Browsing Category

کلتور و ادب

غزل

سکوت سرد لبم اشتباه خواهد بود تمام آنچه نگفتم گناه خواهد بود به باد رفت غبار حضور خاطره‌ها که بی‌تو هر چه كه هست اشک و آه خواهد بود تو رفتی و همه‌ی شهر ساکت است…

مسیر برگشت

مرا به بدترین نکته‌ی دنیا ببرید به پیش چشم همان یار بی‌وفا ببرید به پیش آنکه وفا کردم و جفا دیدم مرا به شهر دروغین خوش نما ببرید برای اینکه باور من از بهشت آید مرا به سوی…

دلبر وحشی

شبیه درد ناسورم، که درمان در جهانم نیست سخن وافر به دل دارم، ولی گویی زبانم نیست رهایم کن که دلگیرم گذر دیگر نفس از من نمی‌خواهم دگر باری به دوشم در توانم نیست دمت گرم دلبر…

آواز خاموشی

زخمی‌تر از آواز خاموشی در کوچه‌های شب قدم داری از بغض یک تاریخ زن بودن بر شانه‌های خود ستم داری چندان تو را در بند ترساندند کآیینه را از یاد می‌بردی هر گه که می‌خواستی…

صدای افغانستان

همچو طوطی به چمن تشنه‌ي آبم کردند بزدن آتش و بردند و کـبابم کردند آه!! گفـتم کسی هـیچ صدايم نشنید باز بُردند و مرا خوب عذابم کردند هِق هقی گريه چو طفلی به صدا آوردم همه ديدن…

چای و سیگار

مرگ شاید ساده‌تر باشد ز این دنیای من زهر شیرین‌ گشته از هر یک به یک رویای من گه‌گاهی دست قسمت بر زمینم می‌زند میشکند هر بند جانم، بشنوید آوای من من کلنجار میزنم با حادثات…

بی باور

خطی سیاه، به نام محبت کشیده ام زهری ز دست وحشی دنیا چشیده ام در باورم نبود که چنین می‌کند دمی با این دلی شکسته به آخر رسیده ام من بی‌خبر ز تو و بمُردم به پای تو.. عمری برای…

فریب خوشنما

چطور باور کنم در تو، جفا جای وفا باشد؟؟ دلم در زیر خاک گردد، اگر در عشق جفا باشد چطور باور کنم وحشی، نگاه دل فریبی را بریزم خون خود شاید، به صادق این جزا باشد چطور باور کنم…

وصیت نامه

وصیت نامه: بعد مرگم دوستان، وحشی بیارید در مزار خواهشاً از او بخواهید؛ یک دمی گیرد قرار ای نسیم صبح‌گاهان! از کنارم کن عبور.. از سر شب تا به صبحم؛ خاطرش کردم مرور این تنی…

شمس و قمرم

وحـشی صـفتا جانـم، تو تاج سرم هستی در خــنده لب هایـم، در چـشم ترم هستی هر چند ز نـظر غایـب، از پیش دلم دوری من هر طرفی رفتم، در دور و برم هستی چون خون بدن جانم، در جان منی…