Browsing Category

اجتماعي سیاسي

معلم زندگی

از تو صد ها سخنی خوب و شکر آموختم درس منطق ز تو با چوبک تر آموختم دق آن لحظه شدیم، ایکس که مجهول بود قیمتش از لب خندان گهر آموختم شادی را جمع بکنیم بین همه تقسیمش کینه منفی…

بهار گمشده

از دو رنگی خسته ام من از جوانی ها بگو از وجود مهر عشق و مهربانی ها بگو گرچه میدانم که دوستی با تنم بیگانه است از ورای رنگ زرد این خزانی ها بگو گه گاهی میشود از خویش دلگیرت…