سرود شورای نظار
پوست کردیم این وطن را
هست اورا ، بود اورا
تار اورا، پود اورا
دشت او را، رود او را
باغ آتشخوردهء عریان وغم فرسود اورا
=
پوست کردیم این وطن را
پیکربودای بامیان اورا
هده ودارالامان اورا
بانک کابل جان اورا
قرغه و پغمان اورا
تودهء…