با بازگشت دانالد ترامپ به قصر سفید، بسیاری از کشورهای جهان خود را برای یک دوره هٔ تازه از غیرقابلپیشبینی بودن آماده میکردند. اما در پسِ این نمایشها، لفاظیها و طوفانهای روزانۀ خبری، یک ستراتیژی منسجم در حال شکلگیری است، ستراتیژیای بسیار سنجیدهتر از آنچه بسیاری ناظران میپندارند. تصور عمومی این بوده که اولویت جهانی ترمپ پایاندادن به جنگ یوکراین، دوباره نویسی مناسبات ناتو و تنظیم دوباره روابط با مسکو است. این برداشت درست است، اما تنها تا حدی. هدف بزرگتر، آن هدفی که رشتهٔ تمام حرکات دیپلماتیک، همآهنگیهای منطقهای و بیانیههای عمومی این اداره را به هم پیوند میدهد، بسیار مهمتر است: انتقال وزن ستراتژیک ایالات متحده به سوی یک رویارویی تعیینکننده با ایران.
از آغوشگرفتن دوبارۀ عملیات نظامی اسرائیل، تا گرمشدن روابط با عربستان سعودی، ترکیه و پاکستان، و تا تلاش روز افزون واشنگتن برای مهندسی یک توافق میان کییف و مسکو، یک خط روشن دیده میشود. ترامپ میخواهد دوسیه روسیه را ببندد، نه بهخاطر بیعلاقگی به اروپا، بلکه زیرا ایران را «هدف اصلی» میداند: مانع مرکزی نفوذ امریکا در خاورمیانه، سد پیشروی موقعیت مسلط اسرائیل در منطقه، و گرهای اساسی در محور جدیدی که او میخواهد با کشورهای سنی و ترکیه، نگهبان جنوبشرق ناتو، ایجاد کند.
این یک نظریهٔ حدسی نیست؛ یگانه تفسیری است که واقعاً نمایشی است از تصمیمهای بیرونشده از واشنگتن، ریاض، انقره، اسلامآباد و تلابیب را در یک سال گذشته توضیح میدهد.
اول یوکراین—تا نوبت ایران برسد
طرح ۲۸ مادهای ترمپ برای یوکراین، که از مسیرهای مستقیم با واسطههای روسی ساخته شده و بهطور تهاجمی بر کییف فشار داده میشود، تنها یک «طرح صلح» نیست. این یک دروازهٔ خروج است. برای ترمپ، جنگ یوکراین نه یک نبرد سرنوشتساز برای امنیت اروپا، بلکه یک «مزاحمت» است. تا زمانی که روسیه مشغول جنگ باشد، امریکا مجبور است سرمایهٔ دیپلماتیک، بودجۀ نظامی و ظرفیت ستراتژیک خود را صرف منطقهای کند که ترمپ برایش اهمیتی قائل نیست. به باور او، اروپا سالها بر دوش تعهدات دفاعی امریکا سوار بوده، و او هیچ علاقهای ندارد این روند ادامه یابد.
یک صلح مذاکرهشده با مسکو، صلحی که خطوط جنگ را منجمد کند، چشمانداز عضویت یوکراین در ناتو را محدود سازد و برای ترمپ عنوان «صلحساز» بیاورد، تنها سیاست نیست؛ زمینهسازی است. صحنه را برای بازآرایی شرق میانه پاک میکند؛ جایی که ایران به هدف اصلی فشار امریکا تبدیل خواهد شد.
اروپا «نمایش دیروز» است؛ ایران «صحنۀ فردا».
آمادگی جنگی اسرائیل یک موضوع حاشیهای نیست
ستون دوم این ستراتیژی، اسرائیل است. در منطقه همه میدانستند که حکومت بنجامین نتانیاهو ایران را،نه حماس، نه حزبالله، نه حتی مسألهٔ فلسطین،تهدید اتمی میداند. اما سال ۲۰۲۵ این نگاه را به سطحی جدید رسانده است. حملات اسرائیل بر زیربناهای نظامی ایران هم در گستره و هم در هدف سیاسی افزایش یافته است. اینها عملیات بازدارندۀ معمولی نیستند؛ بوی یک آمادگی تدریجی و سنجیده برای یک رویارویی وسیعتر را میدهند.
آنچه تغییر کرده، موضع واشنگتن است. عکس العمل دولت ترمپ به تشدید عملیات اسرائیل دیگر آن «تعادل محتاطانه» حکومتهای قبلی نیست. ترمپ بهصورت علنی از حملات اسرائیل ستایش میکند، ایران را هشدار میدهد که اقدامات «ویرانگرتر» در راه است، و حملات اسرائیل را بخشی از یک حسابرسی ضروری دربارهٔ پلان اتمی تهران معرفی میکند.
این ستراتیژی نه برای مهار ایران، بلکه برای تخریب توان آن طرحریزی شده است،اگر نه با جنگ مستقیم امریکا، سپس با یک کارزار اسرائیلی که واشنگتن از نظر دیپلماتیک، اقتصادی و لوژیستیکی آن را پشتیبانی میکند.
برای اسرائیل، ترمپ چیزی را فراهم میکند که هیچ رئیسجمهور امریکایی دیگر نداده است: چراغ سبز برای اقدام نظامی قاطع بدون هراس از تردید امریکا یا فشارهای بینالمللی. و برای ترمپ، اسرائیل نوک تیز نیزه است، نیزهای که به سوی هدفی نشانه گرفته شده که او آن را ستراتژیک و آسیبپذیر میبیند.
صفحهٔ شطرنج منطقه: عربستان، ترکیه و پاکستان
ایران بدون آرایش دوباره قوت های منطقهای، نه منزوی میشود و نه قابل مواجهه میگردد. اینجاست که دیپلماسی آرام ترمپ آشکار میشود.
عربستان سعودی: ستون اصلی
روابط عربستان و امریکا زیر رهبری ترمپ بهطور چشمگیری بهبود یافته است. ریاض پس از سالها سردی در دورۀ بایدن، بهگرمی به طرز برخورد جدید واشنگتن پاسخ داده است. رهبران سعودی برای هماهنگی نزدیکتر روی موضوعات امنیتی، مخصوصاً در قبال ایران، علامتهای مثبت دادهاند.
این استقبال دو اهمیت دارد:
۱. مشروعیتبخشی میان کشورهای سنی.
۲. فراهمسازی دسترسی عملیاتی، از فضای هوایی تا همکاری استخباراتی.
اگر اسرائیل تیغ نیزه است، عربستان سپری است که برای آن مشروعیت و امکان عملی میآفریند.
ترکیه: دروازهبان
نقش ترکیه پیچیدهتر و مهمتر است. انقره رقابتهای خاص خود را با تهران دارد،از سوریه تا عراق و قفقاز جنوبی. نزدیکی ترمپ با ترکیه صرفاً معاملهای نیست؛ حرکت استرتژیک است. اگر ترکیه از محور ایران فاصله بگیرد و به محور امریکا–اسرائیل–عربستان نزدیک شود، موازنۀ منطقه دگرگون میشود. چینلهای هوایی، تشکیلات استخباراتی و ظرفیت دیپلماتیکی که در اختیار ترکیه است، میتواند فضای مانور ایران را بهشدت محدود سازد.
تشویق ترکیه به سیاستهای ترمپ تصادفی نیست؛ بخشی از تنظیم دوباره محاسبهشدهٔ منطقه است.
پاکستان: نقطۀ فشار شرقی ایران
هیچ کشوری نمیتواند عمق استراتژیک ایران را مثل پاکستان مشکل ساز شود. سالها روابط واشنگتن–اسلامآباد سرد و پرتشنج بود؛ اکنون این یخ بهسرعت در حال آبشدن است.
پاکستان میتواند:
• مرز شرقی ایران را محدود و پ تشنج کند.
• تجارت و کمکرسانیهای ستراتژیک را کاهش دهد.
• به تهران پیام دهد که از شرق و غرب در فشار قرار دارد.
برای واشنگتن، نزدیکشدن به پاکستان همچنین پیام غیرمستقیمی به چین دارد، حامی مهم ایران، که نقش اسلامآباد در منطقه «از پیش تعیینشده» نیست.
همگرایی عربستان، ترکیه و پاکستان در پشت یک موضع امریکایی ضدایرانی، بیسابقه است؛ و برای ایران چیزی میآفریند که همیشه از آن گریخته بود: یک ائتلاف منسجم منطقهای.
آنچه ایران از آن میترسد—و آنچه ترمپ فرصت میبیند
ایران امروز ضعیفتر از هر زمان در چند دهۀ گذشته است:
• اقتصادش زیر فشار تحریمها درهم شکسته است.
• مشروعیت داخلی آسیب دیده.
• شبکهٔ منطقهایاش در یمن، سوریه، لبنان و عراق فرسوده و پراکنده است.
• روابطش با روسیه،با وجود همکاریها،در برابر تغییر اولویتهای مسکو آسیبپذیر است، مخصوصاً اگر پایان جنگ یوکراین وابستگی روسیه به طیارات بی پیلوت و تجهیزات ایرانی را کم کند.
ترمپ این وضعیت را «فرصت» میبیند: ایران منزوی، خسته و شکننده شده است. برنامهٔ اتمی که زمانی سپر ایران بود، اکنون بهانهای برای فشار شده است. هدف، نه تأخیر، بلکه «نابودسازی» توان اتمی و نظامی ایران است، با فشار حداکثری، محاصرۀ دیپلماتیک، عملیات پنهانی و قدرت هوایی اسرائیل.
ستراتژی: پایان یک جنگ برای آمادگی جنگ دیگر
توالی حرکتها واضح است:
۱. بستن دسیه روسیه یوکراین از طریق توافق.
۲. دوباره سازی اتحادهای منطقهای با عربستان، ترکیه و پاکستان.
۳. سپردن نقش محوری نظامی به اسرائیل علیه ایران.
۴. اعمال فشار دیپلماتیک، اقتصادی و نظامی برای تضعیف زیربناهای ایران.
۵. وادارکردن تهران به یا تسلیمپذیری یا فروپاشی داخلی.
در چشم ترمپ، ایران نه فقط یک دشمن، بلکه «مانع اصلی» بر سر سلطهٔ امریکا بر خاورمیانه است. بر خلاف چین، رقیب همسطح نیست. بر خلاف روسیه، همترازی اتمی ندارد. و بر خلاف کوریای شمالی، از حمایت قدرتهای بزرگ برخوردار نیست. به باور ترمپ، ایران آسیبپذیر و اکنون محاصره شده است.
خطرها—و واقعیت
این ستراتژی ریسکهای بزرگ دارد:
• احتمال جنگ منطقهای بزرگ.
• شوکهای گستردهٔ اتمی.
• حملات تلافیجویانۀ گروههای وابسته به ایران.
• واکنشهای غیرقابلپیشبینی روسیه و چین.
اما ترمپ هیچگاه از خطر عقب ننشسته است. در ذهن او، ایران آخرین دشمن عمدهای است که امریکا میتواند قبل از کوچکردن ثقل قدرت جهانی به سوی آسیا، با آن یک رویارویی مستقیم داشته باشد. اگر او این لحظه را آخرین فرصت بداند، مطابق آن عمل خواهد کرد.
و اسرائیل—که ایران را تهدید وجودی میبیند—بهنظر آماده است این نقش را رهبری کند.
نتیجهگیری: یک چرخش تاریخی در حال شکلگیری
جهان هنوز به یوکراین چشم دوخته است. تحلیلگران هنوز هر گفتۀ ترمپ دربارهٔ ناتو یا پوتین را تحلیل میکنند. اما داستان اصلی جای دیگری است. همگرایی در حال شکلگیری امریکا–اسرائیل–عربستان–ترکیه–پاکستان تصادفی نیست؛ معماری یک رویارویی آینده است. هدف ترمپ تنها فشار بر ایران نیست، بلکه شکستن ستون فقرات ستراتژیک جمهوری اسلامی و بازطراحی دوباره شرق میانه بر اساس یک نظم جدید است.
اگر دوسیه یوکراین در ماههای آینده بسته شود، انتظار داشته باشید نورافکن جهانی بهسرعت روی ایران بیفتد. منطقه از هماکنون در حال آمادهشدن است. ترمپ علایم را فرستاده. اسرائیل عمل میکند.
جنگ آینده، امروز آماده میشود—و ایران در مرکز آن قرار دارد
دیدگاه میان خالی غنی: ستایش از خود، بدون پاسخگویی و بدون هیچ راهحل
زموږ انګلیسي ویبپاڼه:
د دعوت رسنیز مرکز ملاتړ وکړئ
له موږ سره د مرستې همدا وخت دی. هره مرسته، که لږه وي یا ډیره، زموږ رسنیز کارونه او هڅې پیاوړی کوي، زموږ راتلونکی ساتي او زموږ د لا ښه خدمت زمینه برابروي. د دعوت رسنیز مرکز سره د لږ تر لږه $/10 ډالر یا په ډیرې مرستې کولو ملاتړ وکړئ. دا ستاسو یوازې یوه دقیقه وخت نیسي. او هم کولی شئ هره میاشت له موږ سره منظمه مرسته وکړئ. مننه
د دعوت بانکي پتهDNB Bank AC # 0530 2294668 :
له ناروې بهر د نړیوالو تادیاتو حساب: NO15 0530 2294 668
د ویپس شمېره Vipps: #557320 :
Support Dawat Media Center
If there were ever a time to join us, it is now. Every contribution, however big or small, powers our journalism and sustains our future. Support the Dawat Media Center from as little as $/€10 – it only takes a minute. If you can, please consider supporting us with a regular amount each month. Thank you
DNB Bank AC # 0530 2294668
Account for international payments: NO15 0530 2294 668
Vipps: #557320

Comments are closed.