تو را شبیه ترانه بوسیدهام، هنوز
تو را شبیه ترانه بوسیدهام، هنوز
شبیه قهوهای تلخ، کنار دود و سکوت
و چشم های من
آن آسمان گمشدن بود
وقتی نسیم
انگشت در انگشت گیسوانم میبرد
تو
مردی نبودی
که از کنار زنی چون من
ساده عبور کند...
هر بار خندیدم
یک بندر قدیمی
در قلب…