نرسید
دل من غرق خیالی که به رویا نرسید
بغض چشمان دلـم تـا لـب دریا نرسید
من سحر کردمُ شب را به امیدی نوری
نور از قافله جا ماند و به فـردا نرسید
تـا بـگـفـتـم بـکنم مظهر مـهـرت دیوان
ز دل غـم زده ام واژه ی زیـبـا نـرسـید
دل مـن در غـم عـشق…