نوستالژی کابل
عاجز و بیچاره بودم داخل کاشانه
از چُرت پریدم، بیرون شدم زخانه
رفتم زخرابات سوی ریکا خانه
هم از سرچوک ، طرف بارانه
نیافتم همراز، رفیق یارانه
از کاه فروشی ،خیابان و باغبان کوچه
تیر شدم به سوب نغاره خانه
از سلیمان کبابی ، نبوددرکی…