آواز خاموشی
زخمیتر از آواز خاموشی
در کوچههای شب قدم داری
از بغض یک تاریخ زن بودن
بر شانههای خود ستم داری
چندان تو را در بند ترساندند
کآیینه را از یاد میبردی
هر گه که میخواستی گل باشی
در مشت یک فریاد میمردی
دیدی که در بازار…