روایت واقعی از قربانیان جهل به نام شرف
در روزگار قدیم، زمانی که هشت یا نه ساله بودم ، (شصت و چند سال پیش ) پدرم ولسوال نهرشاهی ولایت بلخ بود.
او مردی بود که آباد کردن را دوست داشت، عاشق ساختن مکتب، وصلکردن قریهها با سرک، و کاشتن درختان سرو و چنار در دو سوی راهها. هر روز بعد از ساعت چهار عصر، با موتر جیپ روسیاش، همراه دریور و یک عسکر، برای سر زدن به دهات میرفت تا ببیند آیا از درختان مراقبت شده است یا نه.
گاهی از او خواهش میکردم مرا هم با خود ببرد، و او با لبخند قبول میکرد.
روزی، هنگام ورود به قریهای، دیدیم قریهدار با چند مرد دیگر ایستادهاند. به اشاره پدرم، دیور موتر را ایستاده کرد.
پدرم پرسید: «چه خبر است؟»
قریهدار با چهرهای رنگپریده گفت:
«در قریه ما جوانی، زن خود را کشته و با کارد خونآلود کنار جسد نشسته است.»
موتر بهسوی خانه روان شد. به دروازه ای خانه رسیدیم.
قریهدار بر جوان صدا زد:
«ولسوال صاحب آمده!»
جوان با صدایی خشن پاسخ داد:
«بگذار بیاید. من کار نادرست نکردهام. برای حفظ ناموس فامیل خود این کار را کردم.»
پدرم فوراً دستور داد قاضی و قومندان امنیه را خبر کنند. پیش از آمدن آنان، برای جوان آب دادند و با احتیاط کارد خونین را از دستش گرفتند و دستانش را بستند.
پدرم آرام با او صحبت کرد، پرسید کیست، از چه خانوادهایست، درس خوانده یا نه… گویی میخواست بفهمد این فاجعه از کجا آغاز شده است.
با رسیدن قاضی و قومندان، تحقیقات آغاز شد.
قومندان پرسید:
«چرا زنت را کشتی؟»
جوان گفت:
«چون باکره نبود.»
قومندان گفت:
«طلاق میدادی، چرا قتل؟»
جوان با صدایی سرد پاسخ داد:
«من تنها زنم را نکشتهام… خواهر و شوهر خواهرم را هم کشتهام.»
سکوت سنگینی همهجا را گرفت.
قاضی گفت:
«تمام ماجرا را بگو.»
جوان نفس عمیقی کشید و چنین روایت کرد:
«دوستی داشتم در ده دادی (ان زمان علاقه داری بود).
از کودکی باهم بزرگ شدیم، مثل دو برادر. چوان هیچکدام برادر نداشتیم. روزی دوستم گفت: چرا ازدواج نمیکنی؟ گفتم پول ندارم. پیشنهاد داد: خواهرم را به تو میدهم، تو هم خواهرت را به من بده. قبول کردم.
عروسی سادهای گرفتیم. شب نخست، وقتی با زنم همخوابه شدم، دیدم پرده بکارت ندارد. دنیا در چشمم تار شد. چیزی نگفتم. از اتاق بیرون شدم، کاردی برداشتم، برگشتم… و سرش را بریدم.
سر زنم را در اسپخانه آویختم. اسپ را سوار شدم و به خانه دوستم رفتم. خواهرم دروازه را باز کرد. هنوز لباس عروسی به تن داشت. مرا با کارد خونآلود دید.
فریاد زد. خواستم داخل شوم، مانع شد. درگیر شدیم… و من او را هم کشتم.
شوهر خواهرم با شنیدن فریاد بیرون شد. گفت: چرا خواهرت را کشتی؟
گفتم: خواهر فاحشهات را هم کششتم، نوبت توست.
او را نیز کشتم… و به خانه برگشتم. همسایه مرا با لباس خونین دید و به قریه دار خبر داد.»
قاضی همه اعترافات را نوشت. اجساد به طب عدلی فرستاده شد.
چند روز بعد، نتیجه آمد:
زن اول، واقعاً پرده بکارت نداشت.
اما گزارش طب عدلی افزود:
«در موارد نادری، دختری از تولد بدون پرده بکارت به دنیا میآید. این یک حالت طبیعی جسمی است، نه نشانه بیعفتی.»
آن روز، هیچکس گریه نکرد. اما سکوتی سنگینتر از گریه بر خانهها سایه انداخت. سه انسان مرده بودند… نه بهدست دشمن، بلکه بهدست جهل.
سالها گذشته است.
اما هرگاه به آن روز فکر میکنم و هرگاه در وطنم میشنوم دختری به نام ناموس قربانی میشود، قلبم میلرزد.
اگر دختری بدون پرده بکارت به دنیا آمده باشد، گناهکار نیست.
گناهکار، ناآگاهی ماست.
گناهکار، فرهنگی است که پیش از آموختن، حکم مرگ میدهد.
ای پدران، ای برادران،
پیش از آنکه دست به خنجر ببرید،
دست به کتاب ببرید.
پیش از آنکه جان بگیرید،
دانش بیاموزید.
هیچ ناموسی با خون پاک نمیشود.
و شرف واقعی، حفظ جان انسان است.
باشد که دیگر هیچ دختری
قربانی جهل نشود.
عکس های که گور نداشتند
زموږ انګلیسي ویبپاڼه:
د دعوت رسنیز مرکز ملاتړ وکړئ
له موږ سره د مرستې همدا وخت دی. هره مرسته، که لږه وي یا ډیره، زموږ رسنیز کارونه او هڅې پیاوړی کوي، زموږ راتلونکی ساتي او زموږ د لا ښه خدمت زمینه برابروي. د دعوت رسنیز مرکز سره د لږ تر لږه $/10 ډالر یا په ډیرې مرستې کولو ملاتړ وکړئ. دا ستاسو یوازې یوه دقیقه وخت نیسي. او هم کولی شئ هره میاشت له موږ سره منظمه مرسته وکړئ. مننه
د دعوت بانکي پتهDNB Bank AC # 0530 2294668 :
له ناروې بهر د نړیوالو تادیاتو حساب: NO15 0530 2294 668
د ویپس شمېره Vipps: #557320 :
Support Dawat Media Center
If there were ever a time to join us, it is now. Every contribution, however big or small, powers our journalism and sustains our future. Support the Dawat Media Center from as little as $/€10 – it only takes a minute. If you can, please consider supporting us with a regular amount each month. Thank you
DNB Bank AC # 0530 2294668
Account for international payments: NO15 0530 2294 668
Vipps: #557320
Comments are closed.