روایت واقعی از قربانیان جهل به نام شرف
روایت واقعی از قربانیان جهل به نام شرف در روزگار قدیم، زمانی که هشت یا نه ساله بودم ، (شصت و چند سال پیش ) پدرم ولسوال نهرشاهی ولایت بلخ بود. او مردی بود که آباد کردن را دوست داشت، عاشق ساختن مکتب، وصلکردن قریهها با سرک، و کاشتن درختان سرو و چنار در دو … Continue reading روایت واقعی از قربانیان جهل به نام شرف
Copy and paste this URL into your WordPress site to embed
Copy and paste this code into your site to embed