Browsing Category
اجتماعي سیاسي
سوءاستفاده از .. سکوت یک زنِ گرامی وفات شده
سوءاستفاده از ..
سکوت یک زنِ گرامی وفات شده
روایت سازی انتقام جویانه زیر نام تاریخ
هژده ۱۸ سال کمین برای تحریف٫
کینه ٫ انتقام ٫ تحقیر، دشنام و دروغ.
تلاش مذبوحانه برای…
افغانستان روی لبه ای تیغ
افغانستان روی لبه ای تیغ٫
قربانی بمانیم یا سازنده ای تاریخ شویم ؟
۱۵ اگست ۲۰۲۶
آخرین فرصت بیداری: پیش از آنکه نسل دیگری قربانی شود.
زنگ خطر آخر ٫ افغانستان در آستانهی…
تعصب، ماهیت و پیامد های آن – قسمت هفدهم
کتاب
تعصب، ماهیت و پیامد های آن
قسمت هفدهم
پیوسته بگذشته
فصل سوم
تعصب جنسی:
بهتر خواهد بود قبل از آنکه در بارهٔ تعصب جنسی یا تعصب جنسیتی توضیح دهم اول باید به خوانندگان این…
بی باور
خطی سیاه، به نام محبت کشیده ام
زهری ز دست وحشی دنیا چشیده ام
در باورم نبود که چنین میکند دمی
با این دلی شکسته به آخر رسیده ام
من بیخبر ز تو و بمُردم به پای تو..
عمری برای…
وقتی فرار از نقد، پاسخ به نقد عنوان میگیرد
ن. جلیلزاد در پاسخ به نقد احمد آریا، کوشش کرده است ادعا کند که خودِ منتقد گرفتار همان اشتباهاتی است که دیگران را به آن متهم میکند.
اصل این حرف درست است. هیچ منتقدی مقدس نیست.…
سه راه افغانستان برای تغییر: جنگ، اعاده، یا تعامل مشروط
در ماههای اخیر، و بخصوص در روزهای گذشته، سه طرز دید متفاوت برای تغییر سیاسی در افغانستان پدیدار شده است. این طرز دید ها پاسخهای کاملاً متفاوتی به یک پرسش واحد ارائه میکنند:…
نقد را از هجو جدا کنیم قاضی ای که خود متهم ردیف اول است
نقد را از هجو جدا کنیم قاضی ای که خود متهم ردیف اول است
۱۴ اگست ۲۰۲۶
ابهام و بیهوده گویی در مقالهٔ احمد آریا وقتی داور، خود بازیگر میدان است احمد آریا با لحنی قاطع بر منبر نقد…
وقتی تاریخ به ستایشنامه بدل میشود
ن. جلیلزاد تقریباً هر روز چیزی مینویسد. یک روز از امانالله خان، روز دیگر از داوود خان، روزی از «حقیقت تاریخی»، روزی از «دانشمندان بزرگ» و روز دیگر از کسانی که، به گفتهٔ او، گویا…
پاسخ به صادق فطرت ناشناس
پاسخ به صادق فطرت ناشناس
وقتی بی سوادی به گستاخی بدل می شود
در صفحهٔ ۱۴۲ کتاب «ناشناس ناشناس نیست»، از صادق فطرت ٫ او سخنی بر زبان می آورد که نه تنها از کم سوادی تاریخی…
خراسان وزنهای بد کاره
گویند دو زن بدکاره ی، روزی باهم دردل میکردند، آن یکی گفت : (خواهر ! ازدست همبستر شدن بامردان زیاد تمام بدنم درد میکند) آن دیگری جواب داد که : من هم همچنان - اولی چاره ی بفکرش…