Browsing Category
صفحه دري
زنده ګی امید و انګیزه
اگر همه چراغهای مسیر حرکت شما خاموش شوند، دوباره روشن شدنی اند. اما اگر چراغ امید شما خاموش شد، هیچ نیروی نمیتواند آنرا روشن کند.
وقتی خداوند متعال خواست آدم و فرزندانش را خلق…
حال وطن و خیال هم وطن
بیایید اول از حال وطن صحبت کنیم!
با آنکه حال وطن آنچنان هم خوب نیست.
شاید اصلا حال ندارد؛
هر روز فرزندانش به خاک و خون کشانده میشوند،
دانشمندانش، مدافعانش، عزیزانش و…
تمنا
نا وقتهای شب بود، عایشه هشت ساله با چشمهای اشک آلود اش دوان دوان از دهلیز شفاخانه برآمده و با صدای کودکانه اش چیغ زده پدر میگفت و می گریست، تعدادی پایواز های مریضان روی زمین…
کتاب های که جلدش از پوست انسان ساخته شده
این هم معلومات کامل در باره کتاب های که جلدش از پوست انسان ساخته شده تا آخر مطالعه کنید جالب است
فرض کنید کتابی در دستتان بگیرید که جلد آن از پوست انسان ساخته شده باشد. حتی تصور…
آموزش آنلاین و از یاد بردن دختران
رهایی هر جامعهای از ظلمت، نادانی و ستم، وابسته به باسواد و آگاه شدن زنان و دختران آن جامعه، خصوصا زنان متعلق به طبقات پایین و محروم جامعه که همانا زنان و دختران تودهها هستند،…
چگونه از عقايد احمقانه بپرهيزيم؟
برای پرهیز از انواع عقاید احمقانه که بعضی افراد مستعد آن هستند، نیاز به نبوغ فوق العادۀ بشری نیست. چند روش ساده شما را نه از همه خطاها، بلکه از بیشتر عقاید احمقانه دور میکنند.…
چشم خود را بند نموده یک لحظه عمیق تصور کن
چشم خود را بند نموده یک لحظه عمیق تصور کن:
به یک خرگاه(خیمه) لم دادی با این که پانزده اسد است ولی بخاری روشن و در بیرون دانه دانه برف می آید، تصور کن از همه چیز بیخبری؛ از شهر،…
کتابم را نګیر
گرفتی شور و شوقم را، کتابم را نگیر از من!
درخشش میکنم فردا، کتابم را نگیر از من!
تو با دستور خود یک سرزمین را تیرهتر کردی
گناهِ من چه بود آیا؟...کتابم را نگیر از من!…
معضلات اجتماعی
معضلات اجتماعی
این روزها به اجتماعی فکر میکنم که در آن بزرگ شده ام. به مردمانی میاندیشم که آیندهی خود را نمیتوانند در مسیر عبور لحظات ترسیم کنند. به پدران و مادرانی…
خسته ام
خستهام
و من که هر روز
در امتداد اشکهای بینفس
میان سینهی خالی
در هوای با تو بودن نفس میکشم
خستهام!
من از میان قفسهای بیرحم
از شوریدگی خیال
از آشفتگی زلف یار
از…