هاست جنگ را به افغانستان صادر کرده، امروز در نقش میانجی صلح ظاهر می‌ شود.
افغانستان
میدان آزمایش سیاست‌ های نیابتی
از دههٔ ۱۹۸۰ تا امروز، افغانستان به آزمایشگاه سیاست‌ های امنیتی پاکستان تبدیل شده است. ساختار نظامی٫ استخباراتی پاکستان، با استفاده از گروه‌ های نیابتی، افغانستان را به میدان رقابت‌ های ژئوپلیتیک بدل کرد.
گروه‌ های مسلح جهادی در خاک پاکستان آموزش دیدند
رهبران‌ شان در شهرهای پاکستان آزادانه فعالیت کردند
منابع مالی و تسلیحاتی از کانال‌ های رسمی و غیررسمی جریان یافت
مرزها به‌ صورت سیستماتیک نقض شد
این سیاست‌ ها، نه برای امنیت پاکستان، بلکه برای عمق استراتژیک طراحی شده بود٫ عمقی که هزینه‌ اش را مردم افغانستان با خون، آوارگی و ویرانی پرداختند.
تناقض آشکار
صلح‌خواهی در گفتار، جنگ‌سازی در عمل
در حالی که اسلام‌آباد میزبان نشست صلح است، همان ساختار نظامی، مناطق مرزی افغانستان را بمباران می‌ کند.
حملاتی که در آن، خانه‌ ها، شفاخانه‌ ها و مراکز درمانی هدف قرار گرفته ‌اند.
این رفتار، ادامهٔ همان الگوی تاریخی است که افغانستان را دهه‌ ها در آتش نگه داشته است.
برای افغان‌ها، ادعای صلح‌خواهی از سوی ساختاری که:
مرزها را نقض می‌کند
گروه‌ های مسلح را پشتیبانی می‌ کند
از بی‌ ثباتی سود می‌ برد
و در برابر خون افغان‌ ها هیچ پاسخ‌ گویی ندارد
نه‌تنها غیرقابل باور است، بلکه توهین به حافظهٔ جمعی افغانستان است.
اقتصاد جنگ
پاکستان چه می‌ خواهد؟
ساختار نظامی پاکستان، سال‌ هاست که از بحران به‌ عنوان منبع درآمد استفاده می‌ کند. هر بار که منطقه به بحران نزدیک می‌ شود، اسلام‌ آباد در نقش «میانجی» ظاهر می‌ شود و از قدرت‌ های جهانی امتیاز مالی و سیاسی می‌ گیرد.
این بازی دوگانه٫ حمایت از بی‌ ثباتی و ادعای صلح٫ در افغانستان بیش از هر جای دیگر آشکار است.
افغانستان، در این بازی، نه شریک سیاسی، بلکه ابزار فشار بوده است.
هرگاه کابل مستقل‌ تر شده، فشارهای مرزی، حملات نیابتی و بی‌ ثبات‌ سازی افزایش یافته است.
مردم پاکستان
قربانیان خاموش
در یک تحلیل منصفانه، باید گفت که مردم پاکستان، مانند مردم افغانستان، قربانی همین ساختارند.
فقر
افراط‌ گرایی
سرکوب سیاسی
سانسور
ناپدیدسازی فعالان
همه نشان می‌ دهد که مشکل، ملت پاکستان نیست٫ مشکل، ساختار نظامی٫ استخباراتی است که سیاست خارجی را گروگان گرفته است.
افغانستان و ضرورت بازتعریف رابطه
افغانستان برای رسیدن به ثبات پایدار، نیازمند رابطه ‌ای است که بر اساس:
احترام متقابل
عدم مداخله
پایان حمایت از گروه‌ های نیابتی
و شفافیت امنیتی
تعریف شود.
تا زمانی که این اصول رعایت نشود، هر نشست صلحی٫ چه در اسلام‌آباد، چه در هر پایتخت دیگر٫ تنها صحنه‌ سازی سیاسی خواهد بود.
واپسین گپ
افغانستان حق دارد نسبت به ساختاری که دهه‌ هاست خون افغان‌ ها را ابزار سیاست خارجی کرده، بی‌ اعتماد، خشمگین و محتاط باشد.
نقد این ساختار، نه نفرت‌ پراکنی، بلکه دفاع از حق حاکمیت، امنیت و کرامت مردم افغانستان است.
صلح واقعی زمانی آغاز می‌ شود که پاکستان، به‌ جای صحنه‌ سازی، دست از سیاست‌ های بحران‌ ساز و رذیلانه اش بردارد و منطقه را از سایهٔ سنگین نظامی‌ گری رها کند.

زموږ انګلیسي ویبپاڼه: 

د دعوت رسنیز مرکز ملاتړ وکړئ
له موږ سره د مرستې همدا وخت دی. هره مرسته، که لږه وي یا ډیره، زموږ رسنیز کارونه او هڅې پیاوړی کوي، زموږ راتلونکی ساتي او زموږ د لا ښه خدمت زمینه برابروي. د دعوت رسنیز مرکز سره د لږ تر لږه $/10 ډالر یا په ډیرې مرستې کولو ملاتړ وکړئ. دا ستاسو یوازې یوه دقیقه وخت نیسي. او هم کولی شئ هره میاشت له موږ سره منظمه مرسته وکړئ. مننه

د دعوت بانکي پتهDNB Bank AC # 0530 2294668 :
له ناروې بهر د نړیوالو تادیاتو حساب: NO15 0530 2294 668
د ویپس شمېره Vipps: #557320 :

Support Dawat Media Center

If there were ever a time to join us, it is now. Every contribution, however big or small, powers our journalism and sustains our future. Support the Dawat Media Center from as little as $/€10 – it only takes a minute. If you can, please consider supporting us with a regular amount each month. Thank you
DNB Bank AC # 0530 2294668
Account for international payments: NO15 0530 2294 668
Vipps: #557320

Comments are closed.