هشتم مارچ آزادی زنان، آینده جهان است

ن . جلیل زاد

55
هشتم مارچ
آزادی زنان، آینده جهان است
هشتم مارچ تنها یک روز در تقویم نیست٫ لحظه‌ ای است که تاریخ، صدای نیمه خاموش بشریت را دوباره فرا می‌ خواند.
روزی که جهان، هرچند برای چند ساعت، مکث می‌ کند تا به یاد بیاورد که نیمی از آسمان را زنانی بر دوش می‌ کشند که قرن‌ هاست سهم‌ شان از عدالت، آزادی و کرامت انسانی به یغما رفته است.
این روز، نه جشن است و نه تشریفات٫ بلکه یادآوری یک حقیقت تلخ و در عین حال امیدبخش است.
رهایی زنان نه رؤیا، بلکه ضرورتی تاریخی است که هر نسل باید سهم خود را در تحقق آن ادا کند.
اگر از خود بپرسیم چرا چنین روزی لازم است، پاسخ را باید در لایه‌ های پنهان و پیدای تاریخ جست.
تاریخ زنان، تاریخ حذف و حاشیه‌ نشینی نیست٫ تاریخ مقاومت است.
از نخستین زنانی که در کارخانه‌ های اروپا برای هشت ساعت کار مبارزه کردند، تا زنانی که در کوچه ها و خیابان‌های کابل، تهران، دهلی، مکسیکو سیتی و نیویارک برای حق آموزش، حق انتخاب، حق امنیت و حق انسان بودن ایستادند، یک خط ممتد مبارزه کشیده شده است.
این خط، با خون نوشته نشده٫ با اراده نوشته شده است.
با ایستادگی زنانی که فهمیدند هیچ قدرتی در جهان، داوطلبانه امتیاز نمی‌ دهد مگر آنکه مطالبه شود.
اما پرسش‌ های من و تو٫ پرسش‌ هایی که از اعماق رنج جمعی زنان برمی‌ خیزد٫ هنوز پابرجاست.
چرا باید چنین جنایاتی رخ دهد؟
چرا هنوز زنانی هستند که صدایشان در میان هیاهوی جهان گم می‌ شود؟
چرا هنوز ساختارهایی وجود دارد که زن را نه انسان، بلکه ابزار، ملکیت، یا سایه ‌ای بی‌ نام می‌بیند؟
پاسخ این پرسش‌ها را باید در نظام‌ های قدرت جست٫ در ساختارهایی که قرن‌ ها بر پایه نابرابری بنا شده‌ اند و هنوز هم از بازتولید آن سود می‌ برند.
وقتی از استثمار زنان سخن می‌ گوییم، تنها از گذشته حرف نمی‌ زنیم.
امروز نیز میلیون‌ ها زن در فابریکه ها و کارخانه‌ ها، مزارع، کارگاه‌ های قالین‌بافی، خانه‌ های بی‌ پایان کارِ بی‌ مزد، و در اقتصادهای پنهان و آشکار جهان، بارهایی را بر دوش می‌ کشند که نه دیده می‌ شود و نه ارزش‌ گذاری می‌ گردد.
این استثمار، تنها اقتصادی نیست٫ فرهنگی، حقوقی و روانی نیز هست.
زنانی که در سکوت، تحقیر می‌ شوند٫ زنانی که در سایه، نادیده گرفته می‌ شوند٫ زنانی که در ساختارهای مردسالار، هویت‌ شان به «ضعیفه»، «عاجزه»، «مادر اولادها» تقلیل می‌ یابد.
این لغت ‌ها تنها توهین نیستند٫ ابزارهای تثبیت سلطه‌ اند.
در پشت هر نگاه خاموش، داستانی نهفته است. داستان دخترانی که آینده‌ شان پیش از آنکه آغاز شود، معامله می‌ شود.
زنانی که حق انتخاب‌شان در ازدواج، تحصیل، کار یا حتی پوشش، از آنان دریغ می‌ شود. مادرانی که زیر فشار فقر و بی‌ پناهی، در برابر انتخاب‌ هایی قرار می‌ گیرند که هیچ انسانی نباید با آن روبه‌ رو شود.
زنانی که در برابر خشونت خانگی، خیانت، تحقیر و بی‌ عدالتی، تنها می‌ مانند.
این‌ ها روایت‌ های فردی نیستند٫ نشانه‌ های یک ساختار بیمارند.
اما هشتم مارچ تنها روز روایت رنج نیست٫ روز روایت مقاومت نیز هست.
زنانی که در برابر خشونت می‌ ایستند، زنانی که سکوت را می‌ شکنند، زنانی که قانون را به چلنج می‌ کشند، زنانی که در برابر سنت‌ های ظالمانه می‌ ایستند، زنانی که برای دختران‌شان آینده‌ ای متفاوت می‌ سازند٫ این‌ها قهرمانان بی‌ نام تاریخ‌اند.
هر بار که زنی در برابر ظلم می‌ ایستد، حتی اگر تنها باشد، تاریخ را یک گام به پیش می‌ برد
در این میان، افغانستان نمونه ‌ای دردناک اما درخشان است.
سرزمینی که زنانش در میان سخت‌ ترین شرایط، بلندترین فریادها را برای آزادی سر داده ‌اند.
زن افغان، معنای واقعی مقاومت است٫ زنی که در میان جنگ، فقر، تبعیض و ساختارهای مردسالار، هنوز ایستاده است.
او نه تنها برای خود، بلکه برای نسل‌ های آینده می‌ جنگد.
او می‌ داند که آزادی، هدیه نیست٫دستاورد است.
اما رهایی زنان تنها با شجاعت فردی ممکن نمی‌ شود٫ نیازمند تغییر ساختارهاست.
نیازمند قوانین عادلانه، آموزش برابر، اقتصاد فراگیر، فرهنگ انسانی و جامعه ‌ای که زن را نه «ناموس»، نه «ملکیت»، نه «سایه»، بلکه انسان کامل ببیند.
جامعه ‌ای که بداند هیچ توسعه ‌ای بدون مشارکت زنان ممکن نیست.
هیچ دموکراسی ‌ای بدون آزادی زنان پایدار نمی‌ ماند.
هیچ آینده‌ ای بدون زنان ساخته نمی‌ شود.
هشتم مارچ، روزی است که باید از خود بپرسیم: سهم ما در این مبارزه چیست؟
آیا تنها نظاره‌ گریم یا همراه؟
آیا تنها شنونده‌ ایم یا عملگرای فعال ؟
آیا تنها اندوهگین می‌ شویم یا تغییر می‌ آفرینیم؟
این روز، دعوتی است برای بازاندیشی٫ برای بازسازی جهان بر پایه عدالت جنسیتی.
در نهایت، هشتم مارچ یادآوری می‌ کند که زنان نه قربانی‌ اند و نه سایه٫ آنان ستون‌ های اصلی تمدن ‌اند.
آنان نیمه آسمان‌اند٫ اما نه برای آنکه بار آن را به دوش بکشند، بلکه برای آنکه آن را فتح کنند. رهایی زنان، رهایی انسان است٫ و جهانی که زنان در آن آزاد باشند، جهانی است که همه در آن آزاد خواهند بود.
این روز، روز تجلیل نیست٫ روز تعهد است.
تعهد به ساختن جهانی که در آن هیچ زنی به خاطر جنسیتش تحقیر نشود، هیچ دختری به خاطر بدنش کنترل نشود، هیچ مادری به خاطر فقر در برابر انتخاب‌ های غیرانسانی قرار نگیرد، و هیچ انسانی به خاطر زن بودن، از حق زندگی شایسته محروم نماند.
هشتم مارچ، روزی است که جهان باید دوباره به خود یادآوری کند:
آزادی زنان، آینده جهان است.
۸ مارچ روز جهانی زن
آیا از خود پرسیده ای که چرا ؟
چراباید این جنایات رخ دهد ؟
از خود پرسیده ای که مسبب کیست ؟
رهایی زنان رویایی تحقق پذیر است ، تاریخ صحت این حکم را ثابت کرده است .
نیمی از آسمان را زنان به دوش می کشند و باید آنرا فتح کنند .
آیا صدای خرد شدن استخوان های زنان را زیر چرخ های استشمار در مزرعه و کارخانه و کارگاه های قالین بافی و در کار یک نواخت و طاقت فرسای خانه را می شنوی ؟
آیا فریاد های نهفته در نگاه دختری که صاحب کار در کارخانه و کارگاه به او تجاوز می کند را احساس می کنی ؟
آیا دیده ای بغض و اشک دختری را که به زور سر سفره عقد نکاح نشانده اند تا روانه ی جهنمش کنند ؟
آیا از فروش دختران خرد سال در دهات و آینده شومی که انتظار شان را می کشد باخبری ؟
آیا جیغ دلخراش نو عروس ۹ ساله دهاتی که در حجله شکنجه می شود ، پشتت را لرزانده است ؟
آیا از لت و کوب های زنان خبر داری ؟
آیا می دانی هیچ شمرده شدن چقدر سنگین است ؟
آیا می دانی چه دردی است توهین و تمسخر از جانب شوهر در حضور دیگران ؟
آیا با این حرف ها آشنا هستی ؟ « ضعیفه ! عاجزه ! مادر اولادها ! با تو هستم ! چُپ شو ! خود را بپوشان ! تو هیچ چیز نیستی! »
آیا خشم فرو خورده ی زنی که به خیانت شوهرش پی برده را حس کرده ای ؟
آیا با شنیدن این که زنی ، شوهر متجاوز و سرکوبگر و خاین خود را مجازات کرده احساس رضایت و همبستگی کرده ای ؟
آیا آن هنگام که می شنوی زن جوانی فقط به خاطر آنکه قصد طلاق داشته بدست شوهر ش در روز روشن در کوچه به قتل رسیده ، قلبت را فشرده است ؟
آیا چهره ی بیرنگ دختری که بخاطر « به اصطلاح حفظ ناموس » بدست برادرش به خون غلطید را به خاطر می آوری ؟
آیا می توانی مانند آن زن زحمت کش افغان ، معنای زنده گی ناپایدار ، بی سر پناهی ، تبعیض و موقعیت ستمدیده ترین ستمدیده گان را بفهمی ؟
آیا می توانی خودت را به جای زنی بگذاری که هیولای فقر دست در دست شوهرش او را به تن فروشی وامیدارد ؛ زنی که مجبور است روح و غرورش را زیر پا بگذارد تا شاید فرزندان اش شب گرسنه نخوابند .
آیا از خود پرسیده ای بر آن مادر چه می گذشت که برای خلاص شدن ، به کودکانش زهر خوراند و خود را آتش زد ؟
پرسیده ای که چه چیزی را می خواستند بر آن دختر جوان تحمیل کنند که خود را حلق آویز کرد و از آینده گریخت ؟
آیا صدای نخستین سنگی که به جمجمه محکوم اصابت می کند و خونی که فواره می زند را احساس می کنی ؟
آیا تصور باران سنگ و پیکر های در هم شکسته ، هر بار ذهنت را سنگسار کرده است ؟
آیا می توانی ناباورانه احساس کنی که چاقو پوست و گوشت صورتت را می شگافد فقط برای آنکه ( بد حجابی ) کرده ای ؟
آیا از خود پرسیده ای که چرا ؟
چراباید این جنایات رخ دهد ؟
از خود پرسیده ای که مسبب کیست ؟
https://af.dawatmedia24.com/?p=183680

زموږ انګلیسي ویبپاڼه: 

د دعوت رسنیز مرکز ملاتړ وکړئ
له موږ سره د مرستې همدا وخت دی. هره مرسته، که لږه وي یا ډیره، زموږ رسنیز کارونه او هڅې پیاوړی کوي، زموږ راتلونکی ساتي او زموږ د لا ښه خدمت زمینه برابروي. د دعوت رسنیز مرکز سره د لږ تر لږه $/10 ډالر یا په ډیرې مرستې کولو ملاتړ وکړئ. دا ستاسو یوازې یوه دقیقه وخت نیسي. او هم کولی شئ هره میاشت له موږ سره منظمه مرسته وکړئ. مننه

د دعوت بانکي پتهDNB Bank AC # 0530 2294668 :
له ناروې بهر د نړیوالو تادیاتو حساب: NO15 0530 2294 668
د ویپس شمېره Vipps: #557320 :

Support Dawat Media Center

If there were ever a time to join us, it is now. Every contribution, however big or small, powers our journalism and sustains our future. Support the Dawat Media Center from as little as $/€10 – it only takes a minute. If you can, please consider supporting us with a regular amount each month. Thank you
DNB Bank AC # 0530 2294668
Account for international payments: NO15 0530 2294 668
Vipps: #557320

Comments are closed.