من
من
دیگر آن دختر چشمبهراه نیستم...
نه دستی میخواهم که نجاتم دهد
نه شانهیی
برای ریختن اشکهایم
من
خودم را فهمیدهام
با زخم
با زمزمه
با آینههایی که سالها
سکوت مرا قاب کردند
مردی
دیگر در نگاهم نمیدرخشد
نه از خشم
بلکه از…
Recover your password.
A password will be e-mailed to you.