Browsing Category

کلتور و ادب

لالهٔ خونین

هر کجا دیوانه دیدی مثل من دیوانه نیست گل به بوستان باشد و اما مثال لاله نیست نسترن باشد ویا هم، یاسمن بیهوده است رنگ سرخ لاله گونش وحشیا در خانه نیست خنجر تیزت اگرچه قلب من…

او رفت

او رفت و غزل خیره به در ماند و صدا مرد در سینه‌ی من، پنجره‌ای رو به خدا مرد او رفت و کسی حال دل کوچه نپرسید انگار در این شهر، همه عاطفه‌ها مرد ما قسمت دلتنگی یک خاطره…

بیا

بیا که پنجره‌ای رو به آسمان بکشیم برای خستگی شهر، کهکشان بکشیم بیا که از نفس گرم عشق در رگ خاک گلی به سرخی رخسار ارغوان بکشیم تمام کوچه پر از بغض سرد پاییزی‌ست در…

ساعتِ افتاده

خنده از لب، شادی از دل، نور چشمان مرا وحشیا از من گرفتی کور دورانم هنوز غرق در خونم تو کردی، طاقت قلبم چرا آمدی از کف ربودی، خیلی حیرانم هنوز دُک دُکِ قلبم همیشه، نغمه‌اش نام…

فریاد کن

فریاد کن سکوت زن بی‌قرار را بشکن به خشم خویش، حصار غبار را برخیز و از شکوه وجود سخن بگو تا بشنود زمانه طنین بهار را تو دخت استقامت و فخری، شبیه کوه هرگز مپوش جامهٔ…

همانم هنوز

عمری گذشته لیک زیادم نمی‌روی یادت نرفته از دل و جانم هنوز هنوز بی‌تاب و بی قرار تو آنگونه بوده‌ام من مست و روی تو و همانم هنوز هنوز کم نیز نشد زعشق تو هرچند فراق تو خون جگر…

آمدی

آمدی در نگاه خسته ى من رهروِ کوچه های خواب شوی درشبی پیش چشم آينه ها خنده ى صبحِ آ‌فتاب شوی آمدی تا شبیه هر مهتابى خنده به سر زمین نور دهی یا حریرِلبِ شقایق را مملو از…

مـادرم

مـادرم.. مادرکـَـم، مادرکِ مریضکم تنها دلیل زندگی‌ست، دلبرکم مادرکم کاش راحت بشوی درد تو پرواز کند؛ همه دردت چو نفس راهی شود بر دلکم چشم بیدار به کنارم زشبم تا دم‌صبح بوی مهر…

خنده کن

وحشیا دل به کجا برده و آزاد کنم!؟ در کجا پا بنهم، از غم تو یاد کنم!؟ پشت کوهی بروم زار بگریم یکروز درد و غم را زدلم پیش کی فریاد کنم!؟ بی‌تو در چاهِ سیاه یوسف تنها شده‌ام با…